Saturday, 18 July 2015
23 October 2021
چشم سوم

«پیکار نان و برابری، غیرقانونی است»

2015 February 28

شادیار عمرانی- بهرنگ زندی/ رادیو کوچه

 

مصاحبه با رحمان حسین‌زاده از حزب حکمتیست و محمدرضا شالگونی از سازمان راه کارگر

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آخرین برنامه از سری انقلاب ما، انقلاب آن‌ها را تقدیم شما می‌کنیم.

آیا آماده‌ی انقلاب دیگری هستید؟

برای تحقق این انقلاب چه امکاناتی باید فراهم شود؟

مسلما، تغییر شرایط موجود به سوی دنیایی بهتر، خواسته‌ی همه‌ی ماست، و بدون اراده و خواست و اقدام ما ممکن نیست. قرار نیست نیرویی فرازمینی و معجزه‌آسا از آسمان بر زمین فرود آید و ما را در چشم برهم‌زدنی از همه‌ی مصائب و بدبختی‌ها و گرفتاری‌ها برهاند. هیچ عقل سلیمی در قرن بیست و یکم، عصر علم و دانش این عجی مجی را باور نمی‌کند. این روزها حتا نمی‌توان به کودکان از این تخیلات ترسناک و یا رهایی‌بخش جادوگری و متافیزیکی به راحتی قالب کرد. مگر اذهانی که برای فرار از واقعیات به چنین تخیلاتی پناه می‌برند. پر واضح است که دست آدم فضایی‌ها هم در کار نخواهد بود و به قولی ما خود حجاب خودیم و باید از میان برخیزیم. اما چگونه؟

وقتی صحبت از اتحاد می‌شود، باید از خود بپرسیم اتحاد چه کسی با چه کسی؟ مثلا آیا یک کارگر می‌تواند با کارفرمایش یا رییس کارخانه که تمام سودش در به جیب زدن همان ارزش افزوده‌ای است که حاصل دست‌رنج کارگر است متحد شود؟ متحد شوند که چه کنند؟ که بی‌عدالتی‌هایی که بر مردم روا شده را برچینند؟ بی‌عدالتی‌ای که به کارگر روا می‌شود با خواسته‌ و درک کارفرمایش یکی نیست. برای رفع ظلم به کارگر باید سیستم کارمزدی او تغییر کند، باید او بر ابزار تولیدش مالک شود، و از حاصل دست‌رنجش بی‌نصیب نماند. و این دقیقا برخلاف سود و خواسته‌ی کارفرمایش است. آیا کارفرمایش برای فروپاشیدن نظام موجود که او را ثروتمندتر می‌کند با کارگرش متحد می‌شود؟

bank

کاریکاتور – سهیل اکبرپور

 

تضادهای طبقاتی، خواست‌ها، نیازها، افق‌ها و هدف‌های متضادی را که زاده‌ی شرایط و ماهیت‌های متضاد هستند در پی دارند. ترم پوپولیستی «اتحاد و وحدت» شعاری در خلا و دور از واقعیت موجود است. برای همین است که دائم می‌پرسیم که چرا با این‌همه شرایط بد، مردم به پا نمی‌خیزند. شرایط برای چه کسانی بد است؟ و در چه حد؟ و هر کدام از همین مردم چه چاره‌ای برای دردش دارند؟ رفع آلام و دردهای یک گروه مساوی است با ایجاد شرایط ناخوشایند گروهی دیگر.

پس چه می‌شود کرد؟ واقعیتی که منجیان تخیلی را رد می‌کند و اتحاد توده‌ای را غیرممکن، چه راه دیگری را باز می‌گذارد؟

ما امروز از آقایان رحمان حسین‌زاده از حزب حکمتیست و محمدرضا شالگونی از سازمان راه کارگر، از ملزومات و امکان انقلاب در ایران پرسیدیم.

از رحمان حسین‌زاده پرسیدیم که آیا ایران آماده‌ی انقلاب دیگری است و شرایط امروز را از این منظر چگونه تحلیل می‌کنند و همچنین اگر انقلابی در ایران باز به وقع بپیوندد چه خاستگاهی خواهد داشت؟
ایشان در پاسخ گفتند که حتمن جامعه‌ی ایران جزء آن جوامعی است که نیازمند انقلاب کارگری است و از نظر شرایط ذهنی و عینی ایران را یکی از مستعدترین کشورها برای تحقق انقلاب کارگری ذکر کرد. وی دلیل این مساله را تعداد وسیع طبقه‌ی کارگر در ایران و حضور بخش زیادی از کارگران در بخش صنعت عنوان کردند و افزودند طیقه‌ی کارگر در انقلاب ۵٧ نقش بسیار تعیین‌کننده در ساقط کردن نظام سلطنتی ایفا کرد. ایشان در ادامه در مورد جریان چپ و کمونیستی و جایگاه آن‌ها بعد از انقلاب ۵٧ به رشد و بالندگی جریان چپ اشاره کردند و گفتند کمونیسم و چپ‌گرایی در جامعه ایران بسیار جلوتر از بسیاری از کشورهاست و این خود عامل مهمی است. آقای حسین زاده افزودند که اگر جامعه‌ی ایران بخواهد خود را از فلاکت و نکبتی که در آن گیر کرده  برهاند نیازمند یک انقلاب کارگری است و زمینه‌های آن هم وجود دارد. انقلاب کارگی در ایران بدون یک تحزب کمونیستی روشنگر متکی به طبقه کارگر و نیروی جنبش‌های اجتماعی رادیکال نمی‌تواند به سرانجام برسد.

02

رحمان حسین‌زاده

 

رییس دفتر سیاسی حزب حکمتیست در پاسخ به پرسش ما در مورد این‌که با وجود رشد جنبش کارگری در بیست سال گذشته، به جز در مقاطع کوتاهی همانند جنبش دانشجویان آزادیخواه و برابری‌طلب، کمونیست‌ها دخالت مستقیم در روند موجود نداشته‌اند و این‌که با وجود عدم حضور کمونیست‌ها در این صفوف انقلاب کارگری چگونه به پیروی می‌رسد گفتند که عدم دخالت کمونیست‌ها و از جمله کمونیسم کارگری و حزب ما که نتوانسته در جنبش‌ها نفوذ پیدا کند و ریشه بدواند یک واقعیت است و نمی‌توان آن را کتمان کرد و این پاشنه آشیل کار ما و کمونیست‌هاست. و باید این کمبودها را دید و برای آن چاره‌جویی کرد و آن را با هیچ پدیده‌ی دیگری توجیه نکرد. ایشان در ادامه اشاره کردند که این کمبودها صرفن به خاطر این پاشنه آشیل نیست و کمونیست‌ها به عنوان بخشی از جامعه با یک رژیم هار بورژوایی و سرکوب‌گر روبه‌رو بوده‌اند و نیز روند موجود منطقه و جهان در این چند سال اخیر به نفع کمونیست‌ها نبوده است. حسین‌زاده اشاره کرد که با وجود حضور گرایش کمونیستی در جنبش کارگری که ما جا پای آن را در اعتراضات و اعتصابات کارگری می‌بینیم، به دلیل عدم تحزب و تشکل این گرایش نتوانسته است به قدرت لازم دست پیدا کند. وی در ادامه افزود که معجزه‌ای در کار نیست و راه ما همین است، ما به عنوان کمونیست‌هایی که چندین دهه است که تلاش می‌کنیم مادامی که زمینه‌های ذهنی و عینی انقلاب کارگری را در جامعه می‌بینیم، آن وقت با چشم‌های باز موانع سد راه را دید از کمیودهایی که خود جریان ما دارد تا آن موانع سیاسی اجتماعی که مقابل طبقه‌ی کارگر و صف معترض جامعه است.

از رحمان حسین‌زاده در آخر سوال کردیم  که مارکسیسم و کمونیسم در ایران غیرقانونی است و در رژیم قبلی هم بدین‌گونه بود. حزب کمونیستی که در جامعه حضور ندارد و نمی‌تواند حتی یک دفتر ساده داشته باشد، یک حضور واقعی که طبقه‌ی کارگر نمی‌تواند حضور واقعی آن را احساس کند. طبقه‌ی کارگر چرا باید حزب کمونیستی را انتخاب کند که آن حزب در هیچ جای آن جامعه حضور ندارد، دفتر ندارد، غیرقانونی است، سرکوب می‌شود، افراد و فعالین آن بازداشت می‌شوند و هر کارگری هم با آن حزب تداعی شود جمهوری اسلامی او را بازداشت می‌کند، چرا باید بیاید و این انتخاب را کند؟

2-(2)

عضو کمیته‌ی مرکزی حزب حکمتیست در پاسخ گفتند که تصویر موجود واقعی است و جزء سختی کار محسوب می‌شود. و به دلیل همین تصویر است که در این ٣۵ سال با وجود اینکه کمونیست‌ها در مقابل سایر ترندها حرف حساب را می‌زدند اما به دلیل وجود این سرکوب موفقیت لازم را کسب نکردند. حسین زاده افزود که با وجود سرکوب گسترده جمهوری اسلامی و شکنجه‌ها فیزیکی و کشتار کمونیست‌ها هنوز تلاش برای سازمان‌یابی حول اندیشه‌ها و ایده‌های چپ از جمله سازماندهی کمونیستی از دستور بخش‌های معترض جامعه، چه طبقه‌ی کارگر و چه در دانشگاه و چه در میان زنان خارج نشده است. آقای حسین زاده در پاسخ به اسنکه چرا با وجود این سرکوب شدید باید به سمت این کمونیسم متشکل حرکت کرد گفتند که هر انسان آزادی‌خواهی، چه بخش پیشروی طبقه‌ی کارگر و چه کارگرانی که از کار و زندگی‌شان به تنگ آمد و چه زنان در آن جامعه که ابعاد وسیعی از ناهنجاری به آن‌ها تحمیل شده و چه نسل جوان دانشجو تا زمانی که بخواهد قدم جلو بگذارد و یک وضعیت متفاوت را برای خودش و شرایط کار و تحصیلش فراهم سازد به طرف چپ خواهد آمد. این‌ها فقط عاشق کلمات و ایده‌ها نیستند، زمینه‌های عینی و اجتماعی رادیکالیسم و چپ‌گرایی را ایجاب خواهد کرد. حسین زاده در پایان عنوان کرد که کمونیسم چیزی نیست که صادر شود و آزادی‌خواهی، برابری‌طلبی و چپ‌گرایی جزء فابریک جامعه است، جزء فابریک محیط کار و زندگی اجتماعی طبقه کارگر و حتی نسل جوان و زنان آنجاست.

3

آقای شالگونی در پاسخ به این پرسش که آیا ایران آماده‌ی انقلاب دیگری هست؟ و شرایط امروزی ایران را از منظر انقلاب چگونه تحلیل می‌کنید، ایا مردم آمادگی انقلاب دیگری را دارند؟ و اگر این انقلاب اتفاق بیفتد چه نوع انقلابی خواهد بود؟ از چه خاستگاهی خواهد بود؟ اظهار کردند:

این مساله در ایران نیست و الان دنیا تشنه‌ی انقلاب است. انقلاب لزومن هم دموکراتیک نیست و در همین کشورهای دموکراتیک هست که می‌توان دید که دموکراسی تا چه اندازه بی‌معنا می‌شود. زمانی که دیوید هاروی می‌گوید که ما در دوران دیکتاتوری بانک‌های مرکزی زندگی می‌کنیم. در واقع تمام تصمیمات حیاتی نه توسط نمایندگان مردم بلکه توسط بانک‌های مرکزی گرفته می‌شود و مردم تصمیم نمی‌گیرند. انقلاب در همه جا چشمک می‌زند و اگر انقلاب نشود به قول لوگزامبورگ ما به سمت بربریت می‌رویم. جهان دارد به سمت یک آنارشی همه جانبه حرکت می‌کند. در این رابطه یک جامعه‌شناسی آلمانی نوشته است که زمان سرمایه‌داری فرا رسیده است، اما این فروپاشی لزومن نتیجه‌‌ی یک حادثه نیست و شاید در یک روند اتفاق بیفتد. و این بدین معنا نیست که با سقوط سرمایه‌داری حتمن سوسیالیسم فرا می‌رسد درست نیست و این فقط یک امکان است و این امکان هم بستگی به توده‌ی زحمت‌کش دارد. انقلاب در امروز دیگر برای دموکراسی نیست و حتی برای دموکراسی هم مثل دوره‌ی چارتیست‌ها فقط به این محدود نمی‌شود که حق رای را خواست.

ایران تشنه‌ی انقلاب است. سال ٨٨ که مشاهده کردید. از هر جرقه‌ی کوچک می‌تواند که آتش بزرگ سراسری مشتعل شود. ما در عصر انقلاب زندگی می‌کنیم و این‌که این انقلاب چگونه اتفاق می‌افتد بحث دیگری است.

آقای شالگونی در پاسخ به این سوال که آیا مردم ایران این بار آمادگی این را دارند که با وقوع انقلاب سرشان کلاه نرود عنوان کردند که نسل جوان نسبت ٣۵ سال گذشته بسیار آماده‌تر هستند و در این ٣۵ سال ایرانیان تجارب بسیاری کسب کرده‌اند و جلوتر از سال ۵٧ حرکت می‌کنند. آن چیزی که امروز خاورمیانه تجربه می‌کند در ایران قابل تکرار نیست. در ایران داعش به وجود نخواهد آمد چون ما داعش را ٣۵ سال هست که تجربه کرده‌ایم که همان حکومت مستقر ولایت فقیه است. زمانی که بهار عربی شروع شد، سال ٨٨ جوانان ایران برای خاورمیانه بسیار الهام بخش بودند و در انقلاب مصر این مساله را هم عنوان می‌کردند.

shalgoni

محمدرضا شالگونی

 

دبیرسازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) در پایان اظهار داشتند که اگر در ایران حکومت سقوط کند دو مساله قطعی است. اولین مساله این است که دین و دولت را نمی‌توان با هم قاطی کرد و نمی‌توان گفت که می‌شود به نام دین حکومت کرد. دوم این‌که نمی‌توان حقوق زن و مرد را نابرابر اعلام کرد و این‌طور گفت که حقوق زنان کم‌تر از مردان است. این مسائل در نتیجه‌ی شوک‌های جمهوری اسلامی تثبیت شده است. دردی که ما داریم این است که در فضای عمومی به خاطر سقوط شوروی چپ ضعیف‌تر شده است و به دلیل سیطره‌ی راست این توهم وجود دارد که اگر آزادی‌های سیاسی به دست بیاید همه چیز حل خواهد شد. ایران تشنه ی برابری هست و یکی از نابرابرترین کشورهای خاورمیانه هست. بنابراین انقلابی که ما می‌خواهیم صرفن آزادی نیست و برابری را هم طلب می‌کند. در ایران آمادگی وجود دارد. ایران سرزمین انقلاب خواهد بود و هست.

محمدرضا شالگونی در پاسخ به این سوال که اگر ما بخواهیم ملزومات انقلابی را که در آینده و در ایران اتفاق می‌افتد را برشمریم از چه کلماتی استفاده می‌کنیم گفتند:

من می‌گویم که پیکار نان با پیکار آزادی باید به همدیگر گره بخورد. یهنی اگر توده‌ی زحمتکش به میدان نیاید امکان ندارد که جنبش سراسری شود و دوم این‌که توده‌ی زحمتکش فقط نان نمی‌خواهد، عزت انسانی را میخواهد، برابری را می‌خواهد. اینکه خودش می‌تواند این را فرموله کند و بیان کند مهم نیست، این را می‌خواهد، باربری در آزادی را می‌خواهد. این دو تا را باید به هم گره بزند و این پایه‌ی یک استراتژی انقلابی است.

مطالب مرتبط

سقوط جمهوری اسلامی قطعیت ندارد

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,