Saturday, 18 July 2015
15 October 2021
عدم اعمال قدرت بدون دانش

«روابط قدرت در مناسبات انسانی»

2015 March 02

سامان مرادی / مقاله وارده / رادیو کوچه

 

قدرت را نباید تنها صرفن در ارتباط با سازوکارهای سیاسی و نظامی و رسمی شناخت بلکه نقش اصلی قدرت را می‌توان در مناسبات انسانی و حوزه‌های اجتماعی دید.

قدرت تنها از سوی مراکز سیاسی و نهادهای دولتی اعمال نمی‌گردد بلکه از جاهای بی‌شماری اعمال می‌گردد به عبارتی اعمال قدرت تنها تحت حاکمیت یک واحد نیست بلکه در مناسبات جزیی و اجتماعی انسانی هم اعمال قدرت وجود دارد.

قدرت به صورت رشته‌ها و تارهای در هم تنیده و پیچیده در اجتماع پراکنده است.

قدرت همه جا هست از مدرسه تا زندان و بیمارستان و تیمارستان گرفته تا حوزه‌های انتزاعی و فکری و ایدئولوژیک و اخلاق.

امروزه قدرت تنها مطلق نیست بلکه می‌تواند توسط نهادهای هنری و فکری و فرهنگی و رسانه و روزنامه و کتاب و حتی همین مقاله اعمال گردد.

اما صیرورت و دگرگونی از ویژگی‌های قدرت است.

ghodrat3

قدرت می‌تواند نمودهای فراوانی داشته باشد و حتی به طور غیر مستقیم اعمال گردد.

به عنوان مثال: در دوران بدوی زور فیزیکی نمودی از قدرت بود و جنگاورانِ توانمند توسط شایستگی‌های فیزیکی و فردی می‌توانستند اعمال قدرت کنند.

با پیدایش ابزار تولید، پول و دارایی به عنوان نمودی از قدرت در جامعه مطرح شد و ثروتمندان با به خدمت کشاندن توده‌ی فرودست بر آن‌ها چیرگی می‌افتند.

قدرت را می‌توان در حوزه‌های جنسی و شهوانی بازیافت، زیبایی چهره و بدن نمودی از قدرت است که می‌تواند بر درونیات انسان‌ها چیرگی یابد و باعث اعمال قدرت گردد.

اخلاقی، که در جامعه برپا شده است خود نمودی از قدرت است که به اعمال ضد اخلاقی چیرگی می‌باید، یک مقاله و یا کتاب و رسانه نمودی از قدرت هستند که می‌توانند جهان‌بینی را ما را تحت تاثیر قرار دهند و ما را به اعمالی که آن‌ها می‌خواهند وادار کنند.

اما در کل، مناسبات قدرت بدون دانش اعمال نمی‌شود و به قول میشل فوکو دانش‌‌ همان قدرت است.

فراپشت هر اعمال قدرتی دانش وجود دارد در پس هر رسانه و کتاب و روزنامه‌ای یک جهان بینی وجود دارد یک نوع آگاهی و دانش.

در پس هر سازوکار دولتی و سیاسی یک جهان بینی وجود دارد در پس هر نوع نیروی نظامی یک ایدئولوژی وجود دارد.

اما مذهب نیز یک قدرت و جهان بینی و ایدئولوژی است که بر انسان اعمال قدرت می‌کند و چیرگی می‌باید، اما نوع چیرگی و اعمال قدرت در مذهب عملن هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد حداقل در روزگار کنونی هیچ رابطه‌ای میان حقانیت مذهب و دانش نیست. بلکه مذهب امروز تنها به واسط ی عدم وجود قدرت‌های دیگر یا ضعف در انسان پدید می‌آید.

مذهب نمودی از قدرت است که ضد قدرت‌های طبیعی انسانی است و قدرت‌های طبیعی (زیبایی، سلامت، ثروت، دانش) را در دنیایی دیگر به شرط بندگی وعده می‌دهد.

 

ghodrat

دین و مذهب در عوض بندگی و هواداری همین امیال زمینی را به فرد در دنیایی دیگر وعده می‌دهد.

فردی که در جامعه در خود قدرتی نمی‌بیند (زیبایی، پول، سواد) و برای آن حاضر نیست تلاش کند به بندگی روی می‌آورد.

چون وعده داده شده است که در بندگی نیز عاقبت برتری و جاودانگی وجود دارد، در پس بندگی نیز سروری وجود دارد، رفاه و آسایش وجود دارد، نهر روان و شراب وجود دارد. حوری‌های زیبا وجود دارد.

مذهب قدرت و جهان بینی است که به ضعیفان و ناتوانان قدرت می‌دهد اما نه در این دنیا بلکه در دنیایی دیگر. قدرت برای بندگان نسیه است و در دنیایی دیگر موثر می‌شود.

اما چگونه صاحبان دین به قدرت می‌رسند؟

مذهب منفعلین و ناتوانان را زیر یک پرچم مذهبی جمع آوری می‌کند و صاحبان مذهب از این طریق دستورات اخلاقی و احکام خود را توسط بندگان در جامعه پیاده سازی می‌کنند، بندگان بدون تحلیل و ارزیابی فرامین رهبران دینی را در جامعه اعمال می‌کنند و چون پای سعادت شخصی در میان است درستی یا نادرستی یک فرمان برای آنان اهمیتی ندارد.

قدرت برای صاحبان و رهبران دینی نمود واقعی پیدا می‌کند ولی برای افراد تحت فرمان اجر اخروی وعده داده می‌شود و بندگان در عوض این پاداش اخروی باید بتازند و بگیرند و جهاد کنند و خلاصه گوش به فرمان شبان گله باشند.

کوتاه سخن اینکه دروغ هم می‌تواند اعمال قدرت کند در طول هزاره‌ها ما قربانی دروغ.

مقدسی به نام مذهب بوده‌ایم که بر بشر چیرگی یافته است.

اساسن همه چیز را قدرت به وجود می‌آورد حتا حقیقت یکی از مخلوقات قدرت است.

بیشتر بخوانید

زنــان چه مـی‌خواهند

احساس محض، عقل محض

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,