Saturday, 18 July 2015
23 October 2021
مجله کارگر

«تجارت آموزش در ایران معلمان را قربانی می‌کند»

2015 February 22

بهرنگ زندی-شادیار عمرانی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سومین جلسه شورای عالی کار در روز ٢٨ بهمن ماه  بر سر افزایش دو برابری حقوق پایه سنواتی کارگران در ساختمان وزارت کار تشکیل شد و بدون توافق مشترکی پایان یافت. این جلسه بدون حضور مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی و وزرای صنعت و داریی برگزار شد.

یک منبع کارگری حاضر در جلسات شورای عالی کار با اشاره به تلاش کارفرمایان برای کاستن از افزایش واقعی پایه دستمزد به هر بهانه و ترفند ممکن، به ایلنا گفته است: «قانون کار صراحت دارد که درآمد ماهانه یک کارگر بی‌تجربه (کارگر ساده) به عنوان حدقل مزد باید به اندازه‌ای باشد که بتواند پاسخگوی هزینه های خانواده متوسط چهار نفره او باشد. اما کارفرمایان با این توقع نابجا قصد داشتند تا با افزایش مشروط پایه سنواتی که تنها شامل حال کارگران متخصص و باسابقه می‌شود، از افزایش دستمزد کارگران حداقل بگیر که عمده کارگران شاغل در بازار کار را تشکیل می‌دهند جلوگیری کند.»

این منبع خبری با بیان اینکه گروه دولت به عنوان مطرح کننده پیشنهاد دوبرابر شدن پایه سنواتی در جلسه ٢٨ بهمن ماه به ظاهر سعی می‌کرد تا از موضع کارگران دفاع کند، گفت: «البته اگر دولت قصد حمایت جدی از کارگران را داشت در نهایت موضوع افزایش دو برابری پایه سنواتی سال ٩۴ بدون آنکه بخواهد مانع از افزایش مزد پایه شود از طریق رای گیری اعضای شورای عالی کار تصویب می‌شد و بر خلاف رویه معمول به دلیل رای مخالف کارفرمایان کنار گذاشته نمی شد.»

22

این مقام کارگری در عین حال از اعتراض گروه کارگری شورای عالی کار از اینکه دبیر کمیته دستمزدهای این شورا در جلسه امروز دعوت نشده بود خبر داد و گفت: «پس از اعلام اعتراض نمایندگان کارگری آقای هفده تن گفت که هیچ منعی برای حضور در این جلسه نبوده و از دفعه بعد نیز برای وی مانند سایر حاضران دعوتنامه کتبی ارسال خواهد شد.»

روز سه‌شنبه ٢٨ بهمن بر اثر سقوط یک آسانسور حمل بار ساختمانی در بلوار کشاورز اصفهان، ۸ کارگر کشته شدند و یک نفر به شدت آسیب دید. «اسماعیل بیگی»، «اکبر دیانی»، «محمود افشاری»، «غلامرضا عطایی»، «حسین مرادی»، «محمود چهرآزی»، «قدرت الله نجاتی» و «اسماعیل بختیار» ۸ کشته شدهٔ حادثهٔ سقوط آسانسور حمل بار در اصفهان هستند.

به گزارش ایلنا، در این حادثه که در  ظهر روز (۲۸ بهمن) رخ داد به دلیل سقوط آسانسور حمل بار ساختمانی از ارتفاع ۳۰ متری در یک مجتمع مسکونی نیمه ساز مقابل خیابان قائمیه در بلوار کشاورز اصفهان، ۸ کارگر  بین سنین ۳۰ تا ۴۰ ساله، در دم جان باختند و یک کارگر ۳۰ ساله نیز به شدت مصدوم شد. بر اساس این گزارش، کارگر مصدوم به بیمارستان الزهرا منتقل شده است.

22

پس از یک هفته تعلیق مذاکره میان نمایندگان اتحادیه‌های کارگری و شرکت‌های نفتی درباره ایمنی و حقوق کارگران در آمریکا از سر گرفته شد. این مذاکرات در هجدهمین روز اعتصاب کارگران پالایشگاههای آمریکا اتفاق افتاد. از سال ١٩٨٠ به بعد این بزرگ‌ترین اعتصاب کارگران پالایشگاه‌های این کشور است.

براساس اطلاعاتی که یکی از اعضای اتحادیه کارگران نفتی آمریکا منتشر کرد شرکت های نفتی به درخواست اطلاعات این اتحادیه پاسخ دادند و این گفتگوها تا شب ادامه داشت. با این حال دو طرف همچنان فاصله زیادی با یکدیگر دارند و مذاکرات روز پنجشنبه از سرگرفته می شود.

«ری فیشر» سخنگوی شرکت رویال داچ شل که به نمایندگی در شرکت های نفتی در این مذاکرات حضور دارد گفت شل مذاکرات را با اتحادیه کارگران نفتی در جهت دسترسی به توافقی که برای دو طرف رضایت بخش باشد ادامه می دهد.

«گری بیورز» یکی از مذاکره کنندگان اصلی اتحادیه کارگران نفتی به رویترز گفت افزایش سطح ایمنی کارگران در پالایشگاهها و شرکت های شیمیایی همچنان یکی از اختلافات اصلی است.

22

اتحادیه کارگران نفتی آمریکا همچنین خواستار افزایش حقوق کارگران است. این اتحادیه همچنین در پیامی به خبرنگاران اعلام کرده است حادثه اخیر انفجار در پالایشگاه بزرگ اکسون موبیل در منطقه لس آنجلس کالیفرنیا که موجب زخمی شدن چهار نفر شد لزوم افزایش سطح ایمنی کارگران را نشان می دهد.

شماری از کارگران کارخانه «تبریز کف» صبح روزهای (۲۸ و ۲۹ بهمن ماه) در واکنش به تعویق ۶ ماه حقوق وسایرمزایای جانبی خود، در محوطه کارخانه تجمع کردند.
به گزارش خبرگزاری کار ایران اعتراض کارگران از روز 28 بهمن ۴ بعد اظهر در واکنش به بی‌توجهی کارفرما کارخانه به پرداخت مطالبات معوقه آنان صورت گرفته است.
به گفته کارگران تبریز کف، مطالبات معوقه آنان تا چند ماه قبل بیشتر از ۶ ماه بوده اما کارفرما اخیرا ۴ ماه آن را به صورت یکجا به حساب کارگران پرداخت کرده است. کارگران می‌گویند علاوه بر تعویق حقوق کارگران قدیمی کارخانه، کارفرما حقوق ۶۰ نیروی کار جدیدی که از مهر ماه به استخدام کارخانه در امده اند را پرداخت نمی‌کند.
کارگران تبریز کف میانگین مطالبات معوقه خود را حدود ۱۶ تا ۱۷ میلیون تومان ذکر کردند ودر ادامه در خصوص مشکلات بیمه‌ای خود گفتند؛ علاوه بر ۶ ماه حقوق، چندین ماه است که کارفرما از پرداخت بیمه کارگران به تامین اجتماعی خوداری می‌کند.

22
کارگران می‌گویند؛ تنها واکنش کارفرمای کارخانه کف تبریز به مطالبات حدودا ۲۱۰ نفر از کارگران اینست که می‌گوید وضع مالی من به نسبت شما کارگران بد‌تر است.

اعتصاب صنفی نزدیک به ۱۰۰۰ نفر از کارگران لوله و نورد صفا روز  (٢۶ بهمن) با وعدهٔ پرداخت بخشی از معوقات حقوقی کارگران تا ۱۲ اسفند ماه، به پایان رسید. در همین حال به گفتهٔ کارگران، در دو روز گذشته علاوه بر اخراج ۱۰ نفر از کارگران متخصص، ۴ نفر دیگر از کارگران به دلیل عدم رضایت از نحوهٔ پرداخت مطالبات حقوقی اقدام به تسویه حساب و ترک کار کرده‌اند.

دلیل ترک کار این کارگران  عدم رضایت آن‌ها از وضعیت پرداخت مطالبات حقوقیشان بوده است. این کارگران در خط تولید آر بی‌ مشغول به کار بوده‌اند و این خط جزء خطوط اصلی است که باید راه اندازی شود، زیرا عمدهٔ تولید کارخانه روی پایه همین خط قرار دارد.

حدود ۱۲۰۰ نفر از کارگران کارخانه لوله سازی اهواز که تحت مدیریت شرکت پیمانکاری «سیال سازه روشن» در سه کارخانه‌ شماره یک، ۴ و پوشش فعالیت دارند از روز دوشنبه (۱۳بهمن) تاکنون در اعتراض به دریافت نکردن حقوق طی دو ماه گذشته و عدم تغییر وضعیت شغلی خود دست از کار کشیده‌اند.

به گفته‌ی کارگران دلیل اعتصاب آن‌ها عدم رضایت از شرایط کار با شرکت پیمانکاری است. این کارگران خواستار تغییر قرارداد شغلی خود از پیمانی به قرار داد مستقیم هستند.

22

کارگران پیمانکاری همچنین از نداشتن امنیت شغلی به دلیل نوع قرارداد کاری و دستمزد ناکافی ابراز نارضایتی می‌کنند.

به گفته‌ی کارگران لوله سازی اهواز، همه مسئولان بویژه مسئولان استان و شهرستانی از موضوع اعتصاب کارگران پیمانی کارخانه لوله سازی اهواز با خبرند اما هیچ توجهی به خواسته کارگران ندارند.

در این روزها کم نیستند کسانی که لیسانس و فوق لیسانس دارند و سرایدار ساختمان هستند، یا یک  ماشین قسطی اختیار کرده‌اند و با همان لیسانس و فوق لیسانس مشغول مسافرکشی هستند و  خیل عظیمی از همین تحصیل‌کردگان هم به کار یدی مشغول‌اند. این بخشی از مشاهدات روزانه‌ی هر شهروند را در ایران پر می‌کند و آنقدر برخورد با این موارد زیاد است که نیازی به ارائه‌ی آمار و ارقام و کشیدن نمودار نمی‌آید.

تلویزیون را که روشن می‌کنید، در میان تبلیغات رنگارنگ پفک و چیپس و حساب‌های سپرده در بانک فلان، حداقل یک آگهی به کتاب‌های کمک آموزشی اختصاص دارد که یک در میان پخش می‌شود و قبلی تمام نشده است ثبت‌نام در کلاس‌های کنکور مدرسان فلان و دوراندیشان بهمان شروع می‌شود.

این‌ مشاهدات روزانه گوشه‌ی کوچکی از بالا رفتن سطح فنی، آگاهی و تکنیکی نیروی کار در ایران است. سطحی که با رشد دانشگاه‌ها بعد از انقلاب آنقدر نیرو تربیت کرده است که برای استخدام یک آبدارچی ساده حتی بعضی از شرکت‌ها به کم‌تر از لیسانس رضایت نمی‌دهند. سطحی که برای یارآوری و بهره‌وری سود آنقدر نیرو دارد که برای جابه‌جایی مسافر هم ترجیح می‌دهد که فردی با تحصیلات آکادمیک این کار را انجام می‌دهد، تحصیلاتی که در بیش‌تر مواقع یک ذره ارتباط با کار انجام شده ندارد.

این روند با ارتش عظیمی از بیکاران تحصیل‌کرده نه تنها متوقف نشده، بلکه همچنان با سرعت فزاینده‌ای به کارش ادامه می‌دهد. آموزش در ایران هیچ‌گاه و تا این سطح کالایی نشده است، بخشی از سودآوری است و همانند موتور محرکه‌ی سرمایه، نیروی کار آن را تربیت می‌کند. آنقدر بارآور است که آگهی‌های تلویزیون را یکی در میان به خود اختصاص می‌دهد و کتابفروشی‌های قدیمی را به محل فروش اختصاصی کتاب‌های خود تبدیل می‌کند. اما این تربیت نیروی کار توسط چه کسانی اتفاق می‌افتد؟ مولد اصلی آن چه کسانی هستند؟ و آیا خود در این کار پر سود سهمی دارند یا نه؟

22

معلمان، دبیران و استادان مولد اصلی تربیت نیروی کار هستند. خلق می‌کنند، تولید می‌کنند و با کالای خود هم بیگانه می‌شوند. چارچوب تولید سودآور موجود که قبلن به عنوان یک سرمایه‌گذاری زیربنایی از آن اسم برده می‌شد، اکنون در لحظه سود می‌کند، ایده‌آل‌های آموزش رایگان را کنار می‌گذارد، بر تحصیل دانش‌آموزان افغان شهریه آموزشی می‌بنند، و در همان لحظه هم کتاب کمک آموزشی منتشر می‌کند. در همه‌ی این پروسه‌س سودآور که هم‌اکنون سیستم آموزشی جامه‌ی آن را به تن کرده است، معلم برده‌ی مزدی آموزش و پرورش، موسسات آموزشی، کلاس‌های کنکور و دانشگاه‌ها است. در برنامه‌ی بیستم مجله کارگر وقتی که حقوق معلمان در ایران با ترکیه و قطر مقایسه شد و گفته شد که پایین‌تر از آنجاست، عده‌ای از شنوندگان برنامه برای ما نوشتند که “غیب که نگفته‌ای” آنجا درآمد سرانه‌ی بالاتری دارد. اما اگر به ترکیه و قطر سفر کنید، نه این حجم از این دانشگاه را می‌بینید، نه در آگهی‌های بازرگانی تلویزیون حتی یک آگهی آموزشی می‌بینید و نه سرایدار ساختمان‌هایشان لیسانس و فوق‌لیسانس دارد. سیستم آموزشی در این کشورها در سطح همان تولید زیربنایی سرمایه و غیرمولد باقی می‌ماند و حداقل تا قبل از آکادمی پول‌ساز نیست.

سیستم آموزشی موجود در ایران شباهت بیش‌تری به کارخانه‌ی فولاد و ذوب‌آهن دارد تا یک مدرسه و مکان آموزشی که همانند سال‌های قبل یک عده دانش آموز داشت و عده‌ای معلم که طبق وظایف تعریف شده عمل می‌کردند. کارفرمای این نهاد پول‌ساز هم‌اکنون وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و تحقیقات و فناوری به عنوان کارفرماهای دولتی و نیز آموزشگاه‌های خصوصی، کلاس‌های کنکور و انتشارات کتب آموزشی به عنوان کارفرمای خصوصی هستند.

بازتولید روابط کار و سرمایه در بستر سیستم آموزشی نه از جهت خصوصی کردن آموزش، بلکه از مجرای دولت و در قلب آموزش به اصطلاح رایگان اتفاق می‌افتد. دولت در تمامی این مراحل نقش مستقیم خود را ایفا می‌کند و در سودآوری آموزش هم سهیم می‌شود. مفهوم خصوصی تنها زمانی می‌تواند محلی از اعراب داشته باشد که نقش نهاد سوم یعنی دولت به طور کامل قطع شده و نهاد آموزش متشکل از آموزش‌دهندگان و دانش‌اموزان باشد. تاسیس مدارس غیرانتفاعی در ایران که از دوران هاشمی رفسنجانی آغاز شد، نه حاصل فشار بخشی با عنوان و سربرگ خصوصی بود و نه حاصل تخاصم و برخورد دو بخش دولتی و خصوصی. این مدارس با مصوبه‌ی دولت به معلمان رسمی و یا بازنشسته‌ی دولت اعطا می‌شد و تا آنجایی خودگردان بود که دولت حدود و ثغور آن را تعیین می‌کرد. این مدارس در اوایل ترجیح می‌دادند از معلمان بازنشسته استفاده کنند، اما با افزایش نیروی ماهر و تحصیل‌کرده، استفاده از نیروهای جوان‌تر را ترجیح دادند. نیروهایی که قرادادی بودند و با کم‌ترین حقوق و مزایا تدریس می‌کردند.

33

اما آنچه که بر سر در این مدارس نوشته می‌شد، وزارت آموزش و پرورش بود. الگوی طرح شده به مدارس دولتی سرایت کرد. دیگر تنها مدارس غیرانتفاعی پول‌ساز نبودند. تجربه کالایی کردن آموزش با تاسیس مدارس غیرانتفاعی به خوبی جواب داده بود و نهاد دولت می‌توانست آن را به مدارس دولتی تسری دهد. هر چند که قبل از آن و همزمان با تاسیس مدارس غیرانتفاعی، مدارس نمونه مردمی و زیر نظر مستقیم وزارت آموزش و پرورش به صورت مستقیم اقدام به دریافت شهریه می‌کردند.

به بهانه‌ی کسری بودجه آموزش، مدارس اقدام به دریافت پول به بهانه‌های مختلف می‌کردند. نهادهای پول‌ساز دیگر از جمله کلاس‌های کنکور، تقویتی با مجوزهای آموزش و پرورش به بال دیگر پول‌ساز نهاد آموزش تبدیل شدند. مثل قدیمی هر چه قدر پول بدهید، همانقدر آش می‌خورید به صورت تمام و کمال در مدارس دولتی حاکم شد و به دانش‌آموز در آن سطح آموزش داده می‌شد که سودآور باشد و به ضرر چرخه تولید نینجامد. در این تصویر معلم متهم ردیف اول جا داده می‌شد و محکوم می‌گشت.. آموزش و پرورش هم به بهانه‌ی کسری بودجه و اختصاص ٩٨ درصد از بودجه به دستمزد فرهنگیان خود را از ماجرا کنار می‌کشید و نظاره‌گر بود. اما حقیقت اصلی آن است که در این پروسه معلم و دانش‌آموز هیچ دخل و تصرفی نداشتند.

معلم به عنوان مولد اگر خارج از چارچوب نظام تولیدی موجود حرکت می‌کرد باید کارش را از دست می‌داد و به حاشیه رانده می‌شد. همانقدر می‌توانست آموزش دهد که کتب آموزشی تنظیم‌شده اجازه می‌دادند. کتب آموزشی و رسمی هم همانقدر مطلب می‌نوشتند که کفاف گنگی دهد و برای فهم کامل نیاز به نهادهای آموزشی خارج از مدرسه افتد. معلم هم برای ادامه‌ی حیات باید به استخدام همین کلاس‌های خارج از کنکور درمی‌آمد و در همان معادله‌ی رقابت نیروی کار بر سر تصاحب کرسی آموزشی، دستمزد پایین پیشنهاد می‌داد . البته این شانس و بخت و اقبال نسیب همه‌ی معلم‌ها نمی‌شد و تعداد زیادی از معلمان باید به همان کسری بودجه‌ی آموزش و پرورش رضایت می‌دادند. معلمان باید تاوان پول‌ساز شدن آموزش و پرورش را پرداخت می‌کردند.

22

اعتراض صنفی معلمان در ماه گذشته که در برنامه‌های قبل هم گزارشی را درباره‌ی آن تهیه کردیم به خاطر همین موضوع بود. طیف گسترده‌ای از معلمان که بهای پول‌ساز شدن آموزش را پرداخت می‌کردند، شانس رقابت را در امکان کار در کلاس‌های خصوصی را نداشتند و زندگی‌شان با همان حقوق معلمی می‌چرخید. بیانیه‌ی معلمان مریوان با مطرح کردن مسائلی چون آزادی فعالین صنفی دربند، اجرای بند ۵ قانون خدمات کشوری، تاسیس بانک فرهنگیان، برابری کامل حقوق معلمان زن و مرد و ایجاد فضای مناسب جهت امنیت حقوقی و جانی معلمین به همین خواسته‌ها اشاره داشت. جرقه‌های اولیه زده شد و کانون صنفی معلمان پشتیبانی خود را از این مسیر عنوان کرد و برای ١٠ اسفند هم فراخوانی سراسری برای تجمع در مقابل مجلس صادر کرد.

روند موجود آموزشی در ایران، معلم را به عنوان تولیدکننده آموزش به برده‌ی مزدی نهادهایی تبدیل خواهد کرد که نه تنها شباهتی به خصوصی ندارند، بلکه بیش‌تر قصد دولت را برای پول‌ساز کردن آموزش نشان می‌دهند. بیغوله‌ی آموزش قربانی خود را از معلم و دانش‌آموز می‌گیرد و سودش به جیب دولت می‌رود.

مطالب مرتبط

آیا شما هم از بیکاری می‌ترسید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۳ Comments

  1. 1

    wh0cd6463418 viagra online usa

  2. 2

    wh0cd6463418 Buy Sildenafil

  3. 3

    wh0cd6463418 viagra online