Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
به بهانه زادروز «رنه دکارت» ریاضی‌دان و فیلسوف فرانسوی

«کینه را نه‌ با کینه بلکه با عشق باید مغلوب کرد»

2010 March 31

محبوبه / رادیو کوچه

mahboobeh@koocheh.com

سی و یکم مارس سال 1596 برابر با زادروز فیلسوف و ریاضی‌دان فرانسوی «رنه دکارت» است. ‌بزرگ‌ترین کار او نوشتن «فرمول جامعه» است که به قوت خود باقی است. رکارت بود که گفت: «چون فکر می‌کنم، زنده هستم. به عبارت دیگر کسی که قادر به فکر کردن است، گرچه فلج و زمین‌گیر و پیر باشد، زنده است و کارایی دارد.»

رنه دکارت در ۳۱ مارس ۱۵۹۶ میلادی ، در شهرک لاهه از ایالت تورن فرانسه متولد شد. مادرش وقتی او  سیزده ماهه بود درگذشت، و پدرش قاضی و مستشار پارلمان انگلستان بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

دکارت وقتی ده ساله بود، وارد مدرسه لافلش شد. این مدرسه را فرقه‌ای از مسیحیان به نام ژزویتها تاسیس کرده بودند و در آن علوم جدید را همراه با تعالیم مسیحیت تدریس می‌کردند. دکارت طی هشت سال تحصیل در این مدرسه ، ادبیات ، منطق ، اخلاق ، ریاضیات و مابعدالطبیعه را فرا گرفت.

در 1611 روز ششم ژوئن دکارت در یک جلسه سخنرانی تحت عنوان اکتشاف چند سیاره سرگردان در اطراف مشتری شنید که در آن سال گالیله چه اکتشافی کرده است پس از اتمام دوره و خروج از لافلش‌، مدتی به تحصیل علم حقوق و پزشکی مشغول گردید، اما در نهایت تصمیم گرفت به جهان‌گردی پرداخته و دانشی را که برای زندگی سودمند باشد،  فرا بگیرد. به همین منظور، مدتی به خدمت ارتش هلند درآمد، چرا که فرماندهی آن را شاهزاده‌ای به نام موریس بر عهده داشت که در فنون جنگ و نیز فلسفه و علوم مهارت داشت و بسیاری از اشراف فرانسه دوست داشتند تحت فرمان او فنون رزمی را فرا بگیرند. دکارت در مدتی که در قشون ارتش هلند بود، به علم مورد علاقه خود، یعنی ریاضیات می‌پرداخت.

در بهار سال ۱۶۱۹ میلادی از هلند به دانمارک و آلمان رفت، و به خدمت سرداری به نام «ماکسیمیلیان» درآمد . اما زمستان فرا رسید و در دهکده نوبرگ در حوالی رود دانوب ، بی‌دغدغه خاطر و با فراغت تمام، به تحقیق در ریاضیات پرداخت و براهان‌های تازه‌ای کشف کرد، که بسیار مهم و بدیع بود و در پیشرفت ریاضیات، تاثیر به سزایی گذاشت.

پس از مدتی، دکارت به فکر یکی‌ساختن همه علوم افتاد . در شب دهم نوامبر ۱۶۱۹ ، وی سه رویای امید‌بخش دیده، و آن‌ها را چنین تعبیر کرد، که «روح حقیقت او را برگزیده و از او خواسته تا همه دانش‌ها را به صورت علم واحدی درآورد.»

این رویاها به قدری او را مشعوف ساخت، که نذر کرد تا قبر حضرت مریم را در ایتالیا زیارت نماید. وی چهار سال بعد به نذر خود وفا کرد.

از ۱۶۱۹ به بعد ، چند‌سالی در اروپا به سیاحت پرداخت و چند‌سالی هم در پاریس اقامت کرد. اما زندگی در آن‌جا را که مزاحم فراغت خاطر خود می‌دید، نپسندید و در سال ۱۶۲۸ میلادی بار دیگر به هلند بازگشت، و در آن دیار ، تا سال ۱۶۴۹ میلادی ، مجرد ، تنها ، و دور از هر‌گونه غوغای سیاسی و اجتماعی، تمام اوقات خود را صرف پژوهش‌های علمی و فلسفی نمود. تحقیقات وی‌، بیش‌تر تجربه و تفکر شخصی بود، و کمتر از کتاب استفاده می‌کرد.

در سپتامبر ۱۶۴۹ به دعوت کریستین ، ملکه سوئد برای تعلیم فلسفه خویش به دربار وی در استکهلم رفت. اما زمستان سرد این کشور اسکاندیناوی از یک‌سو و ضرورت سحرخیزی در ساعت پنج بامداد برای تعلیم ملکه از سوی دیگر، دکارت را که به این نوع آب و هوا و سحرخیزی عادت نداشت، به بیماری ذات‌الریه مبتلا ساخت.

دکارت از دانشمندان و فیلسوفان بزرگ تاریخ به حساب می‌آید. او قانون شکست نور را در علم فیزیک کشف کرد و هندسه تحلیلی را در ریاضیات و هندسه بنا نهاد.

همگان دکارت را از جمله‌ی بنیان‌گذاران فلسفه‌ی جدید (فلسفه‌ی بعد از دوران تولد مجدد) می‌دانند. او اولین فیلسوف بزرگ بعد از دوران قرون وسطی است، که به همراه فیلسوفانی نظیر «اسپینوزا» و «گوتفرید لایبنیتز» به مکتب اصالت عقل تعلق دارند، مکتبی که عقیده‌اش این بود، که: «به آنچه که حواس انسان ارائه می‌دهند نمی‌توان اطمینان کامل داشت بلکه تنها از راه عقل است، که شناخت حقیقی و یقین‌آور صورت می‌گیرد.»

در نظر او  به طور کلی سه جوهر وجود دارد: نفس، جسم، و خداوند. دکارت، این سه را جوهر می نامد، زیرا هر یک قائم به ذات خود بوده و هر کدام یک صفات اساسی دارند که مخصوص به خودشان است. به این صورت که: صفت نفس، فکر، صفت جسم بعد و صفت خداوند کمال است.

و در نهایت  دکارت در 11 فوریه 1650 در اثر بیماری ذات‌الریه درگذشت.

منبع‌ها:

ویکی پدیا

ویکی گفتار

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,