Saturday, 18 July 2015
25 November 2020
پرسه نوروزی

«ثبت نوروز؛ بهانه‌ای برای حفظ یک آیین»

2010 March 22

سیمین/ رادیوکوچه

simin@koochehmail.com

در دومین روز از بهار 1389  همراه شما هستم در برنامه‌ای که به «نوروز» اختصاص دارد. یک آئین باستانی که با بهاری نو آغاز می‌شود و قدمتی به اندازه فرهنگ و سنن غنی سرزمین پارس دارد.

حتمن شما هم بارها و بارها نامه‌های الکترونیکی در سال‌های اخیر دریافت کرده‌اید که در آن‌ها درخواست شده که برای ثبت جهانی نوروز نامه‌ای را امضا کنید یا تلاش کنید تا برای مثال جست و جوگر گوگل طرح لوگوی خود را نوروزی کند. این‌ها و اقداماتی از این قبیل نشان از تلاش‌هایی برای حفظ این فرهنگ و آئین باستانی دارد. آئینی که در هرجای دنیا که باشی دلت می‌خواهد در آن لحظه‌های خاص گرامی‌اش بداری و به آن مباهات کنی.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ایرانیان در هرجا که باشند شب عید را دور هم جمع می‌شوند و ساعت‌هایی را به یاد وطن دور هفت سینی که شاید چند سین آن غایب باشد می‌نشینند و در لحظه سال تحویل برای خود و وابستگان و هم‌وطنانشان بهترین‌ها را آرزو می‌کنند و گاهی عکسی به یادگار می‌گیرند.

این گردهم آمدن‌ها به بهانه نوروز ساعاتی را برای هم دلی پدید می‌آورد. هم دلی عنصری که به شدت برای بقا و تداوم  ملتی توانمند ضروری است.

«محمد» دانشجویی که چند سالی است دور از وطن نوروز را می‌گذراند می‌گوید که هرسال عید نوروز را با دوستان در محلی جمع می‌شوند و تمامی آدابی را که در ایران برگزار می‌شود اعم از غذاها، سفره هفت‌سین و دید و بازدید را سعی می‌کنند به صورت کامل و حتا بیشتر از ایران انجام می‌دهند چراکه احساس می‌کند این‌جا دور از وطن بیشتر به برگزاری این آداب نیاز است و باعث نزدیکی هم‌وطنان می‌شود. او حفظ این سنت‌ها را وظیفه تک‌تک ایرانی ها می‌داند.

محمد باور دارد که ثبت جهانی می‌تواند کمک کند که این مراسم را بیشتر به همه دنیا بشناسانیم و فکر کنیم که چگونه می‌توان به بهترین شکلی آن را به تمامی دنیا معرفی کرد.

«مجتبی» دانشجوی دیگری است که او  نیز این آئین زیبا را بهانه‌ای برای دورهم جمع شدن می‌داند و مقید بودن به این رسم را کمکی به ماندگاری آن می‌داند.

او که 6 سال است که نوروز را از خانواده‌اش دور است تلاش کرده‌است امسال تعداد افراد بیشتری را دور هم جمع کند تا شادی این روزها را با هم تقسیم کند.

او نیز اعتقاد دارد که مقیدبودن به هرآدابی می‌تواند به پایداری آن رسم کمک کند.

اما امسال نخستین سالی است که آئین نوروز با عنوان یک مناسبت بین‌المللی ثبت جهانی شده است. پس از سال‌ها انتظار و ارایه درخواست ثبت جهانی نوروز به سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد – یونسکو – سرانجام مهم‌ترین جشن باستانی ایرانیان به ثبت جهانی رسید.

جشنی که درخواست  ثبت آن به عنوان یک میراث غیرملموس جهانی تقاضای مشترک کشورهای ایران، هند، جمهوری آذربایجان، ازبکستان، قزاقستان، پاکستان و ترکیه بود.

پس از این اتفاق خجسته البته باز مواردی مطرح شد از این قبیل که چرا نوروز تنها به نام ایران ثبت نشد و پای کشورهای دیگر هم به میان آمد؟! باز هم جریانی هم‌چون ماجرای سندخوردن نام مولانا به نام کشور ترکیه که هرساله در نردیکی‌های مراسمی که هم‌زمان با درگذشت این شاعر گران‌پایه در ترکیه برگزار می‌شود موجی را پدید می‌آورد و همه فریاد برمی‌آورند که افسوس و دریغ که فرهنگ مان از دست رفت و البته باز هیچ اقدامی صورت نمی‌گیرد و باز سال بعد شاهد مراسمی با شکوه‌تر در کشور همسایه هستیم. شاید مناسب‌تر آن است که امانت را به بهترین امانت‌دار بسپریم!

نوروز آئینی است که برای مردمان کشورهایی که زمانی بخشی از امپراطوری بزرگ ایران زمین بوده‌اند مفهومی یکسان دارد. این مردم هم‌زمان آمدن بهاری نو را جشن می‌گیرند و کمابیش به آدابی عمل می‌کنند که با اندکی تغییر به نسبت اقلیم، در همه جا یکسان است.

نوروز برای این مردم مهم‌ترین آئین است. از این روست که در پی جهانی‌کردن آن کوشیده‌اند و سرانجام روزی را در تقویم جهانی به این نام ثبت کرده‌اند.

«عبدالرضا» جامعه‌شناسی است که معتقد است نوروز چون از ریشه‌های فکری،درونی و باورهای انسان نشات می‌گیرد به هیچ عنوان از او جدا شدنی نیست.

او نوروز را جزو دلچسب‌ترین، گیراترین و جذاب‌ترین حادثه‌های زیستی و اجتماعی می داند و تاکید می‌کند: «انتقال این مفاهیم، نمادها، روایت‌ها و قصه‌ها به بچه‌هاست از طریق ارزش پذیری و فرهنگ پذیری امکان می‌یابد. چیزی که خیلی اوقات خانواده‌ها به دلیل مشغله و گرفتاری از آن غافل می‌شوند. نسل ما به عنوان نسل گذشته نتوانسته به خوبی مسیری را برای نسل فردا که فرزندانش است ترسیم کند چون وقت نگذاشته‌است. وقت بگذاریم که قصه‌های «عمو نوروز»، «خاله بهار» و «ننه زمستان» را برای بچه‌ها تعریف کنیم و بچه‌ها حتمن می‌توانند این فرهنگ را بپذیرند.»

آن‌چه یک سنت را ماندگار و در خاطره زمان ثبت می‌کند، علاوه بر نام آن، تداوم در حفظ و اجرای یک آداب و سنت است

اما به نظر می‌آید آن‌چه یک سنت را ماندگار و در خاطره زمان ثبت می‌کند، علاوه بر نام آن، تداوم در حفظ و اجرای یک آداب و سنت است. این که آئینی به نام یک کشور ثبت شود بسیار با ارزش است اما ارج نهادن به این آئین از طریق عمل به آن با ارزش‌تر است. این که گذشت زمان تا چه اندازه برپایی سنت‌ها را تغییر می‌دهد و یا نسل‌های جدید تا چه میزان خود را مقید به برپایی آئین‌ها بدانند در ماندگاری یک سنت تاثیر به سزایی دارد.

فریبا که بیش از 15 سال است که در یکی از کشورهای اروپایی زندگی می‌کند، درمورد آئین نوروز می‌گوید که با نزدیک‌شدن به سال نو، هرچند که در اروپا بهار چندان رنگ و بوی ایران را ندارد اما این  برگزاری سنت‌هاست که آن را در جایی دور از وطن زنده نگاه می‌دارد. او نیز تاکید می‌کند که تلاش می‌کند مراسم را مثل تمام ایرانیان با سبزه سبزکردن، خانه تکانی و پختن سمنو برگزار کند و فضای خانه را سرشار از حس عید بکند. و فرزندان نیز از کودکی با این حس و حال بزرگ می‌شوند و در مورد آداب و رسوم می‌پرسند و همراهی می‌کنند.

او با بیان این که این مراسم در اروپا ریشه پیداکرده می‌گوید: «طبیعتن این آئین ماندگار خواهد بود چراکه ما همان طور که سنت‌های‌مان را با خود به صورت کامل آورده‌ایم آن را به فرزندانمان نیز انتقال می‌دهیم و این امر باعث پایداری این سنت نه‌تنها در ایران بلکه در تمامی دنیا است هم‌چنان که امسال نوروز ثبت جهانی شده‌است.»

این گونه است که تلاش هریک از ما به عنوان حافظان آداب و سنن باستانی‌مان می‌تواند گامی بزرگ در ماندگاری آن‌ها باشد. این که در سرزمینی در شمالی‌ترین نقطه زمین سبزه‌ای سبز می‌کنیم، این که در پی ماهی سرخی برای سفره هفت سین‌مان هستیم. این که در هرجای دنیا که باشیم جشنی برپا می‌کنیم تا علاوه بر دیدار هم‌وطنانمان، دوستانی را برای آشنایی با فرهنگ ایرانی به این جشن دعوت کنیم. این که آن‌چنان مقید به اجرای مراسم باشیم که به آن افتخار کنیم و از یکی از کهن‌ترین آداب و تقویم جهانی سخن بگوییم، همه و همه تاییدی است بر بقای سنت‌ها.

«علی» هنرمندی است که چند سالی است که خارج از ایران زندگی می‌کند. او معتقد است: «کسانی که خارج از ایران زندگی می‌کنند بیشتر از کسانی که داخل ایران هستند این نیاز را حس می‌کنند که این رسم و رسوم را حفظ کنند. شاید چون در ایران این مساله یک جنبه فراگیر و عمومی دارد کسی جای خالی‌اش را حس نمی‌کند اما در خارج از کشور این دلبستگی‌ها و علایق نسبت به فرهنگ و سنت‌های بومی به مراتب بیشتر می‌شود به دلیل این که بچه‌ها نیاز پیدا می‌کنند که حرفی برای گفتن داشته باشند و مراسم عید نوروز برای بچه‌ها ایجاد حس بالندگی دارد.»

او معتقد است که از این طریق گویی یک صفحه علمی فرهنگی از رسم و رسومات برای بچه‌ها باز می‌شود و این به مرور برای آن‌ها سوال می‌شود که به دنبال یافتن پاسخ سوالاتشان می‌روند.

ایرانی بمانیم با عمل نه با نام.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,