Saturday, 18 July 2015
28 October 2021
موازنه قوای فعلی و قدرت محافظه‌کاران

«اصلاح‌طلبان و انتخابات مجلس دهم»

2015 January 11

شهریار / مقاله وارده / رادیو کوچه

 

آنچه در این‌جا نوشته می‌شود مبتنی بر تئوری واقع‌گرایی (سیاست قدرت) بوده و در چهارچوب راهبرد «اصلاح‌طلبانه» قرار دارد.
به باور بنده با توجه به موازنه قوای فعلی و قدرت محافظه‌کاران، منتقدین وضع موجود جهت پیش برد فرآیند اصلاحات، نیازمند هم‌افزایی و بر هم نهی قدرت خود از راه ائتلاف هستند و البته هر ائتلافی هم الزامات خاص خود را دارد.
حداقل در کوتاه مدت ، منتقدین رادیکال تر نمی توانند از میانه روها بخواهند که برای همگامی و ائتلاف، رادیکال تر شوند اما در عوض خودشان میتوانند خویشتن داری و دوراندیشی به خرج داده و با به تعلیق درآوردن بخشی از مطالباتشان با هدف دستیابی به سایر خواسته های اساسی تر، راهی برای ائتلاف و همکاری با میانه روها باز کنند.
بر این اساس بنده معتقدم اصلاح طلبان باید با در نظر داشتن تجربه دروغگویی خانم راستگو و در عین حال دوری از تنگ نظری ، تعداد پرشماری از افراد کارآمد اما کم حاشیه را به شورای نگهبان معرفی کنند به وجهی که بعد از رد صلاحیت ها بتوانند با همراهی اصولگرایان منتقد و مستقلی چون علی مطهری، لیست کاملی منتشر کرده و به رهبری ناطق نوری و تحت عنوان جبهه اعتدال وارد کارزار انتخابات مجلس شوند . این در واقع ادامه ی منطقی تجربه ای است که از انتخابات ریاست جمهوری قبل شروع شده و به این شکل باید ادامه یابد تا نتیجه اجرای بی کم و کاست آن مشخص شود.

nateghnori
این ائتلاف نه حول شخصیت ها ، بلکه باید حول برنامه ای مدون و مشخص شکل بگیرد که “حاکمیت قانون و حقوق ملت” محور آن باشد و بر این اساس تنها افرادی که تعهدی جدی برای پیگیری این برنامه داشته باشند باید انتخاب شده و در لیست اعتدال قرار بگیرند.
در این راستا اشاره به دو نکته را ضروری میدانم.
مسأله اول در مورد کارآمدی افراد و “بی حاشیه بودن آنها از نگاه شورای نگهبان” است که به باور بنده در شرایط امروز، جمع این دو تا حد زیادی دشوار شده. نمایندگی ملت یک پُست سیاسی است و از نگاه شورای نگهبان، سیاسیون بی حاشیه، کسانی هستند که در تمام بی عدالتی ها یا سکوت کرده یا جانب دستگاه را گرفته اند و همین موجب شده تا “عموما” فرومایه هایی از نظر شورای نگهبان بی حاشیه تلقی شوند که شجاعت دفاع از حقوق ملت را ندارند. با این وجود در شرایط فعلی آنقدرها هم دست شورای نگهبان باز نیست که صد در صد مطابق میل خود عمل کند و همین مسأله به منتقدین مجالی برای استفاده از فرصت انتخابات را میدهد که به کار گیری تاکتیک “پر شماری نامزدها” هم می تواند به محدود کردن بیشتر شورای نگهبان کمک کند. کوتاه اینکه از یک طرف نباید با توجه یک جانبه به قدرت شورای نگهبان و مسأله رد صلاحیت ها به اسم بی حاشیه گی، از بی عرزه گانی حمایت شود که بود و نبودشان در مجلس فایده ای برای ملت نداشته و در نهایت موجبات یأس ملت از راهبرد اصلاحات را فراهم می کنند و از طرف دیگر هم نباید تمرکز بر وجه کارآمدی و استقلال رأی نامزدها به رها کردن واقع بینی و فراموش کردن موازنه قوا و اختیارات شورای نگهبان منجر شده و افرادی به این شوری معرفی شود که نه امکان تایید صلاحیتشان وجود دارد و نه امکان ائتلافشان با امثال علی مطهری و قرار گرفتن پشت سر ناطق نوری . برای انتخاب چنین افرادی با ویژگی های بهینه مورد نظر هم قاعدتا هیچ ابزاری جز خرد عرفی و جمعی وجود ندارد.

majles

مطلب دوم درباره محمد رضا عارف است . به باور بنده تنها کار مفیدی که ایشان در انتخابات آینده می توانند انجام بدهند این است که در راه شکل گیری چنین جبهه ای و اجرایی شدن چنین برنامه ای ، در کنار هاشمی و خاتمی ، در حد خود به شکل گیری این ائتلاف و محقق شدن اهداف آن کمک کند و نقش حامی و پشتیبان و هماهنگ کننده داشته باشد، نه اینکه  شخصا به عنوان نامزد وارد کارزار انتخابات شود.
اگر به هر دلیلی ائتلاف مورد نظر شل نگیرد ، “به احتمال قوی” جناب عارف به عنوان سر لیست اصلاحات وارد انتخابات میشود . این چیزی است که اتفاق می افتد و نه آنچه که باید یا بهتر است اتفاق بیفتد. شخصا کمترین عقیده ای به توان رهبری جناب عارف ندارم اما به هر حال این عرف جامعه ماست که فلانی چون در جنگ بوده و فداکاری کرده حالا باید ریاست سازمان انرژی اتمی را به او بدهیم و جناب عارف هم که در انتخابات قبل از دید بسیاری، فداکاری بزرگی کرده اند.
قبل از به پایان رساندن بحث لازم میدانم به یک نکته دیگر هم اشاره کنم.
علاوه بر مسأله اساسی «لزوم هم افزایی نیروی منتقدین» جهت مقابله با قدرت گسترده محافظه کاران ، ائتلاف کردن با میانه روها راهی برای بهره گیری از پتانسیل ناطق نوری نیز می باشد که حضورش در انتخابات دارای الزاماتی است. ناطق نوری هیچوقت نه به عنوان سر لیست اصلاح طلبان و نه به عنوان رهبر اقلیتی از اصولگرایان منتقد وارد انتخابات نخواهد شد و بر این اساس به نظر میرسد شکل گیری ائتلافی تحت عنوان اعتدال ، علاوه بر هم افزایی بتواند شرایط را برای حضور جناب نوری هم فراهم کند.
در انتها به خاطر اهمیت موضوع باز هم تأکید می کنم که «تعهد جدی به برنامه ائتلاف» باید شرط اساسی برای ورود به لیست اعتدال باشد، حتی برای ناطق نوری.

این مقاله بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,