Saturday, 18 July 2015
16 June 2021
سیگنال ممنوع – آن‌ها که دنیا را لرزاندند

«هندریکس: مراقب گوش خود باشید»

2015 January 25

شادیار عمرانی- بهرنگ زندی / رادیو کوچه

 

فقط لازمه بگم، دست به گیرنده‌های خودتون نزنید، نه برنامه ما براش اتفاقی افتاده، نه گیرنده‌ شما، چشم‌هاتون را ببندید و گوش کنید. ولی مراقب گوش خود باشید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

جانی آلن هندریس، یا همون جیمز مارشال جیمی هندریکس

این مگه آهنگ باب دیلان نیست؟

این صدای جیمی هندریکسه

من مطمئنم این آهنگ باب دیلانه. توی تمام کنسرت‌هاش می‌خونه اینو.

بله. ولی این اجرای کاملن متفاوت نمایشی از صداهایی بی‌نظیر از سیم‌های گیتار جیمی هندریکسه. بزرگترین نوازنده‌ی مسلم در تاریخ موسیقی راک

کی می‌گه؟

تالار شهرت راک اند رول

دلیل؟

چیزی که هندریکس را متفاوت کرد تنها نحوه‌ی نواختن گیتار نبود. برای پدر گیتار الکتریک شدن ملزومات دیگه‌ای وجود داشت که هندریکس آن‌ها را به اوج برد. مثلن استفاده از آمپلیفایر با حجم بالا و تقویت تکنیک‌های نامطلوب قبل. ساده بگم، هندریکس در استفاده از ساز به عنوان منبع صدای الکترونیک پیشگام بود. نوازندگان پیش از او نتونسته بودند بازگشت صدا و دیتستورت اون را از بین ببرند و صدای نخراشیده‌ای را تحویل شنونده داده بودند، اما هندریکس با فایق اومدن بر این موانع در کنار اشعاری سیال، عامه‌پسند کردن استفاده از پدال واوا در موسیقی راک و به عنوان اولین کسی که از افکت‌های استریوفونیک منقطع استفاده کرد، خود را به سرعت نور به راس موسیقی راک الکترونیک رسوند تا لقب پادشاه راک را از آن خودش کنه.

1

می‌خوای یکی از این شاهکارهای تکنیک هندریکس را گوش بدی؟ قطعه EXP. فقط لازمه بگم، دست به گیرنده‌های خودتون نزنید، نه برنامه ی ما براش اتفاقی افتاده، نه گیرنده‌ی شما، چشم‌هاتون را ببندید و گوش کنید. ولی مراقب گوش خود باشید.

می‌دونی هندریکس چطور نواختن گیتار را شروع کرد؟

می‌دونم دبستان که می‌رفت همیشه یه جارو دستش بود که باهاش ادای گیتار زدن را در ‌می‌آورد.

هندریکس از یک خانواده‌ی آفریقایی-آمریکایی بود که پدرش هم ازسرخ‌پوستان چروکی‌ شرق آمریکا بود. دوران کودکی هندریکس فوق‌العاده تلخ، سخت و تاریک بود، همراه با آوارگی، جدایی از پدر و مادر، مورد سو استفاده‌ی جنسی قرار گرفتن و فقر.

پس چطور براش تونستند گیتار بخرند.

پدرش که توان مالی خرید گیتار را نداشت. دولت هم به درخواست مربی تربیتی مدرسه برای خرید گیتار برای جیمی موافقت نکرد. خودش دست به کار شد. بعد مدرسه با پدرش می‌رفت سر کار. کار که چه عرض کنم، به قول خودش حمالی. یه گیتار تزیینی اوکوله‌له توی آشغال‌های یک پیرزن متمول پیدا کرد که فقط یک سیم داشت.

با اون بود که شروع کرد آهنگ‌های الویس را از طریق گوش (شنیداری) اجرا کردن. مثل اهنگ سگ شکاری

بالاخره در پونزده سالگی اولین گیتار آکوستیکش را تونست به قیمت ۵ دلار بخره.

اولین آهنگی که یاد گرفت باهاش بزنه، موسیقی سریال پیتر گان، بود.

بلافاصله اولین گروهش را تشکیل داد، ولوِتُونز.

همه‌اش ١٧ سالش بود.

2

گروهشون گیتار برقی نداشت، صدای جیمی هم بین صدای اعضای گروه گم می‌شد.

پدرش بالاخره براش یه گیتار برقی سوپرو-اوزارک خرید. اون هم گیتارشو دستش گرفت و به گروه محلی صومعه یهودی هیرش در سیاتل پیوست.

اما وسط همون اولین اجرا، گروه، جیمی را اخراج کرد. گفتند اجراهات ضد ارتدوکسه!

مجبور شد به گروه راکینگ کینگ که یه گروه خیابونی بود بپیونده. اونجا بود که بعد از یکی از اجراها گیتارشو دزدیدند.

پدرش براش یه گیتار سیلور استون قرمز خرید.

دیگه جیمی دیپلم نگرفته مدرسه را ترک کرد و برای امرار معا   ش هر کاری می‌کرد. دو دفعه به خاطر ماشین‌دزدی گرفتنش. بار آخرش بهش گفتند یا باید بره زندان یا بره سربازی.

قطعن دومی را انتخاب کرد و ٣١ مه ١٩۶١ به ارتش پیوست.

به پدرش نامه می‌داد پشت نامه که اینجا از آدم به اسم تمرین و آموزش نظامی بیگاری می‌کشند.

هم فیزیکی اذیتش می‌کردند، هم مسخره‌اش می‌کردند، تا جایی که می‌شد به خاطر سیاه‌پوست بودن مورد آزار و اذیت بود. تا این که به اصرار جیمی، پدرش گیتارشو براش فرستاد.

همون‌جا به همراه یک گیتاریست باس و دو نفر دیگه گروه Casuals  را تشکیل دادند.

توی اون شرایط وحشتناک، جیمی تونست آموزشش را طی تنها ٨ ماه تموم کنه و به همین خاطر مدال عقاب افتخار را دریافت کرد.

ئه؟ من فکر می‌کردم از ارتش به طور افتخاری اخراج شد.

خب آره. اون هم بعد از دریافت این مدال. اصلا حداقل دیسیپلین را اجرا نمی‌کرد. دائمن در حال چرت زدن بود. هندریکس سربازبشو نبود.

سال ۶٢ به همراه هم‌نواز خود در گروه کژوال، یعنی بیلی کاکس، گروه کینگ کژوال را تشکیل داد.

فکرش را بکن، جیمی، با دیدن هنرنمایی بوچ اسنایپس، که گیتار را با دندون می‌زد، تصمیم گرفت این کار را تمرین کنه.

گیتار زدن با دندون یکی از اعجازات جیمی هندریکسه.

3

یواش یواش اجراهای منحصر به فرد هندریکس توجه خیلی از گروه‌های مطرح اون زمان را جلب کرد. هندریکس که یک سر و گردن از بقیه‌ی گروه بزرگ‌تر شده بود، از این گروه بیرون اومد و تصمیم گرفت به تنهایی ادامه بده.

به محله هارلم در نیویورک رفت و با شروع رابطه‌اش با فِی پیجن، که خودش روابط تنگاتنگی با جامعه‌ی سیاه‌پوستان داشت، سرپناه، خوراک و از همه مهم‌تر حمایت آن‌ها را به دست آورد. و اولین جایزه‌ی خودش را از مسابقه آماتورهای تئاتر آپولو گرفت.

مارس ١٩۶۴، هندریکس همراه گروه آیلی برادرز آهنگ دو قسمتی «شهادت دادن» را ضبط کرد. آهنگی که در هیچ چارتی نرفت!

مه همان سال گیتار آهنگ «رحم، رحم» را برای گروه دان کاوِی اجرا کرد. آهنگی موفق که رتبه ٣۵ چارت بیلبورد را از آن خود کرد.

فوریه ١٩۶۵ اولین آهنگ سولوی خودش را با لیتل ریچاردز ضبط کرد. آهنگی که می‌تونست بیش از این ازش ازش استقبال بشه.

I Don’t Know What You Got (But It’s Got Me)

هندریکس بهترین اجراها را با گروه‌ها و خوانندگان مشهور می‌کرد اما شانس باهاش یار نبود و در چارت‌ها استقبالی از اون کارها نمی‌شد. جیمیِ مظلوم!

لیتل ریچاردز هم از تیپ جیمی خوشش نمیومد. کسر شان‌ش بود. برادر ریچاردز جیمی را اخراج کرد.

جیمی دومین آهنگ سینگل خودش را با آیلی برادرز صبط کرد. آهنگ «برو کنار بذار برقصم».

و بلافاصله بعدش آهنگ «آیا تا حالا مایوس شده‌ای؟»

و بعد، به گروه آر اند بی «کرتیس نایت» پیوست تا چندین آهنگ سینگل را با او ضبط کند و اولین آهنگ‌هایش را با نام «لانه‌ی زنبور سرخ» و «از خودت دست بکش» بسازد.

اوضاع مالی هندریکس وحشتناک بود. برای درآوردن چند دلار که شکمش را سیر کنه با این گروه و اون گروه می‌رفت کلوپ‌های شبانه. تا این که سکه‌ی شانسش زد و خورد به پست لیندا کیث.

لیندا کیث؟ دوست دختر کیث ریچاردز رولینگ استونز؟

در واقع این رولینگ استونز بود که با معرفی هندریکس به اندرو اولدهام، منیجر این گروه، سیمور اشتاین تهیه کننده‌ی گروه و چاس چندلِر، تهیه کننده‌ی گروه انیمالز، زندگی هندریکس را متحول کرد.

چندلر از ورژن «هی، جو!» هندریکس خوشش اومد و سپتامبر ۶۶ اون را با خودش به لندن برد.

4

قبل از این که گروهش را با نام تجربه‌ی جیمی هندریکس تشکیل بده، چندلر یک کار خطرناک کرد. هندریکس را به مصاف اریک کلاپتون گروه کریم برد. در پلی تکنیک لندن، وسط اجرای کلاپتون روی صحنه رفت و آهنگ صحنه‌ی کشتن را اجرا کرد. واقعن کلاپتون را روی اون صحنه، کشت.

آهنگی که برای خود کلاپتون خیلی سخت بود، هندریکس با اجرای تمام تکنیک‌هایی که بلد بود اجراش کرد. گیتار پس سرش، بین پاهاش، با دندونش، صدای جیغ گیتارو دراورده بود. هندریکس، خدا (کلاپتون) را کشته بود. و اونجا بود که لقب پادشاه گرفت.

زندگی جیمی برای همیشه عوض شد.

با گروه تازه تاسیسش به سرپرستی چندلر، یعنی تجربه جیمی هندریکس، شروع کرد به تور گذاشتن. از همراهی با جانی هالیدی تا فرانسه و دور انگلستان.

دیگه منیجرهای گروه‌های بزرگی مثل The Who  سر و دست می‌شکوندند که با گروه تازه تاسیس هندریکس قرارداد امضا کنند. به خصوص اولین آهنگی که هندریکس به تنهایی ساخت: Stone Free.

آهنگی که تبدیل به سرود کانترکالچرها شد. با شعری در وزن بلوز پروگرشن، و هنرنمایی میچ میچل در نواختن ریتمیک درام.

نوامبر همان سال، هندریکس در کلوپ  The Bag O’Nails  در لندن با بزرگان موسیقی مثل اریک کلاپتون، جان لنون، پل مک کارتنی و میک جاگر اجراهای مشترک کرد. میون اون‌همه ستاره‌ی روی صحنه، وقتی هندریکس می‌نواخت فریاد جمعیت بلند می‌شد.

اونجا بود که مجله‌ها و مطبوعات هنری شروع کردن به نوشتن از هندریکس.

5

پدیده!

طوفان!

پادشاه!

خود هندریکس می‌گفت دوست ندارم در هیچ رده‌بندی‌ای قرار بگیرم. شاید بهتر باشه بهمون بگند گروه حس آزاد، تلفیقی از راک، رِیو، بلوز و ضدنورم.

اولین آهنگ‌های گروه تجربه جیمی هندریکس چارت‌های بریتانیا را فتح کرد.

آهنگ «باد شیون می‌کند، ماری» که ١١ هفته در مقام ششم چارت‌های انگلستان جا خوش کرده بود و پایین نمی‌آمد.

جیمی خیلی متفاوت بود و البته بدش نمیومد هر کاری بکنه که متفاوت‌تر به نظر بیاد. حتا گیتارش را در آخر اجرا، روی صحنه آتیش بزنه و همه فریاد بزنند: الویس سیاه!

مطالب مرتبط

جنیس جاپلین در اسید، مرگ و کلوپ ٢٧ ساله‌ها

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,