Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
به بهانه زادروز «هانس کریستین آندرسن»

«خالق روز جهانی کتاب کودک»

2010 April 02

محبوبه / رادیو کوچه

Mahboobeh@koochehmail.com

دوم آوریل سال 1805 برابر با زادروز هانس کریستین آندرسن نویسنده معروف دانمارکی است. که به افتخار زادروز او، که نویسنده داستان‌های کودکان است امروز روز «جهانی کتاب کودک» نامگذاری شده‌است. از معروف ترین داستان‌های او می‌توان از پری دریایی ، بندانگشتی ، جوجه اردک زشت ، ملکه برفی، دخترک کبریت فروش و لباس جدید امپراتور نام برد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«هانس کریستین اندرسن» در روز سه‌شنبه دوم آوریل سال ۱۸۰۵ میلادی در شهر «ادنس» odense در دانمارک بدنیا آمد. پدر هانس‌کریستین، کفاش و مادرش زنی خرافی بود. هانس کودکی را در فقر گذراند و جوانی متفکر و حساس بود. او به ادبیات و تئاتر علاقه بسیاری داشت. و در دوران بچگی برای خود صحنه تئاتر درست می‌کرد و آثار «ویلیام شکسپیر» را ، بااستفاده از عروسک‌های چوبی بعنوان بازیگران از حفظ بازی می‌نمود.

اندرسن در سال ۱۸۱۶ یعنی در یازده  سالگی پدرش را از دست داد و مجبور شد تحصیل را رها کند و برای گذران زندگی به عنوان شاگرد نزد یک خیاط و یک بافنده کار کند. پس از آن در یک کارخانه تولید سیگار شروع به کار کرد، اما همواره توسط یکی از همکارانش که می‌گفت اندرسن یک دختر است مورد تحقیر واقع می‌شد.

در سن ۱۴ سالگی به «کپنهاگ» رفت. نبوغ هانس، او را با چندین تن از هنرمندان سرشناس عصر خویش آشنا نمود و همین آشنایی سبب شد که وی بتواند در تئاتر سلطنتی راه پیدا کند و چون تقریبن از نظر معاش خیال وی راحت شد خیلی سریع در دانشگاه کپنهاک به ادامه تحصیل پرداخت.

هانس اولین مجموعه شعرش را «سفری پیاده از کانال هولمن تا شرق آماگار» نام نهاد. این کتاب را می‌توان ترانه‌های رنج بار تنهایی و گرسنگی و دربه‌دری نام نهاد که آن را در سن ۲۲ تا ۲۵ سالگی تنظیم و منتشر کرد. این ترانه‌ها به حدی بر هنردوستان مقبول افتاد که «فردریک ششم» برای وی یک مقرری قابل توجه تعیین و از این زمان زندگی هانس به طور کلی تغییر کرد و او توانست بدون بیم از گرسنگی و رنج فردا، به کارهای ادبی بپردازد و حتی با مسافرت به ممالک اروپایی (کشورهای ایتالیا، فرانسه، سویس و آلمان) مردم را بیشتر بشناسد و با طبیعت و روحیات آن‌ها بیش از پیش آشنا شود. ره آورد این سفر دو ساله افسانه‌ها و داستان‌های دلکشی است که در مجموعه‌ای به نام «افسانه‌ها و سرگذشت‌ها» منتشرکرد. تکنیک ساده، لحن بی پیرایه و خالی از قید اشعار، توانست هانس را به عنوان یک نویسنده بزرگ و این کتاب را شاهکاری برای مطالعه بزرگسالان و کودکان تمام اروپا معرفی کند.

آندرسن پس از چندی داستان دیگری به نام « ویلون نواز تنها» و نیز پس از چند ماه داستان دیگری به نام «بدیهه سرا» منتشر کرد. وی درآن زمان نویسنده‌ای مقتدر بود که همه مردم به وی علاقه داشتند و حتی به شدت مورد توجه دربار بود. این موفقیت‌ها و شهرت اعجاب‌آور او، منتقدین و نویسندگانی که در مکاتب مختلف طبع آزموده بودند به شدت عصبانی کرد تا آنجا که هر روز مقاله‌ای علیه وی منتشر می‌شد. آندرسن که تصور می‌کرد بزرگترین حامیان وی هنرمندان و منتقدین خواهند بود، از احساس کینه و دشمنی این گروه به شدت آزرده شد. ناچار از آنجا رفت و در هر کشور اروپایی مدتی اقامت نمود. اما افسانه‌های او به سرعت مشهور شد و با آن که آندرسن خود به آنها علاقه‌ای نشان نمی‌داد به تکمیل افسانه‌هایش پرداخت و نخستین جلد آن‌ها را با بخش‌هایی که در سال های ۱۸۳۶ و ۱۸۳۷ انتشار داده بود تکمیل کرد و منتشر ساخت از آن به بعد افسانه‌های دیگری از این مجموعه منتشر کرد که آخرین آنها را در سال ۱۸۷۲ به چاپ رسانید.

از آندرسن قریب ۳۵ جلد کتاب باقی مانده است که علاوه بر کتاب‌هایی که قبلا ذکر شد می توان «مجموعه قصه» و «داستان»، «افسانه های کوتاه»،و کتاب دلکش و عمیقی به نام «زندگی من» و «تصاویر بی تصویر» رانام برد. این کتاب مشهورترین اثر این نویسنده است که در آن تجسمی لطیف از «کپنهاک» تا رود گنگ و صحرای آفریقا در آن نقاشی شده است. قهرمانان آثار افسانه‌های وی زیبا، پرحرکت و اغلب مقتدرند.

«ژراردو نروال» نابغه ی بزرگ ادبیات معاصر درباره هانس می گوید. «همه چیز در آثار او زنده است و محسوس» و واقعن نیز چنین است. داستان‌هایش به ۱۵۰ زبان ترجمه شده‌است و هم چنان میلیون‌ها نسخه آز آن در سراسر جهان چاپ می‌شود.

در بهار سال ۱۸۷۲ میلادی هانس کریستین آندرسن  در اثر افتادن از تخت بشدت صدمه دید. او در ۴ آگوست سال ۱۸۷۵ با درد فراوان در خانه‌ای در نزدیکی کپنهاگ که متعلق به دوست صمیمی اش بود در گذشت . قبل از مرگش با یک آهنگ ساز درباره موزیک مراسم تدفینش صحبت کرده بود. اندرسن چنین گفته بود : «بیشتر کسانی که در مراسم تدفین، مرا بدرقه خواهند کرد کودکان می‌باشند، ضربات موسیقی را برای قدم های کوچک هماهنگ کن». جسد اندرسن در کپنهاگ به خاک سپرده شد .

او قبل از مرگش شهرت جهانی داشت . از طرف دولت دانمارک بعنوان «گنجینه ملی» حقوقی به او تعلق می‌گرفت . قبل از مرگش اقدام به ساختن مجسمه‌ای از او شده بود و بعد از اتمام آن را در شهرداری کپنهاگ قرار دادند.

یکی از منتقدین به نام «گئورگ براندس» از اندرسن سوال کردم  آیا او روزی داستان زندگی خودش را خواهد نوشت؟ اندرسن جواب داد من قبلن آن را نوشته ام، نام آن «جوجه اردک زشت» است.

روز جهانی کتاب کودک هرسال در روز”2″ اپریل که برابر است باروز تولد داستان نویس نامی دانمارکی هانس کریستین اندرسن برگزار می شود ازاین روز هر سال در سراسر جهان برای گسترش مطالعه در میان کودکان و نوجوانان تجلیل به عمل می آید و “روز جهانی کتاب کودک” در واقع روز برقراری پیوند میان کودکان سراسر جهان با پدیده کتاب خوانی و مطالعه است.

منبع‌ها:

  • انجمن ادبی
  • ویکی پدیا
  • کتاب نیوز
  • زندگینامه هانس کریستین آندرسن

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: ,