Saturday, 18 July 2015
25 November 2020
سرخی تو از من

«سیر، نماد سیر‌چشمی و استغنا»

2010 March 18

محمدعلی دادخواه / رادیو کوچه

ما در برابر انسانی هستیم عاقل به هشدار سنجد،  سالم به نماد سیب، بشاش به نماد سبزه و قوی به نماد سمنو. سفره هفت سین به موعظه یادآور می‌شود که ای انسان خودت را بهتر بشناس. سین پنجم اعلام می‌کند که گستاخ، بی‌آزرم، نا‌آرام و کم‌مایه نباشیم و «سیر» را به نشانه دست نگاه‌داشتن از تجاوز  به سفره هفت سین می‌گذاریم تا هر کدام  از ما پای از گلیم خویش بیرون ننهیم.

اتفاق افتاده است که شما مایل بوده‌اید که شریکی برگزینید اما نخستین شرطی که برای شریک خود انتخاب می‌کنید آن است که چشم و دل  وی سیر باشد‌. شما  از گرسنه چشمانی که در اطرافتان هستند و به حقوق شما تجاوز می‌کنند، همیشه دل‌آزار هستید. قدم نهادن در آغاز سال نو عدالت را تداعی می‌کند. نوروز از نگرش تاریخ‌نگاران روز عدل و داد هم بوده است. سیر به نماد حد و حدود داشتن به سفره هفت سین راه پیدا می‌کند. از انوشیروان پرسیدند که میوه‌ی قناعت چیست؟ گفت: «میوه‌ی قناعت آسایش است و میوه‌ی فروتنی دوستی است.»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ترا ملک سلیمان چشم مور است           اگر ملک قناعت دیده باشی

تجاوز‌کاری باعث ناهنجاری جامعه و درهم ریختن نظم مورد پذیرش است.

هر که پا از حد خود بیرون نهاد               هم به دست خویش پا در خون خود نهاد

عطار هم می‌گوید:

هر که پا از حد خود برتر نهد                  سر دهد بر باد و پا بر سر نهد

موعظه‌ای که در سیر وجود دارد این است که طمع‌کار نباشیم. سیر نشانه‌ی قناعت و یادآور امتناع از تجاوز است. سیر را بر سر سفره قرار می‌دهیم تا انسانی عاقل، سالم، شاداب، قوی و قانع باشیم.

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است

خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

برخی از تارخ نگاران و ایران پژوهان اعلام داشتند که حتا اگر در سفره هفت سین بخواهیم فقط یک سین بگذاریم، همین سیر کافی است که ما را از تجاوز و تعدی دور کند و به حقوق خودمان آشنا کند. سیر نماد استغنا و بی‌نیازی از متاع دنیا را یاد‌آور می‌شود.

صائب می‌گوید:«با کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است»

در اشعار ما بسیار به سیر چشمی که نمود بی‌نیازی و استغنا است، اشاره شده.

عالمی چون سیر چشمی نیست در ملک وجود

هست هر موری در این وادی سلیمان دگر

سیر را به این علت در سفره می‌نهند که انسان چهار چوب خودش را حفظ کند  و مناعت و قناعت خودش را از دست ندهد.

دست حاجت ز در نا‌کس و کس کوته کن             آخر این دست بلند تو هنرها دارد

صائب با یک مضمون زیبا دست را به عنوان پل تلقی می‌کند که نباید آبرو از آن بگذرد.

دست نیاز به سوی کسان چون کنی دراز            پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش

سین پنجم حد نهایی را برای انسان تلقی کرده است. سیر از نظر طب سنتی هم بسیاری از خواص را به همراه دارد اما در اسطوره‌ها آمده که سیر ارواح خبیثه و شیاطین را از انسان دور می‌سازد. یعنی همان وسوسه‌های تجاوز و دل نگرانی‌هایی که انسان را از سیر چشمی دور کند. از یکی از بزرگان پرسیدند که دلت چه می‌خواهد گفت: « دلم آن خواهد که هیچ نخواهد.»

گفتند قناعت توانگر کند مرد را                       خبر کن حریص جهان‌گرد را

کم کن طمع از جهان و می‌زی خرسند             وز نیک و بد زمانه بگسل پیوند

زندگی کسی که با مناعت، حد و حدود باشد با شادمانی همراه خواهد بود.

شادی راز بزرگ زندگی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,