Saturday, 18 July 2015
16 October 2021
استعفای بازرگان

«چرا دولت موقت استعفا داد»

2014 December 02

گزارش / رادیو کوچه

محمدحسین بنی‌اسدی  – منبع: میزان خبر

 

عموماً تصور می‌شود که علت استعفای مرحوم مهندس بازرگان و دولت موقت صرفاً اشغال سفارت امریکا بود. این تصور عمومی نادرست است. دولت موقت قبل از اشغال سفارت در سیزدهم آبان ۱۳۵۸ و طی ۹ ماه مسئولیت خود نیز بار‌ها عدم رضایت خود را از وجود مراکز متعدد قدرت و دخالت‌های غیرقانونی و غیراخلاقی آن‌ها در امور دولت و ملت، و به‌ویژه برخورد مخرب و خصمانۀ تلویزیون و رادیو با دولت، قصد و تمایل خود را برای استعفا به رهبر فقید انقلاب اعلام کرده بود. آن‌چه در بامداد روز چهاردهم آبان‌ماه ۱۳۵۸ به استعفای قطعی مرحوم مهندس مهدی بازرگان منتهی شد، اعلامیۀ خصمانه‌ای بود که در بامداد‌‌ همان روز به نام مرحوم حجت‌الاسلام لاهوتی، فرمانده وقت سپاه از رادیو ایران پخش گردید؛ اعلامیه‌ای که بعداً مرحوم لاهوتی در گفت‌وگو با مرحوم مهندس بازرگان صدور آن را از سوی خود تکذیب و صادرکنندۀ آن را معرفی کرده و مؤکداً از ایشان خواسته بود، تا زمانی که او در قید حیات است، آن را نزد خود محفوظ و مکتوم دارند. من در دوران دولت موقت، ابتدا به‌عنوان معاون نخست‌وزیر در امور مردمی و سپس وزیر مشاور در امور اجرایی، با آن مرحوم در دولت موقت همکاری داشتم و کم‌وبیش شاهد جریان امور، به‌ویژه در روزهای نیمۀ اول آبان‌ماه ۱۳۵۸ بودم. در ادامه به پاره‌ای از علل و عوامل و هم‌چنین فرایندی که منتهی به استعفای مرحوم مهندس بازرگان و دولت موقت شد اشاره می‌کنم.

bani_asadi

محمدحسین بنی‌اسدی

۱. استعفای مرحوم مهندس بازرگان و دولت موقت یک پدیدۀ ناگهانی نبود، بلکه فرایندی ناشی از تفاوت در دیدگاه‌ها بود که با جریان گروگان‌گیری پایان یافت. ریشه‌های تفکر مهندس بازرگان در تلاش‌ها و فعالیت‌های اسلامی، فرهنگی و اجتماعی چهل‌سالۀ او در جهت ایجاد جامعۀ مدنی از طریق تشکیل سازمان‌های مردم‌نهاد از جمله انجمن‌های اسلامی مهندسان، پزشکان، معلمان، دانشجویان و با هدف آموزش کار جمعی و مشارکت اجتماعی به نسل جوان و برای آماده ساختن آنان برای حضور مفید و فعال در سطح جامعۀ ایران بود. مطالعات، نوشته‌ها، سخنرانی‌های منظم و متعدد او در جهت شناساندن فهم متفاوتی از اسلام به مردم، به‌ویژه جوانان، بود. تلاش او در جهت نشان دادن این امر بود که اسلام نه‌تن‌ها با عقلانیت و علم از یک سو و با آزادی و مردم‌سالاری (دموکراسی) از سوی دیگر تعارض و تضادی ندارد، بلکه برعکس خود مشوق عقلانیت و علم و جماعت و مشاوره و مشارکت عمومی در اصلاح و بهبود سرنوشت خود می‌باشد. اعتقاد او بر این بود که اصلاحات اجتماعی امری تدریجی و مبارزه‌ای مستمر است و همراه با اصلاح نفوس و رشد اخلاقی و فرهنگی صورت می‌گیرد. معتقد بود که آزادی و مردم‌سالاری (دموکراسی) امکان می‌دهد تا مردم ساختارهای اجتماعی متناسب با نیازهای خود، از جمله فرم و ویژگی‌های نظام اجتماعی و شکل حکومت و دولت، را مبتنی بر ارزش‌ها و اعتقادات خود (به‌ویژه ارزش‌های اسلامی) ایجاد نمایند. اعضای دولت او نیز پرورش‌یافتۀ انجمن‌ها و تشکیلات مدنی مانند انجمن اسلامی مهندسین و انجمن اسلامی پزشکان و نهضت آزادی ایران بودند. افرادی مانند مهندسان کتیرایی، معین‌فر، طاهری، صباغیان، توسلی و شهید دکتر چمران، دکتر یزدی، شهید رجایی همگی از اعضای انجمن‌های مهندسان، معلمان، پزشکان و… به شمار می‌آمدند و دارای اعتقادات و نگرش‌های مشابه اسلامی، اجتماعی و فرهنگی بودند.

۲. انقلاب اسلامی ایران به لحاظ نظری یک انقلاب فرهنگی، ارزشی و اخلاقی بود. خواستگاه و هدف انقلاب ارزش‌های اسلامی و مناسبات اخلاقی و تأمین حقوق ملت به‌ویژه آزادی‌های اساسی بود، که برای مدت‌ها از آن محروم بودیم و بسط عدالت به معنای تأمین و دفاع از حقوق شهروندان. علاوه بر این، استقلال کشور و عدم وابستگی آن به دول غربی و شرقی از اهداف دیگر انقلاب تلقی می‌شد. ازاین‌رو طبیعی بود که مهندس بازرگان و یاران او برای تشکیل دولت دعوت شوند، به‌طوری که در ابتدا تظاهرات گسترده‌ای در جهت حمایت از آن به‌مثابه دولت کریمۀ امام زمان (عج) به عمل آمد؛ و در صورتی که مهندس بازرگان از پذیرش این دعوت امتناع می‌کرد، مورد انتقاد بیشتر دوست و دشمن در داخل و خارج از کشور قرار می‌گرفت. علاوه بر این، شرایطی که حادث شده بود فرصت بسیار ارزشمند و بی‌نظیر و تاریخی‌ای بود که به نظر می‌رسید امکان اصلاح شرایط اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی جامعه را براساس آموزه‌های اسلامی از طریق روش‌های دموکراتیک فراهم کرده باشد. مهندس بازرگان و همکاران او اگر در این برهۀ تاریخی برای تحقق ارزش‌ها و آرمان‌هایی که بیش از سی سال برای آن تلاش و مبارزه کرده بودند، مسئولیت تشکیل دولت را نمی‌پذیرفتند، باید به این سؤال مهم پاسخ می‌دادند که به‌رغم برخی تفاوت در دیدگاه‌ها، در پی کدام شرایط و موقعیت بهتری برای تحقق اهدافشان بودند؟ و چنین آمادگی و شایستگی را برای کی و کجا می‌خواستند؟

bazargan

۳. رهبر انقلاب (آیت‌الله خمینی) در حکم خود وظیفه و مأموریت مرحوم مهندس بازرگان را به این شرح تعیین کرده بودند: ادارۀ امور جاری کشور، برگزاری رفراندوم تبدیل نظام سلطنتی به نظام جمهوری اسلامی از طریق رفراندوم، تهیۀ پیش‌نویس قانون اساسی جدید و برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان قانون اساسی، برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و برگزاری انتخابات مجلس. هرچند دولت موقت سعی خود را بر اجرای برنامۀ تعیین‌شده متمرکز نمود، مسائل و بحران‌های استان‌ها و مناطق مرزی از قبیل کردستان، خوزستان، سیستان و بلوچستان و ترکمن صحرا، با خطر تجزیه‌طلبی، و هم‌چنین تحریکات و بحران‌آفرینی‌های گروه‌های چپ و حزب توده و گروه‌های تندرو رادیکال با ایدئولوژی‌های اسلامی و غیراسلامی موانع جدی در راه پیشبرد برنامه‌های دولت ایجاد کردند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، علاوه بر عدم حمایت و همکاری رادیو و تلویزیون با دولت موقت، تحریک مردم علیه دولت و عدم انعکاس مؤثر کار‌ها و اخبار مربوط به دولت موقت بود. به‌عنوان مثال، در اولین مراسم عید نوروز که همۀ نمایندگان دولت‌های دیگر برای تبریک سال نو و تأیید دولت نوپای ایران برای دیدار با مرحوم مهندس بازرگان و وزرای دولت موقت به ساختمان نخست‌وزیری آمدند، حتی یک نفر خبرنگار یا عکاس از طرف سازمان رادیو و تلویزیون که گزارشی برای پخش و اطلاع مردم تهیه نماید در این جلسۀ بسیار مهم حضور نداشت، که این خود دلالت بر عدم رابطه هماهنگ و مطلوب بین دولت موقت و سازمان رادیو و تلویزیون می‌نمود. شوراهای کارگری و غیرکارگری بی‌ضابطه، خودسر و غیرمسئول و غیرقانونی با اعمال مخرب خود در کار واحدهای تولیدی و ادارات اخلال می‌کردند و خود را انقلابی و دولت موقت را غیرانقلابی معرفی و تبلیغ می‌نمودند.

۴. دولت موقت، به‌رغم بحران‌ها و کارشکنی‌‌ها، با تمام تلاش نه‌تن‌ها امور جاری کشور را سامان‌دهی کرد بلکه به برگزاری رفراندوم تبدیل نظام سلطنتی به جمهوری اسلامی و برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان (خبرگان)، آماده کردن پیش‌نویس قانون اساسی و اخذ تصویب شورای انقلاب برای پیشنهاد کردن آن به مجلس خبرگان نیز پرداخت. به‌رغم اتهام‌های گروه‌های کم‌صبر و تندرو، که دولت موقت را به بوروکراسی، لیبرالیسم، عدم قاطعیت و طرفداری از سرمایه‌داری متهم می‌کردند و به‌رغم بحران‌های مستمر در همین دورۀ کوتاه، اولین اساس‌نامۀ سپاه پاسداران برای حفظ امنیت و دفاع از نظام جدید تدوین گردید، جهاد سازندگی پیشنهاد و پس از تأیید رهبر انقلاب سازمان‌دهی شد و برای پاسخگویی موقت به نیازهای روستا‌ها و نقاط محروم کشور با مشارکت هزاران نفر از علاقه‌مندان، مرکب از دانشجو و استاد و پیر و جوان از صنوف مختلف، کار خود را آغاز کرد و تحرکی گسترده در سرزمین ایران ایجاد نمود. اولین انتخابات شهر و روستا در کردستان برگزار شد و امیدواری لازم را برای ایجاد آرامش فراهم آورد. برای حمایت از فلسطین، آخرین روز ماه مبارک رمضان به‌عنوان روز قدس پیشنهاد و از سوی رهبر انقلاب تصویب و اعلام شد. در جهت کمک به طبقات محروم، پلکانی کردن قیمت‌های آب و برق را برنامه‌ریزی نمود تا هزینۀ مصرف آن‌ها برای خانواده‌های کم‌مصرف و احیاناً کم‌درآمد، رایگان و برای خانواده‌های پرمصرف گران‌تر گردد؛ راه‌حلی که هم امروز نیز می‌تواند به‌خوبی مقاصد هدفمند کردن یارانه‌ها را تحقق بخشد و به روش غیرکارآمد تورم‌زای کنونی پایان دهد. شهردار منتخب دولت در تهران نیز برای حل مسئله حاد ترافیک آن زمان، طرح محدوده ترافیک را برای اولین‌بار ارائه کرد و به اجرا گذارد. دولت موقت اقدام به تشکیل شورای طرح‌های انقلاب نمود و مسئولیت آن را به مرحوم دکتر یدالله سحابی به‌عنوان وزیر مشاور در این‌گونه طرح‌ها سپرد تا علاوه بر پیش‌نویس قانون اساسی جدید، طرح‌ها و پروژه‌های تغییر و تحول وضع گذشته در جهت ایجاد وضع مطلوب آینده را با استفاده از مشارکت گسترده و دریافت نظرات علاقه‌مندان صاحب‌نظر تدوین و به دولت پیشنهاد دهد. در یکی از جلسات ملاقات با رهبر انقلاب (آیت‌الله خمینی) دولت موقت گزارشی از ۷۵ کاری را که انجام داده بود مطرح می‌کند. ایشان می‌فرمایند پس چرا این کارهای مهمی را که انجام داده‌اید برای مردم نمی‌گویید و ملت را آگاه نمی‌سازید؟ البته، اگر رادیو و تلویزیون همکاری می‌کرد و به جای اعتراضات و حملات خردکننده به دولت به معرفی تلاش‌ها و کارهای انجام‌شده می‌پرداخت، شاید شاهد استعفای دولت موقت در روز چهاردهم آبان ۱۳۵۸ نمی‌بودیم.

1khomaini

۵. در بعدازظهر روز چهاردهم یا پانزدهم بهمن ۱۳۵۷، قرار بود که رهبر انقلاب با حضور صد‌ها خبرنگار خارجی حکم نخست‌وزیری مهندس بازرگان را طی مراسمی تاریخی و فراموش‌نشدنی در سالن اجتماعات مدرسۀ رفاه به ایشان ابلاغ نمایند. قرار بود که حکم مذکور را آقای هاشمی رفسنجانی قرائت کند و هم‌زمان به انگلیسی و فرانسه به‌وسیلۀ دو نفر از افراد نزدیک ترجمه شود. وقتی آقای دکتر یزدی و آقای دکتر غلامعباس توسلی برای ترجمۀ مطالب تعیین شدند و روی صحنه رفتند، آقای قطب‌زاده که گویا انتظار داشت به‌عنوان یکی از مترجمان تعیین شود با حالت اعتراض و قهر جلسۀ باشکوه آن روز را ترک کرد. کمتر کسی متوجه این امر شد. فکر می‌کنم اولین نقطۀ اختلاف‌نظر از همین‌جا شروع شد. در روز پیروزی انقلاب (۲۲ بهمن) در مدرسۀ رفاه بودیم. به آقای دکتر یزدی پیشنهاد کردم که وقت آن است که به ساختمان تلویزیون در خیابان جام‌جم برویم و شاهد اولین پیام‌های انقلاب از تلویزیون باشیم. ایشان موافقت کرد. همین پیشنهاد را به آقای قطب‌زاده کردم، ایشان هم موافق بود. هنگام حرکت به‌طرف ایستگاه تلویزیون، آقای دکتر یزدی به دلایلی نیامدند و این‌جانب با آقای قطب‌زاده، آیت‌الله موسوی اردبیلی و یکی دو نفر دیگر با اتومبیلی به‌طرف ساختمان تلویزیون راه افتادیم. آقای موسوی اردبیلی و پدر رضایی‌ها (احمد و رضا) از مجاهدین اولیه پیام دادند. پس از آن، آقای قطب‌زاده در تلویزیون ماندگار شد و سپس رئیس دستگاه مذکور گردید. ایشان علاقه‌مند بود که هم‌سطح وزرای کابینه در جلسات هیئت دولت شرکت کند، ولی مرحوم مهندس بازرگان با این امر موافق نبودند، زیرا تلویزیون بخشی از وزارت اطلاعات و جهانگردی بود و وزیر مربوط در جلسات هیئت دولت شرکت می‌نمود. این موضوع عامل دیگری برای فاصله گرفتن او از دولت موقت و نزدیک شدن او به دیگران و درنتیجه عدم حمایت و همکاری، و بعداً مخالفت و کارشکنی رادیو و تلویزیون با دولت موقت، گردید. عدم همکاری و حمایت مناسب رادیو و تلویزیون با دولت موقت هم‌چنان ادامه داشت. مرحوم مهندس بازرگان در این مورد به رهبر انقلاب شکایت می‌برند و حتی هیئتی را برای بررسی و گزارش عملکرد این دستگاه و اصلاح روش آن تعیین می‌کنند، ولی این دستگاه که نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد وحدت و انسجام و همکاری مردم با دولت داشت، هم‌چنان به برنامه‌های خود علیه دولت موقت ادامه می‌دهد و در یک لحظۀ حساس تاریخی ضربات خود را وارد می‌سازد.

۶. و حالا جریانات هفتۀ دوم آبان‌ماه ۱۳۵۸: مراسم جشن‌های استقلال الجزایر در حوالی دهم آبان ۱۳۵۸ برگزار می‌گردید. دولت الجزایر از دولت ایران برای شرکت در جشن‌های مذکور دعوت به‌عمل آورده بود. دولت موقت نیز با توجه به سوابق مبارزاتی الجزایر در برابر فرانسه و موفقیت آن در کسب استقلال خود تصمیم می‌گیرد که در جشن‌های مذکور شرکت کند. آقای قطب‌زاده حتی حاضر نشده بود که خبرنگار یا عکاسی برای تهیۀ گزارش و عکس از نخستین سفر نخست‌وزیر ایران به خارج آن هم به کشور انقلابی الجزایر، به فرودگاه بفرستد. در حاشیۀ جشن مذکور، برژینسکی مشاور امنیتی رئیس‌جمهوری امریکا از مرحوم مهندس بازرگان درخواست ملاقات می‌کند. مهندس بازرگان به‌علت مطالبات چندین میلیارد دلاری ایران از امریکا و هم‌چنین عدم تحویل وسایل و تجهیزات هواپیماهای F-۱۴ با این درخواست موافقت می‌نماید. برژینسکی به هتل محل اقامت هیئت ایرانی رفته و در آن‌جا با مرحوم مهندس بازرگان و با حضور وزیر دفاع وقت، شهید چمران و وزیر خارجۀ وقت آقای دکتر یزدی ملاقات می‌کند. در این جلسه، مطالبات مالی و فنی ایران در مورد وسایل و تجهیزات و لوازم یدکی هواپیماهای F-۱۴، که بدون آن‌ها هواپیماهای مذکور ناکارآمد بودند، مطرح و تحویل آن‌ها درخواست می‌گردد. هنوز هیئت ایرانی در الجزایر بودند که تلویزیون ایران برنامۀ تبلیغاتی خود را علیه دولت موقت تشدید می‌نماید و از فضای سیاسی ملتهب ایران، که ناشی از موافقت امریکا با رفتن شاه به امریکا برای معالجه بود، برای انتقاد و حمله به ملاقات هیئت ایرانی با برژینسکی حداکثر سوء‌استفاده را می‌کند. برنامه‌های تلویزیون ایران در شب‌های قبل از سیزدهم آبان به‌شدت ضدامریکایی و هم‌زمان حاوی حملات مغرضانه و کوبنده علیه دولت و شخص مرحوم مهندس بازرگان بود.

yazdi4

هیئت ایرانی در روز یازدهم یا دوازدهم آبان، شب‌هنگام به ایران بازگشت. با توجه به برنامه‌های رادیو ـ تلویزیون در تحریک و تشویش جامعه، به فرودگاه رفتم و نگرانی خود را نسبت به وضعیتی که تلویزیون ایجاد کرده بود به مرحوم مهندس بازرگان اظهار و درخواست کردم که با خبرنگار خبرگزاری پارس، که حضور داشت، مصاحبه کنند و شرح مسافرت و ملاقات‌های خود را در آن‌جا بدهند و تحریکات مغرضانه‌ای را که شده است خنثی کنند. مرحوم مهندس بازرگان با درخواست بنده موافقت نکردند. گویا می‌خواستند ابتدا گزارش خود را به هیئت دولت و رهبر انقلاب بدهند و سپس آن‌چه را که لازم و مفید است در مصاحبه‌ها و اخبار منتشر و مطرح کنند. البته این بسیار دیر بود.

۷. یک یا دو روز بعد (سیزدهم آبان) خبر رسید که عده‌ای از دانشجویان سفارت امریکا را اشغال کرده‌اند. با توجه به التهاب سیاسی جامعه و تحریکات تلویزیون، این واقعه‌ای مهم بود، ولی چون قبلاً نیز یک‌بار اتفاق افتاده بود و نسبتاً به‌سادگی رفع شده بود، اهمیت آن فوراً درک نشد، تا دولت و وزیر خارجه فوراً اقدام مناسبی را به‌عمل آورند. صبح روز بعد، چهاردهم آبان، در اخبار صبحگاهی اعلامیه‌ای به نام فرمانده وقت سپاه، حجت‌الاسلام لاهوتی، قرائت شد. این اعلامیه از اشغال سفارت امریکا به‌شدت حمایت می‌کرد و دولت موقت را به‌شدت مورد حمله قرار می‌داد. پخش چنین اعلامیه‌ای از رادیوی دولتی کشور علیه دولتی با سوابق درخشان و شخص مرحوم مهندس بازرگان دلالت بر ماجرای گسترده‌تر و عمیق‌تری از اشغال احساساتی و موقت سفارت امریکا به‌وسیلۀ چند دانشجو داشت. به محض رسیدن به محل نخست‌وزیری، به اتاق مرحوم مهندس بازرگان رفتم و پس از سلام پیشنهاد کردم که دولت استعفا کند. ایشان از کشوی میز استعفای خود را که دقایقی قبل نوشته بودند به من دادند و گفتند قبل از تو نیز آقای مهندس تاج (وزیر نیرو) تلفن زده و همین پیشنهاد را مطرح کرده‌اند. از من خواستند اگر نظری در مورد متن استعفانامه دارم، عرض کنم. متن نامه کوتاه بود و علت استعفای «قطعی» را تعدد مراکز تصمیم‌گیری و عدم هماهنگی لازم اعلام می‌داشت و اظهار امیدواری برای تعیین جانشینی را که هماهنگی بیشتری با رهبر انقلاب داشته باشد می‌نمود. پیشنهاد کردم کلمۀ «قطعی» را از عبارت «استعفای قطعی» حذف کنند. موافقت نمودند و استعفانامه را پاکنویس کردند و خواستند که از طریق آقای مهندس ابوالفضل بازرگان قبل از ظهر روز چهاردهم آبان به قم برده و به رهبر تسلیم شود. استعفای آن مرد بزرگ، که دولت او را دولت کریمۀ امام زمان خواندند، به سرعت و در ‌‌نهایت سادگی صورت گرفت. هیچ برنامه و قصدی نیز برای چانه زدن سیاسی و گرفتن امتیاز و قدرت وجود نداشت. بحث قدرت نبود، بحث حجت بود.

۸. بعد از ظهر روز چهاردهم آبان، پس از آن‌که نامۀ استعفا به قم برده شده بود، مهندس بازرگان مرا خواستند و گفتند به ایشان خبر رسیده است که دانشجویان قصد دارند به وزارت خارجه بروند و «بروس لینگن» کاردار (جانشین سفیر) را دستگیر کنند و به سفارت امریکا ببرند. از من خواستند که نزد مرحوم دکتر بهشتی بروم و پیغام دهم که چنین کاری صلاح نیست و ایشان از این کار جلوگیری نمایند. بنده دستور ایشان را انجام دادم و با مداخلۀ مرحوم دکتر بهشتی از این عمل جلوگیری شد. مرحوم مهندس بازرگان از رابطۀ مرحوم دکتر بهشتی با دانشجویان و حرف‌شنوی آن‌ها از آن مرحوم اطلاع داشت. هم‌چنین با توجه به عدم انتظار استعفای دولت در این مقطع زمانی و ساده برخورد کردن مرحوم مهندس بازرگان با اشغال سفارت امریکا و گروگان‌گیری، می‌توان گفت که تصور ایشان بر این بود که ماجرا به‌زودی فیصله می‌یابد. موضوع استعفا هم محرمانه بود. عصر روز چهاردهم آبان هیئت دولت تشکیل جلسه داد و استعفا مطرح گردید. براساس ضوابط و معیار‌ها و تعهدات اخلاقی و بین‌المللی، کسی این کار را تأیید نمی‌کرد. قبلاً رهبر انقلاب در پاسخ به سؤال مهندس بازرگان در مورد روابط با امریکا فرموده بودند که «کج‌دار و مریز» عمل کنید. اگر تغییری حادث شده و ادامۀ روابط به مصلحت نبود، دولت می‌توانست اعلام قطع رابطه کند و کارکنان سفارت را اخراج و سفارتخانه را تعطیل اعلام کند و ضوابط قانونی و اخلاقی را رعایت نماید. اعضای دولت موقت تصمیم مهندس بازرگان را تأیید کردند. در این اثنا، شهید باهنر به بنده تلفن زدند و گفتند که با دوستان هستند (مقصودشان مرحوم دکتر بهشتی، آقای هاشمی رفسنجانی و… بود). نگران بودند و جویای اخبار و آن‌چه در جلسۀ هیئت دولت مطرح بود. پاسخ دادم که تلفنی نمی‌توانم توضیحی بدهم.

rafsanjani

خواهش کردم که همگی به جلسه تشریف بیاورند. با این تلفن نتیجه گرفتم که خبر از قم به رئیس و اعضای شورای انقلاب رسیده است و احتمالاً به‌وسیلۀ رهبر انقلاب به قم احضار شده‌اند. طبق اطلاعاتی که بعداً دریافت داشتیم، آقایان مرحوم دکتر بهشتی، شهید باهنر، هاشمی رفسنجانی و… فردا صبح (پانزدهم آبان) در قم، خدمت رهبر انقلاب حضور می‌یابند. ایشان با استعفای مرحوم مهندس بازرگان موافقت نمی‌کنند. آقایان محل را ترک و احتمالاً به‌سوی تهران برای مذاکره با مهندس بازرگان حرکت می‌کنند. ولی در اوایل راه خبر استعفا را از رادیو دریافت می‌کنند. لذا پس از حدود نیم‌ساعت به محل دفتر رهبر انقلاب باز می‌گردند و بلافاصله با ایشان ملاقات می‌کنند. خبر استعفای مهندس بازرگان، قبل از اعلام مخالفت امام با استعفا، درز کرده و به اطلاع قطب‌زاده رئیس رادیو و تلویزیون رسیده بود. او هم بلافاصله، در حدود ساعت یازده صبح، دستور به پخش خبر می‌دهد. از آن‌چه در حضور رهبر انقلاب گذشته بود بی‌خبرم ولی می‌دانم پس از ملاقات دوم و انتشار خبر، موافقت رهبر انقلاب با استعفا و تشکر از خدمات مرحوم مهندس بازرگان اعلام می‌گردد.

۹. مهندس بازرگان، پس از استعفا، بنابر آیۀ شریفۀ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ هم‌چنان به همکاری و تلاش خود برای خدمت و اصلاح امور ادامه داد. با عضویت در دولت شورای انقلاب تا برگزاری انتخابات رئیس‌جمهوری و مجلس و تحویل دولت انتقالی به دولت دائم جمهوری اسلامی ایران و سامان یافتن نسبی امور هم‌چنان همکاری نمود و سپس نیز به‌عنوان نمایندۀ مردم تهران در مجلس به انتقاد و اصلاح و امر به معروف و نهی از منکر مسئولان و نظام پرداخت و در این راه نیز صبورانه هزینه‌های آن را پرداخت کرد. مهندس بازرگان و بسیاری از اعضای دولت موقت و همکاران او سال‌ها با استبداد و ظلم و فساد مبارزه کرده بودند. ارزش‌های اسلامی و اخلاقی، حقوق و آزادی‌های اساسی مردم، علم و عقلانیت، تعهدات اجتماعی و امانتداری، صلح و دوستی و همکاری‌های خیرخواهانۀ اجتماعی اساس و هدف فعالیت‌های او و همکارانش بود. بسیار بیش از آن‌که از منظر قدرت به دولت و حکومت بنگرند، از دیدگاه خدمت و اخلاق به آن می‌نگریستند. هنگامی که احساس کردند تعهدات اخلاقی و قانونی و خدمات خود را در قبال داخل و خارج نمی‌توانند به‌طور مؤثر و مناسب انجام دهند، ترجیح دادند در قبال انحرافات و عدول از تعهدات قبلی مماشات نکنند و مناصب بی‌ارزش قدرت را‌‌ رها سازند. دولت او یک دولت اخلاقی و تصمیم او در استعفا نیز یک تصمیم اخلاقی بود. بسیاری از کسانی که جریان منتهی به پانزدهم آبان سال ۱۳۵۸ را برنامه‌ریزی کردند بعد‌ها به اشتباه خود اذعان و از او طلب دعا و حلالیت کردند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,