Saturday, 18 July 2015
28 October 2021
چشم سوم

«سقوط جمهوری اسلامی قطعیت ندارد»

2015 February 23

شادیار عمرانی – بهرنگ زندی / رادیو کوچه

 

مصاحبه با آقایان حسن بهزاد از سازمان فداییان (اقلیت) و مازیار رازی از گرایش مارکسیست‌های انقلابی و بررسی بازخوردهای مردمی به اعدام سامان نسیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

جمهوری اسلامی ایران در چهارمین دهه حیات خود پس از انقلاب ۵٧، به ثبات حکومت در صحنه‌ی بین‌المللی می‌اندیشد و تمام توان و تمرکز خود را از هر جناح حکومت تک‌حزبی ایران معطوف آن می‌کند. با این وجود هنوز احزاب و گروه‌های اپوزسیون دائما این پرسش را مطرح می‌کنند که نظام حاکم در ایران در چه سطحی از ضعف است و تا سرنگونی چقدر فاصله دارد؟ گروهی عین ٣٧ سال گذشته بر پایه‌ی این سیاست برنامه‌ریزی کرده‌اند که جمهوری اسلامی ضعیف است و همین روزهاست که فروپاشد. گروهی نیز بالا گرفتن اختلافات جناحی را در حکومت به نفع تضعیف نظام دانسته، با نگاهی دیترمینیستی (جبرگرایی یا همسازگرایی) فروپاشی جمهوری اسلامی را ناگزیر می‌دانند و در کلامی عامیانه هیچ نظامی ابدی نیست و بزرگ‌ترین امپراطوری‌ها با گذشت زمان ضعیف شده و در نتیجه این ضعف و ایجاد نارضایتی و هرج و مرج و چند دستگی در حکومت، با اولین حمله‌ی خارجی فروپاشیده‌اند. ظلم پایدار نیست و فواره چون بلند شود، سرنگون شود.

2

آغازگران انقلاب – سهیل اکبرپور – رادیو کوچه

 

 

این گروه استدلال ذهنی‌گرایانه یا سوبژکتیو خود را با استدلالی مکانیکی از دیالکتیک هگلی در‌می‌آمیزند و در سطحی ریشه‌ای‌تر فروپاشی بورژوازی و نظام سرمایه‌داری را ناگزیر دانسته، بدون در نظر گرفتن و بررسی ماهیت رفتاری این نظام در ترمیم ضعف‌های خود و توان آن در گذار از بحران‌ها، دامن زدن به اختلافات داخل آن سیستم را راهی عملی برای فروپاشی آن برمی‌شمرند. درست مانند دکترین مهدویت تشیع، که رشد فساد و تباهی را عامل ظهور مهدی می‌داند و یا ایمان به رزورکشن و آپوکالیپتوس در مسیحیت که رشد ظلم و کفر را عامل نزول محبت و یاری مسیح و نجات باورمندان به او می‌دانند و این رستاخیز و رستگاری را بی‌چون و چرا حتمی و موعود عنوان می‌کنند.

اما واقعیت این است که در دورانی که ظلم و ستم، فقر و آوارگی، جنگ و بی‌عدالتی بیداد می‌کند و از شرق تا غرب زمین را می‌پیماید، چرا تغییری به سمت بهبود به طرزی خود به خودی رخ نمی‌دهد؟ در بیان واضح‌تر، چرا اختلافات جناح‌های درون حکومتی در ایران، با وجود اپوزسیون سیاسی، تحریم‌های جهانی، خطر جنگ، و موقعیت متزلزل نظام در سطح دیپلماتیک، نارضایتی مردم، بالا رفتن تعداد و گستره‌ی اعتصابات و بحران مالی و اقتصادی و نیز فقر و فشارهای مالی بر طبقه‌ی کارگر و حتا طبقه‌ی متوسط، این نظام سقوط نمی‌کند؟ چگونه است که این نظام که از اولین روزهای شکل‌گیری با بحران‌های بزرگی مانند قیام‌های مردمی در کردستان، چند دستگی در اتحاد انقلابی و مقابله‌ی احزاب و نیروهای انقلابی با حکومت، کودتای نوژه، ٨ سال جنگ در عین تحریم، مرگ رهبر پرنفوذ و کاریزماتیک خود، اختلافات درون جناحی، شورش‌های مردمی، از قیام ١٨ تیر ٧٨ تا جنبش سبز ٨٨، تحریم‌های اقتصادی و دیپلماتیک بین‌المللی و تهدید همسایگان دست و پنجه نرم کرده است، تمام این بحران‌ها را یکی یکی پشت سر می‌گذارد و با وجود تزلزل‌های موجود، گام در مرحله‌ی بعدی به سمت ثبات و ریشه‌دارتر شدن بورژوازی و تقویت جایگاه خود به عنوان حوزه‌ی صدور سرمایه و نیز استقرا و گسترش نفوذ قدرت سیاسی و دیپلماتیک خود در منطقه پیش می‌رود؟ پس کِی می‌خواهد سقوط کند؟ و چرا این مردم ناراضی انقلاب نمی‌کنند؟

22

پاسخ گروهی که در بالا گفته شد، این است که بالاخره سقوط می‌کند و این مردم انقلاب می‌کنند، امروز نشد، فردا. دیر یا زود دارد، سوخت و سوز ندارد.

اگر اپوزسیون بخواهد قدمی موثر و موفق در تغییر این نظام بردارد، باید در گام اول از دترمینیسم و ذهنی‌گرایی فاصله بگیرد، شرایط موجود را در ایران و در سطح جهان و تحولات هر روزه‌ی نظام سرمایه‌داری و امپریالیسم واکاوی و تحلیل کند، ماهیت وقایع را قائم بذات ندانسته و در تحلیل آن‌ها از متریالیسم دیالکتیک بهره گیرد و به زبانی روشن‌تر، سقوط بورژوازی و سرنگونی جمهوری اسلامی را حتمی و ناگزیر نیانگارد.

مهمانان امروز ما، آقای حسن بهزاد، از سازمان فداییان (اقلیت) و آقای مازیار رازی از گرایش مارکسیست‌های انقلابی، به پرسش‌های ما درباره‌ی ملزومات انقلابی دیگر در ایران پاسخ می‌دهند.

آقای حسن بهزاد در پاسخ به این‌که عده‌ای نسبت به انقلاب بدبین هستند گفت که آن‌ها را عمیقن درک می‌کند. وی با مقایسه‌ی شرایط مردم در دو نظام شاهنشاهی پهلوی دوم و جمهوری اسلامی و ذکر آن که شرایط آن روزها به اندازه‌ی امروز بد نبوده و لااقل آزادی‌های فردی بوده، در پاسخ به این سوال که چرا انقلاب کردیم گفت: « دو دهه در زمان شاه، جامعه در آستانه‌ی هیچ تحولی نبود، اقتصاد، شرایط مردم، جنبه‌های مختلف اجتماعی در حالت عادی سیر می‌کردند.

 

hasanbehzad

حسن بهزاد

 

اوایل دهه‌ی پنجاه با شواهد و تلنگرهای مشخص مختصر در جامعه روبرو بودیم، جامعه در آستانه‌ی تحولی قرار داشت و این نشانه‌های آن بود که جرقه‌وار این‌جا و آن‌جا به چشم می‌خورد. در اواسط دهه‌ی پنجاه، پنجاه و شش و پنجاه و هفت، آن شواهد بیشتر دیده می‌شد. باید به نسل جوان گفت که ما هم آن زمان آمال و آرزوها و خواست‌های زیبایی داشتیم. ما انقلاب نکردیم که جمهوری اسلامی سر کار بیاید. ما انقلاب کردیم که شرایطی که رژیم شاهنشاهی بر جامعه حاکم کرده بود، آزادی‌های سیاسی که مطلقن نبود و اکثریت جامعه در زیر ستم رژیم شاهنشاهی بودند. شرایط مثل امروز نبود اما شرایط چندان مناسب و خوبی هم در عرصه‌های مختلف نداشتند ولی آزادی‌های فردی در حد و حدودی بود، به هر حال رژیم شاهی ناچار بود، با توجه به این که در عرصه دنیا خودش را یک رژیم مترقی معرفی می‌کرد؛ ما انقلاب کردیم در تغییر و تحول در اساسی‌ترین جنبه‌های زندگی.»

آقای بهزاد، دلیل استقرار جمهوری اسلامی پس از پیروزی انقلاب را عملکرد محمدرضا شاه در سرکوب نیروهای انقلابی مثل نیروهای ملی‌گرا و چپ و مارکسیست و در عوض آزادی روحانیون در تبلیغات و سازماندهی در مساجد و تکایا عنوان کرد و « از سویی کمبود آگاهی و تشکل در طبقات انقلابی، به ویژه طبقه‌ی کارگر، همچنین آماده نبودن و  ضعیف بودن نیروهای انقلابی من‌جمله سوسیالیست‌ها، مارکسیست‌ها و کمونیست‌ها و همچنین فعال بودن و گسترش نیروهای اسلامی» را نیز از دلایل روی کار آمدن نظام اسلامی پس از انقلاب برشمرد.

33

وی تاکید کرد که هر جامعه‌ای در هر مقطعی، به ویژه در شرایطی که در آستانه‌ی تحول قرار دارد می‌تواند انقلاب کند. او تغییرات جامعه‌ی ایران را امروز ناگزیر دانسته و آن را «در آستانه‌ی یک تحول» عنوان کرد و در پاسخ به چرایی وحشت از انقلاب در نسل جوان، تبلیغات نظام و نیروهای شکست‌خورده و ناامید از انقلاب را در سیاه‌نمایی از انقلاب موثر دانست و توضیح داد: « آن‌ها خواهان این هستند که جمهوری اسلامی به نحوی از قدرت کنار رود، و قدرتی دیگر بر سر کار آید و فکر می‌کند این کار می‌تواند بدون یک برخورد و جنگ و خونریزی انجام گیرد.»

وی در ادامه به این پرسش پاسخ داد که کدام تغییر و تحول؟ و با بررسی آلترناتیوهای موجود و «ارتجاعی» برشمردن آن‌ها اعم از دخالت خارجی، کودتا، تا تصفیه‌های جناحی درون حکومتی و اصلاحات، و توضیح آن که چگونه این آلترناتیوها با خونریزی‌ها و خشونت‌های گسترده همراه خواهد بود، تنها آلتارناتیویی که کم‌ترین تاوان و بها را از مردم خواهد ستاند را «انقلاب اجتماعی با حضور توده‌های مردم» نام برد.

صحبت‌های کامل آقای حسن بهزاد را در بخش نخست فایل صوتی بشنوید.

اما پرسشی که مکررا پرسیده می‌شود، آن است که پس از انقلاب چه خواهد شد؟ و پس از آن‌که «بدانیم که چه نمی‌خواهیم» لازم است بدانیم که به جای آن «چه می‌خواهیم». آقای مازیار رازی از گرایش مارکسیست‌های انقلابی در پاسخ به این پرسش گفت:

maziarrazi

مازیار رازی

 

«امروز اگر انقلابی صورت بگیرد، مطالبات توده‌ها بسیار روشن است که چیست. یک سلسله تکالیف دموکراتیک در مقابل ما هست که بلافاصله باید حل کنیم، یک سری تکالیف ضدسرمایه‌داری هست، یک سری تکالیف صنفی حداقلی هست که باید حل کنیم. سه خواست عمومی در مقابل ماست که اقدام فوری می‌تواند انجام بگیرد.»

آقای رازی، آزادی‌ بیان، آزادی تجمع، آزادی مطبوعات، آزادی ایجاد سندیکاها و اتحادیه‌های کارگری را از خواست‌های دموکراتیک مردم برشمرد و آزادی بلافاصله‌ی زندانی‌های سیاسی را نیز از وظایف اساسی دانست. در کنار این موارد، از ایجاد آزاد سندیکاهای کارگری، اتحادیه‌های کارگری مستقل از دولت را به عنوان خواست‌های «صنفی» نام برد. اما خواست‌های ضدسرمایه‌داری، کنترل کارگری و تولید و توزیع را مهم‌تر از همه و در راس همه‌ی خواست‌ها قرار داده، اضافه کرد: « باید در جامعه، دورانی طبقه‌ی کارگر و زحمت‌کشان را به تدریج به مقامی برسانیم که خودشان آماده‌ی تصمیم‌گیری و خودمدیریت شوند. یعنی اگر مثلا فردا انقلاب شود، خلایی به وجود خواهد آمد و مدیران و متخصصین ممکن است از کشور فرار کنند و طبقه کارگر و زحمت‌کشان عموما آمادگی و تخصص آن را ندارند که بلافاصله امور را در دست بگیرند. به همین دلیل باید یک سری امتیازات به جریانات میانه بدهیم تا این‌ها برای دوره‌ای خود کارگران عادی ساخته شوند، تعلیم ببینند و متخصص شوند در امور کامپیوتر، چرخاندن کارهای صنعتی، امور مدیریت کارخانه‌ها و غیره.»

در برنامه‌ی بعدی، میزبان دو چهره‌ی سیاسی دیگر هستیم، آقای رحمان حسین زاده از حزب حکمتیست و آقای محمدرضا شالگونی از سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر). با ما همراه باشید.

مطالب مرتبط

آیا خمینی نتیجه اعتماد مردم به کمونیست‌ها بود

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,