Saturday, 18 July 2015
28 September 2020
پارس‌نامه 4 - بررسی آرامگاه بزرگ مرد ایران زمین

«آرامگاه کورش بزرگ در پاسارگاد»

2010 March 15

امیر و کاملیا / رادیو کوچه

هنگامی که در ۷۵ کیلومتری تخت‌جمشید، راه اصلی اصفهان به شیراز را به سوی پاسارگاد ترک می‌کنیم و از میان درختان بلند و سرسبزی که بر این راه خاطره‌انگیز سایه افکنده‌اند، پیش می‌رویم؛ به نظر می‌آید که در اعماق تاریخ دور و دراز و پر فراز و نشیب و رنگارنگ این سرزمین کهن فرو می‌رویم.

دیرینگی پاسارگاد

منطقه‌ای که امروزه با نام «دشت مرغاب» می‌شناسیم و پاسارگاد هم در آن قرار دارد، از اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد تا اوایل هزاره دوم دارای سکونت‌گاه‌ها و جمعیت فراوانی بوده و آثاری در آن محوطه‌های پیش از تاریخ بدست آمده است‌. در اوایل هزاره نخست پیش از میلاد نیز شواهد زیستی پراکنده‌ای در آن دیده شده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اما در زمینه جزییات دیرینگی محوطه هخامنشی پاسارگاد، تفاوت نظرهایی وجود دارد و هر کدام از نظرها را نیز دلایل قابل قبولی پشتیبانی‌ می‌کند. کهن‌ترین اثر پاسارگاد،«تل تخت» یا همان تخت مادر سلیمان است که یکی از کاخ‌هایی است که بر بلندی ساخته شده و هنوز هم علیرغم پژوهش‌های فراوان، برخی تصور می‌کنند که قلعه بوده است.  «رومن گیرشمن» بر این اعتقاد بود که این بنا در زمان کمبوجیه اول، پدر کورش بزرگ ساخته شده، اما فرضیه بیشتر پذیرفته‌ شده که «دیوید استروناخ» آن را بیان کرد، زمان ساخت آن را در مابین سال‌های ۵۴۶ تا ۵۳۰ پیش از میلاد یعنی در شانزده سال پایانی پادشاهی کوروش بزرگ می‌دانند.

بخش‌های دیگر پاسارگاد، به‌جز بنای آرامگاه که ظاهرن در زمان پادشاهی کورش به پایان رسیده، از بناهایی هستند که ساخت آن‌ها در زمان کورش آغاز و در زمان پادشاهان بعدی هخامنشی، از جمله داریوش یکم به پایان رسیده‌اند.

نام پاسارگاد

نام پاسارگاد شکل یونانی شده واژه هخامنشی «باتراکاتاش» است که بارها در الواح عیلامی تخت‌جمشید بکار رفته است؛ اما از گونه فارسی باستان آن آگاهی درستی در دست نیست.  از سوی دیگر هرودوت واژه پاسارگاد را نه برای یک مکان، بلکه برای قبیله‌ای به همین نام بکار برده است.

ویژگیهای پاسارگاد

برخلاف تخت‌جمشید که همه بناها بر روی یک سکوی از پیش آماده‌شده متمرکز شده‌اند، در این‌جا بناها در محوطه وسیع ۶ کیلومتر مربعی جای گرفته‌اند و در گذشته شاخابه‌ای از رود پلوار از میان آن می‌گذشته است.

پاسارگاد، نشستنگاه و جایگاه گردهمایی‌های همگانی و محل تقویم آفتابی رسمی کشور(بنای معروف به زندان سلیمان)، با توجه به نظر«رونالد کنت»، کاملن ممکن است که منظور از «گنج‌نبشت/ کتابخانه استخر» و سوزانده شدن آن به‌دست اسکندر که به فراوانی در تاریخ‌نامه‌های سده‌های میانه دیده می‌شود، همان پاسارگاد بوده باشد و به این ترتیب ممکن است که پاسارگاد، یک فرهنگستان یا همان کتابخانه بزرگ استخر بوده باشد.

به موجب گزارش‌های تاریخ‌نگاران گذشته و نیز برخی شواهد بدست آمده، همه بناهای پاسارگاد در میان باغی زیبا و سرسبز و سرشار از آب روان واقع بوده‌اند و امروزه هم در فصل بهارگونه‌های متعدد و متنوعی از گل‌ها و گیاهان صحرایی در این منطقه می‌روید.  این باغ‌ها نمونه «پردیس» است که در ایران رونق و رواج چشم‌گیری داشته و واژه‌های «فردوس» و «پارک» از همان واژه ایرانی «پردیس» برگرفته شده‌اند.

آرامگاه کورش

آرامگاه کورش، فرازنده‌ترین و در عین‌حال سالم‌ترین بنای پاسارگاد است. این سازه باشکوه طرحی بسیار باوقار، گیرا، متوازن و متناسب را عرضه می‌دارد. طرح این گونه آرامگاه برخلاف نظر برخی محققان، در ایران ناشناخته نبوده است نمونه‌های دیگر چنین بام‌هایی در سراسر ایران است که حتا در گورخانه‌های پیش از تاریخی نیز بدست آمده‌است.

نمونه‌ای از این‌گونه معماری، بنای معروف به «گور دختر» در جنوب خاوری کازرون و در نزدیکی «سرمشهد» است و نمونه دیگری درنزدیکی کهک قم بدست آمد. متاسفانه این سازه در همان زمان پیدایش توسط شخص یا اشخاصی ناشناس نابود شد.

ویژگیهای ظاهری آرامگاه

آرامگاه کورش تنها از نوعی سنگ ماسه‌ای که به مرمر سفید شباهت دارد، ساخته شده و در ساخت آن از هیچ‌گونه مواد و مصالح دیگری استفاده نشده است. سنگ‌ها که از معدنی در شمال خاوری سیوند بدست آمده، در قطعات بسیار بزرگ که گاه وزن هر کدام آن‌ها به ده‌ها تن می‌رسد، به شیوه خشکه‌چین بر روی هم چیده و بنا گردیده است و گاه برای اتصال محکم‌تر آن‌ها از قطعات آهنی دم چلچله‌ای استفاده شده است. این قطعات آهنی در طول زمان از چشم سارقان پنهان نمانده است.  با این‌همه و علی‌رغم گذشت بیش از ۲۵۰۰ سال از عمر ساختمان و پشت سرگذاردن زمین‌لرزه‌ها و حادثه‌های دیگر طبیعی و انسانی، بنای آرامگاه کورش هم‌چنان سالم و پایدار و استوار بر جای مانده و نشانه‌ای است از توان‌مندی‌ها و شایستگی‌های معماران، دانشمندان و صنعت‌گران ایرانی.

اتاق آرامگاه بر روی شش سکوی مطبق سنگی ساخته شده و طبقه هفتم آن را تشکیل می‌دهد. بلندای کل بنا بالغ بر ۱۱ متر می‌شود.  این تاق بصورت شیروانی و شیب‌دار بام بنا را می‌پوشاند.

دیوارهای اتاق بسیار ضخیم ساخته شده‌اند. به‌طوری که پس از ورود به اتاق در می‌یابیم که اندازه‌های داخلی آن کمی بیشتر از ۲ متر در ۳ متر است.  جای پاشنه درها نشان می‌دهد که این اتاق با دو در سنگی بزرگ که بر روی همدیگر قرار می‌گرفته‌اند، بسته می‌شده است. چنین درهایی که به سختی باز و بسته می شوند، معمولن برای بناهایی بکار می‌رفته است که قرار نبوده رفت ‌و آمدهای زیادی به درون آن انجام پذیرد.

این درها نزدیک به ۱۳۰ سانتیمتر بلندی داشته و ورود به اتاق با خم شدن امکان پذیر می‌شده است. داخل اتاق بسیار ساده و کف و سقف آن هر کدام از دو قطعه سنگ بزرگ و ضخیم پوشیده شده است. در نتیجه وجود این سقف مسطح بر بالای اتاق و در زیر شیروانی، در می‌یابیم که می‌بایست اتاق دیگری در میان این دو سقف وجود داشته باشد. این اتاق فوقانی کوچک هیچ راهی به بیرون ندارد و پیدایی آن در سال ۱۳۳۸ خورشیدی با کوشش شادروان استاد علی سامی  رییس موسسه باستان‌شناسی تخت‌جمشید که پژوهش‌های تخت‌جمشید و پاسارگاد، دین زیادی به ایشان دارد و هرگز کسی نتوانست جای خالی او را پر کند، انجام پذیرفت. به نظر ایشان، این اتاق سنگی جایگاه اصلی دو تابوت سنگی است که در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. یکی از این تابوت‌ها چند سانتیمتر کوچک‌تر از دیگری است .در هیچ‌کدام از این دو تابوت چیزی یافت نشده است.

هرچند که به نظر می‌رسد کنده‌کاری‌های تابوت‌مانندی که در درون تخته‌سنگ‌های بام زیرین و داخلی بنا انجام شده است، شیوه‌ای برای سبک کردن آن بوده باشد؛ اما بعید نیست که با توجه به اندازه‌های آنان که برابر با قد و هیکل آدمی است، آن‌گونه که استاد سامی بیان داشته‌اند، تابوت‌های کورش و «کاساندان» بانوی او بوده باشند.

در اطراف و درون آرامگاه هیچ‌گونه آذین و نگاره‌ای وجود ندارد و تنها در نمای سردر سه‌گوش زیر شیروانی و بالای در ورودی، نقش بسیار کمرنگی از نگاره یک گل دوازده‌ گلبرگی متداول هخامنشیان نگاشته شده است. علاوه بر این هیچ‌گونه کتیبه و نبشته‌ای نیز در آرامگاه یافت نشده است. اما آریان مورخ یونانی گزارش کرده که در آرامگاه کورش کتیبه‌ای «به خط ایرانی» به این مضمون دیده شده است: «ای مرد! من کورش هستم، پسر کمبوجیه، من شاهنشاهی پارسیان را بنیاد گذاشتم. من بر آسیا فرمان راندم، اینک بر من رشک مبر.» آریان و هم‌چنین استرابو، مورخ دیگر یونانی به نقل از آریستوبولوس وضعیت داخل مقبره را نیز به اختصار توصیف کرده‌اند. بر پایه گفتار آنان در اتاق آرامگاه یک تخت زرین با تابوتی زرین و میز و ساغرهایی وجود داشته است.

البته در درون آرامگاه و بر سنگ‌هایی در پیرامون آن، کتیبه‌هایی مذهبی و نیز طرحی از یک محراب تراشیده شده که به دوره حکومت اتابکان فارس مربوط می‌شود. در آن زمان از این مکان بعنوان مسجد استفاده می‌شده است.  در دوره‌ای نیز که تا همین اواخر ادامه داشته است، این بنا را به عنوان«قبر مادر سلیمان» می‌شناخته‌اند که زیارت‌گاهی ویژه زنان بوده و مردان حق داخل شدن به آن را نداشته‌اند.

امروزه در پاسارگاد تنها یک کتیبه کامل که در چند جای مختلف بر دیوار کاخ‌ها نوشته شده است، دیده می‌شود.  این کتیبه‌ها در دو سطر به زبان و خط فارسی باستان، یک سطر ترجمه عیلامی و یک سطر ترجمه اکدی (بابلی نو) نگاشته شده‌اند:«من کورش، شاه، هخامنشی.» از این کتیبه نسخه دیگری بر بالای سنگ‌نگاره مرد بالدار بوده است که در فاصله سال‌های ۱۲۴۰ تا ۱۲۵۳ خورشیدی ناپدید شده است. امروزه بحث‌های فراوانی در زمینه زمان نگارش این کتیبه‌ها در حال انجام است.

بنای آرامگاه و همه بازماندهای کورش هخامنشی، نه تنها یادمان او، بلکه یادگار پر ارج دانش، فن‌آوری و اندیشه ایرانی است

منابع:

Ronald G. Kent, Old Persian, Sec. edition, New Haven, 1953, p 194.

پاسارگاد نوشته دیوید استروناخ

علی سامی پاسارگاد 1350

آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد،غیاث آبادی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۱ Comment