Saturday, 18 July 2015
13 June 2021
سیگنال ممنوع

«واترز: از بریتانیایی بودن شرمگین‌ام»

2015 March 16

شادیار عمرانی – بهرنگ زندی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ناقوس جدایی که به صدا درآمد

خیلی هم بلند به صدا درآمد

عرض می‌کردم، ناقوس جدایی که به صدا درآمد

واترز دیگه رفته بود که رفته بود.

گیلمور هم دیگه اعلام کرد که عملا پینک فلوید کارش تموم شده.

اما پینک فلوید ادامه داد

به سر این دو پادشاه در یک اقلیم چی اومد؟

خب در یک اقلیم نگنجیدند.

هر کدومشون طی این همه سال فقط ٣ آلبوم سینگل دادند.

01

واترز سه آلبوم مزایا و معایب اتوزدن (١٩٨۴) ، رادیو کیاس یا همون هرج و مرج (١٩٨٧) ، و آلبوم پرهیاهوی «تفریح تا سرحد مرگ» amused to death  (1992)

و گیلمور سه آلبوم دیوید گیلمور (١٩٧٨)، about face ( ١٩٨۴) و آلبوم بسیار موفق «در جزیره‌ای» (٢٠٠۶) On an Island

آلبوم رادیو کیاس، باز هم یک آلبوم تمیک بود. با داستان مفصلی از یک پسر ٢٣ ساله‌ی اهل ویلز که هم معلول جسمیه هم مغزی. اما صداهای امواج رادیویی را روی هر فرکانسی می‌شنوه.

آلبومی ضد تاچریسم، ضد ریگان، ضد تسلیحات هسته‌ای و به قول خودش ضد مونتاریسم دولتی یا همان کنترل چرخه درآمد مالی توسط دولت. یک چاقوی دو لبه که هم سر سرمایه‌داری را می‌برید هم کمونیسم را.

آلبومی مورد علاقه‌ی منتقدان موسیقی اما نه‌چندان موفق در استقبال مردمی. با رتبه‌ی ٢۵در چارت‌های بریتانیا و پنجاهم در چارت‌های آمریکا!

اما بعد از تور بزرگ دیوار، آلبوم پرهیاهوی تفریح تا سرحد مرگ را منتشر کرد، که کمی اوضاع را برای واترز بهتر کرد و او را در رتبه هشتم چارت‌های بریتانیا قرار داد.

02

طبق معمول، متن اشعار این آلبوم از موسیقیش بیشتر جلوه می کرد و برگرفته از کتاب «خودمان را با مرگ سرگرم می‌کنیم» نوشته نیل پستمن بود. کتابی که امروزه به عنوان یکی از کتب مرجع ارتباطات و رسانه به حساب می‌آید.

بعدتر پستمن از واترز برای محبوب کردن نظریاتش تشکر کرد گرچه اظهار داشت که نسل جوان امروز حاضر است که هر مفهوم پیش پا افتاده‌ای را از موسیقی پاپ بشنوه اما موسیقی غنی موتزارت، شوپن و باخ گوش نمیده. محبوبیت من برای این نسل، پایین آوردن سطح نظریات من در حد سلیقه آنان است.

اما بعد این آلبوم، واترز دیگه آهنگی نساخت. گرچه بارها اعلام کرده که یک عالمه آهنگ ساخته که به زودی منتشر می‌کنه، اما خبری نشد.

نه واترز، نه گیلمور، آلبوم مستقل جدیدی تا سال‌ها ندادند.

گرچه به نظر می‌رسید که این دو، از پدید آوردن خلاقیت جدیدی دست کشیدند و از دور رقابت‌های مشاهیر راک دور افتادند، اما واقعیت این نبود. هر کدوم به کار دیگه‌ای مشغول بودند.

واترز، تورهای متعدد دور دنیا گذاشته بود،

اون هم نه یک سال و دو سال، ١٢ سال بیوقفه!

و بعدش ٧ سال استراحت کرد!

تا سال ١٩٩٩ که دوباره یک تور این بار بسیار موفق و پرفروش آمریکا و دور دنیا گذاشت که سه سال طول کشید.

بعدش سری به کشور مالت زد و در مراسم خوش‌آمدگویی این کشور به اتحادیه اروپا کنسرت بزرگی اجرا کرد.

03

سال ٢٠٠۴ بالاخره از تور گذاشتن خسته شد.

تا آن زمان تونسته بود از فروش تورها مقام دوازدهمین هنرمند ثروتمند بریتانیا را کسب کنه.

وقتش بود دوباره پوتین‌های اعتراضش را به پا کنه و به فجایعی که در خاورمیانه در حال رخ دادن بود واکنش نشون بده.

دو تا تک آهنگ ساخت.

اولی «کشتن کودک» To Kill The Child  که در جولای 2004 در اینترنت منتشرش کرد.

که علیه فرهنگ لوکس و مصرفی آمریکا بود که ادای دل رحم‌ها را در‌می آرن و انتخاب می‌کنند که کودکان را در عراق بکشند.

و دومی «تَرک بیروت» که آهنگی ضد جنگ و برگرفته از تجربه‌ی سفرش به خاورمیانه در نوجوانی بود.

سال ٢٠٠۵ اوپرای سه پرده‌ای «سا ایرا» یا «درست میشه» را درباره‌ی انقلاب کبیر فرانسه  و کمون پاریس ساخت.

خب حالا شما می‌گید واترز کمونیست نیست؟

04

دیگه چه کسی پیدا می‌شد که شک داشته باشه؟

اما خودش چیز دیگه‌ای می‌گفت.

تورهای دیوارش مکررا داس و چکش دور می‌انداخت و در مصاحبه‌ها با یک درصد تخفیف کمونیسم را در کنار دیگر ایدئولوژی‌های تمامیت‌خواه و دیکتاتوری قرار می‌داد و می‌گفت، پدرم کمونیست بود و من بیشتر به روانشناسی گرایش دارم اما کم کم در هفتاد سالگی دارم به ژن پدرم افتخار می‌کنم.

دوباره یک سال بعد تور نیمه تاریک ماه را در اروپا و آمریکای شمالی شروع کرد که دو سالی هم طول کشید.

نیک میسون هم از اواسط تور به واترز پیوست و تور از ٢٠٠٧ به استرالیا، نیوزیلند، آسیا، اروپا، آمریکای جنوبی و آمریکای شمالی رفت.

سال ٢٠١٠، آهنگ اعتراضی «ما فائق خواهیم آمد “We Shall Overcome“» پیت سیگر را با آرانژمانی جدید  به پیشنهاد دیوید گیلمور و همراه با او در جولای ٢٠١٠ برای فلسطین در کنسرت موسسه کمک به کودکان و پناهجویان آواره فلسطینی «hoping foundation»  اجرا کرد.

Hoping Foundation for Palestine  یکی از ده سازمان خیریه‌ای است که گیلمور در تاسیس یا اداره یا پرداخت هزینه‌ها و اهدای مبالغ هنگفت مالی برای صرف در امور خیریه نقش اصلی را دارد.

دورانی که واترز به تورهای مختلف فردی می‌رفت، گیلمور به سه کار دیگر مشغول بود: ساخت آهنگ‌های جدید به کمک همسرش برای دو آلبوم دیگر، تورهایی با پینک فلوید و فروش اموال میلیون دلاری خودش و تاسیس موسسات خیریه.

پاییز ٢٠١٠ آغاز تور زنده‌ی دیوار راجر واترز بود، توری که با هیاهوی بسیاری از گرایشات چپ و راست آغاز شد و تا اواخر ٢٠١٣ ادامه یافت.

دیوید گیلمور که از سال ٩٠ به بعد قسم خورده بود که دیگه دو آهنگ مشهورش یعنی comfortably numb  و money  را با واترز اجرا نکنه، سال ٢٠١١، قسمش را شکوند و در اجرای تور دیوار واترز، همراه با نیک میسون در کنار واترز قرار گرفت و نواخت.

05

با این‌که واترز در مصاحبه با اسوشیتدپرس اعلام کرده بود که دیگه در سن و سالی نیست که بخواد روی صحنه بره و تور زنده دیوار، آخرین اجرای روی صحنه‌ی او خواهد بود، اما زیر حرفش زد.

سال ٢٠١٣ کنسرتی با نام «برای قهرمانان برخیزید» با حضور تعدادی از درجه‌داران ارتش آمریکا که از جنگ‌های افغانستان و عراق بازگشته بودند به افتخار سربازان آمریکایی که در جنگ‌های افغانستان و خاورمیانه کشته شده بودند در میدان مدیسون نیویورک اجرا کرد.

واترز، مرد شجاع ابراز تناقضاته.

از این که مورد انتقاد قرار بگیره ترسی نداره.

با آنارشیست‌ها وارد کمپین تحریم محصولات اسراییلی میشه، ستاره داوود را روی بادکنک خوک می‌کشه و از این که عالم و آدم اون را آنتی‌سمیتیست و ضدیهود خطاب کنند نمی‌ترسه و با شجاعت می‌گه من هم‌رنگ جماعت کبک صفتی نمی‌شم که سرش را زیر برف می‌کنه. من نمی‌تونم در برابر جنایاتی که در خاورمیانه میشه ساکت بمونم.

از اون طرف داس و چکش را در کنار نماد اس اس نازی‌ها، به عنوان نماد فاشیسم روی بادکنک خوک می‌کشه و می‌گه این‌ها ایدئولوژی‌هایی هستند که بین مردم دنیا تفرقه می‌اندازند.

بعدش می‌ره با سربازان از جنگ‌برگشته‌ی خاورمیانه کنسرت افتخاری می‌ده!

06

واترز به هر مناسبتی به نفع خیریه‌ها کنسرت می‌گذاره، از طوفان سندی گرفته تا سونامی اقیانوس هند،

این وسط با اریک کلاپتونی کنسرت خیریه می‌گذاره که خودش را با افتخار یک راسیست ضدسیاه معرفی می‌کنه و در کمپین‌های انتخاباتی راست‌ها هم میره.

خیلی جالبه، این در حالیه که مثلا واترز به کمپین ضد شکار روباه Countryside Alliance  می‌پیونده و ابراز می‌کنه که از بریتانیایی بودنش شرمگین‌ه، همون کمپینی که کلاپتون به شدت مخالفش بود و گروهی بر ضد اون تشکیل داده بود.

این دو چطور کنار هم ایستادند؟ یکیشون دچار گیجی تئوریک یا عملیه؟

یا شاید هر دوشون!

واترز، با تمام تناقضاتش یک چیز را می‌داند، آن‌که سیاسی است، و باید سیاسی باشد، و بارها و بارها گفته که مگر می‌شود هنرمند سیاسی نباشد؟

او بیش از این که عمر هنری خود را صرف تمرکز بر نوآوری در نت‌ها و سازهای متعددی که بلد است بکند تا آهنگ‌های آن‌چنانی بسازد، صرف سیاست و سرودن اشعار بی‌بدیل سیاسی کرده است که بیش از آن که شعاری باشد، بر اساس تئوری‌ها، نظریات و ایدئولوژی‌های مارکسیستی است، حتا اگر خودش بارها و بارها انکارش کند.

در عمل هم او دست کم طی دو دهه‌ی گذشته، به طور فعال در کمپین‌های حمایت از فلسطین، غزه و انتفاضه شرکت کرده است.

07

برای دوست‌دارانش، او یک کمونیست است، حتا اگر خودش تمام سعیش را بکند که کمونیسم را به تندی نقد کند و با آنارشیست‌ها هم‌سنگر شود و علنا در مصاحبه‌ای با خبرگزاری هارتص، بگوید که امیدش را از سوسیالیسم بریتانیایی، حزب کارگر و سیاست خارجی انگلستان بریده است و به کمپین تحریم اسراییل BDS  آنارشیست‌ها پیوسته است و این دوستدارانش را شوکه کند.

از گیلمور چه خبر؟ اون اول یه چیزی گفتی و ادامه ندادی؟

اون هم این مدت مشغول بوده، در برنامه بعدی که آخرین برنامه درباره‌ی پینک فلویده، به سراغ دیوید گیلمور می‌ریم و خبری ازش می‌گیریم.

مطالب مرتبط

ناقوس جدایی برای چپ‌های سوپربورژوا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,