Saturday, 18 July 2015
16 October 2021
تجربه‌ای شخصی

«مبارزه برای حقوق زبانی به‌عنوان بخشی از مسئله زبانی ترک‌ها در ایران»

2015 February 18

واحید قاراباغلی / مقاله وارده / رادیو کوچه

 

تجربه یک دهه فعالیتم در حوزه حقوق‌بشر آذربایجان و بررسی بسیاری از موارد نقض حقوق بشر این مسئله را به من نشان داد که گروه‌ها هر چقدر که در موقعیت اقلیت قرار می‌گیرند بیش‌تر آسیب‌پذیر‌تر می‌شوند. آن‌ها که محروم از زبان هستند، زبانی برای سخن گفتن، زبانی برای ارزیابی وضعیت خود، آن‌ها که محروم از رسانه هستند، آن‌ها که مسایل‌شان دغدغه احزاب اصلی کشور نیست، آن‌ها که اصلا «یک تشکل سیاسی برای خود ندارند، آن‌ها در متن جریان اصلی حقوق بشری کشور نیستند و با وجود اینکه با بیشترین سرکوب‌ها روبرو می‌شوند، چرا که آن‌ها اقلیت هستند. آن‌ها بخش نامرئی جامعه ایران هستند که برای به رسمیت شناخته شدن مبارزه می‌کنند. مبارزه اشان برای پایان دادن به تحقیر‌ها، نادیده گرفتن‌ها و حق حیات اشان می‌باشد. من در مورد وضعیت اقلیت‌های ائتنیکی در ایران صحبت می‌کنم، بخصوص ترک‌ها و شرایط آذربایجان. فکر می‌کنم اقلیت‌های ائتنیکی، مذهبی و زنان و درکل دیگر گروههای اقلیتی در ایران تجربه‌های مشابهی در نوع سرکوب اشان و ظلم‌هایی که در حق اشان شده تجربه کرده‌اند. حال تصور کنید همزمان شما یک اقلیت ائتنیکی، اقلیت مذهبی، اقلیت جنسی و از یک طبقه‌ای محروم باشید. این به آن معناست که شما لایه‌های مختلف ظلم، تبعیض و محدودیت‌ها در زندگی را تجربه خواهید کرد. بنابراین هنگامی که ما در مورد وضعیت سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی مردم ایران صحبت می‌کنیم لازم است بخاطر داشته باشیم که ما مردم یک گونه‌ای در ایران نداریم بلکه مردمی متشکل از گروههای مختلف و با تجربه‌های مختلف. واقعیتی که گروه‌های اصلی ایران آن را همیشه نادیده گرفته‌اند. از آنجا که این مسائل و تجربه‌ها مختلف درون گروههای مختلف هم وجود دارد و ما نیز دچار این مشکل نشویم، می‌خواهم ذکر کنم که این نوشته در مورد زبان مادری و مسئله فرهنگی و زبانی ترک‌ها می‌باشد. یعنی اگرچه ترک‌ها و آذربایجان مشکلات جدی دیگری در ضمینه‌هایی چون اقتصادی و محیط زیستی دارد که البته مرتبط به این مسئله هم هستند ولی در این نوشته از جنبه فرهنگی و زبانی به مسئله خواهیم پرداخت و آن موارد خود موضوعاتی بسیار مهم ولی بحثی دیگر.

zaban--madari

همان‌طورکه از عنوان مقاله هم آشکار است در این نوشته مسئله زبان و مبارزه در راستای حقوق زبانی از جنبه تجربه شخصی خود خواهم پرداخت و آن را به کمک نظریه معروف تخیل جامعه‌شناسی سی رایت می‌لز، جامعه‌شناس آمریکایی به کل مشکل موضوع زبان در ایران ربط خواهم داد. برای می‌لز تخیل جامعه‌شناختی، توانایی مشاهده و درک اینکه چگونه تجارب و مشکلات فردی و شخصی در اصل می‌تواند به جامعه بزرگ‌تر متصل باشد. این به ما کمک می‌کند تا درک بهتری از مشکلات شخصی و رابطه آن با مسائل عمومی جامعه داشته باشیم. تخیل جامعه‌شناسی دارای دو ابعاد است. یکی مشکلات شخصی است، مشکلاتی که یک فرد در زندگی روزمره خود با آن مواجه می‌شود، و دیگر مسائل عمومی است که تعداد قابل توجهی از مردم‌‌ همان مشکل را در جامعه تجربه می‌کنند. برای مثال وقتی که ما دریافتیم بیکاری ما در اصل می‌تواند با نرخ بالای بیکاری در جامعه ارتباط داشته باشد، آنموقع درک می‌کنیم که درواقع مشکل شخصی ما بعنوان بیکار درواقع یک مشکل اجتماعی است که باید در سطح کلان حل شود.

تجربه شخصی

توانایی خواندن و نوشتن، و حق تحصیل به زبان مادری دارای یک معنی خاصی برای من به عنوان یک فعال حقوق زبان ترکی در ایران دارد. از نوجوانی تلاش‌های زیادی را در خصوص ترویج حقوق زبانی داشته‌ام. در سال ۱۳۸۳ وقتی که شانزده سال‌ام کمپینی را در شهر اردبیل شروع کردم که در مورد حقوق زبانی بود و ما طوماری را خطاب به مرتضی حاجی وزیر آموزش و پرورش وقت در کابینه‌ی سیدمحمدخاتمی تهیه کردیم. محتوای اصلی این نامه آن بود که با وجود این واقعیت که تقریبا بیش از نیمی از جمعیت ایران را گروههای ائتنیکی غیرفارس تشکیل می‌دهند، زبان فارسی تنها زبان تدریس و آموزش در مدارس ایران می‌باشد. بنابراین، ما دانش آموزان ترک از اردبیل خواهان یادگیری زبان خود در مدارس و آموزش به زبان مادری هستیم. همچنین نقل قولی را از اصل پانزده قانون اساسی ایران آورده بودم، که به وضوح بیان می‌کند که همه زبان‌ها در ایران برابر است. در عرض دو هفته، به همراه دوستان دیگر موفق به جمع آوری حدود ۳۰۰ امضا از دانش آموزان شده و طومار را به وزارت آموزش پرورش و چند روزنامه محلی دیگر ارسال کردایم. هفته بعد، مدیر مدرسه مرا به دفتر خود خواند و گفت که باعث مشکل‌سازی برای خود و مدرسه شده‌ام.

zabanmadari

مطلع شدام که مدیر مدرسه نامه‌ای از ارگان‌های امنیتی دریافت کرده است. برای هفته‌ها تقریبا هر روز به دفتر مدیر مدرسه فراخوانده می‌شدم و بعد‌ها توسط حراست آموزش و پرورش و نیروهای امنیتی چندین بار برای تهیه طومار مورد بازجویی قرار گرفتم. آن‌ها برای من از خطر پان ترکیسم و خطرات سوء این نوع فعالیت‌ها برای تمامیت ارضی ایران سخن می‌گفتند. آن‌ها سعی کردند به زور مرا به نوشتن تعهدی وادار کنند که به آن‌ها قول دهم که در آینده در دوران تحصیل‌ام هرگونه فعالیتی در مورد حقوق زبانی انجام نخواهم داد. به عنوان یک دانش آموز شانزده ساله، تلاش می‌کردم تا در مقابل فشار سنگینی که از طرف دولت متحمل می‌شدم، مقاومت کنم. در اعماق قلب‌ام، می‌دانستم که چیز اشتباهی انجام نداده‌ام. من تنها خواستار حقوق زبانی‌ام بوده‌ام، که در قانون اساسی کشور نیز بر آن تاکید شده بود.

مسیر طولانی و دشوار فعالان حقوق زبانی در ایران

آنموقع بود که بطور عینی درک کردم که هر تلاشی برای صحبت کردن از حقوق اقلیت‌ها به طور سیستماتیک توسط دولت با برچسب‌هایی چون «پان ترکیست» و یا «تجزیه طلب» سرکوب می‌شود. داستان من ممکن است منحصر به فرد به نظر برسد، اما آنگونه نیست اگر شما یک فعال حقوق ائتنیکی در ایران باشید و درگیر فعالیت‌هایی نظیر خواست حقوق فرهنگی و زبانی از جمله حق تحصیل به زبان مادری.

اینگونه خواست‌ها همواره به شدت توسط حکومت ایران سرکوب شده است. بسیاری از فعالین ترک مورد آزار و اذیت بازداشت، و شکنجه قرار گرفته‌اند. در واقع، بسیاری از فعالینی که من در داخل ویا خارج می‌شناسم اشان بیشتر آن‌ها حداقل یکبار دستگیر شده است. بعضی‌هایشان حتی برای بیش از پنج-شش بار. با این حال آن‌ها به مبارزه خود برای حقوق زبانی، برای آزادی بیان، و پایان دادن به‌نژاد پرستی ادامه می‌دهند. آن‌ها معترض سیاست‌هایی هستند که از تحصیل به زبان مادری محروم اشان ساخته است. برای آن‌ها، ممنوعیت از یادگیری به زبان خود و مجبور شدن به تحصیل در یک زبان دیگر ظالمانه و نژادپرستانه است. آن‌ها مخالف سیاستهای آسیمیلاسیون دولت ایران هستند و به همین خاطر با زندانهای طولانی مدت و شکنجه مواجه می‌شوند. این‌ها هزینه‌هایی است که فعالان مدنی برای دفاع از حقوق بشر و حفظ میراث و فرهنگ اشان می‌پردازند. این فعالین زندگی خود را برای دفاع از حقوق مدنی و بشری اشان صرف کرده‌اند تا تغییری در جامعه ایران ایجاد کنند و پایانی باشد برای سیاست‌هایی دولتی که تبعیض‌های ائتنیکی و نژادپرستی را اعمال می‌کند.

20120219_zaban-madari1_kooc

هنگامی که مردم از آموزش به زبان مادری خود محروم می‌شوند، لایه‌های بسیاری از مشکلات وجود دارد که آن‌ها در زندگی خود با آن مواجه می‌شوند. در زندگی روزمره و جنبه‌های دیگر. از اینرو هدف این است که گفتمان هژمونیک موجود در ایران در مورد وضعیت اقلیت‌های ائتنیکی غیر فارس و خواسته‌های آن تعغییر داده شود. البته که این کار ساده‌ای نیست و تلاش زیادی می‌طلبد. تلاشی که باید در راستای به چالش کشیدن نود سال گذشته‌ای باشد که در طول آن همواره فرهنگ فارسی، زبان، و تاریخ آن، بعنوان هویت مشترک همه ایرانیان ارائه شده است. اما از آنجا که، دولت ایران هیچ زبان و فرهنگی را به غیر از فارسی به رسمیت نمی‌شناسد، از هرگونه تلاش از طرف گروه‌های ائتنیکی غیرفارس در این خصوص جلوگیری می‌کند، برای بسیاری از مردم حتی درک آن و پی بردن به وجود چنین مشکلی آسان نیست. با این حال، فعالان حقوق زبانی با اینکه می‌دانند راه طولانی‌ای برای رفتن در پیش دارند، از اینرو در این راه خود را به همه نوع حملات، و تهدید‌ها از سویی دولت و گروههای نژادپرست به منظور متوقف ساختن آن‌ها از انجام فعالیت اشان آماده کرده و برآن واقف‌اند.

فعالان حقوق زبانی در ایران در مبارزه خود برای حقوق بشر و حقوق اقلیت‌ها مسیری را انتخاب کرده‌اند که به چالش می‌کشد سیاست‌های نژادپرستانه یک سیستم غیر دموکراتیک را. در این مبارزه آن‌ها جان خود را به خطر انداخته و با آزار و اذیت‌ها مواجه می‌شوند. آن‌ها شجاعت آنرا یافته‌اند که خود را درگیر فعالیت‌هایی کنند که یک سیستم را به چالش می‌کشد که به طور سیستماتیک حقوق بشر و حقوق اقلیت‌ها را نقض کرده و کسانی را که جرات انتقاد از این سیاست‌ها را به خود می‌دهند را سرکوب می‌کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۲ Comments


  1. خسته از دشمن
    1

    شما ترک های که اذری نیستید بلکه ترکید اذری های ایرانیانی هستند که با زور شمشیر مغولان عثمانی ترک زبان شدنند و شما مغلان ساکن ایران دو راه دارید ۱۰به مملکتتون مغولستان برگردید ۲.ترک تابعیت ایران کنید و به ترکیه برید هم زبان مادری که کاملان تو تبریز و دیگر شهرها باهاش حرف میزدید رو بلدید هم میتونین لاتینشو بنویسید .خاک کفشاتونو بتکونید و برید از ایران


    1. Rza
      2

      we didn’t say to you farsi saq go to Afqanistan.
      Evan you don’t knew Moqulstan is not Turkish county and they don’t speck Turkish.They language in Indian grub Like yours Mr: Farsi saq.