Saturday, 18 July 2015
13 June 2021
سیگنال ممنوع

«گیلمور با آسمان سرخ و جیب پر از سنگ برای فلسطین»

2015 March 29

شادیار عمرانی – بهرنگ زندی / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

جولای ٢٠٠۶ سید برت، در سن ۶٠ سالگی در اوج فقر و بیماری، درگذشت.

رایت، گیلمور و واترز در تاثری شدید از مرگ سید، می ٢٠٠٧ کنار هم ایستادند و به یاد یار قدیمی در مرکز باربیکن لندن کنسرتی اجرا کردند.

ریچارد رایت دو سال بعد به سبب نوع خاصی از سرطان در ۶۵ سالگی درگذشت.

چند روز بعد از مرگش، گیلمور، سیاهپوش، جایزه‌ی کیو آوارد خود را به ریک رایت هدیه کرد، و از حضار خواست که به احترام او بایستند و گیلاس‌های خود را به یاد او بالا برند.

گیلمور کم حرف و خجالتی، گیلموری که اوایل آن‌قدر کم‌رو بود که پشت به تماشاگران می‌ایستاد و می‌نواخت،  پس از آلبوم فوق العاده موفق ناقوس جدایی، لب به سخن باز کرد.

اون از آلبوم‌های آخر پینک فلوید اصلن راضی نبود. حتا اگر کل دنیا جمع می‌شدند و می‌گفتند این‌ چهار آلبوم آخر، چهار تا آس بوده.

1

گیلمور می‌گفت که بیشتر مشکلش با نحوه‌ی تهیه‌ی قطعه‌ها بود. آهنگ‌ها بیشتر برپایه‌ی واژگان استوار بود. یک روده‌درازی مفرط در ترانه که به خاطر اهمیت زیاد هر یک کلمه‌ی اون ترانه‌ها، موسیقی این وسط قربانی ترانه می‌شد و نقش یک حمال جورکش را بازی‌ می‌کرد. دو آلبوم نیمه‌ی تاریک ماه و ای کاش این‌جا بودی به نسبت دو آلبوم بعدی بهتر بودند چون توازنی بین موسیقی و ترانه وجود داشت.

عشق به موسیقی و نواختن همراه با ابتکارات منحصر به فرد، گیلمور را برای سال‌ها در کنار بزرگانی چون پل مک کارتنی، کیت بوش، گریس جونز، تام جونز، التون جان، اریک کلاپتون، بی بی کینگ، سیل، باب دیلان، گروه the Who  و آلن پارسونز قرار داد.

برایان فری  هم در کنار گیلمور آلبوم پسرها و دخترها را بیرون داد و با همکاری اون آهنگ فیلم Legend  با بازی تام کروز و ریدلی اسکات را به اوج شهرت رسوند.

گیلمور طی این سال‌ها از یک موزیسیون شعاری که در بهترین حالت پشت شعرهای رادیکال موزیک می‌ذاره و فروش میلیونی می‌کنه و به ثروت کلانش اضافه ‌می‌کنه، پول روی پول می‌ذاره و با هواپیمای اختصاصی و استودیوی روی خانه‌ی قایقی و کنسرت‌های پرخرج پز می‌ده و با ژست چپی گرفتن و چفیه‌ی فلسطینی شعار مرگ بر امپریالیسم سر می‌ده، تبدیل شد به یه کمپینر عمل‌گرا.

2

رفت سراغ تاسیس این موسسه خیریه بعد از اون موسسه‌ی خیریه. این سازمان حقوق بشری بعد از اون سازمان حقوق بشری، این فستیوال عام المنفعه بعد از اون فستیوال عام المنفعه، این کنسرت به نفع آوارگان جنگی تا اون کنسرت به نفع گرسنگان آفریقا…

هواپیما و ویلای چندین میلیون پندیش را هم فروخت و موسسه‌ای برای ساخت خانه‌های رایگان در مناطق محروم آفریقا تاسیس کرد.

یکی از حامیان مالی اصلی حزب کارگر هم تا همین اواخر که از اون حزب اومد بیرون، دیوید گیلمور بود.

شاید خیلی‌ها اجرای زنده‌ی رادیویی آهنگ دود روی آب  گروه Deep Purple را در سال ١٩٨٩ به یاد داشته باشند. اجرایی که برای هم‌دردی با مردم زلزله‌زده‌ی ارمنستان برای اولین بار در دوران جنگ سرد از رادیو بی بی سی به طور زنده پخش شد.

دیوید گیلمور از ایان گیلان از گروه بلک سبث و بروس دیکینسون از گروه آیرن میدن خواست تا با او این آهنگ را در رادیو بی بی سی اجرا کنند. این آهنگ با روشی منحصر به فرد، زمانی که فرکانس‌های رادیویی ماهواره‌ای نبودند، از بالای دیوار برلین تا مسکو در شوروی سابق با همکاری یک شبکه رادیویی شوروی فرستاده شد تا پیام دوستی، حمایت و همدلی این سه نوازنده‌ی مشهور چپ را به گوش مردم بلوک شرق برساند.

3

این آهنگ در مدت زمان کوتاهی از این اجرا، با همکاری لیست بلند بالایی از راک آرتیست‌های چپ برای مردم زلزله‌زده‌ی ارمنستان اجرا شد. گروه‌هایی مانند خود دیپ پرپل، کویین، بلک سبث، پینک فلوید، یس، آیرن میدن و برایان آدامز.

Live Aid  را هم خیلی‌ها یادشونه. کنسرت-فستیوالی که گروه‌های راک چپ در سال ١٩٨۵ برای تقسیم برابر ثروت و غذا و نیز به نفع گرسنگان آفریقا برگزار کردند و البته گروه‌ها و هنرمندان دیگر هم به اون‌ها پیوستند. گیلمور به همراه برایان فری از بانیان آن بود.

یا شاید جولای ٢٠٠۵ را به خاطر داشته باشید، کنسرت بزرگ Live 8، که در بیستمین سالگرد کنسرت-فستیوال Live Aid هم‌زمان و در محکوم کردن اجلاس گروه ٨، با شعار فراخوان جهانی برای اقدام فوری علیه فقر، توسط راک آرتیست‌های چپ برگزار شد و در آن بیش از ١٠٠٠ موزیسین شرکت کردند. شاید برخی از شما جزو یکی از میلیاردها نفری باشید که در جهان این مراسم را از ١٨٢ تلویزیون و ٢٠٠٠ شبکه‌ رادیویی به طور زنده دیدند و شنیدند. کنسرتی که گروه ٨ را به پرداخت ۵٠ میلیارد دلار به مناطق فقیر و بالاخص آفریقا مجبور کرد.

دیوید گیلمور یکی از برگزار کنندگان اصلی بود که با پینک فلوید در این مراسم شرکت کرد. چندی پیش از آغاز، نیک میسون به سراغ راجر واترز رفت تا او هم برای اجرا در لایو ٨ به آن‌ها بپیونده. تصمیمی که خوشایند گیلمور نبود و تصمیم گرفت که کلا در این مراسم شرکت نکنه! اما بالاخره پذیرفت. بعدتر گیلمور توضیح داد که به چندین و چند علت با حضور واترز موافقت کرده، مهم‌ترین دلیل، نفس این کنسرت برای اقدامی عملی در مسیری که به آن ایمان داره یعنی به زباله دان تاریخ انداختن فقر، و دومی فرصتی برای رفع کدورت و کینه‌ای که طی سال‌ها از واترز در دل انباشته بود و وقتش رسیده بود که این بازی را خوب و خوش تمام کند.

4

گیلمور اجرای منحصر به فردی داشت که به قول خودش اگر شرکت نمی‌کرد تا آخر عمر به خودش لعنت می‌فرستاد.

یا شاید کمتر کسی تجربه کنسرت صدهزار نفری گیلمور همراه با ارکستر فیلهارمونیک بالتیک درمقر اتحادیه کارگری «همبستگی» لهستان  را در لنگرگاه لنین در شهر گدانسک در اوت ٢٠٠۶ فراموش کرده باشه.

گیلمور عضو گروه Crisis  یا بحرانه. و کنسرت‌های مختلفی را در مراسم مختلف اون اجرا کرده.

Crisis  یک خیریه ملی در بریتانیا ست که برای ساختن خانه برای بی‌خانمان‌ها در سراسر جهان اقدام به برگزاری کنسرت، فستیوال و کمپین می‌کنه. گیلمور یکی از اعضای Crisis ه.

یکی از این کنسرت‌ها را در می ٢٠٠٩، در لندن با همراهی دو موزیسین اهل کشور مالی برگزار کرد.

اوت ٢٠٠٩، گیلمور اجرای جدیدی از آهنگ شیکاگو ساخته‌ی دوست نزدیکش، گراهام نَش، با نام شیکاگو- دنیا را تغییر بده، را به طور آن لاین منتشر کرد. این آهنگ با هم‌خوانی کریستی هایند و باب گیلداف در حمایت از گَری مک‌کینان، هکر معروفی بود که از لندن تونسته بود ٩٧ کامپیوتر ارتش آمریکا و ناسا را ظرف ١٣ ماه هک کنه و اطلاعات ذیقیمتی از پروژه‌ی یازده سپتامبر و طراحی عملیات تروریستی توسط نیروی نظامی این کشور را استخراج کنه. اقدامی که با ٧٠ سال محکومیت زندان در دادگاه‌های آمریکا مواجه شد. ‌

Hoping Foundation for Palestine  یکی دیگه از موسسات خیریه‌ای که گیلمور با آن‌ها همکاری می‌کنه. مثلن ١١ جولای ٢٠١٠ همراه با واترز، جمیما خان و نایجلا لاوسن کنسرتی در حمایت از غزه برگزار کرد.

5

به نظر میومد این بار، واترز و گیلمور حضور نمادین در معیت هم ندارند. با هم گپ می‌زنند و ظاهرن پرچم سفید را در روابطشون بالا بردند. اما واقعیت این نبود.

گیلمور بارها گفت که امکان نداره دوباره پینک فلوید واترز را بپذیره و تنها دلیل همکاریش با واترز، نفس عمل سیاسی بوده نه ادامه‌ی همکاری در سطح هنری.

واترز هم در مصاحبه‌ای با اذعان به اشتباهات گذشته اش گفت که امکان همکاری مجدد نیست. او گفت که راه هر کدوم از هم جدا شده.

گیلمور در این میون، دو آلبوم سولو و یک آلبوم فوق العاده موفق با پینک فلوید بیرون داد. سوای آهنگ‌سازی و تهیه‌کنندگی آلبوم‌های دیگر ستارگان راک و گروه‌های دیگه.

آلبوم «در یک جزیره» آسی بود که در ۶٠ سالگی رو کرد.

یک آلبوم موفق ۴ ستاره‌ای که طبق معمول فقط باب طبع مجله‌ی رولینگ استون نبود.

با همکاری یکی از بزرگ‌ترین آهنگ‌سازان کلاسیک لهستان، روبرت زیگلر و رهبری ارکستر یکی از مشهورترین موزیسین‌ها و آهنگسازان موسیقی متن فیلم لهستانی زبیگنیِف پرایزنر.

این آلبوم، نیومده، رتبه اول چارت‌های بریتانیا و اروپا ، و رتبه دوم چارت‌های کانادا، پرتغال و ایسلند را از آن خود کرد و بیش از یک میلیون نسخه‌ از اون به فروش رسید.

با شبی با آسمان سرخ

6

و جیبی پر از سنگ برای کودکان فلسطینی

و آلبوم پرهیاهوی رودخانه‌ی بی‌انتها، آخرین آلبوم پینک فلوید که بالاخره مجله‌ی رولینگ استون را مجبور به تحسین کرد.

عکس کاور این آلبوم از آثار هنرمند جوان مصری، احمد عمادالدین، الهام گرفته شد.

آلبومی که شاید همان‌طور که گیلمور می‌گه آخرین آلبوم پینک فلوید باشه.

گیلمور بعد از مرگ ریچارد رایت، نتونست از ترامای از دست دادن او بیرون بیاد. حتا در ساخت آخرین آلبوم پینک فلوید به سراغ قطعاتی رفت که رایت ساخته بود و تصمیم هم نداشت که توری برای این آلبوم بگذاره. می‌گفت تور پینک فلوید بدون ریک رایت غیرممکنه. مگر این‌که کنسرت‌های کوچک به اصطلاح پیرمردی بگذاریم.

برعکس گیلمور، وفادارترین و بی‌حاشیه‌ترین عضو گروه، نیک میسون قسم می‌خوره که حتا پس از مرگش هم پینک فلوید تموم نشه و به شوخی میگه: «حتا اگه شده خودم برم وسط خیابون و کل آلبوم نیمه تاریک ماه را فقط با درامم اجرا کنم، نمیذارم پینک فلوید تموم شه.»

از طرف دیگه گیلمور که این روزها بیشتر از هر زمانی در زندگیش فعال شده، وعده داده که امسال آلبوم سینگل جدیدی بیرون بده.

گیلمور، با فهرست بلندبالایی از افتخارات، جوایز، القاب و لوح‌های تقدیر، و مدارک بسیاری در علوم مختلف، از زبان‌های مدرن دانشگاه کمبریج گرفته تا یادگیری زبان فرانسه، از خلبانی گرفته تا علوم سیاسی، سال ٢٠٠٩ دکترای افتخاری هنر را از دانشکده هنر، حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه آنگلیا راسکین شهر کمبریج گرفت.

تعداد موسسات خیریه، کمپین‌های سیاسی و حقوق بشری که دیوید در آن‌ها عضویت دارد یا همکاری می‌کند بسیار است. شاید خودش هم فهرست کاملی از آن‌ها نداشته باشد.

7

کمپین آکسفام، سازمان بیماری‌های روانی اتحادیه اروپا، صلح سبز، عفو بین‌الملل، بنیاد ریه، موسسه موزیک تراپی نوردوف رابینز، صندوق سرطان نوجوانان، مردم برای درمان اخلاقی حیوانات (PETA) ، سازمان Save The Rhino، نمونه‌هایی از این موسسات هستند.

گیلمور، کم حرف ولی رک و صادقه. و از این که مورد انتقاد قرار بگیره نه تنها واهمه نداره بلکه خودش پیش‌دستی می‌کنه. همان‌طور که صادقانه گفت مردم بدون جلوه‌های نمایشی در کنسرت‌ها حوصله شون از آهنگ‌های یکنواخت ما (پینک فلوید) در یک اجرای چندین ساعته سر خواهد رفت، در مورد مواضع سیاسیش هم برعکس واترز بسیار روشن صحبت کرده.

اون خودش را یک آتئیست (بی‌خدا) معرفی می‌کنه و می‌گه به خرافه‌ای به اسم زندگی پس از مرگ اعتقادی ندارم.

همین‌طور با وجود پدر و مادرش که هر دو سوسیالیست بودند و به قول دیوید وقت رای دادن به حزب کارگر رای می‌دادند شاید چون فکر می‌کردند انتخاب بهتری موجود نیست، همواره به روشنی خودش را سوسیالیست معرفی کرده و می‌گه: «من هم ادامه دهنده‌ی راه پدر و مادرم هستم. امروز هنوز سوسیالیستم و بیش از هر چیز سوسیالیست‌ام، چون راه دیگه‌ای برای رهایی و آزادی نیست. گرچه با عملکرد حزب کارگر به شدت مشکل دارم.»

8

برای همین بهش می‌گند سوسیالیست-بلشویک کله‌شق؟

نوشته‌ها، تحلیل‌ها و مطالب مختلفی هم بر آثار مارکسیستی و احزاب سوسیالیستی داره. گیلمور گرچه امروز عضو حزبی نیست اما همواره به تحزب نه تنها معتقد بوده بلکه به عنوان یک صاحب‌نظر پذیرفته شده.

فرزندانش را هم این‌گونه تربیت کرده.

گیلمور، پس از حمله آمریکا و انگلیس و متحدانشان به عراق به شدت سیاست‌های راست‌گرایانه‌ی حزب کارگر را مورد انتقاد قرار داد و تا همین چند وقت پیش که از حمایت مالی این حزب هم دست برداشت.

هم‌چنین گیلمور یکی از ٢٠٠ نفر هنرمند چپ بریتانیا بود که نامه‌ی سرگشاده‌ای را خطاب به مردم اسکاتلند امضا کردند با این مضمون که به استقلال اسکاتلند در این زمان که خطر به قدرت رسیدن ملی‌گراها و سرکوب مبارزان طبقه کارگر به وضوح دیده می‌شود رای ندهند.

9

گیلمور موسیقی را با پیت سیگر شناخت، با بیتلز و جان لنون پا در مسیر آهنگ‌سازی گذاشت و همان دیویدی که در اوایل کار با سید برت در کوچه‌های منتهی به موزه‌ی لوور کارتن‌خوابی می‌کرد و از بی‌پولی و صرف غذایی بخور و نمیر دچار سو تغذیه شده بود و بستری شد، با شم اقتصادی و ابتکارات پول‌ساز واترز، یکی از متمول‌ترین هنرمندان راک بریتانیا شد. ثروتی که برای او این فرصت را فراهم کرد که وارد کمپین‌های خیریه کمک به مردم تحت ستم و فقیر بشه. گیلمور استعدادش تمام و کمال در خدمت سازهای متعدد تخصصی‌ای بود که می‌نواخت، آن‌چنان منحصر به فرد که نام خود و سبک خود را بر این ساز‌ها حک کرد و در رتبه‌ی چهاردهمین هنرمند راک جهان قرار گرفت.

باید اذعان کرد که استعدادی به تنهایی در کسب شهرت و ثروت نداشت. این واترز بود که می‌دانست چگونه با نواختن آهنگ «پول» گیلمور و دادن شعار این‌که «پول عامل تمام شرارت‌های امروز جهانه» یا حتا از دیوار حائل فلسطین و اسراییل ثروت هنگفتی میشه به دست آورد. به قول خود واترز: «یکی از خوبی‌های کاپیتالیست بودن اینه که انسان‌دوست میشی»!

10

گیلمور طی این سه دهه، ثابت کرده که اختلافش با واترز تنها سر مسائل مالی یا رقابت‌های درون گروهی نبوده. گیلمور یک عمل‌گراست. بر عکس واترز، لباس ژنده نمی‌پوشه، در سازمان ملل شعارهای ضد اسراییلی نمیده و چفیه دور گردن نمی‌ندازه. سیاست گیلمور روشن‌تر از رفتارهای همواره بحث برانگیز و پرتناقض واترز بوده، او بیش از حرف عمل می‌کنه. حتا اگر ثروت انبوه خود را دونه دونه بفروشه و به آفریقا و خاورمیانه هدیه کنه.

واترز و گیلمور، گرچه هر دو چپ‌های بورژوا، یا بورژواهای چپ هستند، اما از دو دنیای متفاوت یا حتا متضاد‌ند. دو دنیایی که به قول گیلمور تنها برای چند ساعت در یک کنسرت به نفع فلان خیریه می‌تونن در کنار هم بایستند و صحنه‌ موسیقی را سیاه و سرخ کنند.

مطالب مرتبط

واترز: از بریتانیایی بودن شرمگین‌ام

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,