Saturday, 18 July 2015
16 October 2021

«اهمیت تشکیل نشدن یک کلاس»

2014 December 30

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد، نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست.  اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید. این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است.

آسو محمدی / از دیگران / رادیو کوچه

منبع: نیمکت

 

وقتی بوی غیبت استاد، همچون نسیم بهاری راهروهای دانشکده را درمی‌نورد و فضای کلاس و دانشکده را عطرآگین می‌کند….

نمی‌دانم، این‌قدر خوشحالی! فقط برای اینکه استاد نیامد! برای اینکه کلاس تشکیل نمی‌شود! نمی‌دانم مشکل کجاست که دانشجویان برای تشکیل نشدن یک کلاس یا غیبت یک استاد تا این حد خوشحال می‌شوند!

یعنی اگر به طرف بگویند که در قرعه کشی «پورشه پانامرا» یا «مازراتی کواتروپورته» برنده شدی، هیچ وقت او را این‌قدر خوش نمی‌آید که استادش غیبت کند و کلاس تشکیل نشود!

… کجای این قافله می‌لنگد؟

مشکل دانشجوست؟ نظام آموزشی است؟ استاد؟ محیط؟ سیستم…؟

kelase-khali

چرا درس خواندن، کاری تا این اندازه خسته‌کننده به نظر می‌رسد. اهمیت تشکیل نشدن یک کلاس، چرا تا این اندازه باید بالا باشد که دانشجو احساس کند گم شده‌اش را پیدا کرده است. چه رازی در پس این پرده نهفته است. چرا درس خواندن و سرکلاس نشستن اجباری به نظر می‌رسد. دانشجو را چه شده که با تنفر روی این صندلی‌ها می‌نشیند.

این موضوع کاملا نوستالژیک است. یعنی فقط مربوط به تحصیلات آکادمیک نیست. همه‌ی ما فوبیای مدرسه یادمان هست. وقتی زمزمه‌ی غیبت معلمی به گوش می‌رسید، وقتی نماینده‌ی کلاس خبر تعطیل شدن کلاس را از دفتر مدیر مدرسه می‌آورد، موجی از خوشحالی راهرو‌های مدرسه را فرا می‌گرفت، گویی که از زندان “ابوغریب” آزاد می‌شدیم! طوری که کلاس بغلی می‌فهمید که معلم ما نیامده است. این‌قــــــدر، این حرکت برایشان آشنا بود!

در سطح کلان‌تر؛

وقتی بوی غیبت استاد همچون نسیم بهاری راهروهای دانشکده را درمی‌نورد و فضای کلاس و دانشکده را عطرآگین می‌کند، وقتی خبرنیامدن استاد به مشام دانشجویان می‌رسد، وقتی روی برد سالن دانشکده خبرغیبت استاد نوشته می‌شود، وقتی استاد سرکلاس از تشکیل نشدن کلاس هفته‌ی آینده می‌گوید، وقتی…

گویی که بار سنگینی از روی دوش این بشر-دانشجو- برداشته می‌شود و از شادی و خوشحالی از شوق وذوق در پوست خویش نمی‌گنجد! از وایبر و ویچت و واتس آپ گرفته تا لاین و تانگو و اس ام اس و فیسبوک از اطلاع رسانی این خبر دریغ نخواهد کرد!

و در آخر هم در حیاط کالج، یک هات چکلت به افتخارش می‌خورند!

…ما را چه شده است؟!

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,