Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
به بهانه زادروز «ونسان‌ ویلم ون‌گوگ»

«دوران جوانی سرد، تاریک، و بی‌حاصل»

2010 March 30

محبوبه / رادیو کوچه

mahboobeh@koocheh.com

سی‌ام مارس 1853 برابر با زادروز «ونسان‌ویلِم ون‌گوگ‏» نقاش نام‌دار هلند بود. هرچند او در زمان حیاتش در گمنامی کامل به سر می‌برد اما اکنون به عنوان یکی از تاثیرگذارترین نقاشان پسادریافت‌گر (پست‌امپرسیونیست) شناخته ‌می‌شود. او در اواخر عمر به شدت از بیماری روانی رنج می‌برد و همین موضوع به خودکشی او منجر شد.

«ونسان ‌ویلم ون‌گوگ» در زاندرت، در ایالت برابانت هلند نزدیک مرز بلژیک به دنیا آمد. پدر و پدربزرگش کشیش بودند و سه‌ تا از عموهایش دلال آثار نقاشی بودند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

برادر محبوب و حامی‌اش تئودورس، ملقب به تئو، چهار سال بعد از او در ۱ مه ۱۸۵۷ به‌ دنیا آمد. سپس خانواده ون گوگ دارای چهار فرزند دیگر شد، یک پسر به نام کور و سه دختر به نام‌های آنا‌، الیزابت و ویل. ونسان کودکی ساکت و آرام بود.

در سال ۱۸۶۰ وارد دبستان روستای زادگاه‌ش شد. جایی که یک کشیش کاتولیک به ۲۳۰۰ دانش‌آموز درس می‌داد.

از سال ۱۸۶۱ همراه خواهرش ویل در خانه تحت تعلیم یک معلم خصوصی بود تا این‌که در سال ۱۸۶۴ به یک مدرسه شبانه‌روزی در زونبرگ رفت. دوری از خانواده او را افسرده می‌کرد و این مساله را در بزرگ‌سالی نیز عنوان کرد. در سال ۱۸۶۶ به یک دبیرستان در تلبوری رفت و در آن‌جا تحت نظر کنستانتین هایزمن، که در پاریس به موفقیت‌هایی رسیده ‌بود، اصول اولیه طراحی را آموخت.

در سال ۱۸۶۸ ونسان ناگهان به خانه بازگشت، تعریف وی از دوران نوجوانی و جوانی‌اش این چنین بود: «دوران جوانی من، تاریک، سرد و بی‌حاصل بود».

ون ‌گوگ جوانی خود را به عنوان دلال آثار هنری، معلم و واعظ مذهبی گذراند. او اعتقاد دینی عمیقی داشت و مدتی در انگلستان و نیز در میان کارگران معادن زغال سنگ بلژیک به عنوان مبلغ غیر روحانی مسیحی فعالیت کرد. پس از مواجهه با آثار «ژان‌فرانسوا میله» عمیقن تحت تاثیر نقاشی‌های او و پیام اجتماعی آن‌ها قرار گرفت. در همین زمان بود که طراحی را به‌صورت جدی و حرفه‌ای شروع کرد. برادر جوان‌ترش تئو که به خرید و فروش تابلو‌های نقاشی اشتغال داشت بعدها باعث آشنایی او با نقاشان دریافت‌گر (امپرسیونیست) شد.

او فعالیت‌ هنری خود را به عنوان طراح و نقاش از سال ۱۸۸۰ و در سن ۲۷ سالگی شروع کرد. وی از آن‌جاکه در سن ۳۷ سالگی درگذشت، در واقع تمام آثارش را در ۱۰ سال آخر عمر کوتاه خویش آفرید که شامل ۹۰۰ نقاشی و ۱۱۰۰ طراحی می‌باشد. برخی از مشهورترین آن‌ها در ۲ سال پایانی عمرش کشیده شده‌اند. او تنها در ۲ ماه پایانی عمرش ۹۰ نقاشی برجای گذاشت.

و‌ن گوگ در ابتدا از رنگ‌های تیره و محزون استفاده می‌کرد تا این‌که در پاریس با دریافت‌گری (امپرسیونیسم) و نودریافت‌گری (نئو امپرسیونیسم) آشنا شد و این آشنایی پیشرفت هنری او را سرعت بخشید.

ون ‌گوگ شیفته‌ نقاشی از کافه‌های شبانه، مردم طبقه‌ی کارگر، مناظر طبیعی فرانسه و گل‌های آفتاب‌گردان بود. مجموعه‌ی گل‌های آفتابگردان او که تعدادی از آن‌ها از معروف‌ترین نقاشی‌هایش نیز محسوب می‌شوند شامل ۱۱ اثر می‌باشد خودنگاره‌ها و شب‌های پرستاره‌ی وی از دیگر نقاشی‌های برجسته‌ی او محسوب می‌شوند.

او دوست داشت تابلوهایش تاثیر‌ مستقیم و قوی چاپ‌ نقش‌های رنگی ژاپنی را داشته باشند که بسیار تحسین‌شان می‌کرد. آرزو داشت هنر صاف و ساده‌ای بیافریند که نه تنها هنرشناسان متمول را خوش بیاید، که مایه‌ی شعف و تسلای خاطر همه انسان‌ها باشد.

در سال ۱۸۹۰ به دکتر «گاشه» روانشناسی که از او پرتره‌ای نیز کشیده‌ است، مراجعه کرد. اولین برداشت ون گوگ از گاشه این بود که دکتر خودش از او بیمارتر است. روز به روز فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیق‌تر می‌شد.

و این افسردگی باعث شد در ژوئیه ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی درمیان کشتزارها گلوله‌ای در سینه خود خالی کرد. و روز بعد در مهمان‌سرای محل اقامتش درگذشت. ونسان آخرین احساسش را به برادر خود تئو، که قبل از مرگش بر بالین وی آمده بود، این‌گونه بیان کرد: «غم برای همیشه باقی خواهد ماند». شش ماه بعد  تئو نیز درگذشت.

پس از مرگ ون گوگ، تابوتش را پر از گل‌های آفتابگردان کردند.

بعد از مرگ ون گوگ فیلم‌های داستانی و مستند زیادی درباره او  و آثارش ساخته شده است.

منبع:

ویکی‌پدیا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,