Saturday, 18 July 2015
25 October 2021
نوشیدن جام زهر تسلیم

«ایران چگونه می‌تواند از بن‌بست هسته‌ای با آمریکا خارج شود»

2015 January 08

گزارش / رادیو کوچه

هافینگتن پست – ابوالحسن بنی صدر

 

بن‌بست هسته‌ای میان ایران و ایالات متحده، از طرف ایرانی، نتیجه مجموعه‌ای از بن‌بست‌هایی است که رژیم ایران خود را در دام آن‌ها افکنده است.

نخست ماهیت مصرف محور اقتصاد ایران است، که بر پایه صادرات منابع طبیعی و واردات کالاها بنا نهاده شده است. این دام، نه تنها بخش مولد اقتصادی را نابود می‌کند، بلکه برای مافیای مالی-نظامی فرصت طلایی ایجاد می‌کند تا اکثر دلارهای حاصل از نفت و گاز را برداشت نماید. این درآمدهای ناشی از رانتهای فروش نفت و گازها،بخش عمده اقتصاد ایران را شامل می‌شود و همین امر ایران را در جایگاه  ١٣٩ ام بدترین کشورها از نظر فساد مالی در دنیا قرارداده است.

چنین فرصتی که تحریم‌های اقتصادی باعث آن شده است،حتا امکان بیشتری برای فساد میان فرماندهان سپاه پاسداران و متحدان آن‌ها بوجود آورده است. به همین دلیل است که پورمحمدی، وزیر دادگستری رژیم، تصریح می‌کند که فساد و تحریم‌ها همچون دو تیغه قیچی در برابر کشور عمل می‌کنند.

بن‌بست هسته‌ای همچنین نتیجه بن‌بست سیاسی موجود است، دشواری‌های متعدد ایجاد شده از طریق درون روابط شخصی و نیز رقابت‌های موجود در درون ساختار قدرت حاکمیت است. این کشاکش و رقابت در ابتدا توسط خمینی ایجاد شد، اما در ادامه با تثبیت نهاد سپاه پاسداران به عنوان نهاد اصلی قدرت، خامنه‌ای رهبر فعلی، به آن تکیه می‌کند.

Banisadr4

با این وجود، ضعف جسمانی ناشی از بیماری ، دفتر کار (بیت رهبری) او را به جایگاه دخالت در امور جاری دولت مبدل ساخته است. این در حالی است که  اخیرن، بسیاری از نخبگان حکومتی رژیم ،جایگاه خامنه‌ای را مبالغه‌آمیز جلوه داده‌اند (مصباح یزدی، ایدئولوگ رژیم، عنوان می‌کند که مردم ایران، شایستگی داشتن چنین رهبری را ندارند)، و این نشان دهنده تلاش برای پوشاندن و بهره‌برداری از جایگاه تضعیف شده وی است.

بن‌بست سوم در رابطه دولت-مردم قرار دارد. این به دلیل این است که  به همان اندازه که رژیم نیاز دارد پایگاه مردمی خویش را گسترش دهد، نیازمند و مجبور به جلوگیری از اجرای سیاست‌های مربوط به این بخش است. به عنوان مثال، پذیرش “حقوق شهروندی” به این معنی است که رهبری می‌بایست اجازه دهد که قدرت از کف اختیار وی خارج شود در حالی که تمرکز این قدرت در وی منجر به نقض این حقوق شده است. گسترش پایه‌های اجتماعی قدرت سیاسی در ایران، جایگاه رهبری نظام را خنثا خواهد کرد.

این دلیل اصلی رویایی دایمی جایگاه ریاست جمهوری و رهبری نظام می‌باشد، که درست از ابتدای انقلاب آغاز و تا کنون ادامه یافته است. این مساله هیچ‌گاه برطرف  نخواهد شد مگر این‌که رژیم حقوق شهروندی مردم را به رسمیت بشمارد، همچنین نظریه “ولایت فقیه” (حکومت فقیه) را که رکن اساسی رژیم از زمان خمینی بوده است را برچیند.

لازم به ذکر است که در پاسخ به اعتراض من به تقلبات گسترده در نخستین انتخابات مجلس شورا پس از انقلاب، خمینی در گفت‌وگوی خصوصی با من عنوان کرد که مردم هیچ رایی ندارند، و ما این گونه  انتخابات‌ها را در ظاهر برگزار می‌کنیم تا دهان غربی‌ها را بسته نگاه داریم. او زمانی به صورت آشکارا این دیدگاه را تصریح کرد که من از حق قانونی خود برای فراخوان رفراندوم استفاده کردم که در آن زمان او عنوان کرد: “اگر همه مردم بگویند بلی، من می‌گویم نه.”

علاوه بر این، خمینی به صورت آشکارا عنوان نموده بود که مردم همچون افراد صغیر و یتیم هستند، و جایگاه وی به عنوان نگهبان این افراد صغیر است. این مفهوم، تا کنون ایدوئولوژی غالب رژیم بوده است.

banisadr-khomaini

این بن‌بست‌ها ،رژیم را  به سوی بن‌بست دیگری در سطح منطقه‌ای کشانده است. ایران می‌بایست بفمهد که چه سیاستی را در مقابل  اتحاد شکل گرفته بین عربستان سعودی، اسرائیل، مصر و غرب که همچنان تلاش در ادامه افزایش بودجه‌های نظامی خود در سوریه، عراق، لبنان و یمن دارند، پیش ببرد. همچنین در تقابل با القاعده و داعش(دولت اسلامی) چه خواهد کرد.

زمانی که می‌بینیم عربستان سعودی کماکان و به صورت ساختمند قیمت نفت را پایین می‌آورد تا از این طریق پشتیبانی رژیم تهران و مسکو از رژیم اسد را مجازات نماید، این موقعیت بسیار وخیم‌تر خواهد شد. البته، این امر تا حد زیادی برای اقتصاد غرب مفید اما برای اقتصاد روسیه و ایران آزاردهنده است. همچنین توان دخالت این رژیم‌ها در سایر کشورها را  کاهش می‌دهد.

این موقعیت با در نظر گرفتن این واقعیت وجود دارد که اوباما می‌خواهد، ایران را در مدار ایالات متحده قرار دهد تا بتواند از این طریق از شکل‌گیری اتحاد مسلط اسراییل و عربستان سعودی جلوگیری کند. با این حال، و با وجود همکاری پنهانی و مخفیانه میان رژیم ایران و ایالات متحده، این همکاری نمی‌تواند به صورت همگانی علنی شود.  دلیل این امر را در ساختار رژیم و روشی که “نخبگان” رژیم بعد از انقلاب مردم ایران در سال ١٩٧٩ برای قبضه کردن قدرت در دستان خو به کار بردند می‌توان یافت.

از آن‌جایی که رژیم مشروعیت خود را به صورت وسیع از مخالفت با ایالات متحده گرفته است، هر روابط باز و عادی‌سازی روابط می‌تواند بحران هویت برای حامیان داخلی و خارجی رژیم ایجاد کند. به همین دلیل خامنه‌ای، با وجود نیاز مبرم خود به پایان تحریم‌ها و نیز پایان دادن به مساله هسته‌ای، نمی‌خواهد رابطه با آمریکا عادی شود.

khamneiobama

از سوی دیگر هر توافقی با ایران، حداقل به صورت سیاسی، باید در برابر ضد حمله اتحاد محافظه کاران جدید امریکایی و اسرائیل، عربستان سعودی، و سایر رژیم‌های استبدادی خلیج فارس، مقاومت کند.

این امر کار را برای اوباما غیرممکن خواهد کرد که بخواهد برای حل و فصل مساله اتمی بیش از آنچه تاکنون پیشنهاد داده است امتیاز بدهد. در نتیجه، با وجود این که خامنه‌ای راهی جز نوشیدن جام زهر تسلیم ندارد، اما شجاعت و کاریزمای خمینی را نیز ندارد و قادر به انجام این کار هم نیست.

در نتیجه این‌ها،با توجه به تخمین دولت ایران، در ده سال گذشته، تنها اقتصاد ایران بیش از ۴٨٠ میلیارد دلار خسارت دیده است. (که این تخمین به شدت دست کم گرفته شده است)

گام بعدی چیست؟

به نظر می‌رسد که سه راه‌کار برای پیشبرد مذاکرات وجود دارد: راه‌کار اول درون رژیم قرار دارد. توضیح این‌که رژیم به تمامی خواسته‌های ایالات متحده در مساله هسته‌ای تن بدهد،  و در مقابل، ایالات متحده، بن‌بست موجود در منطقه و در مقطع وسیع‌تر در سطح جهان را باز کند. برای رژیم، این می‌تواند پایان بخش انزوا در جهان باشد،  تمامی تحریم‌ها لغو شوند.

راه‌کار دوم، که سریع‌ترین راه و متداوم‌ترین نتایج را در بر خواهد داشت، این است که رژیم کلیه حقوق شهروندی ایرانیان را به رسمیت بشناسد، و سیاست سرکوب و سلطه و تسلط مافیای نظامی مالی را بر اقتصاد ایران، پایان دهد و برنامه اتمی را شفاف به عرض مردم ایران بگذارد. و راه‌کار نهایی جنبش مردم است، که ایرانیان در گذشته بارها به آن روی آورده‌اند. منظور، وارد شدن به صحنه سیاسی با ایجاد جمهوری شهروندان با جنبش همگانی بدون خشونت است. در داخل، منطقه و سطح بین‌الملل تاثیری غیرقابل وصف به جا خواهد گذاشت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,