Saturday, 18 July 2015
03 December 2020

«نبرد سایبری سپاه با گروه‌هایی در پروژه بی‌ثبات‌سازی»

2010 March 30

احمد باطبی / گرداب

نامه دردناک سعید ملک‌پور ، زندانی سیاسی  که در مهرماه سال ۸۷ به اسارت ارتش سایبری سپاه درآمد‌، منتشر شد‌. این زندانی سیاسی در رابطه با پرونده‌ی موسوم به «مضلین ۲» مربوط به جرایم اینترنتی بازداشت شد.

در اواخر سال ۸۷ گزارشی توسط گروهی که خود را از اعضای سپاه پاسداران معرفی می‌کرد منتشر شد. متن این اطلاعیه در خصوص متهمانی بود که عضو چندین «شبکه‌ی فساد اینترنتی» معرفی شده بودند.

مشابه این برخورد در اواخر سال ۸۸ با بازداشت گسترده فعالان حقوق بشر در سراسر ایران تکرار شد. این‌بار گزارش‌هایی با عنوان «نبرد سایبری سپاه پاسداران با گروه‌های فعال در پروژه بی‌ثبات‌سازی» و بازداشت اعضای «شبکه جنگ سایبری آمریکا» منتشر شد و رسانه‌های دولتی نیز در این زمینه برنامه‌هایی را پخش کردند.

پروژه گرداب‌، و برخورد با فعالان دنیای مجازی‌، در ابتدا به صورت محفلی در بین بخشی از نیروی‌های امتینی مطرح شد‌. برخلاف ادعا‌های منتشر شده به توسط این شبکه‌، مبنی بر سازمان‌یافتگی علمی و اصولی‌، تیم گرداب اساسن بر نتیجه تجربیات بازجویی های نهاد امنیتی و استخراج اطلاعات از قربانیان به صورت فیزیکی استوار است .

این تیم پس از احساس نیاز نهاد‌های امنیتی مبنی بر کنترل دنیای مجازی به شکل نامنسجم و بدون برنامه ایجاد شد‌. در ابتدا شیوه کار  شناسایی فعالین حوزه اینترنت‌ و دست‌گیری آن‌ها بود . از اولین فعالیت‌های جدی آن‌ها‌، می‌توان به دست‌گیری  گروه اول وبلاگ‌نویسان به اتهام نوشتن مطالب غیر‌اخلاقی و توهین به مقدسات اشاره کرد .

در آن روزها وبلاگ برخی از این دست‌گیر شده‌ها‌، پس‌از دست‌گیری از دسترس خارج و یا در مواردی دست‌کاری می‌شد‌. زمانی نگذشت که گروه‌های مجهول هکری متعددی  با شعار حمایت از حکومت و یا دفاع از حریم دین و اخلاق‌، مدعی هک این وبلاگ‌ها شدند‌. این گروه‌ها ابراز می‌داشتند که وبلاگ‌ها‌ی تصاحب شده را با انجام هک تصرف کرده‌اند‌. وبلاگ‌ها عمومن با یک صفحه از عکس و اطلاعات مربوط به گروه هک کننده‌، از دسترس خارج می‌شدند‌. در بعضی ازموارد نیز وبلاگ‌ها قابل رویت بودند اما برخی از متون و یا تصاویر  در متن و یا قالب آن‌ها دست‌کاری میشد . از نمونه این گروه‌ها می‌توان به گروه هکری جدید اشاره کرد‌. که پس از مدت کوتاهی‌ به فعالیت خودش خاتمه داد .

اما نکته داری اهمیت این‌جا است که به لحاظ فنی و علمی ادعا‌های مذکور قابل پذیرش نبود‌. بسیاری از وبلاگ‌های تصرف شده‌، در سرویس‌های معروف اینترنتی نظیر بلاگ اسپات ایجاد شده بودند که نفوذ و تصاحب آن‌، تقریبن غیر ممکن است‌. این سرویس‌ها عمومن جز‌ قوی‌ترین و امن‌ترین سرویس‌های جهان محسوب می‌شود و تنها راه نفوذ به وبلاگ‌های مستقر در آن‌ها ، دسترسی به نام کار‌بری و کلمه عبور وبلاگ است‌. برای یافتن این اطلاعات هم یاباید  سیستم کامپیوتر مدیر وبلاگ را به توسط تروجان‌ آلوده کرد و یا با مهندسی اجتماعی از صاحب وبلاگ این اطلاعات را استخراج کرد .

اما سوال این‌جاست که گروه‌های مدعی هک و تصاحب  وبلاگ‌ها از کجا توانسته بودند به بخش مدیریت وبلاگ دسترسی پیدا کرده و صفحه  استاتیک‌HTML ،‌PHP ،‌FLASH  و … مربوط به خود را در قسمت قالب آن جای‌گزین کرده و یا در محتوای آن تغییر ایجاد کنند؟

اگر گروه‌های هکری مدعی تصاحب این وبلاگ‌ها در این حد به لحاظ علم شبکه و نفوذ به پایگاه‌های انترنتی قدرت‌مند هستند‌، چرا قبل از دست‌گیری وبلاگ‌نویسان اقدام به انهدام وبلاگ‌ها نکرده‌اند؟ و تمام حمله‌ها‌، مدت‌ها پس از دست‌گیری مدیران آن انجام شد‌؟

تنها پاسخ منطقی این است که گروه‌های مدعی هک‌، بخشی از تیم دست‌گیر‌کننده وبلاگ‌نویسان بوده و یا اشخاص هستند که زیر نظر نهاد امنیتی و با دریافت اطلاعات مربوط به بخش مدیریتی وبلاگ‌ها  ،دست به این اقدام دست‌ زده باشند‌. درواقع اطلاعات مربوط به ورود این وبلاگ‌ها ، پس از دست‌گیری وبلاگ‌نویسان‌، مستقیمن از خود آن‌ها استخراج شده و در اختار آن‌ها قرار گرفته باشد .

ایجاد این توهم در افکار عمومی که نهاد‌های امنتی حتی در فضای مجازی هم قدرت شناساسی و برخورد و کنترل امور را دارند‌، طمع شیرینی بود که نهاد‌های امنیتی را به شدت وسوسه می‌کرد‌. چرا که با داشتن ابزار رسانه‌، و قدرت برخود فیزیکی با قربانیان‌، موفقیت در ایجاد چنین توهمی دور از ذهن به نظر نمی‌رسید .

اما پس از آزادی وبلاگ‌نویسان دست‌گیر شده و بازگویی آن‌چه در دوران بازداشت و زندان بر آن‌ها رفته است‌، مشخص شد که تمام اطلاعات‌، اعم از نام کاربری و واژه‌‌های عبور و بسیاری از اطلاعات دیگر‌، با توسل به زور و شکنجه و تهدید از خود آن‌ها استخراج شده و هیچ عملیات هکری مبتنی بر علم شبکه صورت نگرفته است‌. اما عدم فراگیری اینترنت در آن زمان و اطلاعات عمومی مردم از از فضای مجازی باعث شد تا واقعیت این داستان چندان مورد توجه قرار نگیرد .

اما پس از رشد اینترنت در ایران و گسترده‌تر شدن فضای وب فارسی‌، نهاد‌های امنتیی نیز عزم خود را برای تسلط بر فضای مجازی جذم کردند‌. این هدف در دو غالب سخت‌افزاری و نرم‌افزاری پی‌گیری شد‌. در قالب سخت‌افزاری برخورد با فعالین دنیای مجازی کماکان با دست‌گیری و اعمال فشار فیزیکی برای دسترسی به اطلاعات ادامه یافت‌. در قالب نرم‌افزاری نیز‌، تیم امنیتی با ایجاد یک طرح تازه با نام گرداب‌، تلاش کرد تا حضور خود را با همان ادبیات و رفتار اطلاعاتی امینتی در فضای مجازی ادامه بدهد .

از اولین اقدامات در جهت تکمیل توان فنی می‌توان به گفت‌وگو و استخدام هکر‌های ایرانی اشاره کرد‌. در ایران بسیاری از افراد و شرکت‌های خصوصی توان‌مند و متخصص در حوزه امنتی و شبکه وجود داشتند که نهاد امنیتی آن‌ها را شناسایی و برای استخدامشان وارد عمل شد‌. برخی از این افراد به صورت قرار‌دادی به استخدام این نهاد در آمدند‌. برخی نیز به صورت موردی و مشاوره‌ای  .

نهاد امنیتی برخی از این افراد را نیز با تهدید به پیگرد قضایی به جهت فعالیت‌های خراب‌کارانه‌شان‌، مجبور به همکاری با خود نمود‌. این افراد هم‌چنین مسوولیت آموزش فنی نیروهای امنیتی را برای تامین نیروی متخصص بر عده گرفتند‌، که البته این بخش‌، یعنی پرورش نیروهای متخصص به دلیل عدم نیاز فوری به آن‌، هیچ‌گاه جدی گرفته نشد .

با توحه به آزادی فضای مجازی و علاقه فراوان کاربران به مسایل جنسی‌، برخورد با منابع تامین‌کننده این نیاز‌های ‌کار‌بران‌، در دستور کار  پروژه گرداب قرار گرفت‌. اما نتیجه در عمل شکلی دیگر به خود گرفت‌. تسلط تفکر امنیتی بر پروژه و هم‌چنین نگاه سخت‌افزاری به این مقوله باعث گردید که تیم سایبری مذکور‌، روز به روز از ماهیت خود یعنی حرکت در فضای مجازی خارج‌، وبه سوی اقدامات فیزیکی و سخت افزاری برود .

این تیم ابتدا با ساده‌ترین شیوه‌های هرکری‌، مثلن جست‌جو‌ی هاست‌ها و دومین‌ها از طریق هو ایز‌،‌  www.whois.net به سادگی صاحبان آن‌ها را شناسایی کرد‌. چرا که بسیاری از دومین‌ها و هاست‌ها در آن زمان به نام خریداران آن بود‌. و این اطلاعات در دسترس عموم قرار داشت‌. سپس با فعال شدن در فروم‌های این وبسایت‌ها  اقدام به شناسایی مدیران‌ درجه چندم و کار بران فعال آن نمود .

یکی از عوامل اصلی موفقیت این تیم در شناسایی افراد‌، ولع کاربران این فروم‌ها در دست‌یابی به محصولات پورن و هم‌چنین ایجاد ارتباط جنسی مجازی‌، باعث می‌شد که این تیم به سادگی بتواند با مهندسی اجتماعی جلب اعتماد قربانیان را کرده‌، به آن‌ها نزدیک شود .

در بستر زمان کاربران فعال و هم‌چنین مدیران سطوح پایین یکی پس از دیگری شناسایی می‌شدند‌. با نزدیک شدن اعضا تیم امنیتی به آن‌ها‌، ارتباطات از محدوده فروم‌ها خارج و به چت در مسنجر و دیدار حضور ی خارج از اینترنت کشیده شد .

در سویی دیگر برخی از مدیران خارج از کشور نیز از طریق اسم و مشخصات ثبتی در هاست‌ها و دومین‌ها و هم‌چنین شناسایی از طریق مدیران و کاربران مرتبط داخلی که در تور تیم امنیتی افتاده بودند‌، تک‌تک در زمان مناسب و خصوصن در هنگام رفت و آمد به داخل دست‌گیر شدند‌. در مواردی نیز تیم امنیتی با طرح سنارویی بی‌ربط نظیر فعالیت اقتصادی و همکار‌ی و … در پوششی دوستانه جلب اعتماد نموده و آن‌ها را به  داخل کشور می‌کشاند .

پس از اتمام پروسه شناسایی شبکه انسانی و دسترسی به اطلاعات لازم برای برای ورود به بخش مدیریت هاست‌ها و دومین‌ها‌، سرانجام در اقدامی تبلیغاتی‌، داستان از انتها به ابتدا برای افکاری عمومی روایت شد .

در اطلاعیه منتشره اعلام شد که تیم سایبری سپاه با استفاده از علم و دانش شبکه اینترنت‌، اقدام به نفوذ در وبسایت‌های مورد نظر کرده و با استخراج اطلاعات افراد مرتبط‌، اقدام به شناسایی و دست‌گیری آن‌ها نموده است‌. این روایت دقیقن عکس اتفاقی بود که رخ داده بود .

در پروژه شناسایی و متلاشی کردن این شبکه حد‌اقل کار سایبری انجام شده بود‌. اقدامات صورت گرفته در حوزه سایبر و هک‌، عملن در چهار چوب مبحث مهندسی اجتماعی خلاصه می‌شد‌. هرچند مهندسی اجتماعی نیز یکی از بخش‌های ویژه و دارای اهمیت هک  است‌، اما شیوه آن نه بر مبنای علم شبکه بلکه بیشتر روانشناسی و فریب قربانی تعریف می‌شود‌. از سویی بخش عمده این پروژه بر مبنای عملیات فیزیکی و اطلاعاتی بود‌. چرا که پس از دست‌گیری متهمین‌، اطلاعات مربوط به کنترل وبسایت‌ها از آن‌ها استخراج و عملیات انهدام صورت گرفته بود .

تیم امنتیی پس از انجام این پروژه اقدام به تبلیغات گسترده‌ای مبنی بر توان بالای خود در حوزه اینترنت نمود‌. آن‌ها با بزرگ‌نمایی و هم‌چنین روایت متفاوتی از آن چه که روی داده بود اقدام به ساخت برنامه‌های متعدد تلویزیونی و هم‌چنین اعترافات متهمین نمودند‌. در این برنامه‌ها متهمین به صراحت اعتراف به فعالیت‌هایی می‌کردند که باز هم صحت آن قابل پذیرش نبود‌. این ویدئو ها را ببینید:

بخش اول

[youtube width=”430″ height=”300″]http://www.youtube.com/watch?v=lE0YFQr6sa0[/youtube]

بخش دوم

[youtube width=”430″ height=”300″]http://www.youtube.com/watch?v=oaZCdZ2x63o[/youtube]

بخش‌هایی از اعترافات تعدادی از متهمین پروژه مضلین از جمله نام های مستعار سیاوش حسین‌خانی و آریا دانش‌کار

حال بعد از گذشت بیش از یک سال از تهیه این نمایش‌های تلویزیونی‌، نامه سعید ملک‌پور یکی از قربانیان این پروژه منتشر می‌شود‌، او در بخشی از این نامه می‌نویسد:

در طول بازداشت موقت، مخصوصن ماه‌های ابتدایی توسط گروه پدافند سایبری سپاه تحت انواع شکنجه‌های روحی روانی و جسمی قرار گرفته‌ام که برخی از این شکنجه‌ها در حضور بازپرس پرونده، آقای موسوی صورت گرفته است.

بخش زیادی از اقاریر من، در اثر فشار، شکنجه روحی، روانی و جسمی ، تهدید خود و خانواده ام و وعده آزادی سریع در صورت اقرار به مطالب خلاف واقع، مطابق خواسته و دیکته بازجوها انجام گرفته است.

توضیح این که اقرارها در حضور بازپرس نیز با حضور بازجوها و تهدید به وخیم‌تر شدن شدت شکنجه‌ها، جهت جلوگیری از اعلام اقرار تحت فشار به بازپرس صورت می‌گرفت. گاهی هم تهدید می‌کردند که همسرم را دست‌گیر می‌کنند و در حضور من شکنجه می‌کنند. در چند ماه اول دستگیری بارها در ساعات مختلف شب و روز تحت بازجویی قرار می‌گرفتم که غالبن با کتک و ضرب و شتم شدید همراه می‌شد. شکنجه‌ها گاهی در دفتر فنی که خارج از زندان است و گاهی در اتاق بازجویی بازداشتگاه دو – الف انجام می‌شد.

اکثر اوقات شکنجه‌ها به صورت گروهی انجام می‌گرفت و در حالی که چشم بند و دست بند داشتم چند نفر با کابل، چماق، مشت و لگد و گاهی شلاق ضرباتی به سر و گردن و سایر اعضای بدنم می‌زدند. این کارها به منظور وادار ساختن من به نوشتن آن‌چه توسط بازجویان دیکته می‌شد و اجبار به بازی‌کردن نقش در مقابل دوربین طبق سناریو دلخواه و نوشته شده توسط آنان می‌بود. گاهی شکنجه‌ها توام با شوک الکتریکی بود که بسیار دردناک بوده و تا چند لحظه پس از آن امکان حرکت نداشتم. یک بار در اواخر مهرماه ۱۳۸۷ هم مرا در حالی که چشم بند به چشم داشتم برهنه کرده و تهدید به استعمال بطری آب کردند. …

این بخشی از ماهیت و شیوه عمل‌کرد نهاد امنتی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که زیر پوشش عنوان‌ مرکز بررسی جرایم سازمان‌یافته فرماندهی پدافند سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  (Revolution Guard Cyber Defense Command (RCDC انجام می‌شود .

آغاز اعتراضات مردمی پس از انتخابات‌ باعث غافل‌گیری سیستم امنیتی شد که عادت به روی‌کردهای تکراری و پیش بینی شده داشتند‌. نهاد‌های امنیتی در هراس از گسترش و تداوم اعتراضات‌، با رهبری کاریزماتیک از سوی اطلاعات رهبری به نقد و بررسی نشستند، در این نشست‌ها آسیب‌شناسی سیستم امنیتی در صدر مسایل قرار گرفت که پیامد آن مقصر دانستن و ناتوان پنداشتن وزارت اطلاعات و  تضعیف این نهاد بود‌. تقریبن از اواسط مهرماه سال پیش  پروسه انتقال مدیریت فضای امنیتی به اطلاعات سپاه پاسداران در کلیت کشور و تقویت و گسترش «نهاد اطلاعات موازی ( سازمان اطلاعات کشور )» در تهران را در دستور کار قرار گرفت .

در این زمان عملن اطلاعات سپاه پاسداران در صدر مدیریت امنیتی کشور‌، وزارت اطلاعات و اطلاعات موازی در همکاری با اطلاعات سپاه قرار گرفتند .

پس از تسلط  اطلاعات سپاه پاسداران به اداره امور،  تحلیلی جدید ارایه شد که طبق  آن نهادها و فعالان مدنی در این شرایط به دلیل جنس اعتراضات مردمی‌، به مراتب آسیب‌زا‌ترفعالین سیاسی تلقی شدند، بنابراین برخورد با فعالان جامعه مدنی و بالطبع گروه‌هایی که در این زمینه فعالیت می‌کردند در صدر اقداماتتشان قرار گرفت.

در پروژه برخورد با فعالین مدنی‌، شناسایی و انحلال چندین گروه در دستور کار نهاد‌های امنیتی قرار داده شد‌، که به صورت مجزا اما با کنترل یک مرکز‌، روی هر یک از گروه‌ها کار تخصصی انجام می‌گرفت‌. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران‌، کمیته گزارش‌گران حقوق بشر‌، ایران پروکسی‌، کانون مدافعان حقوق بشر و … از این دسته بودند .

در آغاز برای تکمیل کردن بانک‌های اطلاعاتی خود در خصوص گروه‌های مدنی و غیرسیاسی، اقدام به احضار،  بازجویی و  تحقیقات اعضای شناخته شده این گروه‌ها کردند‌. در این میان نیز بسیاری از فعالین مدنی در حوزه های مختلف‌، اعم از زنان‌، دانش‌جویان‌، هنرمندان‌، فعالین حقوق بشری و …. دست‌گیر و زندانی شدند .

اما این دست‌گیری‌ها باعث مختل شدن فعالیت فعالان مدنی نشد‌. فضای اینترنت و امکان فعالیت و ارتباط در فضای مجازی باعث می‌شد‌، بسیاری از فعالین دور از گزند فیزیکی نهاد‌های امنیتی کماکان به فعالیت خود ادامه بدهند‌.‌ و خروجی فعالیت‌هایشان را بر روی وبسایت‌هایشان قرار دهند‌. از این رو ناامن‌سازی فضای مجازی برای نهاد‌های امنیتی گام نخست بود .

هر پروژه خراب‌کارانه در فاضای مجازی نیاز به وقت و کار بلند مدت دارد‌. وموضوع زمان طبیعتن در فضای سیاسی و اجتماعی امروز ایران مشکل بزرگی برای نهاد امنتی محسوب می‌شد‌. از این رو مجددن نهاد امنتی و خصوصن تیم سایبری آن تمرکز را از اقدامات سایبری بر عملیات فیزیکی و اطلاعاتی گذاشتند .

نهاد‌های امنیتی به جهت ناامن‌سازی فضای مجاری‌، از گذشته اقداماتی را نظیر پروژه گرداب  را در کارنامه خود داشت‌،  اما تکرار چنین اقدامی در این وسعت برای کنترل اوضاع کافی نبود.  البته موضوع دیگری با عنوان ارتش سایبری ایرانیان نیز مطرح شد که به عنوان یک پروژه سفارشی با پتانسیل غیر ایرانی چند عملیات خرابکاری را نیز در حد تغییر NS دومین انجام داده بودند . که به آن در آینده به آن نیز خواهیم پرداخت .

وسعت دست‌گیری ها و فضای سیاه سرکوب‌، پس از انتخابات شرایطی را ایجاد کرده بود که حکومت به این سادگی امکان پاک کردن حافظه اچتماعی جامعه را از کشتار و سرکوب‌ها نداشت‌. از سویی حجم عظیم دست‌گیری‌ها و زندانیانی که دلیل شفاف و قانونی برای نگه‌داری آن‌ها در دست نبود‌، نهاد‌های امنیتی را به این فکر انداخت که اصول  عقلانی را کنار گذاشته و با به ‌تصویر کشیدن اتهام قدیمی جاسوسی‌، و ارتباط با آمریکا و جهان غرب و … در یک سناریو جدید ، فعالین دردسر ساز داخل و خارج را دست‌گیر و منفعل نمایند‌. این بار نیز شعور اجتماعی و قابل پذیرش بودن یا نبودن  این سناریو از دید مردم مطرح نبود‌، هدف انجام چنین کاری صرفن کنترل شرایط به هر شکل و رفع موانع قانونی برای برخورد و دست‌گیری و حذف فعالین بود  .

جرقه نوشتن این سناریو زمانی زده شد که نهاد‌های امنیتی متوجه حضور برخی از مدیران وبسایت‌های مجموعه فعالان حقوق بشردرایران‌، در میان دست‌گیر‌شدگان شدند‌. کسب اطلاعات فنی و موارد مورد نیاز به جهت ورود به محیط هاست و کنترل و مدیریت وبسایت‌ها کار چندان مشکلی نبود‌. چرا که آن‌ها تجربه تحت فشار قرار دادن متهم و استخراج اطلاعات فنی از گذشته و در پروژه‌هایی نظیر مظلین را در کارنامه داشتند‌. تکرار این کار در مورد وبسایت‌های حقوق بشری نیز کار مشکلی نبود .

سناریو کلید خورد و نهاد امنیتی با توسل به زور و شکنجه‌هایی که نمونه‌ها آن را در نامه سعید ملک‌پور شاهد بودیم‌، اقدام به استخراج اطلاعات فنی‌، نام‌های کار‌بری و کلمه‌های عبور و … نموده و به راحتی به تمامی سطوح وبسایت‌ها دست‌رسی پیدا کردند‌. شش  سایت مجموعه فعالان حقوق بشر‌، سایت اصلی مجموعه‌، هرانا ، خبرگزاری حقوق بشر‌، هرانا انگلیسی‌، رادیو هرانا‌، کمیته وکلا‌، کمیته اجرای رکن چهارم و کمپین نجات جان فرزاد کمانگر با اتصال به 29 دومین از دسترس خارج شد‌. اما به دلیل این‌که از مدیران وبسایت‌های گروه‌های دیگر حقوق بشری کسی دست‌گیر نشده بوده‌، این وبسایت‌ها  از گزند سارقان در امان ماند‌. برسی کارشناسان فنی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نشان داد که دلیل از دسترس خارج شدن وبسایت‌ها ، دسترسی سارقان به بخش مدیریت دومین‌های خریداری شده بوده است‌. آن‌ها با انتقال (‌Forward‌) دومین‌ها به سیات اصلی خود (‌ www.gerdab.ir) اقدام به سرقت کرده بودند .

تحت فشار قرار‌دادن فیزیکی و کسب اطلاعات و وارد شدن به محیط یک سایت‌، اساسن در هیچ کجای دنیا‌ حمله مجازی و یا جنگ سایبری محسوب نمی‌شود‌. اما نهاد‌های امنتیی برای ایجاد رعب و وحشت در میان افکار عمومی‌، و ایجاد این توهم که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌، بر تمام امور و تحرکات مجازی و فیزیکی سیطره داشته و آن را کنترل می‌کند‌، در تبلیغات وسیعی اقدام به روایت غیر واقع داستان نموده است‌. این تبلیغات با استفاده از ابزار رسانه‌ای متعدد نظیر تلویزیون (‌ساعت و برنامه‌های پر بیننده‌)‌، رادیو ، روزنامه ، وبسایت و … تمام تلاش خود را به کار گرفت تا دو موضوع را به فهم و درک افکار عمومی تزریق کند .

قدرت و سیطره نظام سلامی به توسط نهادهای امنتی به تمام تحرکات‌، چه در فضای مجازی‌، و چه در فضای فیزیکی ارتباط فعالین مدنی و گروه‌های فعال در این حوزه با کشور‌های غربی‌، گروه‌های تروریستی و …برای دست یابی به این دو هدف نیز از هیچ اقدامی کوتاهی نشد‌. نهاد امنیتی با انتشار عکس‌ها و فیلم‌های کوتاه از برخی فعالین وابسته به این گروه‌ها‌، ضمن تجاوز به حریم خصوصی افراد‌، اقدام به روایت نادرست و غیر واقعی از مسایل خصوصی آن‌ها نمود و تلاش کرد تا در ذهن بیننده این‌طور جا بیافتد که عکس‌ها و فیلم‌های منتشر شده از افراد‌، به توسط نهاد‌های امنیتی تهیه شده است‌، و این نیرو‌ها تا اندازه‌ای قوی وقدرت‌مند هستند که می‌توانند حتی تا خصوصی‌ترین بخش‌های زندگی افراد هم ‌نفوذ کرده و کنکاش کنند .

بسیاری از این عکس‌ها و فیلم‌ها مدت‌ها پیش در وبلاگ و یا فیس‌بوک‌ افراد به توسط خودشان منتشر شده بود و هنوز هم ‌با یک جستجوی بسیار ساده در اینترنت‌، می‌توان به بسیاری از این عکس‌ها را یافت‌.

[youtube width=”430″ height=”300″]http://www.youtube.com/watch?v=Q_NWXAIjzjQ[/youtube]

اما موضوع تاسف‌انگیز این‌جاست که برخی دیگر از این عکس‌ها و فیلم‌ها‌، که جنبه خصوصی‌تر پیدا می‌کند‌،‌ ازمنزل و کامپیوتر ‌شخصی اعضای خانواده این افراد استخراج شده است‌. به عنوان مثال در یکی از برنامه‌های تلویزیونی‌، چند عکس به همراه ویدئو کوتاهی از یک منزل مسکونی در ایالات متحده آمریکا‌، به عنوان محل سکونت کیوان رفیعی‌، دبیر کل سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران منتشر شد‌. سازندگان این برنامه تلویزونی با استفاده از عناصر فیلم‌، نظیر افکت‌، موسیقی و هم‌چنین جلوه‌های ویژه تصویری‌، تلاش کردند تا در ذهن بیننده این تصور را ایجاد کنند که تمام این ویدئو‌ها و تصاویر از داخل و خارج منزل مذکور‌، در عملیات شناسایی ‌نهاد های امنیتی و اطلاعاتی‌، تهیه و به ایران ارسال شده است‌ و پس از پخش این صحنه‌ها و ایجاد حس‌ تعجب و پرسش‌گری در مخاطب‌، با توسل به تکنیک و شیوه‌های روانشناسی تبلیغات‌،  اقدام به نشر مطالب در مورد عمل‌کرد تیم سایبری سپاه پاسداران و نحوه دسترسی به این اطلاعات خصوصی نمودند‌. تا به این ترتیب مردم گمان کنند که نیروهای امنتی ایران نه تنها در ایالات متحده قدرت نفوذ به داخل منازل مسکونی مردم را دارند‌، بلکه حتی در دنیای مجازی نیز میتوانند خصوصی‌ترین جنبه‌های زندگی افراد را بیرون بکشند .

اما واقعیت این نبود‌.  تصاویر و ویدئو‌ها تمامن به توسط شخص کیوان رفیعی تهیه شده و برای خانواده ارسال شده بود‌. نهاد امنیتی چند هفته قبل از انتشار این تصاویر‌، خواهر کیوان رفیعی را دست‌گیر و تمام وسایل شخصی ایشان را توقیف کرده و با خود برده بودند‌. تصاویر منتشره در واقع عکس‌ها و فیلم‌های خصوصی بود که در چهار چوب روابط خانوادگی بین آقای رفیعی و خانواده‌اش رد و بدل شده بود‌. و نهاد امنیتی آن‌ها را از رسانه ملی پخش کرد .

ویدئوی نهاد های امنیتی که به تکرار از بخش‌های مختلف تلویزیون ایران پخش شد

درواقع تیم سایری سپاه (‌مرکز بررسی جرایم سازمان یافته فرماندهی پدافند سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌) ماهیتن سازمانی امنیتی است که در پوشش سایبر فعالیت می‌کند‌. شناسایی‌، دست‌گیری و تحت فشار قراردادن قربانیان و سر انجام ایجاد رعب و وحشت ماهیت این مرکز را تشکیل میدهد . به نمونه زیر توجه کنید :

منبع

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,