Saturday, 18 July 2015
18 October 2021
زیر یه خم

«نبود امکانات و مرگ سنگ‌نورد ایرانی در روزهای پایانی سال»

2015 March 15

مسیب سروندی / رادیو کوچه

 

روز گذشته سنگ‌نورد ایرانی با بیش از ٢۵ سال تجربه از دیواره صد متری سقوط می‌کند و جان خود را از دست می‌دهد تا خانواده‌اش سال ١٣٩۴ را با اندوهی فراموش نشدنی شروع کنند. در همین رابطه مسوولان می‌گویند تمامی امکانات بوده است و وی حتا کلاه ایمنی هم داشته و به نحوی صحبت می‌کنند که به نظر برسد یک کلاه پلاستیکی برای صد متر ارتفاع می‌شود ایمنی.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«مرگ سنگ‌نورد خراسانی در حین تمرین»

سنگ‌نورد خراسانی در حین تمرین در منطقه کوهستانی اندرخ دچار حادثه شد و جان خود را از دست داد.

مسوول روابط‌عمومی هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی خراسان رضوی در گفت‌وگو با ایسنا، در خصوص حادثه پیش آمده برای «مجتبی گوهری» عنوان کرد: این حادثه ظهر روز گذشته ٢٢ اسفندماه در دیواره سنگ‌نوردی منطقه اندرخ مشهد اتفاق افتاد که مجتبی گوهری یکی از کوهنوردان باسابقه استان دچار حادثه شده و به پایین دیواره صد متری سقوط می‌کند و جان خود را از دست می‌دهد.

«حسن کرباس‌فروشان» ادامه داد: وی به هم‌راه یکی دیگر از دوستان خود مشغول سنگ‌نوردی می‌شوند که با وجود داشتن کلاه و امکانات ایمنی مسیری را در حال طی کردن برای رسیدن به نصب طناب حمایتی به دیواره بودند که پیش از رسیدن به این منطقه پایش سر خورده و سقوط می‌کند که متاسفانه با توجه به ارتفاع دیواره و شدت ضربه کلاه ایمنی وی نیز آسیب زیادی می‌بیند.

 

sakhrenawardi

عکس تزیینی است

 

وی تصریح کرد: مرحوم گوهری با وجود داشتن سنی حدود ۴٣ سال دارای سابقه ٢۵ ساله در ورزش کوهنوردی و سنگ‌نوردی بود که به هم‌راه گروه پویای مشهد فعالیت می‌کرد و پس از مدت یک سال و نیم که به طور جدی سنگ‌نوردی نمی‌کرد دوباره به این رشته پرداخته بود.

«افجه‌ای: هم‌چنان سخنگو و عضو هیات‌مدیره باشگاه هستم»

«سید‌سعید افجه‌ای» در نامه‌ای نسبت به برکناری‌اش از سخنگویی و عضویت هیات‌مدیره استقلال واکنش نشان داد.

سید‌سعید افجه‌ای، عضو سابق هیات‌مدیره استقلال و سخنگوی این باشگاه با ارسال نامه‌ای به ایسنا، درباره ماجرای برکناری‌اش از دو سمت مورد اشاره توضیحاتی ارایه داد. این متن به شرح زیر است:

ضمن عرض سلام و ارادت خدمت آبی‌دلان عزیز باشگاه محبوبم. همان‌طور که همه هواداران محترم به عنوان مالکان اصلی باشگاه استقلال استحضار دارند از اوایل هفته گذشته متاسفانه اقداماتی از سوی برخی دوستان مسوول علیه بنده صورت گرفت. اکنون که مسابقه هفته بیست و سوم به پایان رسیده و قبلن نیز اعلام کرده بودم به منظور جلوگیری از ایجاد تنش و بهانه تراشی‌های بیش از پیش علیه این‌جانب انتشار این پیام و دفاع از جای‌گاه و حیثیت خودم را به این هفته موکول کردم.

بدین‌وسیله بنده به عنوان یک شخصیت حقیقی و نه از سوی باشگاه به پیشگاه هواداران میلیونی استقلال عرض می‌کنم که به صورت کاملن غیرحرفه‌ای و خلاف قانون، شرع و عرف یک‌سری حرف‌های بی‌پایه و اساس درباره بنده زده شد که آقایانی که سابقه پنجاه ساله در ورزش کشور دارند، به منظور تحت‌الشعاع قراردادن اقدامات غیر‌منطقی خودشان و بدون این‌که زحمت مطابقت اظهارات خود با قانون را بکشند، به رغم وجود کارشناسان خبره که به راحتی در دسترس داشتند، راسن اقدام به اعلام عزل بنده از سخنگویی باشگاه و متعاقب آن ادعایی مبنی بر برکناری این‌جانب از عضویت در هیات‌مدیره باشگاه به اطلاع عموم رساندند. البته همه این تصمیمات فقط منحصر به نامه‌ای است که در سربرگ باشگاه درج و به امضای مدیر‌عامل رسیده است.

afjai

در این نامه اشاره شده که از تاریخ 17/12/93 بنده هیچ سمتی به عنوان عضو علی‌البدل و سخنگو نخواهم داشت (بنده و افشارزاده به عنوان اعضای علی‌البدل هستیم) لذا به منظور اطلاع عموم هواداران عزیز اشاره به نکته ای که از نظر مفهومی منطبق با قانون تجارت و قوانین جاری کشور و نیز اساس‌نامه باشگاه است، به استحضار می‌رساند.

انتخاباتی که در داخل هیات‌مدیره صورت می‌پذیرد مانند انتخاب مدیرعامل، رییس هیات‌مدیره و بقیه سمت‌ها با رای و تصویب اکثریت اعضا انجام می‌پذیرد و به تبع آن عزل هر یک از اعضا باید فقط از طریق مشابه یعنی اخذ آرای اکثریت اعضا صورت بپذیرد و هیچ یک از اعضا نمی‌توانند به تنهایی اقدام به عزل عضو دیگر از سمتی که در هیات‌مدیره دارد، کند.

«اهدای نشان دولتی به رییس فدراسیون کشتی روسیه»

مسوولین سیاسی و ورزشی روسیه به رییس فدراسیون کشتی این کشور نشان دولتی اهدا کردند.

به گزارش مهر، «میخاییل مامیاشویلی» رییس فدراسیون کشتی روسیه طی مراسمی، نشان دولتی را از مسوولان بلند‌پایه این کشور دریافت کرد. این نشان با حضور معاون نخست‌وزیر روسیه و وزیر ورزش روسیه به پاس خدمات به سرزمین پدری و کشتی روسیه به مامیاشویلی اهدا شد.

2

میخائیل مامیاشویلی پس از دریافت نشان دولتی برای خدمات ارزشمند ورزشی به کشور روسیه گفت: این جایزه متعلق به تمام دست‌اندرکاران فدراسیون کشتی روسیه است و این بدان معناست که کار بزرگ فدراسیون کشتی روسیه از طرف دولت به رسمیت شناخته شده است.

«درخشان: فغانی باید چشم‌هایش را جراحی کند»

سرمربی پرسپولیس معتقد است «علیرضا فغانی» باید چشم‌هایش را جراحی کند، چون اتفاقی که در دو قدمی‌اش می‌افتد را نمی‌بیند.

علیرضا فغانی اعلام کرده جای آقای «درخشان» بودم و بازی برده را مقابل تیم ده نفره مساوی می‌کردم فرافکنی و فرار رو به جلو انجام می‌دادم؛ در این رابطه چه صحبتی دارید؟

من چه فرافکنی کرده‌ام؟ بازیکن من در بیمارستان است و جلوی چشم فغانی او را زدند. آقای فغانی تو دو متری‌ات را نمی‌بینی؛ برو چشمت را جراحی کن. «گابریل» بعد از بازی با نفت مسجد‌سلیمان دو جراحی شده و پلاتین در سر او گذاشتند. بعد فغانی می‌گوید بازیکنان با هم سربه‌سر شده‌اند. حالا خوب است این آقا جام‌ ملت‌ها رفته، اگر جام‌جهانی می‌رفت و بازیکنان در زمین هم‌دیگر را می‌کشتند هم می‌گفت اتفاقی نیفتاده است.

آیا داور می‌تواند در مورد نتیجه بازی اظهار‌نظر کند؟

اصلن به او چه ارتباطی دارد که ما چه نتیجه‌ای گرفتیم. آقای فغانی اگر داور بودی بازی را کنترل می‌کردی. تو در حدی نیستی که بدانی فوتبال یعنی چه؛ برو داوری‌ات را بکن. در دو قدمی‌ات زدند بازکن‌ام را تیکه و پاره کردند؛ نه صحنه را دیدی و نه کارت دادی و حالا ما گابریل را برای بازی مهم مقابل النصر در آسیا از دست داده‌ایم. بازیکنی که می‌توانست کمک کند، چون در تیم ما خیلی موثر بود.

بسیاری از تیم‌ها نسبت به داوری اعتراض‌های زیادی دارند. به نظر شما چرا کمیته ‌داوران با دورانی که اشتباهات فاحش می‌کنند برخورد قاطعی ندارد؟

خیلی جالب گفتید و این سوال را باید از کمیته‌ داوران بپرسیم. آقایان یک داور را به برنامه 90 می‌آورند و هر اشتباهی را که مرتکب شده‌اند لاپوشانی می‌کنند. معلوم است با این وضعیت داوری ما درست نمی‌شود. «ترکی» در بازی ما مقابل ملوان اشتباه فاحشی کرد اما چه اتفاقی افتاد؟ 3 امتیاز را از ما گرفتند اما کسی تنبیه و توبیخ نشد. پس چه انتظاری دارید؟ در بازی پیکان و استقلال هم گل صد‌در‌صد پیکان را داور خطا اعلام کرده و قبول نکرد چه اتفاقی افتاد؟ مگر با او برخورد کردند. نمی‌دانم چرا برخورد نمی‌کنند اما کمیته ‌داوران باید با این مسایل و اشتباهات ‌فاحش برخورد کند.

derakhshan

بازی بعدی شما مقابل النصر عربستان است. این بازی را چطور پیش‌بینی می‌کنید؟

بازی سختی است و اصلن راحت نیست. با این فشاری که به خاطر 4 بازی خارج از خانه متحمل شده‌ایم کارمان خیلی سخت است. بچه‌ها خسته‌اند و فشار زیادی را تحمل کرده‌اند، اما تلاش می‌کنیم بازی آبرومندانه‌ای در عربستان انجام دهیم. کار خیلی سختی داریم اما اگر بتوانیم مقابل النصر دوام بیاوریم کار بزرگی است.

قرار بود «علی پروین» در این سفر هم‌راه شما باشد اما نیامد…

اگر پروین می‌آمد تیم روحیه می‌گرفت و به پرسپولیس کمک می‌شد.

قصد ندارید در بازی با النصر عربستان به هواداران عیدی بدهید؟

عیدی دادیم دیگر. شکستن سر گابریل و دو، سه مصدومی که روی دست ما گذاشتند عیدی است. ما که نمی‌توانیم معجزه کنیم. دست و پای ما را بسته‌اند و کار خیلی سختی داریم، با این شرایط عیدی هم باید بدهیم. هیچ جای دنیا فوتبال این‌طوری نیست. این همه بلا سر ما آوردند و الان هم باید توی دهان شیر برویم اما آقایان می‌گویند می‌خواهیم به پرسپولیس کمک کنیم. آقا ما کمک نمی‌خواهیم. شما ضرر نزنید کمک پیشکش.

اما با تمام این سختی‌ها و مشکلات مردم دوست دارند النصر را ببرید؟

مردم شرایط ما را درک کنند. ما برای مردم جان هم می‌دهیم اما خیلی سخت می‌گذرد و شرایط ما خیلی دشوار شده است. قبول کنید کار راحتی نداریم اما همه تلاش‌مان را برای خوشحالی مردم می‌کنیم.

«تیم‌ملی لباس‌دار شد»

محموله لباس‌های تیم‌ملی برای بازی‌های دوستانه در اتریش و سوئد به تهران رسید .

به گزارش خبرآنلاین، پس از درخواست فدراسیون فوتبال از آل‌اشپورت برای تامین لباس‌های تیم‌ملی در اردوی اتریش و سوئد، روز پنج‌شنبه این لباس‌ها از طریق دبی به دست فدراسیون فوتبال رسید. علاوه بر لباس بازی، این‌بار آل‌اشپورت لباس‌های تمرین و گرمکن بازیکنان را هم از خارج از ایران ارسال کرد.

t-m

تا سال قبل نمایندگی این شرکت آلمانی در تهران بود، اما بعد از اعتراض‌های کادر‌فنی تیم‌ملی و بازیکنان به کیفیت لباس‌ها این شرکت نمایندگی خود در ایران را تعطیل کرد. اتفاقی که سبب شده تا تیم‌ملی برای داشتن لباس تمرین هم با مشکل رو‌به‌رو شود چون حالا فدراسیون برای تحویل لباس‌ها باید هزینه گمرکی بپردازد و این اتفاق برای ملی‌پوشان مشکل‌ساز شده است. بار قبل هم این اعضای تیم امید بودند که در کنار لباس‌های خودشان، لباس‌های تیم‌ملی بزرگ‌سالان را به ایران آوردند.

«کفاشیان: باید هزینه اردوی اتریش را از کی‌روش قرض بگیریم»

رییس فدراسیون فوتبال تاکید کرد، سرمربی تیم‌ملی باید در مورد تیم امید با این فدراسیون هم‌کاری کند.

به گزارش تسنیم، «علی کفاشیان» پیش از آغاز مراسم نام‌گذاری مهمان‌سرای تیم‌ملی فوتبال به نام شهید مهدی رضایی مجد درباره این مراسم اظهار داشت: با توجه به روز شهید و هفته شهدای دفاع مقدس این مراسم را به نام یکی از شهدای پر‌افتخار فوتبال ایران یعنی شهید رضایی مجد برگزار کردیم.

وی افزود: امیدواریم قرار گرفتن نام شهدا سبب برکت و توسعه کار ما در مراکز فوتبال باشد. البته پیشکسوتان نیز در این مراسم حضور دارند و فرصت خوبی است تا از آنها تجلیل کنیم. به هر حال برخی از این پیشکسوتان با این شهید هم‌بازی بوده‌اند که یادآوری این موضوع ارزشمند است.

رییس فدراسیون فوتبال درباره کسب میزبانی جام ملت‌های ٢٠١٩ آسیا توسط امارات هم گفت: در هر صورت همان‌طور که ما جلساتی داشتیم، شاید آنها هم لابی انجام داده باشند. شاید هم برای AFC ارزش‌ها و معیارهای مادی مهم‌تر بوده که چون اماراتی‌ها این شرایط را در اختیار دارند و توانستند میزبانی را بگیرند.

کفاشیان افزود: ما هم تلاش خود را انجام دادیم تا نظر هیات‌رییسه AFC را جلب کنیم. بهتر است نقاط ضعف خودمان را بشناسیم تا در آینده بتوانیم میزبانی را بگیریم.

kafashian

وی درباره تیم امید هم گفت: اولویت ما تیم امید است و تلاش خود را انجام می‌دهیم تا آنها به المپیک راه پیدا کنند. «کارلوس کی‌روش» هم موظف است طبق سیستم ما عمل کند و با تیم امید هم‌کاری داشته باشد.

رییس فدراسیون فوتبال درباره بحث حضور «آزمون» و «جهانبخش» در تیم امید گفت: کی‌روش هم به فکر تیم خودش است و از این‌که این بازیکنان را در تیم خود داشته باشد دفاع می‌کند اما در نهایت ما باید اسامی این بازیکنان را رد کنیم، که ما هم اسامی این دو بازیکن را برای تیم امید رد خواهیم کرد.

کفاشیان در مورد اردوی تیم‌ملی در اتریش هم گفت: این اردو قطعن برگزار می‌شود. البته هزینه آن تامین نشده و باید پولش را از کی‌روش قرض بگیریم. قطعن اردوی اتریش و بازی با شیلی برگزار خواهد شد.

«پروین: پیشنهاد منچستر‌یونایتد را سال ۵١ رد کردم»

اعجوبه سرخ‌پوش به سینه شیاطین سرخ (منچستر‌یونایتد) دست رد زد،‌ اتفاقی که همانند فوتبالش باور‌کردنی نبود.

ساعت ١١ از خانه‌شان در لواسان بیرون می‌آید و به دفتر کارش در تقاطع نیایش ولیعصر می‌رود، کافی است فوتبالی شروع شود تا رو‌به‌روی ال‌سی‌دی بر کاناپه‌ بنشیند و فوتبال ببیند، مردی که سال‌های پیش خیلی‌ها برای تماشای پا به توپ شدن‌هایش نه روی کاناپه می‌نشستند و نه کنار مبل لم می‌دادند، او در میانه میدان بر توپ حکومت می‌کرد و مردم محکوم بودند روی سکوها بایستند و نام پدیده‌ای را فریاد بزنند که نامش پیکره حریفان را می‌لرزاند. دریبل‌های درجا و ضربات ایستگاهی هافبک کوتاه‌قامت فوتبال ایران دل‌نواز بود و دوست داشتنی، نامی پر‌آوازه که سال‌ها شعار سکوهای آزادی بود.

به دفتر کار «علی پروین» در تقاطع ولیعصر نیایش رفتیم تا بسیاری از خاطرات فوتبالی که با او برای خودش و مردم رقم خورده بود را زنده کنیم. از شماره ٧ بگوید، و خانواده ده نفره‌اش، از بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران، یاد هم اتاقی‌هایش را زنده کند، درباره بازی با شیاطین سرخ و تک‌گلی که برای پرسپولیس در این بازی به ثمر رساند،‌ بهترین و بدترین خاطره فوتبالی‌اش را بازگو کند، ماجرای ورودش به عرصه مربی‌گری را تعریف و از سیستم «علی‌اصغری» تمام قد دفاع کند، این‌که از او خواستگاری کردند تا پای سفره عقد بنشیند،‌ از پسری بگوید که اجازه ندادند فوتبالیست شود، از برد و باخت مقابل حریف سنتی تا المپیک مونیخ و مونترال،‌ اما در کنار تمامی اینها هرگز حاضر نشد کلامی از راز حذف تیم‌ملی از مقدماتی جام‌جهانی آمریکا در قطر بگوید و سر محرمانه‌ای را که مربوط به این رقابت‌ها بود فاش کند. در ادامه گفت‌و‌گوی ما با هافبک بی‌نظیر سال‌های دور فوتبال ایران، باشگاه شاهین و پرسپولیس را می‌خوانید.

parwin

شماره واحد و پلاک دفترتان ٧ شده است، شما در مهر‌ماه نیز به دنیا آمده‌اید، گویا سرنوشت شما با هفت گره خورده است.

نه! همه اینها اتفاقی بوده است. پلاک هفت، واحد هفت. ما که نمی‌توانیم پلاک سفارش دهیم. زمان ما کسی تولد نمی‌گرفت. کسی نمی‌دانست تولد چیست. این چیزها تازه مد شده است. من متولد سوم مهر ١٣٢۵ هستم. من از بچگی که فوتبال را در محلات شروع کردم پیراهن شماره ٧ را می‌پوشیدم و به ترتیب با گذراندن سلسله مراتب این شماره هفت بر تنم ماند. من از بچگی با شماره هفت بزرگ شدم و این شماره را دوست داشتم. پیراهن شماره هفت دقیقن همانند خانه‌ای بود که من در آن زندگی کردم. من اصلن حساسیتی ندارم که کسی شماره هفت پرسپولیس را بر تن کند. می‌گویم هر کس که به پرسپولیس می‌آید باید این پیراهن را بپوشد. اصلن این مساله چیز مهمی نیست و این شماره و پیراهن ارث پدری من نیست و این موضوع فرقی نمی‌کند.

از خانواده‌تان بگویید چند نفر بودید. شغل پدرتان چه بود و چه شرایطی را پشت‌سر گذاشتید؟

پدر من کله پزی داشت و در همان بازار صاحب مغازه بود. همان مغازه اگر الان وجود داشت دویست، سی‌صد میلیارد تومان می‌ارزید. دویست و پنجاه متر مغازه در چهار سو بزرگ بازار، خدا پدرم را بیامرزد. ما با کله پاچه شدیم بازیکن تیم‌ملی فوتبال ایران. پدرم و مادرم مخالف فوتبال کردن من بودند، اما برادر بزرگم از من حمایت می‌کرد و دائمن به من می‌گفت که فوتبال کنم. ما در مجموع هشت نفر بودیم و دو نفرمان هم ناتنی بود که ده نفر می‌شدیم. خدا بیامرز پدرم دو زن گرفته بود. قبلن همه دو زن می‌گرفتند. یکی از برادرانم از بزرگ‌ترین جواهر‌سازان ایران است. او وضعش از من خیلی بهتر است و شاید صد برابر من اوضاع مالی‌اش خوب باشد.

چگونه شد که فوتبالیست شدید؟

من بچه بازار تهران و اهل کوچه غریبون هستم. ١٢، ١٣ ساله بودم که به سمت غیاثی رفتیم. آن زمان توپ‌های پلاستیکی تازه مد شده بود و ما در زمین‌های خاکی که جالیزکاری بود صاف‌کاری انجام دادیم و زمین فوتبال ساختیم. ما در همان زمین‌های خاکی تیمی به نام عارف تشکیل دادیم و از یک بازی هفت نفره کار خود را آغاز کردیم. من از همان ابتدا کاپیتان این تیم شدم. خدا بیامرزد مادر نصرت‌ام را، من لباس‌های تیم را به خانه می‌بردم و او آنها را هفته‌ به هفته‌ می‌شست. زمان گذشت و تیم‌ها روز به روز بیشتر شدند و در حوالی آن تپه شنی حدود پنجاه زمین ساختند. هر کس در محل خود زمینی را صاف کرد و در آن به فوتبال کردن پرداخت. ما یک روز در حال تمرین بودیم که خدا بیامرز «امیر آصفی» و «الهی» هم آن‌جا بودند. آنها به من گفتند فردا به زمین شماره هشت که سر منطقه بی‌سیم قرار داشت بروم. گفتند که فردا تمرین تیم البرز و کیان است اما من نرفتم. نمی‌دانستم که او چه می‌گوید و تیم کیان و البرز چیست! هفته‌ بعد خدا بیامرزد آقای الهی باز هم آمد و گفت چرا سر تمرین نیامدی؟ گفتم بیایم آن‌جا چه کار کنم؟ اصلن نمی‌دانستم که چه می‌گویند. خلاصه هفته‌ بعد رفتم، به من گفتند که شورت ورزشی بپوشم، من هم گفتم که شورتی نیستم. گفتم من با همین لباس و با همین کفش‌ها تمرین می‌کنم اگر می‌خواهید بمانم و اگر نمی‌خواهید هم بروم. خلاصه من یک جلسه تمرین کردم و به من گفتند که فردا باز هم بروم. به همین ترتیب روزهای بعد هم برای تمرین رفتم و زمان آن‌قدر گذشت که ١۵ساله شدم و در نهایت مرا به تیم البرز که تیم دوم کیان بود بردند. شش ماهی آن‌جا بودم و در نهایت به تیم کیان رفتم. پس از آن «نادر لطیفی» که هم اکنون سرزنده و سرحال مانده است به در منزل ما آمد و گفت اگر می‌شود به تیم پیکان بیا. من باز هم گفتم که دیگر پیکان کجاست؟ گفتند تیمی درست شده که متعلق به ایران ناسیونال است.

parwni1

خلاصه به پیکان رفتم و پس از یک دوره بازی برای این تیم در لیگ باشگاه‌های تهران قهرمان شدیم. ده، پانزده روز که گذشت زمزمه منحل شدن تیم پیکان به گوش می‌رسید. این تیم قهرمان شده بود و برای چه قرار بود منحل شود؟ نمی‌دانستیم. آن زمان بچه بودیم و نمی‌دانستیم اصلن منحل چیست؟ تیم در نهایت منحل شد و گفتند که همه پرسپولیسی‌ها به پیکان می‌آیند. ما هم گفتیم که خب بیایند. همایون بهزادی، حسین کلانی، کاشانی و سایرین بودند که همه به پیکان آمدند. من و خدا بیامرز حسین همیشه جوان و یک نفر دیگر را در تیم نگه داشتند. اما در نهایت پیکان پس از دو ماه منحل شد و همه ما در سال ۴٧ به پرسپولیس رفتیم و از آن زمان نیز من در پرسپولیس بوده و هستم.

شما در زمان فوتبال کردنتان با «پرویز قلیچ‌خانی» هم‌دوره بودید. خیلی‌ها او را فوتبالیستی بی‌نظیر می‌دانند که دیگر همانند او در ایران نخواهیم دید. نظر شما درباره او چیست؟

بله! ما هم‌دوره بودیم، او اواخر فوتبالش بود و من در ابتدای کار قرار داشتم. قلیچ‌خانی هشت سالی از من بزرگ‌تر بود. او نفر اول فوتبال این مملکت است. یادش بخیر یک‌تنه تیم‌های شاهین و پرسپولیس را حریف بود. تمام تیم‌ها از دست او عاجز بودند، ولی حیف شد.

ویژگی بارز فوتبال او چه بود که به این میزان از او تمجید می‌شود؟

او از همه نظر در فوتبال کامل بود. با هر دو پا شوت می‌زد و قدرت شوت زنی‌اش بسیار بالا بود، علاوه بر این سرزنی بسیار قدرتمند و بی‌رقیب بود. قلیچ‌خانی فوتبالیست عجیب‌و‌غریب و بی‌همتایی بود.

خیلی‌ها معتقدند که او بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران است. شما هم همین عقیده را دارید؟ حتا بعضی‌ها شما دو نفر را با یک‌دیگر مقایسه می‌کنند و رقبای یک‌دیگر می‌دانند. حال که پرویز قلیچ‌خانی نیست شما فکر می‌کنید که از نظر فوتبالی او بهتر بود یا شما؟

من و «همایون بهزادی» خیلی بر سر این مسایل صحبت می‌کردیم و حتا دعوایمان می‌شد. همایون بهزادی به من می‌گفت که تو نفر اول فوتبال کشور هستی. من هم به او می‌گفتم که پرویز قلیچ‌خانی و همایون بهزادی نفرات اول فوتبال ایران هستند. همایون بهزادی هم فوتبالیست کمی نبود. او جزو سه فوتبالیست اول این مملکت بود. قدرت سر‌زنی بسیار بالایی داشت و دو پا بود. خیلی مهم است که یک فوتبالیست این ویژگی‌ها را داشته باشد، اما من می‌گویم که پرویز قلیچ‌خانی بهترین فوتبالیست تاریخ این کشور است.

شما پس از رفتن به پرسپولیس به تیم‌ملی جوانان نیز دعوت شدید. تصورش را می‌کردید که یک روز به پرسپولیس بروید و با این تیم در تاریخ فوتبال ایران ماندگار شوید؟

من از همان زمان که فوتبال را شروع کردم حتا فکرش را هم نمی‌کردم که چنین اتفاقی برایم بیافتد. در هر باشگاهی که بودم نفر اول بودم. هرگز دوست نداشتم مربی شوم، اما به این سمت‌و‌سو کشیده شدم و این اتفاق برایم به تدریج افتاد. فوتبالم را سلسله مراتبی پیش بردم و بدون هیچ‌گونه باند‌بازی به این‌جا رسیدم. بچه‌ای بودم که در محله دولاب و غیاثی رشد کردم و پله پله مراحل را پشت سر گذارندم. سه دوره در سال‌های ۵١، ۵٢ و ۵٣ مرد سال شدم. زمانی‌که به من گفتند باید مربی شوی من دو روز با محمد مایلی‌کهن، دادگان و محمد پنجعلی دعوا کردم و گفتم که نمی‌توانم. آنها اصرار می‌کردند که باید مربی شوم و من هم به تدریج به این سمت کششیده شدم.

سال ۴٩ برای شما خوش یمن بود،‌از دعوتتان به پرسپولیس و اولین گل ملی‌ به پاکستان.

به یاد دارم که در این بازی ۴٠ دقیقه بازی کردم. استاد نصیری، مربی بود و به من گفت که آماده شوم و گرم کنم. به زمین رفتم و یک گل به ثمر رساندم و پس از آن با ترکیه بازی داشتیم و از همان موقع در ترکیب تیم‌ملی فوتبال ایران قرار گرفتم.

آن زمان آغاز اوج‌گیری شما در فوتبال ایران بود. جوانی که تا دیروز در کوچه و خیابان فوتبال بازی می‌کرد با شروع جوانی اتفاق بی‌نظیری برایش افتاده بود و در کوچه و خیابان مردم از او صحبت می‌کردند. اصلن حدس می‌زدید که با چنین شرایطی در جوانی رو‌به‌رو شوید؟

aliparwin

من آن زمان غرق شده بودم. سال ۵١ مرد سال شدم و یک پیکان به من دادند. آن زمان به من گفتند که اگر سال بعد هم مرد سال شوم یک تویوتا به من می‌دهند. زد و ما مرد سال شدیم. آن زمان یک تویوتا شصت هزار تومان ارزش داشت. گفتند دوست داری ماشین را بگیری یا یک چک شصت هزار تومانی؟ من گفتم که چک را به من بدهید. من همیشه به دنبال نقدی‌ام (می‌خندد). خیلی پول بود.

شصت هزار تومان را چه کار کردید؟

شصت هزار تومان را خوردیم. نان خامه‌ای، کله پاچه و سیرابی.

درباره استقلال و بردها و باخت‌هایتان به این تیم بگویید.

من همواره معتقد بودم و تاکید داشتم که پرسپولیس فقط باید به استقلال ببازد. همه تیم‌ها خوب هستند و من نمی‌گویم که تیم‌های به جز استقلال و پرسپولیس بد هستند، اما آنها جرقه‌ای عمل می‌کنند و یک سال خوب‌اند و دو سال نه، اما این سرخ‌آبی‌ها همواره خوب هستند.

خاطره خوبتان از اولین قهرمانی‌ با تیم پرسپولیس چه بود؟

سال ۴٩بود که با پرسپولیس قهرمان شدیم. یک خواننده معروف را آوردند و برایمان خواند. یادش بخیر.

از المپیک مونیخ و مونترال بگویید. فوتبال ایران ۴٠سال است که میدان المپیک را به چشم ندیده است در حالی‌که شما به سادگی المپیک می‌رفتید.

قبل از المپیک همه تیم‌ها را بردیم و به المپیک صعود کردیم. اما در المپیک مونیخ دو بازی اولمان را با اختلاف دو و سه گل باختیم اما بازی سوم را مقابل برزیل پیروز شدیم. گل این بازی را نیز برای ایران «محمود خوردبین» به ثمر رساند. در المپیک مونترال نیز وقتی با روسیه بازی داشتیم در مقابل بزرگان فوتبال این کشور به رقابت پرداختیم. دو گل به ما زدند و فکر کردند که کار تمام شده است دو، سه تعویض انجام دادند و بازیکنان سرشناس خود را بیرون بردند تا خسته نشوند. ما هم حمله‌های «علی اصغری» را آغاز کردیم. دقیقه ٨٠ یک گل زدیم و تا دقیقه ٩٠ فشار آوردیم. یک تیرک هم در همین دقایق به روسیه زدیم و تمامی بازیکنان دو تیم روی خط دروازه آنها جمع شده بودند. نزدیک بود مساوی کنیم، اما در نهایت دو بر یک این بازی را باختیم. کوبا را هم در بازی بعدی یک بر صفر پشت سر گذاشتیم اما مقابل لهستان سه بر دو باختیم. ما مونترال را نسبت به مونیخ خیلی جدی‌تر گرفته بودیم. در مونیخ به عنوان زنگ تفریح پا گذاشتیم اما مونترال را جدی گرفته بودیم و شرایط برای ما فرق می‌کرد.

هم‌اتاقی شما در تیم‌ملی چه کسی بود؟

خدا بیامرزد «ناصر حجازی» را. من با او هم‌اتاقی بودم. صادقی، حسین کازرانی و چند تن دیگر از بچه‌ها بیشتر به اتاق ما می‌آمدند. دور هم جمع می‌شدیم و یک تیم بودیم. تمام وقایع مرتبط با ناصرخان جلوی چشمم است. خدا رحمتش کند. هر وقت بهشت‌زهرا می‌روم به مزار او سر می‌زنم. من هر هفته‌ چهارشنبه به بهشت‌زهرا می‌روم. ناصر دروازه‌بانی عجیب‌و‌غریب بود. یکی از حسن‌های او این بود که بی‌خود شیرجه نمی‌رفت. اگر به طور مثال توپ دو متر از کنار دروازه‌ او به بیرون می‌رفت هرگز شیرجه نمی‌زد. آن‌قدر دید خوبی داشت که بی‌جهت به سمت توپ حرکت نمی‌کرد.

درباره بازی‌تان با منچستریونایتد و گلی که به این تیم زدید بگویید.

آنها به ایران آمدند و یک بازی مقابل ما انجام دادند که نتیجه بازی یک بر یک شد، یک بازی هم مقابل پاس انجام دادند که نمی‌دانم این بازی چند چند شد. اصلن نمی‌دانستم که آنها چه می‌گویند. گفتند که پانصد هزار تومان به تو می‌دهیم تا به منچستریونایتد بیایی. گفتم که چه می‌گویید؟ من تیم محله‌ام را به هزار تا از این پانصد هزار تومانی‌ها عوض نمی‌کنم.

از منچستریونایتد پیشنهاد داشتید و به این تیم نرفتید! چرا چنین پیشنهاد بی‌نظیری را رد کردید؟

عقلمان نمی‌رسید. بعضی وقت‌ها که به تیم‌ملی دعوت می‌شدم نمی‌رفتم، اصلن نمی‌دانستم که تیم‌ملی چیست، به قرآن! آن زمان یک مصاحبه با روزنامه انجام می‌دادیم تازه یک هفته‌ بعد چاپ می‌شد. الان تا می‌گویی حالت چطور است زنگ می‌زنند و می‌گویند چنین صحبت‌هایی را مطرح کرده‌ای.

چه سالی از منچستر‌یونایتد پیشنهاد داشتید؟

فکر کنم حدود سال ۵١ و در آن برهه‌ای بود که خیلی خوب بودم. من بین سال‌های ۵٠ تا ۵۵ بی‌نظیر بودم. همواره جزو نفرات اول و دوم بودم و تیم‌مان نیز همواره قهرمان بود.

از تیم‌های دیگر هم پیشنهاد داشتید. تیم‌های عربی هیچ‌وقت به دنبال شما نیامدند؟

من در دوران فوتبالی‌ام همان یک پیشنهاد را از منچستر‌یونایتد داشتم. زمانی‌که «حشمت مهاجرانی» به امارات رفت چند نفری از بازیکنان ایرانی به آن‌جا رفتند. حسن روشن، نظری و…

بیشتر بخوانید

لقب جدید فیفا به پرسپولیس، غول‌های تهران

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    wh0cd7830866 buy zoloft atarax buying zithromax