Saturday, 18 July 2015
23 November 2020
به بهانه سال‌روز درگذشت «اله‌یار صالح»

«از آران تا سفیر کبیری امریکا»

2010 April 01

محبوبه / رادیوکوچه

mahboobeh@koocheh.com

12 فروردین سال 1360 مصادف با سال‌روز درگذشت اله‌یار صالح  وزیر، سفیر، سیاست‌‌مرد ایرانی و از رهبران جبهه ملی ایران می‌باشد. او هم‌چنین به عنوان سفیر کبیر آمریکا به آن کشور رفته بود.

صالح آرانی معروف به «اله‌یار صالح» متولد سال 1275 در  آران و بیدگل (از شهرستان‌های فعلی استان اصفهان) بود. پدرش «مبصرالملک» نایب الحکومه آران بود. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی برای ادامه تحصیل به کالج آمریکایی‌ها (دبیرستان البرز) رفت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در مورد امتحانات آخر سال دیپلم در مدرسه آمریکایی‌ها در تهران و دادن مدرک دیپلم بدون گذراندن امتحان به اله‌یار صالح (که از 15 سالگی در این مدرسه زیرنظر آمریکایی‌ها قرار داشت) گفته شده:

«خاطره پرحلاوت آن‌روز به عنوان یکی از بهترین خاطرات دوران تحصیل در دل و روح صالح جای‌گزین گشته، آن‌روز که برای دادن امتحان آخر سال در سالن بزرگ مدرسه حاضر شده بودیم تعداد شاگردان کلاس دوازده، شاید به چهل نفر می‌رسید. موقعی که مداد و کاغذ را برای نوشتن آماده کرده بودند، مستر «برد» آمریکایی، رییس امتحانات بپا خاست و اله‌یار را صدا کرد. وقتی که اله‌یار از جای خود بلند شد مستر برد شروع به ایراد نطق کوتاهی کرد و گفت: «نظر به این‌که اله‌یار صالح  در تمام مدت تحصیل در این مدرسه نه فقط به هیچ وجه غیبت نداشته و از حیث اخلاق و رفتار ممتاز بوده بلکه همیشه شاگرد اول کلاس و مدرسه نیز بوده است. بدین جهت اولیای مدرسه تصمیم گرفتند او را بدون طی تشریفات امتحان به اخذ دیپلم نایل گردانند.» سپس خطاب به اله‌یار گفت:

«کتاب‌هایت خود را بردار و به منزل برو و نطق روز فارغ‌التحصیلی خود را آماده کن.» بدین گونه او بیش از پیش بسوی آمریکا گرایش پیدا کرد.

او در جوانی مترجم سفارت آمریکا در تهران بود. در این منصب با «احمدشاه» ملاقات نمود و نقشی کوچک در تصویب نشدن قرارداد ۱۹۱۹ ایفا کرد. داور  او را به عدلیه و سپس مالیه برد. در وزارت مالیه به ریاست کل انحصارات دخانیات منصوب شد و از آن‌جا به ریاست کل گمرک انتقال یافت. هم‌زمان در موارد مرتبط نیز طرف مشورت داور قرار می‌گرفت.

اولین تجربه صالح در کسوت وزارت به کابینه «احمد قوام» و وزارت دارایی وی مربوط می‌شود. او در این سمت چند برخورد جزیی با قوام داشت که مهم‌ترین آن‌ها به مخالفت صالح با اعزام علی امینی به آمریکا مربوط می‌شود. بعدها در کابینه علی سهیلی با همین سمت و در کابینه‌های ساعد مراغه‌ای و ابراهیم حکیمی با سمت وزیر دادگستری به کار مشغول شد. مدتی نیز وزارت کشور در کابینه مصدق را بر عهده داشت.

او همراه با حسین علا و منصور روحانی در سال 1321 حزب ایران را با شعار کار، داد، آزادی، تشکیل می‌دهد و بعد در سال 1325 با حزب توده ائتلاف کرده و «جبهه‌ی موتلف احزاب آزادی‌خواه» را تشکیل دادند.

صالح ابتدا در کسوت عضوی ساده به حزب ایران پیوست و بعدها رهبری این حزب را در دست گرفت. در ۱۳۲۴ حزب ایران در یک اشتباه سیاسی به رهبری وی با حزب توده و فرقه دموکرات آذربایجان ائتلاف کرد. ولی به زودی به این اشتباه پی‌برد. حزب ایران به رهبری او در سال ۱۳۲۸ با ائتلاف با احزاب وحدت ایران، ملت ایران، زحمت‌کشان ایران و چند سازمان ملی دیگر، جبهه ملی ایران را به رهبری دکتر محمد مصدق تشکیل دادند.

در شکایت‌ ایران‌ به‌ شورای‌ امنیت‌ و رسیدگی‌ دادگاه‌ بین‌‌المللی‌ لاهه‌ صالح‌ و برادرش‌ علی‌ پاشا دکتر مصدق‌ را همراهی‌ کردند و با جدیت، اسناد ستمکاری‌ها و قانون‌شکنی‌ها و اجحاف‌ شرکت‌ نفت‌ را ترجمه‌ نمودند، این‌ اسناد به‌ وسیله‌ اله‌یار صالح‌ در دادگاه‌ قرایت‌ شد و تاثیری‌ شگرف‌ در نمایندگان‌ باقی‌ گذاشت. در اواسط‌ سال‌ ۱۳۳۱ صالح‌ به‌ دلیل‌ سابقه‌ی خوشی‌ که‌ در آمریکا داشت‌ به‌ عنوان‌ سفیر کبیر به‌ آن‌ کشور رفت‌ به‌ این‌ امید که‌ شاید بتواند مانع‌ دخالت‌ امریکایی‌ها و شرکت‌ آنان‌ در توطئه‌هایی‌ شود که‌ با همکاری‌ دربار پهلوی‌ و جاسوسان‌ انگلیس‌ و امریکا در حال‌ انجام‌ بود و سکوت‌ حمایت‌آمیز شوروی‌ و دار و دسته‌ی‌ حزب‌ توده‌ آن‌ را تایید می‌کرد، اما کوشش‌ او به‌ جایی‌ نرسید. و با کودتای‌ ننگین‌ ۲۸ مرداد حکومت‌ ملی‌ ساقط‌ گشت، پس‌ از کودتا تلگرافی‌ کوتاه‌ با کلید رمز از سفارت‌ واشنگتن‌ به‌ وزارت‌ امور خارجه‌ مبنی‌ بر استعفای‌ اله‌یار صالح‌ رسید.

در ۱۳۳۵ به عنوان رهبر حزب ایران با انتشار اعلامیه‌ای از دکترین «ترومن» حمایت کرد. در ۱۳۳۹ در انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی از کاشان انتخاب شد. این دوره مجلس دیری نپایید و شاه مجلس را منحل کرد. پس از آن صالح و دیگران فعالیت در جبهه ملی دوم را آغاز کردند.

‌مرگ‌ دکتر مصدق‌ در چهاردهم‌ اسفند ۱۳۴۵ لطمه‌ی‌ شدیدی بود که‌ بر پیکر نیروهای‌ ملی‌ وارد آمد، صالح‌ در ‌ مراسم‌ چهلم  مصدق حضور نداشت‌ عده‌ای‌ تصور کردند که‌ نبودن‌ او به‌ دلیل‌ رنجش‌ از نامه‌های‌ رد و بدل‌ شده‌ درمورد کیفیت‌ رهبری‌ و فعالیت‌های‌ سیاسی‌ جبهه‌ ملی‌ است، این‌ تصور ضربه‌ای‌ دیگر در جهت‌ تفرقه‌ و پراکندگی‌ شد به‌ شکلی‌ که‌ تا سال‌ ۱۳۵۶ یعنی‌ آغاز مجدد مبارزات‌ مردم‌ و نواخته‌‌شدن‌ ضربه‌های‌ انقلاب‌ صالح‌ به‌ گوشه‌ای‌ نشست‌ و حاضر به‌ شرکت‌ در میدان‌ سیاست‌ نمی‌شد.

و سرانجام اله‌یار صالح در 12 فروردین 1360 در سن 85 سالگی در گذشت.

منبع‌:

ویکی‌پدیا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,