Saturday, 18 July 2015
06 December 2020
کوچه مهتابی – موضوع امروز ما

«هیچ!»

2010 April 06

اردوان طاهری/ رادیو کوچه

a.taheri@koochehmail.com

«در لغت‌نامه دهخدا سرک می‌کشیدم تا معادلی برای واژه‌ی «هیچ» پیدا کنم. مرحوم دهخدا «هیچ» را با «چیزی» برابر دانسته، اما به یاد آوردم که بر خلاف شاهد مثال‌های پی‌درپی استاد، ما در گپ‌وگفت‌های روزمره «هیچ» را نبود و نیستی و عدم فرض می‌کنیم. حالا فکر کنید که اگر من روزنامه‌نگار، هیچ موضوعی پیدا نکنم، روزم را چگونه به شب برسانم؟!»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سال‌های قبل در ایران، در جایگاه دبیر سرویس، هرگز با نبود موضوع و خبر درگیر نبودم، چون با – مثلن – یک راهنمایی دبیر سرویسی، خبرنگارهای عزیز را به دنبال نخود سیاه می‌فرستادم و آخر کار، خبری سبز می‌شد و گاهی – حتا – تا صفحه اول روزنامه هم بالا می‌رفت. یادم هست که یک روز، یکی از همین خبرهای من‌درآوردی با نظر سردبیر قرار شد که خبر یک روزنامه شود. من به شدت مخالفت می‌کردم و برای دبیران سرویس‌های دیگر تعجب‌آور بود. به طور معمول، هر دبیر سرویسی تلاش می‌کند تا در صفحه اول روزنامه نقشی داشته باشد، اما من که خودم محتوای خبر را درخور صفحه یک نمی‌دانستم، مخالفت می‌کردم تا این که سرانجام دلیل مخالفتم را به سردبیر گفتم و البته که همان خبر، شد خبر یک و شوخی شوخی جدی شد.

دستگیری‌های آن روزها آن‌قدر بی‌حساب و کتاب بود که با همه‌ی تلخی‌ها، شده بود اسباب مزاح و شیطنت بعضی‌ها در فضای مجازی

حالا در پایتخت موسیقی جهان – به قول قدیمی‌ها – من از بی‌خبری، به هیچ رسیده‌ام. در شهری که دست کم در هفته بیش از 100 برنامه موسیقی و اپرا و باله اجرا می‌شود که از ارزش خبری هم برخوردار است، من، بی‌خبر مانده و حیران که چه بنویسم! همین شد که خودم را جای خبرنگارانی قرار دادم که از فشار دبیر سرویس و سردبیر و شمارگان پایین روزنامه، به جای تهیه خبر و گزارش، خبرسازی می‌کنند. گاهی چنان موضوعات مرده و تاریخ‌مصرف‌گذشته را زنده و آتش تنور را داغ می‌کنند و از «هیچ»، به قول مرحوم «دهخدا»، «چیزی» می‌سازند که خودشان هم کم‌کم باور می‌کنند که خبری شده و به قول معروف، جوگیر می‌شوند.

اگر به یاد داشته باشید، در هفته‌های آغازین جنبش سبز، وقتی یکی از روزنامه‌نگاران یا فعالان مدنی و دانشجویی دستگیر می‌شد، یک عکس همراه با یک نوشته‌ در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی پخش می‌شد به این مضمون که «… را آزاد کنید!». دستگیری‌های آن روزها آن‌قدر بی‌حساب و کتاب بود که با همه‌ی تلخی‌ها، شده بود اسباب مزاح و شیطنت بعضی‌ها در فضای مجازی. کار به جایی رسیده بود که ما هم برای بعضی دوستان نقشه می‌کشیدم که بنویسیم: فلانی را آزاد کنید! و فکر می‌کردیم با این خبر، آن بنده خدا را به واقع روانه زندان خواهیم کرد.

تصور کنید که از کاه، کوه ساخته می‌شود و از هیچ، همه! همین تئوری «توطئه» یا «توهم توطئه» هم از این هیچ‌های چیزی شده است که سال‌هاست شده سرگرمی ما ایرانی‌ها. «دایی‌جان‌ناپلئون» معروف را حتمن به خاطر دارید که چطوری با هیچ زندگی می‌کرد و در هیچ مرد! راستی ما چقدر این روزها «دایی‌جان‌ناپلئون» داریم، نه؟!

«جهان و کار جهان جمله هیچ در هیچ است

هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق»(حافظ)

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۱ Comment