Saturday, 18 July 2015
21 October 2021
چشم سوم

«آیا از انقلاب دوباره می‌ترسید»

2015 February 04

شادیار عمرانی- بهرنگ زندی/ رادیو کوچه

 

مصاحبه با حمید تقوایی، لیدر حزب کمونیست کارگری و مهدی سامع دبیر سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سی و شش سال از انقلاب ١٣۵٧ می‌گذرد. انقلابی که گرچه با روی کار آمدن اسلام‌گرایان به رهبری روح اله خمینی و سرکوب خونین نیروهای چپ، ملی‌گرا، و دیگر مؤتلفان انقلابی مخالف سلطنت هرگز به ثبات سیاسی نرسید، مبارزه‌ی فعالان سیاسی و مدنی طی این چهار دهه از حرکت نایستاد. گرچه این انقلاب، با وجود شرکت توده‌های مختلف از اقشار، طبقات و گرایشات مختلف، تنها به تغییر حکومت در سطح سیاسی و نه اجتماعی یا تغییر بنیادین نظام اقتصادی-سیاسی-اجتماعی منجر شد، بسیاری از احزاب مختلف را زیر چتر خود آورد، احزاب و سازمان‌هایی چون حزب توده، سازمان چریک‌های فدایی خلق اکثریت، نهضت آزادی و جبهه ملی و… .  شعارهای همه‌پسند از ملی‌گرایی انحصار سرمایه در سطح ملی و استقلال اقتصادی از دولت‌های غربی از یک سو، مقابله با امپریالیسم غرب و شرق، شعارهایی بودند که نقطه‌ی اشتراک بسیاری از گرایشات از ملی‌گرا گرفته تا چپ و سوسیالیست را شامل می‌شد. شعارهایی که با روی کارآمدن  روح اله خمینی، جای خود را به احیای اسلام شیعی و حکومت اسلامی رنگ باخت. بسیاری امروز به نقد تند این گرایشات و احزاب می‌پردازند.

enghlab1

در سری برنامه «انقلاب ما، انقلاب آن‌ها» به بررسی نفس و مفهوم انقلاب پرداختیم و از دیدگاه‌های مختلف احزاب و سازمان‌های انقلابی امروز شنیدیم که رویکردی متفاوت از سال ۵٧ دارند و به اصطلاح اشتباهات گذشته را توضیح داده، مسیر جدیدی که در پیش دارند را تدقیق کردند. حال به بهانه‌ی سی و ششمین سال‌گرد انقلاب ۵٧ این مهمانان از انقلاب آتی یحتمل ایران می‌گویند. آیا اصلن ایران مشتاق، خواهان، یا آماده‌ی انقلابی دیگر است یا به همین نظام اسلامی ایران با کمی اصلاحات در محدوده‌ی قانون اساسی اسلامی ایران راضی‌اند؟

پیش از این‌که به سراغ این مهمانان برویم، لازم است به آخرین برنامه‌ی مجموعه‌ی «انقلاب ما، انقلاب آن‌ها» برگردیم. آقای علی‌رضا بیانی، از مهمان ما آقای حمید تقوایی سوالی پرسیده بودند که آقای تقوایی پاسخ را دیرتر از زمان پخش برنامه دادند. ما در این برنامه پاسخ آقای تقوایی را برای شما می‌خوانیم.

به پرسش آقای بیانی گوش می‌دهیم و سپس پاسخ آقای تقوایی را خواهیم شنید.

مسئولین محترم رادیو کوچه

با پوزش از دیر کرد، در پاسخ به انتقادات آقای بیانی لازم می بینیم چند نکته را توضیح بدهم.

١- آقای بیانی در مورد انقلاب و خصلت ضد سرمایه داری انقلابات دوره ما بخشی از صحبت مرا حذف کرده و نتایج دلبخواه خودش را گرفته است.  من در مصاحبه دو نکته را طرح کرده‌ام: اول این‌که  هرگاه عده عظیمی از مردم با خواست سرنگونی حکومت به میدان می‌آیند طبق تعریف این انقلاب است. و این تعریف در مورد انقلابات از عصر اسپارتاکوس تا امروز صدق می‌کند و نکته دوم این‌که انقلابات عصر ما به خاطر این‌که ریشه همه   تبعیضات و نابرابری‌ها و مصائب و مسائل مردم سرمایه‌داری است به طور عینی  خصلتی ضد کاپیتالیستی دارد. ایشان نکته دوم را حذف کرده و مدعی شده حمید تقوائی می‌گوید چون عده عظیمی برای سرنگونی به خیابان آمده‌اند انقلاب ضدسرمایه داری است و بعد هم در جوابیه به این نظریه خودساخته  قلم‌فرسائی کرده است.

Hamid

٢-  تفاوت انقلاب دموکراتیک و سوسیالیستی خواست توده‌ای برای رهائی و آزادی نیست، بلکه شرایط عینی تحقق این آزادی و رهائی است. خواست توده مردم در همه انقلابات آزادی  و برابری است و حتی رهبران انقلابات در هر دوره با این  خواست به میدان می‌آیند. تفاوت انقلاب کارگری با دیگر انقلابات این است که این خواست تاریخی توده مردم محروم و  تحت استثمار از نظر عملی امکان پذیر می‌شود. بقول مانیفست طبقه کارگر نمی‌تواند آزاد شود مگر اینکه کل جامعه را آزاد کند. در حالی که برای بورژوازی جوان اروپا که علیه فئودالیسم می‌جنگید این صدق نمی‌کند. بورژوازی فرانسه با انقلاب کبیر خود را «آزاد» می‌کند اما توده عظیم دهقانان به پرولتاریا تبدیل می‌شوند و تبعیض و نابرابری طبقاتی حتی عمیق‌تر می‌شود.  انقلاب سوسیالیستی بطور عینی و از نظر شرایط اقتصادی نمی‌تواند انقلابی برای رهائی انسان نباشد. انقلاب سوسیالیستی اولین بار در تاریخ بشری بطور عینی و ابژکتیو می‌تواند بشریت را آزاد کند.

٣- آقای بیانی می‌پرسد چرا شعار « آزادی برابری» و یا « آزادی و کرامت انسانی» که شعار

انقلاب بورژوا دمکراتیک فرانسه بود می تواند شعار انقلاب ضد سرمایه داری هم باشد؟

اولا باید یادآوری کنم که شعار انقلاب مصر ” نان آزادی کرامت انسانی” بود. آقای بیانی خواست “نان” را حذف کرده است که بخیال خودش به آن بیشتر جنبه بورژاو دموکراتیک بدهد! اما نکته اصلی این است که شعار انقلاب‌ها گرچه اساسا شرایط مشخص سیاسی هر انقلاب معین را منعکس می‌کند، اما خصلت هر انقلابی را نمی‌توان با شعارهایش توضیح داد.

enghlab2

انقلاب اکتبر ضد سرمایه داری بود با شعار “نان صلح آزادی”. انقلاب مصر هم با شعار “نان آزادی کرامت انسانی” خصلتی ضد سرمایه داری داشت. تفاوت بین این دو انقلاب در نیروهای سیاسی و رهبری کننده ( شرایط ذهنی انقلاب) است و نه خصلت و حتی شعارهای آن. خصلت انقلاب هر چه باشد روند پیش‌روی و یا شکست و پیروزی آن تماما مساله ای سیاسی است و به نیروهای ذهنی انقلاب ( نقش احزاب و جنبشها و شخصیتها و غیره) بستگی دارد.

بنابراین تناقض در این واقعیت نیست که شعار آزادی برابری می‌تواند شعار انقلاب ضد سرمایه داری هم باشد بلکه در ذهنیات متافیزیکی است که می‌خواهد خصلت انقلاب را بر مبنای شعارهایش تعیین کند. همانطورکه بالاتر توضیح دادم خصلت و ماهیت انقلاب بر مبنای شرایط عینی سیاسی اقتصادی تعیین می‌شود ( مثلا این واقعیت که در دوره ما ریشه همه نابرابریها و مصائب جامعه سلطه‌ی سرمایه است). این‌که در هر انقلابی چه شعاری طرح می‌شود و قدرت بسیج پیدا می‌کند کاملا به شرایط مشخص سیاسی آن مقطع و به خصوص نقش نیروی رهبری کننده آن انقلاب مربوط می‌شود.

آقای بیانی نکات دیگری در مورد انقلاب ۵٧ و انقلابات منطقه گفته است که بر مبنای همین عدم درک  شرایط عینی و سیاسی انقلابات عصر ما ریشه دارد و به همین دلیل توضیح بیشتری را لازم نمی‌بینم.

با تشکر

حمید تقوائی

٢٨ دسامبر ١۴

مصاحبه‌های کامل را در فایل صوتی بشنوید.

آقای تقوایی در پاسخ به این سوال که «آیا ایران امروز آماده‌ی انقلاب دومی است؟» پاسخ داد: « به نظر من [انقلاب دوباره در ایران] به اراده یا خواست یا امید و آرزوی کسی مربوط نیست. انقلاب یک اتفاق عینی است و یک ضرورت است. خارج از اراده‌ی حتا احزاب انقلابی رخ می‌دهد و معمولن احزاب غافلگیر می‌شوند. سوال این است که وقتی انقلاب رخ داد، احزاب و نیروهای سیاسی کجا قرار می‌گیرند؟ آیا می‌خواهند تعمیق و تقویتش کنند و آن را به پیروزی برسانند؟ یا می‌خواهند تحریفش کنند، به شکستش بکشانند و متوقفش کنند؟ در ایران امروز به طور عینی تنها راه رهایی مردم، سرنگونی جمهوری اسلامی با قدرت یک انقلاب است. اما به اراده‌ی من و شما بستگی ندارد. به نظر من، به طور عینی جامعه‌ی ایران آبستن انقلاب است.

khomaini

این که کِی و به چه شکلی رخ می‌دهد، قابل پیش‌بینی نیست. انقلاب ایران فقط می‌تواند ضدسرمایه‌داری باشد. اما این فقط امکانش است. برای آن‌که این امکان در سیاست بیاید، به نیروهای انسانی، به اراده‌ی احزاب و سازمان‌هایی مثل حزب کمونیست کارگری و احزاب دیگر بستگی دارد که تا چه حد درست ببینند، درست تبیین کنند، سیاست‌های درستی به کار بگیرند و بتوانند جامعه را برای یک انقلاب پیروزمند رهبری کنند.»

وی در مخالفت با بحث این که بخشی از جامعه‌ی ایران از انقلاب دوباره می‌هراسد و بخش دیگری از جامعه‌ی ایران رویای جامعه‌ی آمریکا را در سر می‌پروراند، گفت: « رای دادن به روحانی به این معنا نیست که مردم سرمایه‌داری مدل آمریکایی می‌خواهند. مردم هر اختلافی را در حکومت ببینند، هر زاویه‌ای که ببینند هرکسی با ولی فقیه دارد، به پشت او می‌روند تا فضایی را باز کنند، به همین دلیل به خاتمی رای دادند، به همین دلیل به روحانی رای دادند. این به معنای حمایت مردم از افق و چشم‌انداز سیاست‌های خامنه‌ای و روحانی نیست. به خاطر آن است که می‌دانند وقتی این‌ها بیایند، دعواها بالا خواهد گرفت، کشمکش بین جناح‌های حکومتی بالا خواهد گرفت، که می‌بینیم گرفته، و مردم از این فرصت استفاده می‌کنند که بیرون بریزند.»

بخشی از پاسخ مردم تهران را به دو موضوع آرزو و قدرت در دو مستند به کارگردانی علی مولوی می‌شنوید.

در ادامه، آقای تقوایی با برشمردن مثال‌هایی از اعتراضات مردمی در ایران و کشورهای دیگر به اثبات بحث خود در رد فوبیای انقلاب در ایران و رویای رابطه‌ی ایران و آمریکا پرداخته، مستلزمات انقلاب بعدی در ایران را بسته به «ایفای نقش احزاب، نیروها و کمونیست‌های انقلابی» دانست و اضافه کرد: « در عینیت و ضرورت عینی انقلاب، من تردیدی ندارم. انقلاب به خواست و اراده‌ی هیچ‌کس مربوط نیست. انقلاب عینیتی است که رخ می‌دهد و سوال این نیست که انقلاب کنیم یا نکنیم، یا انقلاب را احزاب سازمان می‌دهند. این‌طور نیست. انقلاب رخ می‌دهد. سوال این است که در انقلاب چه برخوردی دارید، چه سیاستی را پیش می‌برید، سعی می‌کنید تقویتش کنید، تعمیقش کنید، پیروزش کنید، یا مقابلش می‌ایستید؟ این که سرنوشت سیاسی آن انقلاب چه خواهد شد، سوال بازی است. اساسا به خاطر نقشی که توده‌ی مردم به خصوص جوانان، در حرکت‌های اعتراضی اجتماعی پیدا کرده‌اند، عمدتن به لطف مدیای اجتماعی، می‌شود گفت شرایط تسهیل شده است و به نحوی به طور عینی و واقعی تغییر کرده است که خودسازماندهی مردم، بسیج توده‌ای، سازمان دادن اعتراضات و تظاهرات و اعتصاب‌ها و کلن به تحرک درآوردن مردم، بسیار تسهیل شده است.»

وی پیروزی جنبش تمرد در مصر برای کنار زدن اخوان المسلمین را حاصل «اتکا به مدیای اجتماعی» دانست و این تغییرات را «به نفع توده‌های انقلابی، مردم و طبقه‌ی کارگر» خواند و اظهار امیدواری کرد که با تلاشی با تمام قوا تحولات انقلابی در ایران با اتکا به این ابزار، شرایط و امکانات تازه در سازماندهی و شکل‌دهی به مبارزات، احزاب انقلابی، کمونیستی و چپ بتوانند انقلاب را تقویت کرده، به پیروزی برسانند.

mehdisame

آقای مهدی سامع، دبیر سازمان چریک‌های فدایی، با بیان تضادهای ایجاد شده بین «قدرت واقعی و قدرت حقوقی ولایت فقیه و دولت، روبنای سیاسی ولایت فقیه و زیربنای جامعه مدل سرمایه‌داری و تضاد بین توده‌های مردم و خواسته‌های دموکراتیک آن‌ها با نظام ولایت فقیه»، تعیین تکلیف شدن آن‌ها را در دو راه تشریح کرد: «یا باید اصلاحات شود، یا باید حکومت سرنگون شود.»

وی منظور از سرنگونی حکومت را «انقلاب سیاسی» عنوان کرد و توضیح داد: « در مرحله‌ی اول، انقلاب سیاسی می‌شود.»

آقای سامع، اصلاحات را ،چنان‌چه قدرت ولایت فقیه را پابرجا بگذارد، «بی‌معنی» و «قلابی» خواند و ادامه داد: « ما نمی‌توانیم بگوییم ولایت فقیه دموکراتیزه شده و قانون‌مند شده. ولی فقیه، خود، قانون است.» وی در نقض قانونمند شدن ولایت فقیه، به ذکر مثال‌هایی پرداخته، اصلاحات واقعی را در سایه‌ی «برانداختن ولایت فقیه» تعریف کرد.

وی درباره راه دوم، انقلاب، با اظهار عدم قطعیت رخ دادن آن در ایران، توضیح داد: « دست ما نیست. شرایط مختلف و نیروهای مختلفی هستند و چه بسا که در پرتلاطم‌ترین پیچ تاریخی و شرایط جهانی، مساله ولایت فقیه به اشکال مختلف تعیین تکلیف شود.»

وی هم‌چنین با یادآوری اتفاقات سال ٨٨ اظهار داشت که «انتخاب ما، انقلاب است.» آقای سامع، احتمال تحول انقلابی را بیشتر، کم‌هزینه‌تر و سودمندتر دانست، انقلاب سوسیالیستی در ایران را «مستلزم به وجود آمدن یک شرایط دموکراتیک» عنوان کرد.

22

فوبیای انقلاب- سهیل اکبرپور- رادیو کوچه

 

وی ماهیت انقلاب در ایران را در این مقطع، «انقلاب دموکراتیک» خواند و در پاسخ به این پرسش که « چرا انقلاب در ایران را مرحله‌بندی می‌کنید؟» گفت: « لنین، مرحله‌بندی را در شرایطی کنار گذاشت، انقلاب دموکراتیک صورت گرفته بود. اگر بخواهیم از آن متد پیروی کنیم، حداقل ما باید ببینیم که استبداد ولایت فقیهی سرنگون شود و ببینیم آیا آن شرایطی که لنین در روسیه با آن درگیر بود، برای چنین تعرضی به‌وجود می‌آید؟ به گمان من موضوع را باید از این زاویه دید که آیا ظرفیت‌های جامعه‌ی ایران، چه از نظر اقتصادی، چه از نظر قدرت طبقاتی و چه به خصوص از نظر آگاهی طبقاتی به وضعیتی هست که بتواند چنین تعرض و گامی را بردارد؟»

آقای سامع با اشاره به این که اکثریت نیروی کار ایران در «کارگاه‌های کوچک هستند» و نیز شرایط دموکراتیک را برای سازماندهی لازم دانستند، صحبت از برنامه‌ی انتقالی برای سوسیالیسم را «یک رویا» دانست. وی در ادامه افزود: «سنت کارگری و پرولتاری در ایران بسیار قوی است. حزب توده، تشکیلاتی بسیار گسترده‌ی اتحادیه‌های کارگری داشت که خیلی قدرتمند و عظیم بود. در آستانه‌ی انقلاب [سال ۵٧] نه فقط کارگران، بلکه جنبش خیابانی به اضافه‌ی اعتصابات، کمر رژیم را شکست. نسبت کارگرهای صنعتی در واحدهای بزرگ پایین آمده است. سوال این است که این قدرت را چه قدرت اقتصادی می‌تواند برای سوسیالیسم مهیا کند و چه نیرویی می‌تواند این را به مثابه قدرت سیاسی تبدیل کند؟»

منتظر پیشنهادات، انتقادات و پرسش‌های شما هستیم. مهمانان برنامه‌ی بعدی ما، که دوشنبه‌ی آینده از رادیو کوچه پخش خواهد شد، خانم آذر مدرسی از حزب حکمتیست-خط رسمی و آقای صلاح مازوجی از حزب کمونیست ایران خواهند بود.

بیشتر بخوانید

پگیدا، اسلام هراسی یا خارجی ستیزی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,