Saturday, 18 July 2015
02 December 2020
امید حبیبی‌نیا:

«عوضی خودتی»

2010 April 12

در پاسخ به ابراهیم نبوی

اصطلاح «عوضی» به دو معنا به کار برده می‌شود. من در این‌جا هر دو معنا را توضیح می‌دهم تا خواننده خود تصمیم بگیرد که اغلب نویسندگان مستخدم سایت وزیر ارشاد اسلامی سابق در ایالات متحده آمریکا از کدام دسته هستند.

یک تعریف ممکن است شامل حال گروهی که اشتباهن خود را جای روزنامه‌نگار، طنزپرداز، تحلیل‌گر سیاسی و سرانجام تئوریسین جنبش سبز جا می‌زنند، بشود و تعریف دیگر شامل کسانی که در قالب ناسزا‌، مردم آن‌ها را خائن، بی‌شعور، نان به نرخ روز خور، چماق‌دار سابق، و… به شمار می‌آورند.

امروز ابراهیم نبوی در سایت جرس که برخی آن را «کیهان سبز» می‌خوانند، نوشته‌ای با عنوان «عوضی‌ها» درج کرد و من و همه کسانی را که با اشغال مسالمت‌آمیز سفارت جمهوری اسلامی هم‌دلی کرده بودیم با همان ادبیات سخیف هدف گرفت، این نوشته پاسخی‌ست فراخور همان نوع ادبیات.

نبوی نوشته است «عوضی‌ها»‌یی که به سفارت ایران (این سفارت ایران یعنی جایی که شما دایم در آن بیتوته می‌کنید نیست، سفارت جمهوری اسلامی است) در هلند حمله کردند «نه انقلابی‌اند، نه مخالف حکومت‌اند، نه جزو نیروهای جنبش سبز‌اند، نه سلطنت‌طلب‌اند، هیچ‌‌کدام نیستند، فقط یک مشت موجود بی‌فکر و رهبری‌طلب هستند که می‌خواهند جلب توجه کنند و از این مسیر آبروی یک جنبش بزرگ اجتماعی را هم می‌برند».

شیوه منطق و استدلال واضع دکترین «اسب تراوا» بهتر از این نیست، یعنی گروهی که مخالف حکومت یا انقلابی نیستند بی‌هیچ دلیل آشکاری به قول وی به سفارت «حمله می‌کنند»!

و بعد هم تکلیف‌شان را مشخص کرده که این ها جز نیروهای جنبش سبز هم نیستند، این ‌اظهر‌ من الشمس است که جنبش سبزی که شما روشن‌فکر و رهبرش باشید همان بهتر که چنین پیروانی نداشته باشد. به گمان نبوی این افراد تنها در پی جلب توجه بوده‌اند و حتی آبروی جنبش بزرگ اجتماعی موسوی که بزرگ‌ترین دستاوردش تا به اینجا دعوت عام برای شرکت در یک «نمایش انتخابات» دیگر بوده، را هم می‌برند.

باید پرسید که آبروی این «جنبش» تا به حال چه بوده است که با یک اعتراض در سفارت جمهوری اسلامی برده می‌شود؟ اگر این «جنبش» شما آبرویی داشت آن وقتی که در کمال وقاحت و ساده لوحی، گوسفند‌وار در برابر همین سفارتخانه‌ها صف کشیدید و به مشروعیت نطام جمهوری اسلامی رای دادید و معترضان را ریش‌خند کردید، آبرویش را از کف داد.

و اساسن چه بهتر که آبروی این جنبش شما با چنین اعتراضاتی از بین برود وقتی نهایت تدبیر و درایت شما سر از «اسب تراوا» در می‌آورد که یک فرصت بی‌نظیر را از دست جنبش مردم می‌رباید! و کسانی شما را نفوذی و عامل وزارت اطلاعات برای خاموش کردن اعتراضات می‌خوانند.

نبوی سپس چنین ادامه می‌دهد: «می‌گویم «عوضی»‌‌ها و مقصودم انقلابیونی است که انقلاب کردن را از راه دور دوست دارند، اگر بنا به شهامت باشد، لابد باید این انقلابیون کفش و کلاه کنند و به ایران برگردند و مثل بسیاری از آن‌ها که در اعتراض به حکومت، به خیابان می‌روند، با دولت استبدادی بجنگند، اما انقلابی عوضی، یا انقلابی قلابی کسی است که شهامت جنگیدن ندارد، به همین دلیل خودش را تندتر از همه انقلابیون نشان می‌دهد. او به قلب حکومت حمله می‌کند، ولی نه در تهران، بلکه در لاهه، او توسط پلیس دست‌گیر می‌شود، ولی نه توسط وحشی‌های جمهوری اسلامی، بلکه توسط پلیس مودب و تمیز هلند، او به زندان می‌رود، ولی نه در کهریزک، بلکه در زندانی تمیز در قلب هلند. انقلابی قلابی چنین است.»

نبوی برای آن‌که عده‌ای هوادار نوجوان‌ش را که کتاب خواندن را دوست ندارند سر موضع نگه دارد، همان مهملات همیشگی سبزها را ردیف می‌کند و خودش را به کوچه علی چپ می‌زند.

مثلن نمی‌گوید زمانی که «انقلابیون» گروه گروه به فتوای امام خمینی‌ش تیرباران می‌شدند، خودش کجا بود؟ من آدرسش را بلدم، وزارت کشور جمهوری اسلامی!

نبوی نمی‌گوید که این «انقلابیون» جان‌بدر‌بردگان شکنجه‌ها و قتل‌عام‌های دهه شصت به دست همکاران خودش در وزارت اطلاعات و وزارت کشور هستند که اکنون همان همکاران رسانه‌های اصلاح‌طلب را می‌گردانند.

نبوی نمی‌گوید که این «انقلابیون» هر لحظه آماده برگشتن و گذشتن از مرزها هستند اما عوضی‌های اصلاح‌طلب ما در عافیت نشسته‌اند و هر از چند وقت در مهمانی سفارت و نمایش انتخابات حضور بهم رسانده و تنور مشروعیت جمهوری اسلامی را گرم نگه می‌دارند.

نبوی نمی‌گوید که زمانی که یک نوجوان چهارده ساله را به اتهام داشتن یک برگ اعلامیه زیر شکنجه متلاشی می‌کنند و همان شبان‌گاه بی‌هیچ دادگاهی پیکر نیمه جانش را به رگبار می‌بندند و حتی نشان گور دست‌جمعی را هم به خانواده‌ش نمی‌دهند اما بابت پنج گلوله، پنچ هزار تومان طلب می‌کنند او و امثال او کجا بودند؟ نخست وزیر محبوب امام‌شان کجا بود؟ رییس مجلس و رییس بنیاد شهیدشان کجا بود؟ وزیر ارشاد و معاون وزیر اطلاعات شان چه می‌کردند؟

نبوی نمی‌گوید که اغلب نویسندگان «کیهان سبز» در آمریکا نه تنها رنگ زندان را ندیده‌اند بلکه حتا تجربه یک بازجویی تشریفاتی ساده را هم ندارند، او نمی‌گوید که اگر هم کسی مانند خودش زندانی شده با نوشتن توبه‌نامه و تن دادن به رذالت مصاحبه تلویزیونی و اعترافات ساختگی علیه دیگران و لودگی از بند رهایی یافته است و اکنون کنج عافیت نشسته است.

نبوی نمی‌گوید که در حالی که بسیاری از همین «انقلابیون» سال‌ها ممنوع‌الخروج بوده‌اند او و امثال او با ویزا و دعوت‌نامه سوار هواپیما شده و محترمانه به خارج از کشور «صادر» شده‌اند!

نبوی نمی‌گوید که این «انقلابیون» زمانی که او در دفترش در وزارت کشور نشسته بود و چایی و کشمش و کلمپه‌ش را می‌خورد و برای سرکوب «ضد انقلاب» مانند همان اسب تراوا‌یش طرح و برنامه می‌داد، جنگ‌شان را کرده بودند، آن هم وقتی که بهای همراه داشتن یک اعلامیه سرب داغ بود.

«عوضی واقعی» چنین مهملاتی را برای گروهی نوجوان سبزاله به هم می‌بافد!

نویسنده در استخدام سایت جرس سپس برای زهرآلود‌تر کردن نوشته خود می‌افزاید: «عوضی‌ها جنس اصلی نیستند، کپی‌اند، رونوشتی مخدوش که کارنامه‌شان را خودشان می‌نویسند، دوازده مدرک دکترا دارند، اما دیپلم‌شان را نگرفته‌اند، از سن شش سالگی عضو سازمان‌های چریکی بوده‌اند، اما زمانی طرف‌دار مبارزه مسلحانه شده‌اند که همه اجداد تاریخی‌شان دست از آن ماجراجویی‌ها برداشتند. روزنامه‌نگارانی بسیار باسابقه‌اند، اما عجیب است که تعداد مقالات‌شان در عصر درخشان روزنامه‌نگاری‌شان به تعداد انگشتان دست نمی‌رسد. کمونیست‌های دوآتشه‌ای هستند که کلاه چه‌گوارا هم برای سرشان گشاد است. وقتی کمونیست شده‌اند که همه کمونیست‌ها در دیدگاه‌شان تجدید نظر کرده‌اند.»

متلک پراکنی نبوی البته آن چنان جاهلانه است که نیازی به پاسخ ندارد اما شاید بد نباشد اشاره کنم که «عوضی‌های واقعی» کسانی هستند که در همه دولت‌ها در ده جا کار می‌کردند و ده جا هم‌زمان «کارت ساعت» می‌زدند! عوضی‌ها کسانی هستند که وقتی مردم شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی» می‌دهند به دنبال «انتخابات» دیگری هستند و وقتی مردم شعار «مرگ بر خامنه‌ای» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» می‌دهند از شعارهای ساختارشکنانه اعلام برائت می‌کنند و به تقدس اصل ولایت فقیه و اعلام بیعت با رهبرشان می‌پردازند.

عوضی‌های واقعی کسانی هستند که با سهیمه یا بدون کنکور به دانشگاه رفتند و با ضرب و زور مدرکی گرفتند در حالی که بسیاری از «انقلابیون» از ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل محروم بودند، عوضی‌های واقعی کسانی بودند که در دانشگاه چماق‌دار بودند و یا سردسته «انقلاب فرهنگی» بودند و بعد به لطف دوستان روزنامه‌نگار شدند و گاه هم که سنبه پر زور بود در روزنامه آن یکی جناح طنازی کردند!

عوضی‌های واقعی نه پرنسیب دارند و نه اخلاق، عوضی‌اند و همیشه دنباله روی قدرت!

نبوی در «عوضی نامه» ش نوشته است: «عوضی‌ها، از همه تندرو ترند، آن‌ها به خاتمی و موسوی فحش می‌دهند، چون خاتمی و موسوی در موضع قدرت نیستند، اما از آن‌ها نمی‌شنوید که کلمه‌ای علیه خامنه‌ای و احمدی‌نژاد که در موضع قدرت‌اند چیزی بگویند. آن‌ها وقتی در سوییس هستند، و هم‌زمان با حضور احمدی‌نژاد و مرتضوی و لاریجانی که تصویری مخدوش از واقعیت نشان می‌دهند، گم می‌شوند، اما در سخنرانی اکبر گنجی حاضر می‌شوند تا او را به اتهام این‌که سی سال قبل انقلابی بوده، محاکمه کنند. آن‌ها فقط می‌توانند ضعیف‌کشی کنند. آن‌ها فقط می‌توانند در کشورهای دموکرات چهره انقلابی بگیرند، آن‌ها فقط علیه زندانیان شعار می‌دهند ولی نمی‌دانیم چرا کاری به زندانبانان ندارند.»

مصرف داخلی این «عوضی نامه» فقط برای شستشوی مغزی سبزاله است همان‌طور که وقتی خامنه‌ای آسمان و ریسمان را به هم می‌بافد و همه چیز را به «توطئه دشمن» ربط می‌دهد تا ذهن حزب‌اله‌ش را مطابق مشی خود «فرمت» کند.

والا چه کسی نمی‌داند که مخالفان جمهوری اسلامی مخالف هر دو جناح و هر دو پادگان جمهوری اسلامی هستند و طبعن هیچ دریغی ندارند که علیه خامنه‌ای یا علیه خاتمی – موسوی سخن بگویند. نبوی تصور می‌کند که کسی به سایت‌ها، نشریات و رسانه‌های اپوزیسیون واقعی یا مخالفان جمهوری اسلامی دسترسی ندارد و به یمن فیلترینگ گسترده برادرانش، هر کسی هر چه او بگوید می‌پذیرد؟

نبوی در روز روشن دروغ می‌گوید و منکر تظاهرات و اعتراضات «انقلابیون» علیه حضور هر یک از مقامات جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر در هر نقطه از جهان می‌شود و از این میان برای او مهم این است که کسی به گنجی اعترض نکند!

عوضی‌های واقعی نه تنها دغل‌کارند بلکه مانند پینوکیو هنگام دروغ‌گویی دماغ‌شان هم دراز می‌شود!

نبوی سپس می‌نویسد: «عوضی‌ها، در زمانی که مردم آرام می‌روند تا به مقصدشان برسند، تند می‌کنند و زمانی که همه مردم در صحنه حاضر می‌شوند، به مهمانی رفقایشان می‌روند. عوضی‌ها در تهران با یک متر سبیل می‌شوند چپ طرف‌دار دولت دیکتاتور که فقط علیه زندانیان و مردم حرف می‌زنند، در هلند می‌شوند تندرو‌تر از سبزهایی که بآرامی مقابل سفارت تظاهرات می‌کنند و مودبانه اعتراض می‌کنند و در آمریکا می‌شوند منتقدین جدی خدا و پیغمبر».

با همین شیوه عوضی‌نامه می‌توان گفت: «عوضی‌های واقعی زمانی که مردم برای رسیدن به خواسته‌های ده‌ها سال مبارزه برای آزادی و حقوق دمکراتیک، موتور جنبش انقلابی را به حرکت در می‌آورند، فرمان عقب‌گرد می‌دهند و به مهمانی سفارت می‌روند و علیه هر کسی که در حزب آن‌ها نباشد لجن پراکنی می‌کنند ولی وقتی مخالفان اعتراضات مسالمت‌آمیز در برابر سفارتخانه‌ها برگزار می‌کنند به آن‌ها مارک «عوضی» و تندرو می‌چسبانند و در آمریکا می‌شوند جیره‌خوار بنگاه‌های مختلف برای تامین هزینه حق‌التحریر دوستان و شرکا و تفریحات سالم و مسافرت‌های دایمی و البته نماز خواندن پشت سر حاج آقا.

دو هفته پیش از «نمایش انتخابات» در یک مناظره آن‌لاین با نبوی گوش‌زد کردم که این «انتخابات» نیست! نتیجه‌ش روشن است و فقط به رژیم مشروعیت می‌دهد که مخالفان را از دم تیغ بگذراند اما عوضی‌هایی مانند اصلاح‌طلبان فتوای شرکت در انتخابات دادند، حالا که پس از ده ماه مردم، آشکار و روشن از اصلاح‌ناپذیر بودن رژیم و لزوم سرنگونی آن سخن می‌گویند، عوضی‌ها باز از سازش و «دعوای خانگی» و فراخوان برای شرکت در انتخاباتی دیگر حرف می‌زنند.

عوضی‌ها همیشه سد راه تغییر و دگرگونی زیربنایی هستند اما همیشه هم چون برف در برابر خواسته‌های مردم آب می شوند»

بهرام بیضایی فیلمی دارد به نام «سگ کشی» پیشنهاد می‌کنم اگر ندیده‌اید، ببینید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۱ Comment


  1. علیرضا ع.
    1

    شاید همه صحبت های آقای حبیبی نیا درست باشد، امااز لحن نوشتار ایشان به نظر می آید معنای دوم (ناسزا) عوضی را در نظر گرفته اند در حالی که خود آقای نبوی در نوشته اصلی اشاره کرده اند:

    واژه ” عوضی” به دو معنا به کار می رود، در معنای اول که مودبانه تر است و مقصود ماست، منظور آدمهایی هستند که ” اشتباها” خود را به جای آدمی دیگر جا می زنند، اما معنای دوم جزو ” کلمات بد” به حساب می آید و به عنوان فحش بکار می رود. در تعریف دوم ” عوضی” کلمه ای است مترادف ” بی شعور”، ” مزخرف”، ” نابکار” و چیزی در این حدود. منظور ما از کلمه عوضی در این نوشته، معنای اول آن است که از قضای روزگار در حال حاضر کاربردهای فراوانی دارد.

    ضمن عرض ارادت به آقای حبیبی نیا، ای کاش تنها پاسخ به “عوضی” در معنای نخست را می دادند تا از الفاظ سخیف اسستفاده نمی شد. تکرار می کنم که شاید بسیاری از سخنان ایشان درست و از روی دلسوزی بیان شده باشد، اما اجازه این انتقاد را به ما بدهند که توقع از ایشان بیشتر است.