Saturday, 18 July 2015
20 October 2020
سیاست در اختیار حکومت

«سیاست قربانی سیاست»

2015 February 05

محمد شوری / مقاله وارده / رادیو کوچه

 

سیاست(POLITIC) به معنای تدبیر مدن (اداره شهر) وقتی در انحصار باشد، اولین قربانی خودش هست.

دولت نهاد اداره کننده شهر است،اما سیاست در اختیار حکومت!

حکومت وقتی محدود به معدود شد،سیاست نیز اسیر.

گاهی یک تحلیل ناب، درست و صحیح توسط افراد منفور و مستبد بیان می‌شود که سبب شده تا دیگران از بیان آن خودداری کنند. زیرا در هیاهیوی سیاست بی‌پدر و مادر، متهم به قرابت با آنها می شوند؛ و گاه حاضرند برای غرابت، آن تحلیل ناب و درست را قربانی کنند تا بر پرستیژ روشنفکری‌شان خدشه وارد نشود!

در عالم سیاست عده‌ای سوژه  می‌سازند، و عده‌ای هم درگیر آن  می‌شوند و عده‌ای را هم تماشاچی این درگیری‌ها می‌کنند.

آنها که سوژه می‌سازند، خاص هستند و زیاد هم علنی و آشکار نیستند، ولی آنها که درگیر آن می‌شوند زیادند و اکثرا از خود حاکمیت هستند. یعنی جزو رجال حکومت می‌باشند.

حکومت را سوژه‌سازان در اختیار دارند. مثلن شما تصور کنید یکی از سران حکومتی  سال‌ها پیش در نماز جمعه در حالی‌که باران می‌بارید از روی نوشته‌ای که از قبل تهیه دیده بود خواند در این هوای آفتابی! و البته با دیدن باران فلفور متوجه این اشتباه  شد.

یا اخیرن باز هم در نماز جمعه همین هفته پیش امام جمعه‌ای در مورد نظارت درست بر اینترنت گفت: سی جی که هیچی ده جی هم آزاد می‌کنیم!

بیچاره سیاست که در اختیار این‌ها است.

namaz

توده‌های مردم اکثرن تماشاچی این درگیری‌ها هستند و البته تماشاچی…و پیرو جو و فضا. تماشاچی اگر عاقل باشد، سیاست این‌گونه قربانی نخواهد شد.

بی‌شک حضرت آقا قبلن مثل هر انسان دیگر بیمار شده و بستری شده‌اند؛ اما در طول ربع قرن حکومت یک طرفه ایشان (همه برای یکی) انعکاس بیرونی نداشته است؛ چون انتشار آن احتمال این را داشت که در ارکان قدرت تزلزل ایجاد شود. اما برای حقیرترین عضو بدن، بساط بیعت‌گیری راه افتاد. در این میان عده‌ای خواستن به دست بوسی برسند نتوانستند و یا نگذاشتند؛ وعده‌ای هم برای نشان دادن نمایشی از تمامی صنوف و طبقات و عقاید در درگاه حضرت آقا صف کشیدند. بیش از ربع قرن است که سیاست در نظام سیاسی کشور همین‌گونه اداره می شود. بیچاره سیاست…

گه‌گاه از زبان روحانیت حاکم خوانده و شنیده‌ایم که حضرت علی(ع) در یک روز ۴ هزار نفر را کشت.

این سخن را بارها در میان عوام برای توجیه اعدام‌های بی‌رویه گفته‌اند.

فرض بر صحت (کشتن ۴ هزار نفر در یک روز)،

آیا حضرت علی در دادگاه‌های سرپایی و غیابی و چند دقیقه‌ای آره یا نه ای این ۴ هزار نفر را زیر تیغ برد؟ یادر مقام فرماندهی سپاه جنگ رو در رو با کسانی که جنگ مسلحانه کردند؟!

سیاست (به عنوان تدبیر) توسط سیاستمداران حاکم با سفسطه و مغلطه وخطابه‌ای غرا، قربانی سو تدبیر می‌شود.

تنها دلیلش ناآگاهی عوام است.

اگر محمدرضا شاه سلسله پهلوی توانست بعداز کودتای ٢٨ مرداد جرات پیدا کند و قانون اساسی مشروطیت را دور بزند و با ثروت نفت قدرت بادآورده برای خود دست و پا کند، در عوض جمهوری اسلامی ایران توانست فقط با تفسیر یک اصل از قانون اساسی و تصویب یک ماده (نظارت استصوابی) سلطنت فردی را سیستماتیک قانونی کند و مضافن عبای دین را هم رویش بکشد!

در این سال‌ها مردم در تمامی انتخابات از ترس عقرب جراره به مار غارشیه پناه برده‌اند.

وقتی سگ محض رضای خدا پاچه گربه را گاز می‌گیرد و گربه محض رضای خدا موش، آنگاه می‌شود کانالیزه شدن سیاست!

شیوه‌ای که بواسطه آن قدرت، با دوقطبی کردن، نبض امور را دراختیار می‌گیرد.

کار رسانه تایید و نقد قدرت برای تنویر افکار عمومی است.

رسانه بازتاب بیرونی رخدادهای دورنی است. و هم‌چنین اصلی‌ترین وسیله کانالیزه شدن سیاست.

بطور مثال:

عذرا خانوم و صغرا خانوم و کبرا خانوم از جناح یسار، و فاطی کماندو و پری بلنده و زهرا سیا از جناح یمین که در پروسه کادرسازی جناح قدرت تربیت شده بودند، می‌شوند سردبیر و …

و یا صرفن عده‌ای خاص سخن‌گوی افکار عمومی می‌شوند و تمامی مصاحبه‌ها و نوشتارها (رسانه داخلی و خارجی) فقط از زبان آن‌ها بیان می‌شود.

و یا تنها عده‌ای حق نوشتن دارند و عده‌ای همیشه  و دائم از این نشریه  به آن نشریه در رفت و آمد هستتند و برخی‌شان هم  اصلن سردبیر بدنیا آمده و سردبیر رحل دنیا خواهند کرد!

matboat

دایره  بازتاب و نقد عمل‌کرد قدرت در این ٣۵ سال  محدود به عده‌ای معدود شد.

در حوزه علمیه (میان طلاب علوم دینی) مصطلح است که: «نظم در بی نظمی» است!

این استراتژی قربان‌گاه سیاست شده است، که بواسطه آن نوعی آنارشیسم موزون و جهت‌دار، اجرایی می‌شود. و تنها فایده‌اش، برای عده‌ای خاص، یا گروهی خاص است که با آن قدرت سیاسی را برای خود حفظ می‌کنند.

ماهیت و روح قانون اساسی ج.ا.ا.با این استراتژی  گِره خورده است.

وقتی به شاه‌کلید  اصول، در این قانون دقت کنید، متوجه می‌شوید هرکدام از مجریان برای تبری جستن و مبرا کردن خود از وضعیت فعلی (پس از ٣۵سال) با توانایی و مغلطه کلامی به همان  استناد می‌کنند.

در امر به معروف و نهی از منکر شیوه نصره بالرعب را عملن و کلامن تبلیغ می‌کنند و بعد وقتی با اینوع شیوه، اسیدپاشی و یا کشتن خودسرانه از افراد مهدورالدم (به زعم قاتل) مواجه می‌شوند، بازهم برای آن راه فرار پیدا کرده  و با انواع توجیه روبرو می‌شویم.

در جهت عدم پاره شدن کِش، باید منتظر مختومه کردن پرونده اسید باشی (مثل تمامی پرونده‌های اینچنینی)باشیم!

«مگر به حکم قانون»

در اصول اساسی قانون اساسی مواردی هست که آن‌را موکول به قانون می‌کند. قوانینی که قرار است بعدن توسط نمایندگان مردم در پارلمان تصویب شود.

مثل اصل ٢٢: حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.

مثل اصل ٢۵:…استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.

و وقتی کاندیداهای نمایندگی مجلس باید ابتدا توسط ۶ نفر (مثل هر انسان دیگر دارای حب و بغض) تائید شود، سرانجام ملت و این کشور همین است که الآن می‌بینید.

سرنوشت مردم  در اختیار  لُمپنیسم و مداح روضه‌خوان قرار می‌گیرد و تدبیر به تخدیر تبدیل می‌شود.

در روایتی از خواجه نظام‌الملک آمده است که می‌گوید:

هنگامی که صفاری در منطقه «قهستان شکست خورد، در پاسخ به پرسش رهگذری، علت شکست خود را گماردن مردمان خُرد بر کارهای بزرگ دانست.»

akhond

تلقین و تکرار و تداوم و بمباران دایمی معدود افراد و گروه، بر افکار عمومی  توسط رسانه – که از توان اقتصادی و پشتوانه رانت برخورداراست- نوعی تدبیر سیاسی است و جلوه دیگری از قربانگاه سیاست.

مضافن آن‌که با پُز روشن‌فکری و آزادمنشی وارد این عرصه شوند و از مخاطب هم بخواهند جهت تنویر افکار عمومی و بالا رفتن آگاهی، دیدگاه خود را آزادانه در این‌جا منتشر کنند. ولی در اصل (و در عمل مشاهده می‌شود) هدف آن‌ها فقط انتشار همان عده محدود و معدود است. و برای عدم انتشار برای غیر، بهانه‌هایی مثل عدم دسترسی، ازدحام و ترافیک و یا ما فقط مطالبی که ابتدا برای این جا ارسال شود را منتشر می‌کنیم و هکذا ان قلت‌های دیگر….و با همین دلایل آن‌را به پستوی بایگانی می‌سپارند تا زمان بدادشان بیاید!

این سیاست، سیاست له کردن دیگران با پُز روشن‌فکرانه و آزادی‌خواهانه است که با یک بررسی(خصوصن در رسانه‌های فراگیر) به وضوح می‌شود دید. صرفن نمایشگاهی است از افراد خاص!

«تابو» ساختن و «لولو» درست کردن سیاستی است برای تعدیل و پنهان و گمنام کردن سیاست دیگران.

ولایت فقیه «تابو»بی است که در ج.ا.ا. ساخته شد؛ و آن‌را آن‌قدر مقدس کرده‌اند که اکنون همچون «گوساله سامری» پرستش می‌کنند.

«احمدی نژاد» هم لولویی است که در ساختار نظام مبتنی بر نظارت استصوابی از پستوی سیاست بیرون آمد و درست شد.

الان هم جناح راست (اصول‌گرایان) و هم جناح چپ (اصلاح‌طلبان حکومتی) منافع‌شان در این است که این ساختار شکننده نشود، هر دوی آن‌ها به این  «تابو» و « لولو» نیاز مبرم دارند. در غیر این‌صورت آن‌ها می‌بایست پس از ٣۵ سال قدرت بلامنازع و یک سویه، جای خود را به دیگران بدهند. لذا «بدل»‌سازی و «قهرمان سازی» برای «آلترناتیو» بعدی، پروسه‌ای است که با کِش دادن جریان باصطلاح « فتنه» گِره و رقم خورده است!

اکثریت و اقلیت واژگان مظلوم سیاست و هر دو قربانی سیاست!

هر اکثریتی گاه اقلیت می‌شود؛ (نه از لحاظ کمیّت) و هر اقلیتی نیز گاه اکثریت (باز نه از لحاظ عدد و رقم).

آن اکثریتی در اقلیت قرار می‌گیرد که اسیر اقلیتی قدرت‌مدار می‌شود. و آن اقلیتی در اکثریت است که از صندوق آرای اکثریت بیرون می‌آید.

منتها چنان‌چه اکثریت فهم و درک و شعورش از محیط پیرامون خود به اندازه یک بزغاله باشد، اقلیتی گرگ در لباس چوپان در اکثریت قرار می‌گیرد!

تا وقتی آن فهم و درک ثابت باشد و یا از آن کاسته شود، این دور و تسلسل هم‌چنان هست.

شاید تکرار واژگان «اکثرهم لایعقلون» و «اکثرهم لایعلمون» در قرآن متاثر از همین دور باطل باشد.

فرمانده،فرمانبر؛یکی فرمان می‌دهد، یکی فرمان می‌برد. آنکه فرمان می‌دهد، در پروسه و شرایطی به این مقام می‌رسد.

تدابیر سیاسی برای اداره جامعه از فرمانده تدوین می‌شود.

اما زمانی که تدابیر از افکار مالیخولیایی سرچشمه گیرد، دنیا را به گَند می‌کشد. و جهانی را در آتش خود می‌سوزاند. و همان نیز علت اخذ تدابیری در واکنش به آن می‌شود. که گاه به ایجاد خلق وضعیتی می‌شود که تاسال‌های سال می‌بایست در اصلاح آن تلاش کرد.

هیتلر(درآلمان نازی)، داعش (دراجرای شریعت اسلامی)، ولایت فقیه (در جنگ، جنگ تا رفع فتنه در جهان) ،احمدی نژاد (در آنقدر قطع نامه بدهید تا قطع‌نامه دونتون پاره شه) و محمد حسن منطقی (هارون یونس) در سیدنی استرالیا که از شیعه افراطی به سنی افراطی رسید!

پروسه فرمانده و فرمانبر در پروسه اقلیت و اکثریت کلید می‌خورد. اقلیت و اکثریتی که معلوم نیست با چه کیفیتی بوجود آمده است!

تدبیر مُدن (با انتخابات) توسط اکثریتی که درک، فهم و شعور متناسب با زمان و تجدد و تمدن و پیشرفت را به‌دست نیاورده و بین آن فاصله فاحش باشد، از آن اقلیتی منجز می‌شود که بواسطه بدست آوردن اقتدار وقدرت،فساد و استبداد، نتیجه مختوم آن است.

در داستان «قلعه حیوانات» فشار ناشی از تاخیر در دوشیدن شیر گاوها، منجر به پیروزی حیوانات مزرعه شد ولی سرانجام خیلی زود به جای اول خود بازگشتند.

khamnei

از اکثریت ناآگاه (فرمانبر) اقلیتی (فرمانده) فاسد بوجود خواهد آمد.

سیاستمداران اقلیتی هستند که توسط اکثریت در پروسه انتخابات، برای اداره جامعه تدبیر مُدنُ می‌کنند!

در جوامع دمکراتیک، با وجود اطلاع‌رسانی آزاد، قلب سیاست هست، اما مشکل‌تر است.

اما درجوامع بسته، بلحاظ آن‌که اکثریت در حصار رسانه‌ای اقلیتی مقتدر است، فهمش کانالیزه می‌شود؛ و اقلیت فرهیخته هم امکان ابراز ندارد.

در چنین جوامعی لایه پنهانی سیاست است که حکمفرمایی می‌کند.

اظهار نظرهایی از این دست توسط «حسن روحانی»- رییس جمهوری-که:

اقتصاد باید از رانت خارج شود.

چرا برخی نهادها مالیات نمی‌دهند

فساد از آنجا ناشی می‌شود که قدرت، رسانه، اسلحه و ثروت در اختیار یک نهاد باشد.

و اخیرن مساله رفراندوم، در بخش زنده رسانه ملی

با توجه به ماهیت قانون اساسی، اصل نظارت استصوابی و مساله چگونگی رفراندوم در اصول قانون اساسی و قدرت مطلقه ولی فقیه در این قانون، چنانچه سفسطه‌ای برای سرپوش گذاشتن بر ناکامی‌ها در وعده‌های انتخاباتی نباشد، باید منتظر آشکار شدن آن لایه پنهانی ماند!

«سیاست آزادی» سیاست (تدبیر مُدن) را تبیین می‌کند؛ و «سیاست»، سیاستِ آزادی را مخدوش، یا موزون ودارای هارمونی مثبت!

«آزادی» بماهو «آزادی» یعنی انجام اختیاری فعل، که توسط حیوان ناطق انجام می‌شود.

انسان را حیوانی ناطق تعریف کرده‌اند. از آن‌جا که جامعه از مجموعه حیوانات ناطق به وجود می‌آید، هویت مستقل دارد. لذا برای اداره احسن آن باید سیاست کرد.

این‌جاست که سیاست آزادی توسط سیاستمداران (اقلیت مقتدر)- همان منتخب اکثریت- بصورت قوانین تدوین و به مرحله اجرا گذارده می‌شود.

ثابت بودن فهم، درک، شعور و عقل اکثریت در طول زمان، نتیجه‌اش چرخش معیوب سیاست است!

و تولید حیوانات ناطقی چون: داعش، طالبان، القاعده و حزب ولایت فقیه که هر کدام  یک‌جور آزادی را می‌فهمد و  هم‌چنین آن کاریکاتوریستی که در مهد آزادی، با این‌که می‌داند در کشورش اقلیت مسلمان اقلیتی مقتدر است، و پیامبر محبوب یک میلیارد مسلمان و منطقه آبستن حوادث نامیمون، آزادی را همچنان در کشیدن کاریکاتور محمد می‌بیند!

آزادی در هر جا از ظّنِ سیاست‌مداران سیاست می‌شود. و سیاست‌مداران ذاتن خواهان قدرت و ماندگاری.

آیا پروسه حوادث اخیر پروژه سیاستمداران نخبه نبوده است!؟

«احمد منتظری»، در نامه خود به «سید علی خامنه‌ای» -«ولی مطلقه فقیه»-نوشت:

«الناس علی دین ملوکهم»!

«ناس»(مردم-اکثریت-فرمانبر)

«ملوک»(اقلیت-سیاست‌مدار- فرمانده)

«سیاست»، (تدبیر مُدُن برای اداره شهر) ازسوی برگزیدگان «ناس»(توده مردم) اجرایی می‌شود.

چرخ سیاست باید همیشه سالم و سیال باشد تا بتواند به حرکت ادامه دهد.

حرکت –همان‌طور که قُدَما گفته‌اند-برکت می‌آورد!

برای حرکت باید توانا بود و قدرت داشت. این توانایی و قدرت فقط با توزیع عادلانه آن، اجرایی می‌شود و برکت می‌آورد.

ولی با تجمیع قدرت در یک فرد، یک حزب و یک نهاد، سبب فساد، و ضَعف و قصور عقول و ناهنجاری در ناس (اکثریت) می‌شود.

آب هم در یک‌جا بماند می‌گندد؛ لجن می‌شود و بوی تعفن آن، فراگیر و باعث سرایت میکرب به محیط.

٩٠ درصد قدرت طبق «قانون اساسی» در اختیار شخص «ولی فقیه» است. و با اجرای اصل «نظارت استصوابی»، ١٠ درصد آن نیز تکمیل شد!

نتیجه:فساد موجود در جامعه آینه فساد حاکمان است.

fasad edari

پس:آینه چو عیب تو بنمود راست

خود شکن آینه شکستن خطاست!

بازتاب افکار عمومی، «سیاست» است!

این «سیاست» چگونه اجرایی و تدوین می‌شود؟

برانگیختن افکار عمومی، از اصول سیاست است.

این اصل، در بطن خود، «تدبیر»(سیاست)های دیگر دارد!

افکار عمومی (همان) اکثریت است.

اکثریت یا «قاصر»، و «نادان»است؛ یا«عاقل» و «بالغ» و «دانا».

«قاصرین»، آن‌هایی هستند که به علت عدم دسترسی، کانالیزه و «قرنطینه» شدن و بی‌سوادی، درک و فهم‌شان از حقیقت و واقعیت ناقص است!

در نتیجه: بازتاب (واکنش) آن‌ها به «کُنش»ها هم معیوب.

«اقلیت» (همان): «سیاستمداران»، «نخبه‌گان»، «روشن‌فکران»، «هنرمندان»، «نویسندگان» و «فلاسفه» و «اُدَبا» هستند.

اقلیت یا «اخلاقگرا»ست؛ و برای رسیدن به هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند. یا نه، از هر ابزاری در جهت منافع، اهداف و خواسته‌ها استفاده می‌کند.

این اقلیت است که می‌تواند با«کُنش» و «واکنش»های خود،به افکار عمومی بازتاب بدهد. و از این راه آن تدبیر و سیاست خود را عمومی کند.

پروسه افکار عمومی، از اصول سیاست در ثبیت شیوه‌ها،راهکارها و قوانین «سلبی»و «ایجابی» است!

واقعه اتفاقیه نشریه فرانسوی«شارلی»، افکار عمومی را تهییج کرد. اما سود و منفعت آنرا اقلیت خاص بُرد! «رسانه»، افکار عمومی را پالایش و پرورش می‌دهد؛ و اقلیت و اکثریت متاثر از آن است.

در جامعه آزاد و دمکراتیک عکس صفحه اول روزنامه مردم امروز، یک عمل ژورنالیستی نه چندان مهم است! ولی در جامعه بسته و انحصارطلبانه، باتوجه به سوژه- «من شارلی هستم»- اگر نگوئیم احمقانه، باید گفت: یک عمل برنامه‌ریزی شده برای بسترسازی جهت ساختن پروژه‌ای خاص است.

«قرنطینه» شدن رسانه و به دنبال آن تثبیت «قحط الرجالی» ویژگی انحصارگرایانه جوامع بسته و غیردمکراتیک است که در نظام مطبوعاتی ج.ا.ا، به وضوح و آشکار مشاهده می‌شود و در امتداد آن، پروسه هدایت افکار عمومی!

تدوین سیاست قلابی با تثبیت قحط الرجالی.

هویت با شناسنامه جعلی و بازی در نقش دیگری، سیاست قلابی است! مثل مامورنما، روحانی‌نما!

قحط الرجالی یعنی انتخاب و انتصاب یک فرد برای انجام چند کار! برای آن‌که قحط‌الرجالی جا بیفتد و مقبول افتد، سیاست جهل‌الرجالی پا به میدان می‌گذارد.

سیاست جهل‌الرجالی یعنی استفاده از  قدرت+رانت+حکومت+رسانه، تا فرد یا افراد صاحب آرا و نظر و برنامه از دید افکار عمومی ناشناس و گمنام بماند!

نظارت استصوابی، قانونی شدن سیاست «قحط الرجال»ی است.

طبق اصل ٩٨،تفسیر قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است؛و طبق اصل ٩٩،نظارت بر انتخابات بر عهده همین شورا.

شورای نگهبان نظارت را استصوابی تفسیر کرد.

خمینی گفته است:میزان حال فعلی افراد است.

شورای نگهبان می‌گوید ملاک ما، حال فعلی افراد است.

این میزان فعلی چگونه بدست می‌آید؟

اطلاعات آنالیز شده توسط شنود و غیرشنود نیروهای امنیتی و اطلاعاتی (واجا)منبع میزان فعلی افراد توسط شورای نگهبان است!

و این‌گونه از صندوق رای افرادی بیرون می‌آید که کارشان تدوین سیاست قلابی است!

بیشتر بخوانید

دولت سایه‌ای که من می‌دانم / قسمت دوم

دولت سایه‌ای که من می‌دانم

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    L5sVgo zhtjgklypyys, [url=http://ehieylcyzszx.com/]ehieylcyzszx[/url], [link=http://cxquthjwiwil.com/]cxquthjwiwil[/link], http://zygpceosxdqn.com/