Saturday, 18 July 2015
27 September 2021
هتک حرمت معترضین نظام

«قلدران قدرت مطلقه و ادبیات هتاکانه»

2015 February 27

محمدامین ایلانی / مقاله وارده / رادیو کوچه

 

فضای سیاسی به وجود آمده و نوع ادبیات هتاکانه‌ای که اقتداران‌گرایان دراین روزها و حتا خیلی پیش‌تر از این روزها دارند، بیش و پیش از بردن هر بهره‌ای به نفع نظام جمهوری اسلامی توسط حکومتیان، و محکوم کردن منتقد و مخالف نظام با این نوع ادبیات، شکستن حریم و حرمت ملت است. در مجموع، هتک شدن حرمت معترضین و منتقدین و مخالفین به نظام جمهوری اسلامی، سری از دیرباز دراز دارد. این رشته ی ادبیات هتاکانه را از نوک “عوضی” آن که چند روز پیش داغ شده، اگر بگیریم و رو به عقب برگردیم، به بن “غلط” آن می رسیم.

ادبیات غلطی که آن روزها آیت”الله” خمینی بنا گذاشت، این روزها توسط یاران انقلاب، هر بار به نوعی و شکلی و ترکیب منسجمی از کلمات سخیف، روانه نه تنها بیگانگان، بلکه مردم ایران می شود. آن مشت محکمی که قرار بود مردم ایران بر دهان بیگانه بزنند، حکومت، بی پروا طی سالیان درازیست که “عوضی” بر دهان ملت میکوبد. شاید بن این بدعت غلط و زشت، در جمهوری اسلامی، به آن سخن آیت”الله” خمینی در آن سخنرانی مشهور بر میگردد که گفت: “من تو دهن این دولت میزنم”  و یا در صحیفه امام جلد دهم صفحه ۵١۵ میگوید: ( شما می‌بینید که الآن مرکز فساد امریکا را جوانها رفته‌اند گرفته‌اند، و امریکاییهایی هم که در آنجا بوده گرفتند، و آن لانۀ فساد را به دست آوردند و امریکا هم هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، و جوانها هم مطمئن باشند که امریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.

khomaini

بیخود صحبت اینکه اگر دخالت نظامی[کند]، مگر امریکا می‌تواند دخالت نظامی در این مملکت بکند؟ امکان برایش ندارد. تمام دنیا توجهشان الآن به اینجاست. مگر امریکا می‌تواند مقابل همۀ دنیا بایستد و دخالت نظامی بکند؟ غلط می‌کند دخالت نظامی بکند) حال قصد و مجال نشان دادن شر و خیر نیت این ادبیات نیست، اما فاکتورهای بسیار زیادی از این سخنان در آن زمان تا کنون و از شخصیت کاریزمایی چون آیت”الله” خمینی گرفته شده است و میشود و خواهد شد.

نمی توان هر برکت و خیری را از سوی شاگران آیت”الله” خمینی به نظام ربط داد و برای حکومت خواست و وامهایی از کلام او برای موجه و مردمی بودن و مشروعیت داشتن این نظام گرفت، اما سرنخی از چنین ادبیاتی در کلام او نیافت. شاید آمرانه و قلدرانه سخن گفتن امثال حمید رسایی در مجلس خطاب به جواد ظریف، ردی از آن سخنان در گذشته داشته باشد و یا کمی به عقب تر، زمانی که محمود احمدی نژاد در سفرهای استانی خود پشت تریبون با گفتن این جمله که: “کی خسته است؟” مردم را وادار به گفتن کلمه دشمن میکرد و یا در سفر استانی به ارومیه خطاب به اوباما میگوید: “کاکاسیاه” و یا در زنجان که میگفت: “اگر بدخواهان به حقوق ملت ایران تجاوز کنند، این ملت با چاقوی زنجان دست و پای آنها را قطع می کند” و یا در خوزستان که گفت: “آن قدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه دان شما پاره شود” یا در بیرجند که گفت: “این دفعه اگر بخواهید غلطی بکنید، نیازی به همه ملت نیست، بلکه فقط همین جوانان بیرجندی چنان تودهنی به شما خواهند زد که راه خانه خود را گم کنید” و یا زمانی که منتقدین دولت را بزغاله خطاب کرد

ahmadinejad

و یا در جایی دیگر: “یکی می‌گفت ابر قدرت، قدر قدرت، آی زکی” و آن زمانی که با بی تدبیری تحریمهای گونه گون بر ملت تحمیل کرد، خطاب به کشورهایی که با آمریکا همراهی کرده بودند در ایجاد تحریمها گفت: “اینا که خودشون سگ بقیه هستن، قلادشون دست دیگرانه” و یا باز در جایی خطاب به اوباما گفت: “گنده‌تر و گردن کلفت‌تر از تو هم نتونستن از این غلطا بکنن، تو که جای خود داری…. ” و یا: “آب رو بریز آنجایی که می‌سوزد” و یا این سخن بی ادبانه ی: “آن ممه را لولو برد” که حتی نیویورک تایمز هم در مورد آن نوشته بود و از این دست و قبیل سخنان، شاید از ابتدای این انقلاب تا کنون بتوان فراوان نوشت. استفاده از چنین ادبیاتی از بدو انقلاب اسلامی با آن شور و هیجانی که در احساسات حکومتیان بوده، هنوز هم ادامه دارد و از این باغ هر دم بری می رسد. تنور هتاکی و قلدری حکومت فقیهان را، این روزها، شیخ و شاگرد مُسن آیت”الله” خمینی، احمد جنتی داغ نگه داشته است. این چند خط نوشته را تقدیم میکنم به آن شیخی که عوضی دیدن مردم با حکومتیان، اقتضای سن اوست.

این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,