Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
به بهانه سال‌روز کشته شدن «سیدمرتضی آوینی»

«روایت نیمه تمام فتح»

2010 April 10

محبوبه / رادیوکوچه

mahboobeh@koochehmail.com

بیستم فروردین برابر با سالروز کشته شدن «سید مرتضی آوینی»  عکاس، معمار، کارگردان و مستندساز و نویسنده ایرانی است. معروف‌ترین کار او مجموعه «تلویزیونی روایت فتح» است.  که با کشته‌شدن  ناگهانیش در اثر اصابت ترکش مین در فکه ناتمام ماند.

سید مرتضی آوینی در شهریور ماه سال 1326 در شاه عبدالعظیم ری به دنیا آمده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

او در سال 1336 خورشیدی مطابق با 1956 میلادی در کلاس ششم ابتدایی نظام قدیم درس می‌خواند. او گفته: در آن سال انگلیس و فرانسه به کمک اسرائیل شتافته و به مصر حمله کرده بودن و من هم به عنوان یک پسر بچه 13 – 12 ساله تحت تاثیر تبلیغات آن روز کشورهای عربی یک روزی روی تخته سیاه نوشتم: خلیج عقبه از آن ملت عرب است. وقتی زنگ کلاس را زدند و همه ما بچه‌ها سر جایمان نشستیم اتفاقن آقای مدیرمان آمد تا سری هم به کلاس ما بزند. وقتی این جمله را روی تخته سیاه دید پرسید: «این را که نوشته؟» صدا از کسی درنیامد من هم ساکت، اما با حالتی پریشان سر جایم نشسته بودم .

ناگهان یکی از بچه ها بلند شد و گفت: «آقا اجازه؟ آقا، بگیم؟ این جمله را فلانی نوشته و اسم مرا به آقای مدیر گفت. آقای مدیر هم کلی سر و صدا کرد و خلاصه اینکه: «چرا وارد معقولات شدی؟» و در آخر گفت: «بیا دم در دفتر تا پرونده ات را بزنم زیر بغلت و بفرستم‌ت خانه .» البته وساطت یکی از معلمین، کار را درست کرد و من فهمیدم که نباید وارد معقولات شد .

من هم سالهای سال در یکی از دانشکده های هنری درس خوانده ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته‌‌ام . موسیقی کلاسیک گوش داده‌ام . ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام . من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته ام . ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان تک ساختی » هربرت مارکوزه را بی آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: «عجب فلانی چه کتاب‌هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می فهمد.»

اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچارشده ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقن بپذیرم که «تظاهر به دانایی » هرگز جایگزین «دانایی » نمی شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه » حاصل نمی‌آید . باید در جست و جوی حقیقت بود و این متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت .

سید مرتضی فوق لیسانس معماری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. مرتضی می‌گوید اما هرچه آموختم خارج از دانشگاه بود. قبل از انقلاب فیلم نمی‌ساختم اگر چه با سینما آشنایی داشتم. دل مشغولی اساسی من  قبل از انقلاب در ادبیات بوده است. اگر چه چیزی  اعم از کتاب یا مقاله  به چاپ نرساندم. با شروع انقلاب تمام نوشته هایم را اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار را در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که «حدیث نفس» باشد ننویسم و دیگر از خودم سخنی به میان نیاوردم. او می‌گوید هنر امروز متاسفانه حدیث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان هستند.

با شروع کار جهاد سازندگی در سال 1358  به روستاها رفت که برای خدا بیل بزند. بعدها ضرورت‌های موجود رفته رفته مرتضی را به فیلم‌سازی برای جهاد سازندگی کشاند. در سال 1359 به عنوان نمایندگان جهاد سازندگی به تلویزیون آمد و در گروه جهاد سازندگی که پیش از آنها بوسیله کارکنان خود سازمان صدا وسیما تاسیس شده بود، مشغول به کار شدند.

از اولین کارهای او در گروه جهاد می‌توان به مجموعه‌ی «شش‌ روز در ترکمن صحرا»، «سیل خوزستان» و مجموعه‌ی مستند «خان‌گزیده‌ها» اشاره کرد.

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت. دو نفر از اعضای گروه در همان روزهای اول جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی‌که تیر به شانه‌اش خورده بود، از حلقه محاصره گریخت. پس از یک هفته که خرمشهر سقوط کرد و گروه که تازه توانسته بود شکل دوباره به خود بگیرد، راهی منطقه شد. آن‌ها در جستجوی حقیقت ماجرا به خرمشهر و آبادان رفتند که سخت در محاصره بود. تولید مجموعه «حقیقت» این‌گونه آغاز شد.

کار گروه جهاد در جبهه‌ها ادامه یافت. عملیات والفجر هشت که شروع شد، گروه دیگر منسجم و منظم شده بود. همین شد که مجموعه‌ی تلویزیونی «روایت فتح» در همان حال و هوا شکل گرفت و تا آخر جنگ هم ادامه پیدا کرد.

با پایان جنگ و در فاصله سال‌های پایان جنگ و تأسیس موسسه‌ی روایت فتح، آوینی نوعی فعالیت هنری‌،  مطبوعاتی را تجربه کرد. او در این دوره به سینما، هنر، فرهنگ واحد جهانی و مواجهه‌ی آن با مسائل مختلف فکر می‌کرد. حاصل همه‌ی آن فکر کردن‌ها، تحقیق‌ها و مباحثات، نوشته‌هایی است که از او به جا مانده. تأملاتی در ماهیت سینما که در فصل‌نامه فارابی به چاپ رسید و بعد مقالاتی با عناوین «جذابیت در سینما»، «آینهٔ جادو»، «قاب تصویر»، «زبان سینما» که از فروردین سال ۱۳۶۸ در ماهنامه سوره منتشر می‌شد.

هرچند آشنایی با سینما در طول مدت بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه کارگردانی مستند و به‌خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هر چیز به سینما بپردازد، ولی فکرها و حرف‌های او بیش‌تر از این‌ها بود. او در کنار تألیف مقالات تئوریک دربارهٔ ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی درمورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک، تئاتر، هنر دینی و سنتی، تألیف کرد که بیش‌تر آن‌ها در ماهنامه سوره به چاپ رسید.

«شهری در آسمان» که به واقعه محاصره، سقوط و بازپس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت، در ماه‌های آخر سال ۱۳۷۱ از تلویزیون پخش شد، اما برنامه وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه‌های دیگر با کشته‌شدن  ناگهانیش در اثر اصابت ترکش مین‌های باقی مانده از زمان جنگ در روز بیستم فروردین ۱۳۷۲ در فکه ناتمام ماند.

او از سال  1358 بیش از یکصد فیلم ساخته که بعضی عناوین آن عبارت است از: مجموعه «خان گزیده‌ها»، مجموعه «شش روز در ترکمن صحرا»، «فتح خون » ، مجموعه «حقیقت » ، «گمگشتگان دیار فراموشی (بشاگرد)»، مجموعه «روایت فتح »، نزدیک به هفتاد قسمت  و چهارده قسمت اول از مجموعه «سراب » را نیز مشاور هنری و سرپرست مونتاژ بوده است. یک ترم نیز در دانشکده سینما تدریس کرده که چون مفاد مورد نظر او برای تدریس با طرح درس های دانشگاه هم‌خوانی نداشت از ادامه تدریس در دانشگاه صرف نظر کرد.

مجموعه مباحثی را که برای تدریس فراهم کرده بود با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در کتابی به نام «آینه جادو»  بطور خاص در مقاله‌ای با عنوان تاملاتی درباره سینما که نخستین بار در فصل‌نامه سینمایی فارابی به چاپ رسید، در انتشارات برگ به چاپ رسانده است.

آوینی را حراج نکنید!!

در سایت «جرس» به نقل از همسر مرتضی آوینی «مریم امینی» آمده است: سوم اردیبهشت بود هنوز خبری از جنبش سبز هم نبود که این همسر شهید از همه جفایی که به آوینی میشود فریاد بر آورد و گفت نمی شود آثار و آرای متفکری چون آوینی را به حراج گذاشت.

باور کردنش سخت بود که طرف دعوای او  «گردانندگان سایت رسمی آوینی» باشند. همانها که با استفاده از نام آوینی هر چه می خواهند در این سایت منتشر می کنند به بهانه اینکه «آوینی شخصیت ملی» است! او را به نفع فرقه خود مصادره کرده‌اند.

منبع‌ها :

  • ویکی پدیا
  • جنبش راه سبز جرس
  • زندگی‌نامه سیدمرتضی آوینی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,