Saturday, 18 July 2015
14 June 2021

«کوتاه، مختصر، همین»

2015 June 24

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد، نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست.  اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید. این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است.

اشرف علیخانی / از دیگران / رادیو کوچه

 

سال ١٣۶۴ درست چند ماه پس از گرفتن دیپلم دبیرستان، دانشگاه قبول شدم. دانشکده‌ی ما (علوم اجتماعی) در میدان بهارستان، جنب سازمان برنامه و بودجه بود که حالا به گیشا منتقل شده و آن دانشکده که عمارتش بسیار قدیمی و تاریخی است، تبدیل به موزه‌ی مردم‌شناسی شده بود که الان خبر ندارم سرنوشتش چه شده….

بهرحال سال ١٣۶۴ اولین موضوعی که در دانشگاه محکم زد توی ذوقم همانا ممنوعیت پوشیدن شلوار جین و جوراب سفید بود. دانشجویان اعم از دختر و پسر، حق نداشتند شلوار جین بپوشند، حال آن‌که سیگار کشیدن هیچ ممنوعیتی نداشت !

jin

از آنزمان تا حالا «٣٠» سال گذشته است. طی این سال‌ها، القاعده و داعش و بوکو حرام و هزار کوفت و زهرمار هم تولید شد و داعش سوای گردن زدن، پوشیدن شلوار جین را هم ممنوع کرد. حالا پس از سی سال از قانونی که در ابتدای ورودم به دانشکده باعث حیرت و تنفرم (و مطمئنن باعث تنفر و انزجار بسیاری دیگر از جوانان آن دوران) شد، حالا باز به عقب برگشته‌ایم و باز قانون ممنوعیت شلوار جین مطرح شده!

به نظر من طرح چنین قانونی سه دلیل بیشتر ندارد:

یک: لابد یکی از «آقا زاده»‌ها مقادیر تریلیاردی پارچه‌ی شلواری بنجل به رنگ‌های سیاه و قهوه‌ای و سرمه‌ای و طوسی وارد ایران کرده و لابد هم از چین! بنابراین باید پارچه‌هایش در بازار شلوار آب شود!

دو: شاید یکی از وارد کنندگان شلوار جین، به یکی از «آقا زاده»‌ها نازکتر از گل گفته و گفته بالای چشمت ابروست!

سه: مهم‌ترین دلیل هم همان داستان قدیمی «ممنوعیت گوزیدن» است. داستانش را حتمن شنیده‌اید. پادشاهی که به زور سرزمینی را غصب کرد و با قلدری بر مردم حکومت می کرد ولی از ترس قیام مردم قوانین عجیب و غریبی را وضع کرد تا آن‌ها را به مرگ بگیرد تا به تب راضی شوند. یکی از قوانینش ممنوع شدن گوزیدن بود که سر مردم را به این قانون گرم کرد و…. خود  سرگرم چپاول ثروت آن مملکت شد… جیک کسی هم درنیامد چون مردم حواس‌شان نبود… فقط حواسشان به آن قوانین مسخره بود و….

شاید این روز و روزهای آینده، کسانی پیدا شوند که با این قوانین جدید پوشش در ادارات دولتی و خصوصی، سر ناسازگاری داشته باشند، خواستم به آن‌ها بگویم که حواسشان را جمع کنند و به جای دفاع از شلوار جین! به «دفاع از آزادی» که آزادی پوشش هم جزو همان آزادی کل است، بپردازند. اگر قوانین سی سال به عقب برگشته، ما نباید با قوانین، به عقب برگردیم!

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۱ Comment


  1. AminRezaei
    1

    حاکمی کشوری را اشغال کرد به وزیر خود گفت قوانینی تنظیم کن تا دهن این ملتو سرویس کنیم !
    فردای آن روز وزیر نزد حاکم آمد و قوانین را خواند…
    ۱. مالیات ۳ برابر فعلی
    ۲. حقوق ربع عرف بقیه کشورها
    ۳. حاکم صاحب جان و مال همه مردم است
    ۴. خندیدن ممنوع
    حاکم گفت : بند چهارم چه معنی دارد ؟! وزیر : بند چهارم سوپاپ اطمینان است ، بعدا متوجه معنی آن خواهید شد
    جارچیان قوانین را اعلام کردند ملت گفتند این که جان و مال ما از آن حاکم باشد توجیه دارد چون ایشان صاحب قدرت است ؛ ولی یعنی چه نتوانیم بخندیم !؟
    مردم برای اینکه از امر حاکم نافرمانی کرده باشند در کوچه و پسکوچه میخندیدن ، جلسات شبانه خنده برگزار میکردند و هر گاه میخندیدن احساس میکردند که کاری سیاسی انجام میدهند ! ماموران هم مدام در حال دستگیری انان بودند
    روزی حاکم به وزیر گفت الان معنی سوپاپ اطمینانی که گفتی را میفهمم ! چون باعث شده که هیچکس به ۳ قانون اول توجهی نکند !
    چقدر این حکایت برایم آشناست !