Saturday, 18 July 2015
22 February 2020
ابراهیم یزدی

«سپاه از عوامل اصلی ادامه جنگ بود»

2015 January 05

گزارش / رادیو کوچه

منبع: میزان خبر

 

بعد از انتشار صحبت‌های فرماندهان و دست اندرکاران جنگ، در هفته‌ای که به نام دفاع مقدس در ایران نامیده می‌شود، سال جاری سایت تاریخ ایرانی گفت‌وگویی با ابراهیم یزدی انجام داد که وزیر خارجه دولت موقت در آن گفت‌وگو به ادعاهای مطرح پاسخ داد. در واکنش به مصاحبه آقای یزدی، آقای درودیان از اعضای سپاه پاسداران مطالبی در رسانه‌ها منتشر کرد که این مطالب و ادعا‌ها با پاسخ ابراهیم یزدی در سایت تاریخ ایرانی روبرو شد که این پاسخ به شرح زیر است:

پاسخ به یادداشت مورخه ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۳ آقای درودیان

 

بسمه تعالی

در مصاحبه‌ای با مسئول سایت تاریخ ایرانی در آذرماه ۹۳، مطالبی را پیرامون جنگ ارائه دادم. آقای درودیان، از اعضای برجسته سپاه پاسداران و مسئول پژوهش‌های جنگ ایران و عراق، با ارسال یادداشتی که در تاریخ ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۳ در سایت تاریخ ایرانی منتشر شد، مطالبی را عنوان کرده‌اند که نادرست و قلب واقعیت‌های تاریخی است و برای روشن شدن اذهان عمومی نکات زیر را یادآور می‌شوم.

۱- ایشان داوری کرده و مدعی شده‌اند که در مصاحبه‌ام با سایت تاریخ ایرانی، «حقایق را وارونه» ارائه کرده‌ام. و سپس پرسیده‌اند: «وارونه کردن حقایق تاریخی، چه نتیجه‌ای برای شما دارد و چرا این‌گونه سخن می‌گویید؟» اگرچه ممکن است در بیان حقایق تاریخی اشتباه بکنم، اما وارونه کردن حقایق تاریخی هیچ سودی برای من ندارد، درحالی‌که برعکس، برای آقای درودیان و نهادی که به آن وابسته هستند، مسئله کاملاً فرق می‌کند. چراکه آنان از عوامل اصلی تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر هستند و برای وارونه کردن حقایق تاریخی انگیزه‌های قابل‌فهمی دارند.

۲- ایشان نوشته‌اند: «شما در ملاقات با این‌جانب و پس‌ازآنکه مطلع شدید از خبر ملاقات شما با مأمور سیا در ایران خبردارم، ابتدا شگفت‌زده شده و سؤال کردید این خبر را چگونه به دست آورده‌ام؟ سپس ملاقات با کیو را کامل توضیح دادید. گفتید برای روشن شدن صحت اخبار کیو، آقای آهنگران را با پوشش فیلم‌برداری با هلی‌کوپتر صداوسیمای خوزستان، به منطقه مرزی فرستادم. «

این ادعا به‌کلی بی‌اساس است. ایشان در دیدار با من هرگز این مسئله را مطرح نکردند. این ادعا که از سفر آقای گیو به ایران اطلاع داشته‌اند، نیز بی‌اساس است. آقای درودیان از شخصیت‌های برجسته سپاه پاسداران هستند و منظورشان این نیست که شخصاً اطلاع پیدا کرده بودند. بلکه لابد منظور این است که سپاه پاسداران مطلع بوده و به ایشان هم خبر داده است. برای اطلاع علاقه‌مندان به حقایق رویدادها ی تاریخی و تذکری به ایشان یادآور می‌شوم که در اردیبهشت سال ۱۳۸۱، که بعد از پایان یافتن درمان بیماری سرطانم از سفر به آمریکا برگشتم، به دادگاه انقلاب احضار شدم.

Ebrahim_Yazdi

درحالی‌که وزارت اطلاعات در آن زمان با بازداشت رهبران و فعالان نهضت آزادی موافق نبود و صریحاً اعلام کرده بود که نهضت آزادی را برانداز نمی‌داند، سپاه پاسداران مأموریت و مسئولیت بازداشت و محاکمه را پذیرفته بود. در هنگام وارد شدن به فرودگاه، فرمانده سپاه با این ادعا که حکم بازداشتم را دارد، می‌خواست مرا بازداشت کند. اما دو نفر که از جانب وزارت اطلاعات و شورای عالی امنیت ملی آمده بودند مانع بازداشتم شدند. چند روز بعد، دادگاه انقلاب مرا احضار کرد و ادعانامه‌ای بلند بالایی علیه من صادر کرد و سپس در ۵۲ جلسه بازجویی شدم. آقای بازجو با نام مستعار حسینی، بنا بر اقرار خودش، سپاهی بود. درحالی‌که بازجو درباره اوراقی که از منزل ما در غیاب من و همسرم برده بودند (ازجمله مکاتبات میان شهید چمران و من، در سال‌های قبل از انقلاب، بانام‌های مستعار کمال و جمال) و جزئی‌ترین مطالب بازجویی کرد، در هیچ‌یک از جلسات چیزی در مورد دیدار گیو با مهندس بازرگان نپرسید. آیا پذیرفتنی است که نهادهای امنیتی سپاه از آن دیدار آگاه بوده ولی آن را در بازجویی‌ها مطرح نکرده باشند؟ متن کامل مطالب ۵۲ جلسه بازجویی را، که در همان زمان در هر جلسه بازجویی می‌نوشته‌ام، به پیوست این یادداشت می‌فرستم تا سایت ایرانی آن‌ها را برای اطلاع مردم شریف جستجوگر حقیقت منتشر کند.

۳- آقای درودیان آورده‌اند: «توضیحات جدید شما با آنچه به این‌جانب گفتید کاملاً متفاوت است، درعین‌حال، ناظر بر این معنا است که شما قبل از ملاقات با رئیس ایستگاه سیا در ایران در آبان سال ۵۸، با اطلاعاتی که داشتید، از احتمال حمله عراق به ایران آگاه بودید. با این توضیح چرا این موضوع را تاکنون در هیچ‌یک از گفت‌وگوها و یا بیانیه‌های نهضت آزادی بیان نکردید تا افکار عمومی مطلع شود که عراق قبل از تصرف سفارت آمریکا، به دنبال حمله به ایران بود؟»

اولاً همان‌طور که در بالا اشاره کردم، در دیدار آقای درودیان با من در دفتر نهضت آزادی ایران در خیابان استاد شهید مطهری، موضوع دیدار آقای گیو با شادروان مهندس بازرگان، در حضور این‌جانب و آقای مهندس امیر انتظام، هرگز مطرح نشد. ثانیاً، آقای گیو، برخلاف گفته ایشان، رئیس ایستگاه سیا در ایران نبود. البته شاید قبل از انقلاب بوده است. اما آقای درودیان در جای‌جای این یادداشت به‌گونه‌ای سخن گفته‌اند که گویا این فرد در زمان دیدار موردبحث رئیس ایستگاه سیا در ایران بوده است. بهتر بود که ایشان تاریخی را که فرد یادشده با چنین سمتی در ایران بوده است می‌گفتند تا گمان القای شبه پیش نیاید. ثالثاً دیدار مورداشاره، برخلاف آنچه در چند نوبت در نامه‌شان تکرار کرده‌اند، با من انجام نیافته بود، بلکه با آقای مهندس بازرگان، نخست‌وزیر دولت موقت، بود. شادروان مهندس بازرگان هم به‌کرات گفته بودند که «چون دستگاه‌های اطلاعاتی ایران بعد از انقلاب از بین رفته‌اند، ما از روس‌ها، که می‌گویند دولت آمریکا علیه جمهوری اسلامی توطئه می‌کند بخواهیم اطلاعات خود را در این موارد به دولت ایران بدهند و چون دولت آمریکا مدعی است که روس‌ها و ایادی آن‌ها در ایران و متحدان نظامی آن‌ها در منطقه، علیه جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند، اطلاعات خود را به دولت ایران بدهند.» با این نگرش، هنگامی‌که مقامات آمریکا در استکهلم به آقای امیر انتظام اطلاع دادند که مدارکی دال بر تدارک حمله عراق به ایران دارند و آقای مهندس امیر انتظام موضوع را به تهران خبر دادند و کسب تکلیف کردند، آقای مهندس بازرگان موافقتشان به ایشان اعلام کردند و آقای گیو از اروپا به ایران آمد.

bazargan

رابعاً همان‌طور که بارها گفته و نوشته‌ایم، ما در تحلیل واکنش‌های احتمالی قدرت‌های شکست‌خورده از انقلاب (عمدتاً آمریکا، انگلیس و اسرائیل) پیش‌بینی کرده بودیم که ممکن است عراق به ایران حمله کند. اما، درعین‌حال، باور داشتیم که این حمله با استفاده از روش‌های دیپلماتیک قابل‌پیشگیری می‌باشد. آقای درودیان سپاهی هستند و چه بسا همانند بسیاری از رزمندگان عزیز در جبهه با شجاعت جنگیده‌اند، اما لزوماً دانش یا تجربه دیپلماسی ندارند. یکی از اصول جاری در سپهر مناسبات ت و روابط قدرت این است که داشتن قدرت همیشه و در همه‌جا به معنای امکان استفاده از آن نیست. بنابراین اطلاع داشتن از برنامه‌های عراق برای حمله احتمالی به ایران دلیلی بر این نمی‌شود که این‌گونه اطلاعات بلافاصله به سطح افکار عمومی کشیده شود. این اطلاعات در همان زمان به رهبر فقید انقلاب و شورای انقلاب منتقل می‌شده است. جناب آقای دعایی سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران در بغداد، در چند نوبت هم با رهبر فقید انقلاب و هم با شورای انقلاب دیدار کرده و گزارش داده‌اند. وزارت امور خارجه نیز، در هر مورد که مناسب می‌دید، با انتشار بیانیه‌ای افکار عمومی را در جریان قرار می‌داد. در جلد پنجم خاطراتم، «در وزارت امور خارجه»، در فصل روابط دیپلماتیک، بخش روابط با عراق، تمام این اسناد و اطلاعات آمده است. اما، آقای مهندس بازرگان و همکارانشان در دولت موقت فارغ از وابستگی حزبی قبول مسئولیت کرده بودند. لذا این مسائل با مسئولان نهضت آزادی در آن دوره مطرح نمی‌شد.

۴- آقای درودیان دربند ۲ نامه خود درباره منابع مورد استناد من درباره پرداخت غرامت جنگ پرسیده بودند. این مستندات در همان زمان از طریق شماره تلفنی که داده بودند به ایشان داده شد، اما حالا مدعی هستند که آن‌ها را نداده‌ام؛ شاید فراموش کرده‌اند یا پذیرفتن آن به سودشان نیست! به‌هرحال، مستندات مربوط به پیشنهاد پرداخت غرامت جنگ به ایران پس از فتح خرمشهر به شرح زیرند:

– آقای هاشمی در خاطراتشان (عبور از بحران- دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ نهم ۱۳۸۶، ص ۳۹۶) در ۱۵ اسفند ۱۳۶۰ می‌نویسند: «ظهر و عصر ملاقات‌هایی داشتم. ناخدا افضلی آمد و راجع به مین‌گذاری و مین روبی توضیحاتی داد. اطلاع داد که وابسته نظامی ایتالیا گفته کشورهای نفت‌خیز منطقه مایلند شصت میلیارد دلار خسارت جنگ را از طرف صدام به ایران بدهند و ایران از شرط سوم که کیفر صدام است منصرف شود…» آقای هاشمی هیچ توضیحی در مورد رد یا قبول این پیشنهاد نداده‌اند.

rafsanjani1

– دریکی از جلسات خصوصی دوره اول مجلس شورای اسلامی هنگامی‌که پس از فتح خرمشهر موضوع غرامت مطرح شد، گزارش داده شد که اعراب پرداخت ۶۰ میلیارد دلار را پیشنهاد داده‌اند. اما بعضی از کسانی که در مراکز تصمیم سازی بودند، اظهار داشتند که گفته‌ایم خیر باید ۹۰ میلیارد دلار بدهند. برخی از نمایندگان گفتند که اگر اصل آتش بس و مذاکره را می‌پذیرید بر سر میزان غرامت مذاکره کنید.

– آقای درودیان در کتابشان (ص ۱۴۶) از آقای مهندس عزت‌الله سحابی نقل می‌کنند: «ماحصل کلام این بود که کشورهای عربی حاضر به پرداخت خسارت شدند و در نشریات خارجی و داخلی آن روزها آمد که حاضرند ۷۵ میلیارد دلار برای بازسازی به دو کشور بدهند، که به نسبت دوبه‌یک به نفع ایران تقسیم شود…»

– مرحوم آیت‌الله‌العظمی آقای منتظری در خاطرات خود (ص ۳۲۲) در پاسخ به پرسشی در باره خاتمه جنگ پس از فتح خرمشهر گفته‌انداند «… من همان وقت پیغام دادم که هر کاری می‌خواهید بکنیدحالاوقتش است و حمله کردن به عراق درست نیست، آن روز حسابی برای غرامت به کشور ما پول می‌دادند و منت ما راهم می‌کشیدند و شرایط آماده بود، ولی آقایان فکر می‌کردند که الان می‌رویم عراق را می‌گیریم و صدام را نابود می‌کنیم..»(متن کامل خاطرات آیت‌الله حسینعلی منتظری به همراه پیوست‌ها- اتحاد ناشران ایرانی در اروپا- دی‌ماه ۱۳۷۹)

آقای درودیان در توجیه رد پیشنهاد کشورهای عربی می‌نویسند: «به راین نظر بودند (اعراب) که اولاً مبلغ مورد پرداخت به نحوی نباشد که در ایران در مرحله بازسازی به یک موقعیت جدیدی دست یابد و کشور را هم چنان با بار سنگین هزینه‌های جنگ، نظام و انقلاب در گیر ساخته و ضعیف نگاه د آرد و ثانیاً بازسازی عراق به‌عنوان قدرت متعادل‌کننده ایران موردتوجه قرار گیرد. به همین دلیل کشورهای شورای همکاری بر تشکیل یک صندوق مشترک تأکید داشتند که پول آن را کشورهای مختلف تأمین می‌کردند و به نسبت میان ایران و عراق تقسیم می‌شد.»

آقای درودیان توضیح نداده‌اند که توجیهاتی که در موردنظر اعراب درباره بازسازی ایران ذکر کرده‌اند بر اساس کدام شاهد یا قرینه استوار است.

آقای درودیان در همین یادداشت به گفتگویی که داشته‌اند اشاره‌کرده، می‌نویسند:

«سپس گفتم با فرض اینکه همه اختلافات را برای پایان دادن به جنگ به مسئله غرامت محدود کنیم، اگر ما در زمانی که نسبت به عراق برتر بودیم، بدون حل سایر مسائل به اتمام جنگ تن می‌دادیم و سپس برای بازسازی مناطق جنگی، چند وقت یک‌بار به کشورهای عربی می‌رفتیم تا گزارش هزینه‌ها را برای دریافت اقساط جدید بدهیم، شما به عنوان یک حزب سیاسی نمی‌گفتید که وقتی ما در برابر عراق برتر بودیم، چرا جنگ را این‌گونه تمام کردیم و حالا کاسه گدایی پیش کشورهای عربی می‌بریم؟ شما در پاسخ فقط سکوت کردید. »

jang

اولاً، نه فقط سکوت نمی‌کردیم، بلکه حتماً اعتراض می‌کردیم. ثانیاً پذیرفتن اصل دریافت غرامت به این معنا نیست که درباره چگونگی دریافت غرامت نظر اعراب را می‌پذیرفتید. پذیرفتن اصل دریافت غرامت به یک معنا مثل پذیرفتن آتش‌بس در جنگ است. آتش‌بس به معنای صلح نیست. بلکه مقدمه‌ای است برای مذاکره به‌منظور رسیدن به توافق برسرشرایط پایان دادن جنگ.

آقای دکتر پارسا دوست، که تحقیقات مفصلی درباره اختلافات ایران و عراق و جنگ انجام داده و چندین جلد کتاب نو شه‌اند، علاوه بر استناد به روایت آقای هاشمی از پیشنهاد پرداخت غرامت، نوشته‌اند که در کنفرانس فاس، مراکش، سران کشورهای عربی برای جلب موافقت دولت جمهوری اسلامی به برقراری آتش‌بس در مراسم حج – که در سپتامبر همان سال بود – ضمن تأکید بر عقب‌نشینی کامل نیروهای عراقی، پیشنهاد پرداخت غرامت به ایران را مطرح کردند. آقای دکتر پارسا دوست، به نقل از یک منبع خارجی، این پیشنهاد را بالغ‌بر ۱۰۰ میلیارد دلار، که از طریق صندوق بازسازی اسلامی به ایران پرداخت شود، ذکر کرده‌اند. (پارسا دوست، دکتر منوچهر: ما و عراق- از گذشته دور تا به امروز- تجاوز عراق – پیامدها، پایان جنگ و روی‌داده‌ای پس‌ازآن ، شرکت انتشار ۱۳۸۵ ص ۶۰۹)

– آقای دکتر ولایتی، وزیر امور خارجه وقت، در مصاحبه‌ای با سایت خبری تحلیلی بازتاب، در ۱۲ فروردین ۱۳۸۴، ضمن تصریح بر اینکه «آقای هاشمی رفسنجانی، که مؤثرترین مقام سیاسی وقت به شمار می‌رفتند… بر ادامه جنگ اصراری نداشته و فرماندهان که تحت تأثیر شعارهای انقلاب بودند به ادامه جنگ اصرار داشتند…» اظهار داشته‌اند که «پس از فتح خرمشهر جریانی آغاز شد که شامل برخی از کشورها برای پایان جنگ بود. در این ابتکارها برای اولین بار، مسئله غرامت و عقب‌نشینی تا مرزها که خواسته ما بود، مطرح شد ». آقای ولایتی در رد این پیشنهادها و قبول صلح توجیهاتی دارند که بسیار بحث‌برانگیزاست. اما در اینجا وارد آن بحث نمی‌شویم، چراکه موضوع موردبحث در این یادداشت پیشنهاد پرداخت غرامت به ایران است. ایشان در ادامه می‌گویند:«اولین پیشنهاد مشخص به ما درباره آتش‌بس و دریافت غرامت از طرف حبیب شطی دبیر کل وقت کنفرانس اسلامی داده شد. سران کشورهای عرب در ۱۵ شهریور در فاس (مراکش) گرد هم آمده بودند. »

آقای درودیان در کتابشان (نقد و بررسی جنگ ایران و عراق- پرسش‌های اساسی جنگ- محمد درودیان- موسسه مطالعات سیاسی و فرهنگی، اندشه ناب، ۱۳۸۰ ص ۲۱۰) به نقل از آقای دکتر ولایتی آورده‌اند: «حبیب شطی دبیر کنفرانس اسلامی برای مذاکره آمد. یک رقمی را ایشان گفت و ماهم یک رقمی را مطرح کردیم. قرار شد ایشان جواب بیاورند. دیگر خبری نشد. نفر دوم معاون وزیر خارجه هند بود که تلاش زیادی کرد و با ایشان هم‌روی رقم بحث کردیم ولی رفت و خبری نشد..» بدون اینکه رقم پیشنهادی اعراب و رقم مورد مطالبه ایران را بدانیم نمی‌توانم در باره علت یا علل خبر ندادن حبیب شطی یا معاون وزارت خارجه هند اظهارنظری کرد. خوشبختانه آقای دکتر ولایتی در مصاحبه خود با سایت بازتاب این ارقام را ذکر کرده‌اند:

«رقم پیشنهادی حبیب شطی ده میلیارد دلار بود. که در مقابل ما گفتیم اصل بحث را قبول داریم، اما این رقم موردپذیرش ما نیست و باید در باره مبلغ آن مذاکره کنیم. در همین دوره آقای بندری، معاون وزیر خارجه هند، هم مذاکرات مشابهی به‌عنوان میانجی برای تعیین غرامت داشت و غرامت مورد مذاکره با وی حدود سی تا پنجاه میلیارد دلار بود.»

آقای دکتر ولایتی پس از بحث درباره میزان اعتبار پیشنهادهای این دو تن، می‌نویسد:

«آقای ابوفرح کارشناس سومالیایی سازمان ملل خسارت ایران در جنگ را صد میلیارد دلار برآورد کرده بود. هرچند جمهوری اسلامی معتقد است این رقم نیز واقعی نیست و خسارت ایران در جنگ بالغ‌بر هزار میلیارد دلار است». بعد از پایان جنگ آقای هاشمی هم در یکی از مصاحبه‌های خود خسارت ایران را در جنگ همین رقم ذکر کرده‌اند.

مصاحبه دکتر ولایتی در سال ۱۳۸۴ صورت گرفته است و روشن نیست که اولاً برآورد آقای ابو فرح یا ادعای ایران از خسارت جنگ مربوط به دوساله اول جنگ تا فتح خرمشهر است یا کل خسارت در ۸ سال جنگ. ثانیاً برآورد ایران بر چه اساسی بوده است.

بر اساس سخنان این مسئولان، به جد می‌توان گفت که پرداخت خسارت به ایران مطرح بوده است، اما چون فرماندهان سپاه تحت تأثیر فضای انقلاب قرارگرفته بودند راه ادامه جنگ را در برابر مذاکره و توافق بر آتش بس و دریافت خسارت انتخاب کردند.

۵- آقای درودیان در یادداشتشان نوشته‌اند:

«در ملاقات با شما، پرسش من و درخواست سند، درباره مواضع نهضت آزادی بود. چنانچه در ادامه بحث، از شما سؤال کردم اسنادی را که نشان می‌دهد نهضت آزادی همزمان با تصمیم‌گیری کشور برای اتمام جنگ، در حدفاصل سوم خرداد سال ۶۱ تا ۲۲ تیرماه همان سال، مواضع خود را مبنی بر ضرورت اتمام جنگ بیان کرده، به من بدهید تا در تحقیقاتم استفاده کنم، شما چند کپی از نامه‌های دست‌نوشته مرحوم مهندس بازرگان به امام را به این‌جانب دادید… »

اولاً –نهضت آزادی با ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر موافق نبود. امام هم موافق نبودند. اما پس‌ازآنکه با اصرار فرماندهان سپاه ادامه جنگ را پذیرفتند، نهضت آزادی ابراز مخالفت علنی با ادامه جنگ را به مصلحت نمی‌دانست. بنابراین، با ارسال نامه‌های محرمانه به رهبر فقید انقلاب و شورای عالی دفاع اعتراض و نظرش را منعکس می‌ساخت. پس از جلب موافقت شورای مرکزی نهضت آزادی، کپی این نامه‌ها به آقای درودیان داده شد. چرا ایشان این نامه هارا منتشر نمی‌کنند؟ انتشار این نامه‌ها به‌وسیله نهضت آزادی میسر نیست. زیرا، به علت فشارهای وزارت اطلاعات شورای مرکزی نهضت نمی‌تواند تشکیل جلسه دهد. اما آقای درودیان می‌توانند آن‌ها را منتشر کنند.

jang

ثانیاً- پرسش اساسی این نیست که چرا نهضت آزادی ابراز مخالفت علنی با ادامه جنگ نکرده است، بلکه این است که چرا جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه پیدا کرد؟ و با رد پیشنهاد پرداخت خسارت از جانب اعراب و ادامه دادن جنگ به کدام‌یک از اهداف موردنظر رسیدید؟ آیا ایران ازنظر اقتصادی و سیاسی در وضعیت بهتری قرار گرفت؟

آقای درودیان در ادامه حملاتشان به نهضت آزادی ایران نوشته‌اند: «نهضت… با استفاده از فرصت تغییر در شرایط جنگ، برای رفع اتهام از دولت موقت، مبنی بر سهل‌انگاری در برابر اقدامات عراق، بیانیه جدیدی صادر کرد.» برای آقای درودیان متأسفم. اولاً به‌موجب حکم نخست‌وزیری آقای مهندس بازرگان، دولت موقت، دولت نهضت آزادی نبود. ثانیاً کدام مقام ذی صلاحیتی از مسئولان نظام دولت موقت را به «سهل‌انگاری در برابر اقدامات عراق» متهم کرده است؟

۶- آقای درودیان در پایان یادداشتشان آورده‌اند: «متأسفانه بخشی از آنچه را که میان ما گذشته بود را در گفت‌وگوی اخیر با سایت تاریخ ایرانی، وارونه کردید و درنتیجه صحت اعتبار نظرات جنابعالی برای توضیح واقعیات تاریخی، در نزد این‌جانب از میان رفت.»

اولاً- ایشان در این یادداشت با صراحت گفته‌اند که دیدار و گفتگویشان با من یک مأموریت سازمانی بوده است. علی‌القاعده باید گزارشی از این دیدار و گفتگو به مسئولان مافوق خود داده باشند. اما در پایان گفتگوها متن تهیه‌شده به من ارائه نشد. تا آنجا که به خاطر دارم، متن گفتگوها ضبط نشد. در نقل‌وانتقال هر ارتباط کلامی احتمال فهم نادرست از موضوعات مطروحه وجود دارد. من، برخلاف آقای درودیان، نمی‌خواهم ایشان را به تحریف گفتگوها، تحت تأثیر داوری‌های نادرست و گناه‌آلود سازمانی که ایشان به آن تعلق دارند، متهم کنم.

ثانیاً- هر رویدادی، به‌ویژه در مسئله‌ای به گستردگی جنگ، ابعاد متعدد دارد. هر یک از کنشگران برداشت خودش را از این رویداد بیان می‌کند. اما گزارش هیچ‌یک از راویان، گزارش کل رویداد نیست. راویان مورخ نیستند. این کار مورخان است که با جمع آوری همه روایت‌ها و نقد و بررسی آن‌ها یک تصویر کم‌وبیش واقع‌بینانه از کل رویداد ارائه کنند. علاوه بر این، در عصر انقلاب الکترونیک و انفجار اطلاعات، مردم همه گفتارها را می‌شنوند و می‌خوانند و قضاوت می‌کنند.

ایشان وابسته به سازمانی هستند که بی‌وقفه و ملاحظه هر نوع اتهامی را علیه ما زده است و می‌زند.

اینکه اعتبار نظرات من در نزد ایشان مخدوش شده است تأثیری در صورت مسئله ندارد.

در پایان، ایشان و فرماندهان سازمانشان را، بر اساس دستور تواصی به‌حق به رعایت آیه شریفه زیر فرا می‌خوانم:

یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی و اتقوا اللهان الله خبیر بما تعملون (مائده – ۸)

صدق الله العلی العظیم. و آخر دعوینا ان الحمد لله رب العالمین.

دکتر ابراهیم یزدی. تهران ۹ دی ماه ۱۳۹۳

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment


  1. ali vafi
    1

    من ۱۲۰ جلد کتاب در مورد جنگ چاپ کرده ام .حاضرم نظر کارشناسانه بدهم