Saturday, 18 July 2015
24 October 2021
روز جهانی زبان مادری

«فارسی را پاس بداریم بقیه زبان‌ها را زاپاس»

2015 February 22

عبدالستار دوشوکی / مقاله وارده / رادیو کوچه

 

امروز ۲۱ فوریه روز جهانی زبان مادری می‌باشد که توسط مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شده است. معاده‌ها و منشورهای بین‌المللی متعددی وجود دارند، که حکومت ایران نیز به اجرای آن‌ها متعهد و ملزم شده است تا از خزینه و میراث زبانی و فرهنگی موجود در کشور حمایت و پاسداری کامل بکند. اصل پانزده قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز تصریح می کند که استفاده از زبان های قومی و محلی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آن ها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است.

دکتر حسن روحانی نیز در بند ۴ بیانیه شماره سه خود در مورد حقوق اقوام، ادیان و مذاهب  که در ٩ خرداد ١٣٩٢ منتشر شد، قول تدریس زبان مادری ایرانیان بطور رسمی در سطوح مدارس و دانشگاه‌ها و اجرای کامل اصل ١۵ قانون اساسی را داد و در بند ۵ همان بیانیه قول تقویت فرهنگ و ادبیات اقوام ایرانی و پیشگیری از زوال آنان را داد. در بند ٨ بیانیه نیز قول به تغییر نگاه امنیتی نسبت به اقوام و فرهنگ‌ های آنها داد. با عنایت به وعده های شفاهی و کتبی ایشان، وی حداکثر رای را در مناطق قومی نظیر بلوچستان، ترکمن صحرا و کردستان آورد.

20120219_zaban-madari1_kooc

علیرغم معاهدات بین المللی و تصریح قانون اساسی و وعده های انتخاباتی حسن روحانی در مورد آزادی زبان مادری در کنار زبان رسمی کشور، هفته پیش هیات نظارت بر مطبوعات درخواست برخی از فعالان فرهنگی و روزنامه نگاران بلوچ را که در چارچوب موازین جمهوری اسلامی در زاهدان فعالیت می کنند، برای کسب مجوز جهت انتشار سه نشریه بلوچی ـ فارسی بنام های “امـُـیت”، “ورنا” و “آوای مکران”، رد نمود و با انتشار نشریه به زبان بلوچی مخالف نمود.  همگی درخواست های بلوچ ها در جلسه مورخ ۲۱ بهمن با مخالفت هیات نظارت بر مطبوعات روبرو شده و موفق به اخذ جواز نشدند. این در حالی است که سیستانی ها سالهاست نشریه های متعددی در استان دارند، و بلوچ ها بطور غیرقانونی از هر گونه  رسانه و روزنامه و یا نشریه  چه به زبان فارسی و چه به زبان بلوچی محروم هستند.

زبان بلوچی در رده ۹۷ جدول زبانهای زنده دنیا قرار دارد. از منظر زبانی بیش از دوسوم کشورهای جهان جمعیتی کمتر از “بلوچ ها” دارند. اما در بلوچستان ایران تدریس و نشر به زبان بلوچی ممنوع است؛ در حالیکه در بلوچستان پاکستان و افغانستان اینگونه نیست. این سیاست تبعیض بر علیه اقوام ایرانی، باعث رشد نفرت، تولید شکاف های زیربنایی خطرناک قومی ـ فرهنگی و ایجاد گـُسل های راهبردی در “وحدت” ایرانیان می شود. رژیم جمهوری اسلامی که خود را “تافته جدا بافته ای” می پندارد، هیچگونه تعهد عملی نه تنها به قانون اساسی خود ندارد، بلکه علیرغم پیوستن به معاهده ها و منشورهای بین المللی، هیچگونه اهمیتی برای آنها نیز قائل نیست. وانگهی وعده های حسن روحانی نیز در عمل توخالی از آب درآمدند، و ایشان نتوانستند یا نخواستند نگاه امنیتی بر مولفه زبان مادری را تغییر دهند.  این قرائت امنیتی ـ شوونیستی برای تحریک احساسات توده ها و به اصطلاح عـِـرق ملی مورد سوءاستفاده فراوان قرار گرفته است. علیرغم اینکه همه پذیرفته ایم که زبان فارسی زبان مشترک همه ایرانیان است. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای “یکپارچه” اما چند زبانی مثل سوئیس، هندوستان، بلژیک و اسپانیا  حتی یک زبان واحد و یا رسمی مولفه  “وحدت” هویت و ملی نیست.

zaban--madari

بر اساس تبیین  یونسکو، بارزترین مولفه فرهنگی و هویت جمعی هر قوم و ملتی، زبان آن می باشد. اهمیت آموزش و تدریس به زبان مادری نه تنها بمثابه یک حق طبیعی و مسلم انسان، بلکه بعنوان اساسی ترین وسیله ارتباط انسان و موثرترین واسطه کـُنش و واکـُنش او با محیط خویش می باشد. ترقی و پیشرفت انسانها و جوامع آنها ارتباط کاملا مستقیم با توانایی آنها در تحصیل دانش و آموختن علم از گهواره تا گور دارد. متاسفانه فرزندان بلوچ و اقوام دیگر نه تنها با نابرتری زبانی (در مقایسه با فارس زبانان) آموزش ابتدایی را آغاز می کنند که قبل از فراگرفتن نوشتن و خواندن، ناچارند زبان مادری جدیدی را یاد بگیرند؛ بلکه وحشتناک تر از آن با کمداشت و کاستی های فراوان در عدم وجود تسهیلات آموزشی، مدرسه مناسب، معلم و امکانات مالی و غیره روبرو هستند. این عدم توازن و تبعیضات عدیده باعث تولید رقابت نابرابر و ستم مضاعف می شود.

زبان مادری یکی از ارکان اصلی هویت اشخاص می باشد، و آموزش بزبان مادری روش بسیار موفقی برای مبارزه با تبعیض، و همچنین برای تامین سلامت جامعه می باشد. بسیاری از محققان و کارشناسان امور آموزش و پرورش بر این عقیده اند که آموزش اجباری به زبانی غیر از زبان مادری یکی از عوامل عمده اُفت آموزشی و بازماندگی از تحصیل در همان “آغاز” کار می باشد. متاسفانه فرهنگ تبعیض و تحقیر دیگران در ایران و بخصوص بین هموطنان مرکز نشین و “فارس زبان”  نهادینه شده است. تحت تاثیر بمبارانهای تبلیغاتی درونمرزی و برونمرزی نظیر “هنر نزد ایرانیان است و بس!” و “فارسی شکر است”، بسیاری از آنها از درک این حقیقت ساده عاجز هستند که زبان مادری هر کسی برای او “شکر” است ؛ و این حلاوت مختص زبان فارسی نیست.  در نتیجه باید همه زبان های ایرانی را پاس بداریم.

بیشتر بخوانید

تحصیل به زبان مادری از مصادیق بارز حقوق بشر

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۴ Comments


  1. لوبیوم
    1

    از این عبارت “شوونیستی” دیگه داره حالم به هم می خوره، مقاله خز، عصبی و چرتی بود.

    1. 2

      معمولن آدم های متعصب و شوونیست از شنیدن اسم واقعی خودشان عصبی و ناراحت می شوند. این یک فاکت ثابت شده علمی است. آینه چون نقش تو بنمود راست// خود شکن، آئینه ‌شکستن خطاست.
      بهناز کردستانی


  2. azad
    3

    مقالە مختصر و مفیدی بود


  3. گنجوی
    4

    جالب است که ایشان ودیگر افرادی که دم از احقاق حقوق خلق های در زنجیر ایران می زنند عموما ساکن بریتانیای کبیر ویا هلند می باشند.

    فرهنگ شفاهی از دیرباز بیشتر از آثار مکتوب در میان ایرانیان کاربرد داشته و اصولا میانگین مطالعه در این کشور بسیار کمتر از دیگر کشورها می باشد.

    آیا در نواحی که این حضرات مدعی پایمال شدن گفتار ونوشتار به زبان مادری می باشند آنقدر میزان ادبیات نوشتاری ومطالعه بالا رفته که زبان فارسی مانعی بزرگ در برابرشان می باشد؟

    خوب است نامه جواد خان زیاد اوغلوحاکم گنجه را به ژنرال سیسیانف روسی در سال ۱۸۰۱ مدنظر قرار دهیم که با وجود ترک زبان بودن گنجه وتوابع آن، این نامه به زبان فارسی رایج در اوایل قرن نوزدهم نوشته شده بود.

    بیچاره جواد خان مقتول در راه مبارزه با روس ها که حقوق حقه اش پیش از این توسط فارسی زبان ها پایمال گردید!

    پادشاهان قاجار ترک زبان بودند پس چرا در تمامی نامه های ارسالی به خوانین قفقاز در طول دوران نخست جنگایران وروس از زبان فارسی استفاده می نمودند؟

    آقایان وخانم ها

    حقیقت این است که ناصرالدین شاه شانزده ساله هنگامی که در تهران تاج گذاری نمود عملا به فارسی آشنایی نداشت چون زبان محاوره دربار تبریز ترکی بود ولی تمام گفتار ونوشتار رسمی پادشاهان قاجار به فارسی بود ولی به هنگام نیاز با اطرافیان آذربایجانی خویش به ترکی سخن می گفتند.

    تجربه اوستیای شمالی گرجستان و شرق اوکراین نشان می دهد که قدرت های بزرگ برای تجزیه کشورها از زبان مادری چگونه برای بدست آوردن منافع خویش استفاده می نمایند.