Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
«مهتا بردبار» همسر «حسام فیروزی»‌، پزشک در بند:

«هیچ کس درکشورم صدای مرا نمی‌شنود»

2010 March 22

اردوان روزبه / رادیوکوچه

ardavan@koochehmail.com

حسام فیروزی متولد ۱۳۵۱ شهرستان فسا و دانش آموخته دانشگاه شیراز در رشته پزشکی است.

وی از جمله پزشکان فعال در امر حقوق بشر و معتمد زندانیان سیاسی است. تلاش‌های او در کمک به زندانیان سیاسی از جمله «اکبر گنجی» و «احمد باطبی» در نهایت منجر به دست‌گیری و محاکمه وی توسط دادگاه انقلاب شد.

وی به اتهام پناه دادن به احمد باطبی و انتشار اطلاعیه‌هایی پیرامون وضعیت وخیم او بر اثر شکنجه و زندان، متهم به اقدام علیه امنیت ملی شده و توسط شعبه ۶ دادگاه انقلاب تهران به یک‌سال حبس محکوم شد. در جریان دادگاه وی، وکیل او نیز به جکم قاضی بازداشت و در نهایت نیز به 15 زندان محکوم شد.

او خرداد امسال آزاد شده بود اما بیست روز قبل بدون هیچ توضیحی دوباره دست‌گیر شد و تاکنون از وضعیت این پزشک هیچ اطلاعی در دست نیست.

مهتا بردبار همسر دکتر حسام فیروزی است. او اشاره می‌کند که تاکنون تمام سعی خودش را کرده است تا بتواند از سرنوشت همسرش اطلاعی کسب کند اما فقط با ذکر این که وی در بندی محبوس است که در دست سپاه است هیچ امکان ارتباطی برای وی فراهم نشد.

مهتا بردار تنها دلیل مصاحبه‌اش را علی‌رغم این که تاکنون حاضر به مصاحبه با هیچ رسانه‌ای نشده بود، همین عدم هم‌کاری در مورد تماس با همسرش می‌داند.

شنونده گفت‌و‌گوی اردوان روزبه باشید با مهتا بردبار همسر دکتر حسام فیروزی:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پس از دست‌گیری دوباره‌ی دکتر «حسام فیروزی»، هیچ خبری از او در دست نیست. آیا اطلاعات تازه‌ای از وضعیت دست‌گیری او دارید؟

الان مدت بیست روز است که دکتر را دست‌گیر کردند و  نه من و نه خود دکتر تمایلی نداشتیم که کار خبری در این موضوع انجام شود و یا بحث قهرمان بازی و مطرح شدن چهره‌ای به نام دکتر فیروزی عنوان شود. چون دکتر به طور کلی بعد از آزادی از زندان در خرداد ماه از هر گونه فعالیتی کناره‌گیری کرده بودند. گرچه فعالیت‌های قبلی او هم در زمینه حقوق بشر بود و فعالیت سیاسی با امنیتی نداشتند. اما چیزی که باعث شد من مصاحبه کنم و اطلاع‌رسانی کنم این بود که هیچ ارگان و سازمانی حاضر به پاسخ‌گویی من نشد و این‌که چرا همسر من را دست‌گیر کردند؟ جرم و اتهام او چه بوده است؟ با توجه به این‌که قانون باید 24 ساعت پس از دست‌گیری تفهیم اتهام شود در صورتی که چنین چیزی نبوده است و خودشان هم نمی‌دانند.

منزل علی‌رضا فیروزی ، منزل خواهرم  که ما در آن‌جا ساکن بودیم را تفتیش کردند و او را بردند و تاکید کردند که خانمش متوجه نشود چون من حال خوبی نداشتم و در آن زمان در بیمارستان بودم. یعنی چی که خانمش متوجه نشود‌؟ یعنی ما اطلاع می‌دهیم در صورتی که این اتفاق نیافتاد. من حداقل چهار روز از همسرم اطلاع نداشتم. سه‌شنبه که او را دست‌گیر کردند، همسرم شنبه شب با من  یک تماس1 دقیقه‌ای گرفت و تا الان سه تماس 1 دقیقه‌ای داشته است. یک تماس دیشب و همان هفته‌ی اول دست‌گیری هم دو تماس داشت.

نه دادستان، نه دادسرا، نه دادگاه انقلاب، نه بارپرس همسرم که شخصن او را دست‌گیر کرد هیچ پاسخی نمی‌دهند و می‌گویند این موضوع به ما مربوط نمی‌شود.

من با 113(ستاد خبری ایران) تماس گرفتم  و مشکلم را مطرح کردم اما آن‌ها هم گفتند به ما مربوط نیست. در این مملکت به چه کسی مربوط است؟ من این‌ها را نمی‌گویم که نام دکتر فیروزی را بیاورم. همسر من به عنوان یک شهروند عادی و مانند هزاران جوان گمنامی است که دست‌گیر شدند. این وضعیت به چه معنا است؟

من به بازپرس مراجعه می کنم‌، می‌گویند باید دادستان جواب دهد و او گفته ملاقات ندارد. دادستان هم می‌گوید در بند  2 یا 1الف و در بند سپاه است و سپاه هم به ما ارتباطی ندارد و سپاه هم به هیچ جایی پاسخ‌گو نیست. مگر این‌ها هم‌وطن ما و ایرانی نیستند؟! اگر هستند دلشان برای هم‌وطن خودشان نمی‌سوزد. همسر من که به کار پزشکی مشغول بوده و نه با جایی ارتباط داشته و تنها اخبار تلویزیون ایران را نگاه می‌کرده به چه علت دست‌گیر شده؟ سوال من این است. صدای من در مملکت خودم به هیچ ارگانی نرسیده است و حاضر نمی‌شوند که صدای من را بشنوند. من هیچ وسیله‌ی ارتباطی با افراد و مسوولین ذیربط ندارم و تنها به این دلیل حاضر شدم مصاحبه کنم که صدای من را بشنوند. آقای بازپرس، بازجو، دادستان  و کسانی که این موضوع به آن‌ها مربوط است سوال من را بشنوند و جواب دهند که چرا همسر من را گرفتید. همین.

وقتی پیش از این هم همسر شما دست‌گیر شده بود دلیلش چه بود و به چه ترتیب آزاد شد؟

او کار پزشکی خود را انجام می‌داد و در کنار افراد عادی، افرادی هم که از چهره‌های سیاسی بودند به او مراجعه می‌کردند. نمی‌دانم بگویم متاسفانه یا خوشبختانه. چون نمی‌دانم از چه کلمه‌ای استفاده کنم که بار حقوقی نداشته باشد. همین اتهام همسر من بود که چرا افراد سیاسی را درمان کرده است.

آیا توانستید برای حسام فیروزی  وکیل بگیرید؟

همسر من وکیل داشته. یک تماس 1 دقیقه‌ای از من دریغ میشه آن وقت شما می‌گویید وکیل؟! وکیل اجازه‌ی ورود به آنجا را ندارد. وجود او را در زندان‌های امنیتی انکار می‌کنند.  هیچ‌کس به بند 2 یا 1 الف دسترسی ندارد. من از منشی بازپرس خواستم او را یک لحظه ببینم اما می‌گویند بازپرس از دادستان دستور دارند که با شما ملاقات نکنند. چرا؟ مگر ما چه کار کردیم؟ چطور بازپرس به همه زنگ می‌زند و همه را بازجویی می‌کند؟! ما در هیچ کدام از این تجمعات و تشکلات نبودیم.

تنها نکته‌ای که می‌خواهم اضافه کنم در مورد وضعیت علی‌رضا فیروزی، پسر برادر همسرم و پسر خواهر من است که او را سه ماه است که دست‌گیر کردند  و نمی‌دانیم برای چه بازداشت شده است. و وکیل اجازه ندارد او را ببیند و تا ده روز پیش ما هیچ خبری از او نداشتیم.

آن‌هایی که ادعا می‌کنند قانون اسلام پیاده می‌شود و قوانین حقوق بشری در ایران کاملن رعایت می‌شود، این چه حقوق بشری است؟! من به حقوق بشر کشورهای دیگر کاری ندارم و کشور خودم را می‌گویم. ما از مسوولین توقع داریم که حداقل حقوق ما را برایمان قایل شوند. حداقل حقوق این است که وکیل اجازه‌ی اطلاع پیدا کردن از موکلش را داشته باشد. خانواده اجازه داشته باشند فرزند خود را ببینند و حداقل خبرهارا از او داشته باشند. این حداقل‌ها را هم ما نداریم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۲ Comments


  1. سودایی
    1

    اردوان جان
    در آخر پاراگراف سوم اومده: « نهایت نیز به ۱۵ زندان محکوم شد» که فکر کنم منظور«۱۵ماه» یا« ۱۵ سال» باشه

    چه مملکتی شده که مردم از «شنیدن اخبار رسمی مملکت» هم وحشت دارن