Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
رفتگانی که دیر دریافتیم

«ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم»

2010 March 24

نغمه دانش آشتیانی

امسال نیز گذشت و از ابتدا هم چون رسم مالوف قرار برماندنش نبود، این سال رفت و با خود رفتگانی به جا گذاشت که شاید آنان را دیر دریافتیم. باشد که از این گذرها پند گیریم تا قدر سرمایه‌های امروز را از همین امروز بدانیم.

سالی که پشت سر گذاشتیم ادبیات کشورمان افرادی چون رضا سیدحسینی، مهدی آذریزدی، همایون صنعتی‌زاده، محمد ایوبی، اسماعیل فصیح، بیژن ترقی، محمد حقوقی، مهدی سحابی، محمود شاهرخی، محمد خوانساری، محسن ابراهیم، جعفر کوش آبادی، شهرام شیدایی، خسرو فرشیدورد، محمدامین ریاحی، فهیمه محبی، سیدجلال فهیم هاشمی، عبدالحسین شریفیان، محمد شیروانی، مسعود شکویی، سروناز سیدی، عزیز دولت آبادی، علی نجفی، غلامرضا صدیق غریب، رضا رحیمی، مهدی اباسلط، غلام‌حسین مرزآبادی و دیگرانی در عرصه‌های مختلف فرهنگ را از دست داد که نبود هر کدام‌شان رنجی بر دل فرهنگ‌مان نهاد.

از فروردین تا اسفندماه سال 88 عرصه های مختلف فرهنگی فرزندان گران‌قدری را از دست داد که هر چه بر تعداد نام‌های از دست‌رفتگان افزوده می‌شد این هشدار بیش‌تر به گوش می‌رسید که گاه چقدر زود دیر می‌شود.

چه بسیار عزیزانی چون مهدی آذریزدی در حالی از پیش ما رفتند که روزهای پایانی عمر خود را در تنهایی و با تحمل رنج بیماری پشت سر گذاشتند.

چه بسیار مراسم و بزرگداشت‌ها پس از رفتن‌شان برگزار و چه تقدیرنامه‌ها و لوح‌ها به نام آنان صادر شد که در حضورشان نه جشنی بود و نه تقدیرنامه‌ای. و چه زود و شاید با رفتن یک عزیز دیگر، رفته قبلی از یادها رفت و باز تنهایی و سکوت که این‌بار باقی ماند برای بازماندگانشان.

هدف از این مقال تنها مرثیه مجدد رفتگان آن‌هم در آستانه نو‌شدن نبود بل تذکره‌ای است برای آنان که  می‌توانند قدر زندگان بدانند پیش از رفتن‌شان که اهالی فرهنگ و هنر را نه چنان جاه مقام است نه چنان میل مال و آنان را لبخندی و مهری نه از سر فریب دوروزه بلکه از سر حقیقت و صمیم دل بس است.

مردان و زنان فرهنگ را دست‌های یاری‌گری لازم است که قلم‌های‌شان را ارج نهاده و آثارشان را نه مثله شده و دیر بلکه آن‌چنان که شایسته مقام فرهنگ و فرهنگیان است به سرانجام رساند.

پیشکسوتان فرهنگ ما میراث معنویند. قدرشان با روزهای عمرشان افزون گردد. دیری است که از یاد برده‌ایم آن‌هایی که هنوز در بین ما هستند، سینه‌هایشان راوی تاریخ سرزمین ما است که اگر دل از آن‌ها ببریم قلم‌های‌شان جوانه سبز می‌زند.

آنان که می‌توانند، آن‌هایی که مسوولیت پذیرفته‌اند تا بتوانند از یاد نبرند اهالی فرهنگ و هنر را دلی نازک است که به تعللی می‌شکند. آثارشان را و خودشان را قدر نهیم پیش از آن‌که پای لوح‌های «بزرگ‌داشت نبودنشان» را امضا کنیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,