Saturday, 18 July 2015
04 December 2020
به بهانه درگذشت گوته

«نور بیش‌تر کلام آخر گوته»

2010 March 22

محبوبه / رادیو کوچه

mahboobeh@koochehmail.com

«یوهان‌ ولفگانگ ‌فون ‌گوته» در 22‌مارس سال 1832 در گذشت. او شاعر، ادیب، نویسنده، نقاش، محقق‌، انسان‌شناس، فیلسوف و سیاست‌مدار آلمانی بود. او یکی از کلیدهای اصلی ادبیات آلمانی و جنبش وایمار کلاسیک و هم‌چنین رمانتیسیسم به شمار می‌رود.

«آنکه نان با غم و اندوه نخورد/ یا که بی‌گریه شبی را به‌سحرگاه نبرد/ نبـرد پی به‌توان‌مندی اوج ملکوت/ نکند فهم از آن نظــم بلند جبـروت»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«یوهان ولفگانگ فون گوته» در 28 اوت 1749 در فرانکفورت، آلمان بدنیا آمد. پدر گوته، «یوهان ‌کاسپار» مشاور سلطنتی بود و می‌خواست پسرش یک حقوق‌دان با تجربه شود. مادر گوته نیز «کاترینا الیزابت ‌گوته» از خانواده‌های سرشناس فرانکفورتی بود. گوته  همراه با خانواده‌اش در یک خانه بزرگ در فرانکفورت زندگی می‌کرد، که آن زمان قسمتی از امپراتوری مقدس روم بود.

گوته در کنار پدرش و معلم خصوصی‌اش بسیاری از معلومات را فرا گرفت. آن‌ها زبان‌های یونانی، لاتین، ایتالیایی، انگلیسی، عبری، زبان یهودیان اروپای شرقی‌، موسیقی و نقشه‌کشی را به وی آموختند. زبان فرانسه را نیز در سال ۱۷۵۹ هنگامی که سپاهیان «لویی پانزدهم» در طی جنگ‌های هفت‌ساله، شهر فرانکفورت را اشغال کرده بودند آموخت.

او به پیشنهاد پدرش برای تحصیل به «لایپزیگ» رفت و در آن‌جا به تحصیل حقوق پرداخت در اوت ۱۷۷۱ به اخذ دانشنامه ی لیسانس توفیق یافت. در این شهر او دلباخته دختر وزیری شد. این ماجرای عشقی در روح حساس «گوته» سخت اثر گذاشت گرچه کار این عشق به ازدواج نکشید.

در مراجعت به فرانکفورت به تشویق «هردر» حکیم و فیلسوف آلمانی که نفوذ زیادی در «گوته» پیدا کرد به نوشتن درام پرداخت که در سال ۱۷۷۴ منتشر شد و بدین ترتیب نام او در شمار بزرگان ادب جای گرفت.

با اقامت در «وتزلار» و اشتغال به یک شغل قضایی در آن شهر وی را با دختر جوانی به نام «شارلوت بوف» آشنا کرد و «گوته» سخت عاشق و دل‌باخته او شد، ولی این دختر، زن رفیقش «کستنر» بود و به همین جهت «گوته» امیدی به این عشق نداشت لیکن محصول این عشق آفرینش یکی دیگر از شاه‌کارهای او به نام «ورتر» است، در مراجعت به فرانکفورت یک سری درام‌های عالی نوشت که از آن جمله «پرومته»،  «کلاویگو» و «استلا» سال  که به یاد دختری زیبا اهل فرانکفورت نگارش یافته است، را می‌توان نام برد. نیز در این ایام قسمتی از شاهکار جاویدان خود «فاوست» را به رشته تحریر کشید. پس از آن، گوته به زادگاه‌اش بازگشت.

گوته پس از این‌که تعدادی از آثار بزرگش را به پایان رساند، سال ۱۷۷۵ به «وایمار» رفت و در آن‌جا بین سال‌های ۱۷۷۶ تا ۱۷۸۶ (یعنی حدود ۱۰ سال) وزیر حکومت شد. سپس او تا سال ۱۷۸۸ به ایتالیا رفت و در آن‌جا به تحصیل هنر و مجسمه‌سازی باستانی پرداخت. او خود را از جمله با کارهای «میکل آنژ» و «رافائل» مشغول کرد.

سال ۱۷۸۸، گوته به وایمار بازگشت و تقریبن باقی عمرش را در آن‌جا گذرانید، هرچند که زندگی او در آن‌جا با جنگ‌های ناپلئونی روبه‌رو شد. گوته در وایمار به تحصیل زبان‌های فارسی و عربی و هم‌چنین قرآن پرداخت و شیفته اشعار حافظ شد.

از مهم‌ترین آثار گوته میتوان به «ورتر، فاوست، اگمونت، نغمه‌های‌رومی، دیوان غربی-شرقی (تقدیم به حافظ شیرازی)، سفرنامه ایتالیا، و تئوری رنگ‌ها (علوم طبیعی) اشاره کرد.

«ای حافظ، خود را با تو مقایسه‌کردن عجیب جنونی است! تو دریایی و ما در مقابل تو قطره‌ای بیش نیستیم.»

حافظ و گوته در فاصله تقریبا 420 سال از هم متولد شدند. اما انتشار ترجمه دیوان حافظ در سال هزارو‌هشت‌صدودوازده میلادی به زبان آلمانی و مطالعه آن توسط گوته، سلسله‌ای از تفکرات و احساسات نهفته او را آن‌چنان برانگیخت که در سن هفتاد و پنج سالگی تصمیم به یادگیری  زبان و خط فارسی گرفت.

گوته از حافظ به عنوان استاد معنوی خویش نام می‌برد و با الهام از او «دیوان غربی – شرقی» خویش را نگاشت.

گوته در 22 مارس 1832 در اثر عفونت ریوی در شهر وایمار درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد. گفته می‌شود آخرین گفتهٔ شاعر پیش از مرگش ، «نور بیشتر» بود.

منابع:

وکی پدیا

گوته و حافظ

بانک سخنان بزرگان

زندگی نامه گوته

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,