Saturday, 18 July 2015
18 October 2021
چگونه بدینجا رسیده‌ایم

«توفان دیگری در راه است»

2015 March 02

فیروز نجومی / مقاله وارده / رادیو کوچه

 

آیا به راستی هم اکنون می‌دانیم که به کدام سوی رهسپاریم، پس از گذشت ۳۶ سال تحت یوغ حکومت اسلامی، حکومتی که مظهر آن آیت‌اله‌ها، فق‌ها و علما و نهایتا ولایت است؟ یا هنوز سر اندر یافتن پاسخی هستیم که چگونه بدینجا رسیده‌ایم،‌‌ همان جایی که اینروز‌ها یکبار دیگر جشن رسیدن بدانجا را برپا می‌کنیم،‌‌ همان جا که حیران و سرگردانیم که آیا باید گریه سر دهیم و یا بخندیم؟ البته چگونه شد که چنین گردید، افسوس که بجای در آغوش کشیدن استقلال و آزادی، با اسلام به حجله زفاف رفتیم و در بند و به اسارت کشانده شدیم، بحثی است پایان ناپذیر و تاکنون دلایل بسیاری برای آن یافته‌اند، از استبداد شاهی و مماشات با قشر روحانیت و مراجع تقلید گرفته تا فقر و عقب ماندگی و از همه مهم‌تر نقش امریکا و کشورهای اروپائی.

بعضا، این سوال را مطرح کنند که مگر می‌توان عمیق ترهم در چاهی که در آن فرو افتاده‌ایم، فرو رفت؟ آن کدام چاهی ست که در برابرش، این چاه عمیق، چاله‌ای بیش نیست؟ آری، ما بسوی چاهی بس بسیار عمیق‌تر روانیم، چاهی که بوی گند ش روح را از تن خارج می‌سازد، ما هنوز به اسلام ناب محمدی، اسلام اصیل و راستین، جامعه‌ای اسلامی،، جامعه‌ای تک کتابی نرسیده‌ایم. در آن راه گامهای بلندی برداشته شده است.

جواد امام‌زاده در نشریه اعتماد، گزارش می‌دهد که در بازار کتاب از انتشار کتاب‌هایی خبر می‌دهند با تیراژ ۱۵۰ نسخه‌ای.

ketab2

بهمین دلیل او این کاهش اسفناک را «توفان دیگری» می‌خواند که «در راه است.» وی شکوه می‌کند که این طوفان می‌تواند از هر طوفان دیگر خانمان برانداز‌تر باشد، «نظر کسی را جلب نکرده است.» البته که نباید نظر کسی هم بخود جلب نماید. زیرا که این طوفانی نیست زاییده نیروهای طبیعی که به یک باره پدیدار شود، تخریب و ویرانی بجای بگذارد و ناپدید شود. این توفان از استبداد مضاعف دین و قدرت بر می‌خیزد، نظامی که بقای آن بسته به تک کتابی ست، کتابی که حقایق جهان از ازل تا ابد پرده برداشته شده است، کتابی که در برابر آن تمامی کتابهای جهان تهی از ارزش می‌شوند. بی‌جهت نیست که تیراژ کتاب به ۱۵۰ نسخه رسیده است و بزوردی به عدد صفر نزدیک می‌شود.

از طرف دیگر تیراژ ۱۵۰ نسخه اای کتاب، بیانگر این واقعیت است که وزارت خانه «ارشاد» از پر بار‌ترین وزارتخانه‌ها بوده است. چون در ممیزی، سختگیری را باوج خود رسانده است بگونه‌ای که رئیس جمهور در سخنرانی اخیر خود اعلام کرد از صد‌ها معیار ممیزی باید عبور کنیم و آنرا به سه یا چهار معیار اصلی تقلیل دهیم،‌‌ همان چهارتایی که می‌توان صدا‌ها معیار دیگر از آن استخراج نمود. او هنوز به آن در جه از استقلال و آزادی نرسیده است که ممیزی در کتاب را محکوم کند، بهر نوعی و بهر بهانه‌ای. که ممیزی در کتاب چیزی نیست مگر یک کنش جنایتکارانه و بیانگر دشمنی با اندیشه‌ی انساست بنفع اندیشه الهی و در نتیجه کاهش سر سام آور تیراژ کتاب

بر این اساس ما فاصله‌ی زیادی به صفر رسیدن تیراژ کتاب‌ها نداریم. هم اکنون کتابهای درسی از دوران ابتدایی تا دانشگاهی همه در تبعیت از یک کتاب بنگارش در آمده‌اند. البته لازم بیاد آوری ست که تیراژ کتاب‌هایی که بنوعی در ارتباط با تک کتاب مققدس آسمانی، تالیف و نگارش در می‌ایند بسی بسیار با لاست و کتابفروشی‌ها انباشته شده‌اند از این نوع کتاب هاست کتاب‌هایی که در تفسیر و تعبیر آیه‌ها و کلمات آسمانی نوشته‌اند نه در یک کتاب گاهی به بیش از ۲۰ جلد هم می‌رسد. از آن جمله است تفسیرالمیزان، نوشته استاد محمد حسین طباطبایی.

ketab2

آیت الله‌ها در حال رسیدن به هدف خود هستند، جامعه تک کتابی، جامعه‌ای که در آن بجز یک کتاب به کتاب دیگری نیازی ندارد. بی‌جهت نیست که مولف و نویسنده، شاعر و فیلسوف اندیسمند و دانشورز و پژوهشگر که به تدریخ نادر و نا‌ناپدید می‌شوند. چه آن تک کتاب، قرآن مقدس، که در دوران خلیفه چهارم مدون گردید، کتابی ست که الله، خداوند یکاتا و یگانه در آن هرچه که از هم اکنون تا ابد، بمغز انسانی عبور کند، بدان اشاره رفته است و اهل دانش الهی به حقیقت آن آگاهی دارند. نقل این داستان شاید تکراری باشد اما تکرار آن در اینجا نور بیشتری بر مطلب می‌پاشد. در کتاب‌های تاریخ، از جمله تاریخ طبری آمده است که وقتی سعد ابی وقاص، فرمانده نیروهای تازی به کتابخانه تیسفون می‌رسد. سرگردان می‌ماند که انبوه کتاب‌ها برای چیست که در این مکان انباشته گردیده است؟ سر در گم و حیران، طی نامه‌ای از فرمانروای نهایی، خلیفه مسلمین، عمربن خطاب، کسب تکلیف می‌کند. عمرداماد پیامبر اسلام، در پاسخ به فرمانده خود می‌گوید که نیازی به نگاهداشتن کتاب‌ها نیست، چه هر آنچه که در آن‌ها نوشته شده است و هرچه که در آینده نوشته شود، در قرآن کریم آمده است و فرمان سوزاندن نه تنها کتابخانه تیسفون بلکه کتا بخانه‌های بزرگی از جمله کتابخانه اسکندریه و مدائن و دیگر کتابخانه‌های کوچک را صادر می‌کند.

بخودی خود روشن است که بسیاری از تازیان بومی از عالم و فقیه گرفته تا تاریخ نویس منکر این واقعیت تاریخی می‌شوند، که عمر دستور کتاب سوزی را صادر کرده باشد، همچنانکه شمشیر زنی و خشونت و عارت‌ها و چپاولگریهای محمد را انکار می‌کنند، گویی که او شمشیر بر گردنی فرود نیاورده است، بلکه نور کتابی که هنوز نگاشته نشده بود مردم را بخود جلب می‌کرد مردم دنیا از جمله ایران در انتظار درآغوش کشیدن آن بودند.، آری گویی که محمد، عیسی مسیح است که خود را فدای رستگاری پیروان خویش کرده است. حال آنکه شمشیر اسلام بر سر گردنی فرود می‌آمد که از پذیرفتن لا الله الا الله سر باز می‌زد که بعدا صرفه به این بود که از آنان خراج بستانند.

akhond

در نظام ولایت کسانی می‌توانند از مراتب قدرت صعود کنند، که در فهم کلام الله باجتهاد برسند. بی‌جهت نیست، که دانش و علم و تخصص در نظام ولایت کار آمدی ندارند اگر از کلام الهی بهره نگرفته باشند. چون قرآن حاوی همه دانستنی‌ها آگاه آموختن آن تمامی توانایی‌ها و دانستنی‌های تخصصی را در آدمی می‌نهد که براحتی به وزارت و ریاست و مدیریت و یا موسسه بزرگ و تخصصی در آیند. مثلا فوقانی‌ترین سطح قانونگذاری را یک آیت الله اشغال می‌کند چون علم به قران و علوم قرآنی او را واجد شرایط نه تنها نظارت بر قانونگذاری، حتی واجد فرمانروایی هم می‌نماید و بر فراز منبر بدون هیچگونه شرمساری در حالیکه بزور نفس می‌کشد و لوله تفنگ کلاشینکف را در دستش می‌فشرد، زبان ولی فقیه می‌شود و بخود حق می‌دهد که برای تمام روسا، از جمله رئیس جمهوری، به تمام «مسئولین» کشوری در همه زمینه‌ها، فرمان صدر می‌کند. او همه چیز را در یک کتاب خوانده است و از زندگی یک پیامبر و چند امام آموخته است.. همین بس که به نهادهای کلیدی جامعه بویژه نهادهای امنیتی و قضایی نظری افکنیم، همه مستقیما تحت مدیریت فارغ التحصیلان حوزه‌های علمیه هستند. شاید چون همه آن‌ها در فهم کتاب مقدس و آسمانی به کسب آجتهاد نایل آمده‌اند بخودی خود واجد شرایط لازم هستند که در هر مقام و منصبی بویژه آنانکه به تخصص و کار‌شناسی و تجربه نیازمند است به اشغال خود در آورده‌اند. مثلا نهادی مثل قوه قضائیه، بوسیله کسانی اداره می‌شود که تخصص در حفظ حق و حقوق الله دارند، نه حفظ حق و حقوق بشر. آیا آیت الله صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه و یا محسن اژه‌ای، سخنگوی دادستانی، تخصص دیگری هم بجز تخصص در اجتهاد دارا می‌باشند؟ اما تنها دانش حقوقی نیست که می‌توان از قرآن آموخت بلکه همه گونه مدیریت نهاد‌های مدرن اطلاعاتی و جاسوسی را نیز. این است که آیت الله‌ها و حجت الاسلام‌ها در تمام نهادهای مدرن دولتی حضور دارند و یا تحت نظارت آن‌ها مدیریت می‌شوند.

khamenei

گویا در حوزه‌های علمیه علم جاسوسی و خبرچینی هم می‌آموزند که تمام وزرای وزارت اطلاعات همه در رده حجت اسلام‌ها بوده‌اند و در حوزه‌های علمیه تحصییل کرده‌اند. حتی تحصیل کرده‌های دانشگاهی هم که در سطع فوقانی نظام ولایت خدمت می‌کنند، مقام خود را نه مدیون تحصیلات دانشگاهی بلکه آموختن کلام الهی می‌دانند. مثلا علی اکبر صالحی رئیس تاسیسات هسته‌ای حکومت اسلامی، علم هسته‌ای را اول آنگونه که در قرآن پیش بیتی شده است آموخته است بعد در دانشگاه معروف تکنولوژی ایالت ماساجوست در آمریکا درس کار‌شناسی خوانده است.

آنگاه رئیس جمهور، وقتی چندی پیش در همایش مبارز با فساد، سخن می‌گفت، «تجمیع قدرت» را منشا فساد خواند. وی اظهار داشت:

اگر تفنگ، پول، روزنامه و سایت همه در یک جا جمع شوند شک نداشته باشید که حتماً فساد خواهد داشت و دنیا با توجه به این موضوع بوده که این موارد را از هم تفکیک کرده است.

او حتی اگر از این حقیقت آگاه بود که تمام فساد‌ها از جامعه‌ای بر می‌خیزد که تک کتابی است، تک کتابی که در برگیرنده همه تخصص‌ها و فن آوری هاست، هرگز آنرا بر زبان نمی‌آورد. آری، جامعه تک کتابی جامعه ایست که ما بسوی آن روانیم. اینجا همانجایی ست که باید گریه سر دهیم و افسوس خوریم که چه نادان بودیم.

این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است

مطالب دیگر این نویسنده در رادیو کوچه را از اینجا دنبال کنید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,