Saturday, 18 July 2015
30 November 2020
محمد‌رضا مدحی در گفت‌و‌گو با کوچه

«رادیو آمریکا هدفی را دنبال کرده که من نمی‌دانم»

2010 April 11

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

سردار سرتیپ پاسدار «محمدرضا مدحی» مسوول سابق کمیته تقویت و جلوگیری از تضعیف نظام جمهوری اسلامی است. او کسی است که با صدور حکم 73 سال زندان و پس تحمل 47 روز انفرادی و شکنجه که منجر به ایجاد جراحات جسمی شدید در او شده بود و بنابر مدارک‌های پزشکی قانونی پنج سال طول درمان گرفته است. فرمانده ارشدی که به نقل از خودش «به‌مدد دوستانش» از ایران خارج شد.

مدحی پس از خروج، علی‌رغم این که برخی سعی در انکار او به عنوان یک چهره درون نظام که به خارج آمده است، داشتند هر از گاهی با مصاحبه‌هایی به اظهار نظر و ارایه شواهد و مستنداتی از درون حاکمیت پرداخته است.

چندی پیش نیز در مصاحبه‌ای با «علی‌رضا نوری‌زاده» در مورد مسایل مالی، تخلفات در قوه قضاییه و مصادیق نقض حقوق انسانی که در زندان‌های جمهوری اسلامی اتفاق افتاده، صحبت کرد. در این مصاحبه هم‌چنین مسایلی نظیر اختیارات کمیته ضدبراندازی، رشوه، اختلاس، پرونده‌سازی، دست‌گیری، بازداشت‌ها و اعدام‌های غیرقانونی مطرح شده‌است.

این مصاحبه باز هم نظرات موافق و مخالفی را در مورد این سردار سپاه که از کشور خارج شده است بر انگیخت. اگرچه مستندات او از سوی هیچ نهادی در داخل ایران تاکنون تکذیب نشده است، اما بسیاری نیز با طرح موضوعاتی نظیر وابستگی او به دورن نظام و نفوذی بودن او اظهاراتی را مطرح کردند که بیشتر این موارد تاکنون فقط از سوی روزنامه «کیهان» مورد استفاده قرار گرفته است.

از سویی دیگر عدم توجه به اظهارات او در رسانه‌هایی نظیر رادیو صدای آمریکا که علی‌رغم مصاحبه با او گفت‌و‌گو‌ها را منتشر نکرد، یکی از مواردی بوده که از سوی منتقدین این رادیو و کسانی که اینک نسبت به ارتباط این رادیو با درون نظام  شبه دارند مورد سوال واقع شده است و به نوعی به این ذهنیت که مدحی می‌تواند وابسته به داخل نباشد دامن زده است.

اما مدحی خودش به این موضوع چه نگاهی دارد؟

مدحی سه روز قبل از بیمارستان آمده بود. او به دلیل حمله قلبی بستری بود، شاید ضرورت این گفت‌و‌گو باعث شد که بپذیرد حرف‌هایی گفته شود.

این که این مسوول سابق کمیته تقویت و جلوگیری از تضعیف نظام جمهوری اسلامی  خود چه پاسخی بر نقد‌ها دارد و پرسش‌هایی دیگر مواردی است که من در گفت‌و‌گویی با وی خواستم برای شنونده‌های رادیو کوچه بگوید. از تشکیل گروهی از معترض‌های داخل حاکمیت تا پاسخ به سوال کسانی که او را وابسته به جمهوری اسلامی می‌دادند.

آن چه می‌شنوید و می‌خوانید مشروح این گفت‌و‌گو بی‌کم و کاست است. ضرورت بود که از این گفت‌و‌گو چیزی کاسته نشود:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آقای مدحی بعد از این‌که مصاحبه‌ی شما نوشته شد و طرح شد، بحث‌های خیلی جدی از گذشته و حضور شما در خارج از کشور وارد فاز تازه‌ای شد و از طرفی هم این بحث‌ها به دنبال خود جریان‌هایی دارد. منتقدانی معتقدند که صحبت‌های شما ناشی از درون خود نظام است و گروه‌هایی که معتقدند که باید بحث و نقد شود. چرا فکر می‌کنید وقتی وارد یک بحث تازه می‌شوید حجم مخالفت‌ها و برخورد در داخل یا خارج از کشور ایجاد می‌شود؟

در درجه‌ی اول این یک عده‌ای بازی است که نظام با توجه به جای‌گاهی که من داشتم نمی‌خواهد بپذیرد که چنین فردی با حجم اطلاعات بالا و جای‌گاه بالا در خارج از کشور است. چرا که در جای‌گاه من هیچ کس تا به حال از کشور خارج نشده است. مخالفان زیادی بودند اما پست کلیدی که من داشتم را نداشتند. و طبیعی است که برای بایکوت کردن من اقداماتی را انجام دهند.

یک سری هم احساس می‌کنند که رقیب تازه آمده و یا باید در زیر کلید آن‌ها رود یا بایکوت شود. بعضی از آقایان و خانم‌ها سعی می‌کنند با جو‌سازی یا عامل رژیم جلوه دهند یا بی‌اعتبارش کنند تا رسانه‌ها به سراغ او نروند و اطلاعات دفن شود. من صحبتی نکردم  که به نفع جمهوری اسلامی باشد و جز حقیقت چیزی نگفتم و نخواهم گفت. چون احساس می‌کنم آخرت برای من از دنیا مهم‌تر است. هرچه در وبلاگم ادعا کردم سند آن را ارایه کردم. این که می‌خواهند من را بایکوت کنند برای خود من هم جای سوال است چرا که نه تنها جمهوری اسلامی بلکه افراد دیگری هم دستی در کار دارند. آن‌هایی که از آقای احمدی نژاد منفعت می‌برند.

در گزارشی که در انتقادهایی بر رادیو آمریکا وارد شده بود مسئله این بود که مدیر وقت رادیو آمریکا یعنی آقای سجادی علی‌رغم این‌که گفت‌وگوهایی را با شما ترتیب داده بود اما آن‌ها را منتشر نکرده بود و  این یکی از سوالاتی است که امروز پرسیده می‌شود. فکر می‌کنید چرا رادیو آمریکا و رادیوهای مطرح دیگر سعی کردند این مسئله را جدی قلمداد نکنند؟

در صدای آمریکا آقای فرهودی، جوان‌مرد، مهدی فلاحتی قرار مصاحبه گذاشتند و صحبت کردند. در رادیو فردا هم نزدیک 2 ساعت با من مصاحبه کردند. اما هیچ کدام پخش نشد. در یکی از ترجمه‌ها دیدم  که نوشتند که به ایشان دسترسی نبوده در حالی که اسناد و مدارک، عکس‌ها و فیلم‌ها سند است.

برای من مهم نیست که چرا آقای سجادی مصاحبه را پخش نکردند. این صحبت‌ها حق ملت ایران است و باید به گوش آن‌ها برسد و من از این ناراحتم که این اتفاق نیافتاده است و نمی‌دانم چه دستانی در پشت این قضیه بوده است. برایم جای شک و شبهه و سوال است.

بنا بر سندهایی که وجود دارد و از جمله فیلم‌ها و صحبت‌ها، شما وقتی در داخل ایران بودید به شدت مورد شکنجه قرار گرفتید و در انفرادی به‌سر بردید. خیلی‌ها می‌پرسند مدحی با   سمتی که تا این حد با بدنه‌ی حاکمیت نزدیک بوده و حکم زندان 73 سال و شکنجه‌های تا حد مرگ، چه‌طور از ایران خارج شده و از دست‌رس دستگاه‌های امنیتی کشور رصد نشده؟

من  پاسخ آقای مصلحی وزیر اطلاعات و آقای هاشمی که گفتند نظام اطلاعاتی‌هایی از سیستم جدا شدند و به بیگانگان کمک می‌کنند، را در وبلاگ گفته‌ام. عده‌ای فکر می‌کنند که محمدرضا مدحی از کشور خارج شده و او را یک فرد می‌دانند. ما در گزارش‌هایمان اذعان کردیم که ما یک جریان هستیم به نام «جنبش جمع یاران» که قدمت آن به بیست سال پیش و بعد از رحلت امام برمی‌گردد. و فعالیت آن به پانزده سال و اندی پیش برمی‌گردد.

من به براندازی متهم بودم. اما خیلی‌ها هستند و سند آن هم موجود است.  اما وقتی من متهم به براندازی می‌شوم و دادگاه من را به یک پرستار خلاصه می‌کنند و بعد از مدت‌ها برسر کار می‌روم و کار می‌کنم و با رهبری ملاقات می‌کنم بسیاری از ذهنیت‌ها پاک می‌شود. فردی در جایگاه من که با افراد بانفوذ نظام در ارتباط بوده و تا 19 بهمن 86 که در راس کار بوده  و در مراکز نظامی، اطلاعاتی، نظامی، امنیتی بوده آیا خارج شدن از کشور کار سختی است؟! من خیلی راحت  با حمایت دوستان از فرودگاه امام خارج شدم با این که در لیست سیاه بودم. اما اذیت هم شدم.

ما در داخل کشور این نفوذ را داریم که فردی را محرمانه از مرز قانونی خارج کنیم. ما آن‌قدر نفوذ داریم که  به‌طور قاطع می‌گوییم تمام لابی‌ها با جمهوری اسلامی ایران بسته است به‌جز از کانال ما. دلیل آن هم این است که این دولت غیرمردمی است و ماندگاری آن خیانت به مردم است. ما از نفوذی که در داخل حاکمیت داریم استفاده می‌کنیم و برنامه‌‌ها را بهم می‌زنیم. کسی که چنین ادعایی دارد فکر نمی‌کنم یک خروج برای او جای سوال باشد.

شما به «جنبش جمع یاران» اشاره کردید. آیا این جنبش اهداف خاصی دارد؟ آیا می‌شود افق‌های برنامه‌ریزی آن را به ما بگویید و این‌که قصد آن رسیدن به چه چیزی در ایران است؟

وقتی امام به ایران آمدند فرمودند که روحانیت در سیاست دخالت نکند. اما بعدن با بازی بعضی از آقایان اما را در بازی خود کشاندند و روحانیت هم بر سر قدرت آمدند. اهداف این جنبش بازگشت به آرمان‌ها و اصول اولیه و اصلی انقلاب است. ما باری امروز انقلاب کردیم؟ اگر این‌طور است کار بدی کردیم چرا که آن روز بهتر از شرایط کنونی می‌توانست باشد. وقتی خواهر شهید باکری می‌گوید «آن روز خیلی بهتر از امروز بود»، دیگر من چه بگویم؟ اهداف جنبش جدایی دین از سیاست برای سیانت از دین  و آزادی‌های طبیعی و حق مردم است.  آزادی اقلیت‌ها. آزادی که هر کس می‌تواند مسجد و یا جای دیگر را انتخاب کند.

آزادی در قانون اجرای آن و تغییرات در قانون اساسی است. چون معتقدیم قانون اساسی که در بحبوحه‌ی انقلاب و در تندروی‌ها تنظیم شده، باید دستی در آن برده شود.

بعضی از گروه‌ها دنبال تیم‌سازی در داخل و خارج از کشور هستند که می‌تواند مبارزه در حد مسلحانه باشد و یا احزاب و حضور در انتخابات باشد. شیوه‌ی شما چه خواهد بود و این‌که حمایتی از ناحیه خارج خواهد شد یا نه؟

ما با خارج با هیچ کس عقد اخوت نبستیم و به هیچ سرویس و سازمان و کشوری هم وصل نیستیم و تماسی هم برقرار نکردیم. اعضای این جنبش به ارکان اصلی نظام نفوذ دارند. آقای سعید قاسمی و دوستانشان خود را برای جنگ شهری آماده می‌کنند. ‌وقتی سپاه خود را برای جنگ شهری آماده می‌کند، در داخل کدام جنبش، اپوزیسیون یا حرکتی است که توان‌مندی این جنگ شهری وجود داشته باشد. فکر می‌کنند ما می‌خواهیم به آن سمت برویم. نه‌. ما می‌خواهیم جنگی صورت نگیرد. نه شهری و نه جهانی. چون جنگ با ایران جنگ منطقه‌ای را در پی دارد.

ما با برنامه‌هایی که داریم و سری است به موفقیت‌های خوبی دست پیدا کردیم. این روند ادامه پیدا خواهد کرد. خیلی از مطالبی در داخل کشور منتشر می‌شود. بعضی آقایان مانند موسوی و کروبی را حمایت می‌کردیم و اخباری را به آن‌ها منتشر می‌کردیم و کمک‌های فکری می‌دادیم. نه تروریست هستیم و نه می‌خواهیم کسی ر ابکشیم. اما اگر بخواهند سر ما را بزنند اجازه نخواهیم داد.

برخی هنگامی که بر شما انتقادی وارد می‌کنند می‌گویند شما دست‌رسی زیادی به اطلاعات داشتید و کسی در این سطح در نظام باید به خیلی از ارکان نزدیک شود و این هم باید هم‌سویی با حرکت‌های نظام باشد. خود شما چه توضیحی بر این موضوع و داشتن این همه اسناد و مدرک دارید؟

متاسفانه این جریان در خارج از کشور جا افتاده که اگر فردی می‌خواهد وزیر شود باید یک نفر را بکشد تا اجازه دهند او وزیر شود یا سمت بالایی بگیرد. تا جنایتی نکرده باشد اجازه نمی‌دهند او سمتی بگیرد. من به‌طور قاطع می‌گویم چنین چیزی در دستگاه جمهوری اسلامی وجود خارجی ندارد. از کسانی که در خارج از کشور هستند مانند آقای مهاجرانی و  اکبر گنجی  و دیگران بپرسید، چنین چیزی حقیقت ندارد که یک فرد باید کسی را کشته باشد تا مانند آقای خاتمی رییس جمهور شود. بلکه بر اساس توان‌مندی‌ها است. من در زمان یک سری توان‌مندی‌هایی داشتم در بعد از جنگ هم دوره‌هایی دیدیم. با کمک خداوند ذکاوتی داشتیم و پیشنهادهایی مطرح کردیم و مقبول افتاد و به افرادی رسیدیم که دارای نفوذ و قدرت بودند. اما از زمان جنگ هم با خیلی از دوستانی که بعدن به قدرت رسیدند در ارتباط بودیم.

وقتی بعد از جنگ مطرح کردیم که برای ماندگاری نظام باید در درجه‌ی اول با مسوولان متخلف برخورد شود، این اتفاق افتاد و نتیجه گرفت و گام‌های بعدی برداشته شد. سپس به کمیته‌ی حفظ نظام رسیدیم که کار آن برخورد با تخلف مسوولان بود و با مردم کاری نداشت. به همین خاطر چند نفر از علما هم من را به خوبی شناخته بودند. و کارآیی من را قبول داشتند. اما نه به عنوان یک آدم کش و جنایت‌کار بلکه به عنوان یک طراح، تحلیل‌گر و کسی که برنامه و تئوری دارد. بعد برای من یک سمت در نظر گرفتند اما در ابتدا به عنوان یک مشاور بودم و یک شب مسوول کمیته نشدم. کم‌کم از مشاور عالی به معاون، قائم‌مقام و بعد هم به ریاست رسیدم. تمام این‌ها بر اساس توان‌مندی‌ها بود.

اگر هم بنا باشد  فردی یک کسی را بکشد، کار عملیات است نه کار ستاد. چه زمانی که در حفاظت اطلاعات سپاه و چه زمانی که در بیت رهبری بودیم، نیروهای ستادی بودیم. در جایی هم که قرار گرفتم تمام اسناد به آن‌جا می‌آمد. من هم از سال 68 یکی از مریدان خاص مرحوم آیت‌اله منتظری بودم و هستم و فرمایشات ایشان آویزه‌ی گوش من بود. چندین بار هم از طریق پیک گفتم که از مجموعه جدا شوم اما گفتند نه. چون حضور شما در آن‌جا لازم است.

قتل‌های زنجیره‌ای که آقای نوری‌زاده در برنامه‌ی خود اعلام کردند سیزده سال پیش صورت گرفته است. یک فرد امنیتی می‌داند چه‌طور اسناد را به بیرون منتقل کند که نه خودش لو رود و نه آن اسناد ارزش معامله بلکه ارزش خبری داشته باشد. طبیعتن با روندی که موجود بود موافق نبودم و به همین خاطر هم در سال 83 بازداشت شدم.  بعد از 46 روز نتوانستند چیزی را اثبات کنند. اما دوستان بسیاری من راحمایت کردند. حتا از آیت‌اله‌هایی که الان هم در مجلس خبرگان رهبری هستند با من بودند و کمک کردند و من از زندان آزاد شدم.

بعدها که  در «جنبش جمع یاران» فعالیت بیشتری انجام دادیم، این مسئله برای حفاظت اطلاعات وزارت اطلاعات آشکارتر شد. حکم جلب من را گرفتند و دادگاه حکم صادر کرد و آن را برای اجرا گذاشت. در همان روزها دوستان احساس کردند این بار دست‌گیر شوم، وضع فرق می‌کند. بنابراین باید سریعن از کشور خارج شوم. روزهای محرم هم بود که من شبانه حرکت کردم و با اختیاراتی که دوستان داشتند از کشور خارج شدم و تا الان هم برنگشتم.

کسی منکر اسناد و مدارکتی که شما طرح کردید نشده است. علی‌رغم این‌که حجم‌هایی از نظر مخالفت و تحریم که اعتمادی وجود ندارد مطرح شده اما در مواردی که مطرح کردید کسی اظهار نکرده که این موارد غلط است. آیا شما مجموعه اسناد و مدارک دیگری هم برای ارایه دارید؟ هدفتان چیست و به چه ترتیب می‌خواهید آن را ارایه کنید و در کجا استفاده می‌شود؟

وقتی برادران حضرت یوسف او را می‌بردند، حضرت یعقوب می‌گفت مراقب باشید گرگ نخورد. برادرها به این فکر می‌افتند که پس می‌تواند گرگ هم بخورد. سپس آن طرح را می‌چینند. ما می‌خواهیم بگوییم می‌تواند این اتفاق بیافتد و اسناد بیشتری منتشر شود پس به خواسته‌هایی که داریم و در جهت منافع ملت است گوش دهند.

این‌که نظام خود را از چند ماه قبل برای جنگ شهری آماده کرد و نیروهای ویژه‌ای هم راه انداخته است، فکر می‌کنید کدام‌یک از این گروه‌ها این پتانسیل را در داخل کشور دارد؟ کدام‌یک از این اپوزیسیون یا جنبش این پتانسیل را دارد؟ کسی هست که چنین آمادگی بزرگی را صورت دهد؟ به‌طور  قاطع می‌گویم منظور این‌ها ما هستیم. اما ما دنبال جنگ شهری و خون‌ریزی نیستیم. من از بین دویست نماینده‌ی مجلس سند یک نماینده را رو می‌کنم. یک سند از یکی از مسوولان رده بالای قوه‌ی قضاییه منتشر خواهم کرد. بعدن بگوید چرا به این همه جنایت رسیدگی نشده است؟

ما خیلی تلنگر زدیم اما جدی نگرفتند. اما این برای تهدید نیست بلکه ما می‌خواهیم بگوییم می‌تواند آبروی شما برود.

آبروی مسلمان از خونش واجب‌تر است. بنابراین ما سعی می‌کنیم تا جایی که می‌توانیم از این‌ها استفاده نکنیم. اما اگر دیدیم در بسته است و به بن‌بست می‌خوریم و هم‌چنان منافع ملت لگد‌مال می‌شود و خبر جدی از دادگاه کهیزک نیست یا اعدام‌های غیر‌معقول ادامه پیدا می‌کند، طبیعی است که ما هم بر اساس واکنش آن‌ها واکنش نشان می‌دهیم.

مطمئن باشید اگر اسناد من قابل انکار بود تا به حال در بوق و کرنا کرده بودند. اگر یک سند من را انکار کردند با ده سند دیگر در دادگاه‌های بین‌المللی آن را ثابت می‌کنم که حقیقت دارد و ساختگی نیست. در سیستم ما چیزی به نام ساختگی وجود ندارد. آن‌چه که می‌گوییم حق است و آن‌چه ارایه می‌کنیم حقیقت است. ما تا خرداد ماه هم منتظر می‌مانیم و اگر به آن نتیجه‌ای که می‌خواهیم نرسیم، اسنادی منتشر می‌کنیم که تا کنون مخالفان سی ساله‌ی نظام هم مطرح نکردند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۱ Comment