Saturday, 18 July 2015
27 November 2020

«به وعده‌ها عمل شد»

2010 April 10

واحد ترجمه / رادیو کوچه

چه‌قدر پیروزی تلاش‌های اوباما در راستای به جلو بردن تغییرات قانون سلامت‌، جان دوباره‌ای به ریاست جمهوریش داده است؟

در روزی که پیش از این‌که تغییرات در قانون سلامت، تاریخ‌ساز به رای گذاشته بشود، باراک اوباما برای دفاع از آن قانون صحبت‌های نهایی خود را به اعضای دموکرات کنگره امریکا گفت. وی با نقل قولی از آبراهام لینکون این‌طور آغاز کرد: «من به برنده شدن خودم را محدود نمی‌کنم ولی تنها به صداقت هم اکتفا نمی‌کنم.» در 45 دقیقه بعد از آن یک نگاه اجمالی به سیاست‌های آمریکا داشت. با وجود این‌که وضع اوباما آرام‌تر از گذشته بود بعضی‌ها می‌گویند که هرگز ندیده بودند که رییس جمهوری این‌قدر پر‌حرارت باشد. وی بسیاری از چیز‌هایی که انتظار می‌رفت را در یک سخنرانی مهیج ابراز کرد. او قسمت ویژه‌ای هم برای قانون داشت. وی به گزافه‌گویان جمهوری‌خواه حمله کرد. ولی پس از آن در 10 دقیقه پایانی لحنش ملایم‌تر و دوستانه‌تر شد.

اوباما در مورد این‌که چرا او و آن‌ها سیاست‌مدار شده‌اند و یا این‌که چرا دموکرات شده‌اند با نمایندگان صحبت کرد. وی درمورد تمامی ملاقات‌ها و توافقاتش، ساعات متمادی که بحث داشته، از سنگ و کلوخ گرفته تا زمان‌هایی که آن‌ها از خانواده‌هایشان دور بوده‌اند صحبت کرد. وی گفت: «ممکن است در بسیاری از موارد از خودتان پرسیده باشید که چرا من به جای‌گاه اول سیاست وارد شدم؟ … ولی می‌دانید بحث چیست؟ در یک موقعیت شما این فرصت را دارید تا تمامی امید‌هایی که شما به خودتان داده‌اید را محقق کنید…. و این یکی از آن لحظات است. این یکی از آن لحظاتی است که به خودتان می‌گویید که برو انجامش بده. و این در واقع همان چیزی است که من بدنبالش بودم»

رییس جمهور همراه با نمایندگان بر روی مردم عادی تاکید کرد، کاری که به‌طور معمول برای چاره‌اندیشی در عالم سیاست استفاده می‌شود. وی سپس به حس در هم شکسته متفخر بودن و ایده‌آل بودن اشاره کرد که هم‌چنان در پس پرده وجود دارد. ولی نه تنها به دنبال دمیدن روح تازه‌ای به همکاران خود بود بلکه می‌خواست به آن‌ها قوت قلب هم ببخشید و آن‌ها را مطمئن سازد. «من فکر نمی‌کنم که تا به حال دیده بودم که رییس جمهوری این کار را بکند. در زمانی‌که رییس جمهور صحبت می‌کرد به‌طور یقین رای لازم وجود داشت ولی سخنان وی جای‌گاه وی را در میان حزبش محکم کرد، درست مثل رای قاطعی که پشت سر وی بود.» در این روند اوباما به یک رییس جمهوری کاملن متفاوت تبدیل شد. پس از یک‌سال در دفتر ریاست جمهوری باقی ماندن و قول نتیجه‌هایی را دادن، در مقایسه با جیمی کارتر به این نتیجه دست پیدا می‌کنیم که هیچ‌گاه از زیر آن‌ها شانه خالی نکرد. اکنون معلوم شده که وی کار بزرگی را انجام داده است.

وی رییس جمهوری امروزی است که هیچ‌گاه عقب ننشست و به حرف همه گوش داد. وی کسی بود که ایده‌آلیست و هوش‌مندانه نبود ولی بقدر کافی قوی بود که راهش را به پیش ببرد. این وظیفه‌ای بود برای عوض کردن چهره سیاسی آمریکا. در امور دیگر هم اقدامات مهمی به انجام رسید. تغییرات اقتصادی، مهاجرت، کاهش میزان مصرف کرین، که بسیار باور نکردنی بودند. این به اوباما وجه‌ای جهانی می‌دهد. در جهانی که تازه می‌خواهد توانایی‌های وی را که در مسند قدرت است را درک کند. البته اگر وی درسش را در طول این دوران مشقت‌بار نفهمیده بود ممکن بود به سوی غرور و پای خود را فراتر گذاشتن پیش برود. ضعف رییس جمهوری، انزوای او، گرایش وی برای پا در میانی بجای هدایت کردن مدرکی دال بر پیروزی وی ندارد ولی این باقی می‌ماند تا معلوم شود که آیا این تجربه آن‌ها را تسکین می‌دهد یا نه.

اوباما به دموکرات‌های کنگره می‌گوید: «من می‌دانم که این رای مشکلی خواهد بود و برای بسیاری از شما کار سیاسی است.» ولی برعکس؛ این‌طور نبود. این در 80 سال گذشته نقطه صفری برای نمایندگان دموکرات بوده است. این باعث جبران بی عدالتی‌های حیرت‌آور در زندگی‌های آمریکایی بوده است. بیشتر فقیران بی‌کار از طریق خدمات پزشکی برای سلامت خود بیمه شدند ولی افراد شاغل بی‌بضاعت این‌طور نبودند، مگر خودشان این کار را انجام می‌دادند. یک قضاوت دیگر: شرکت‌های بیمه می‌توانستند تشخیص بدهند که چه کسی را تحت پوشش بگیرند و اگر می‌خواستند نیز می‌توانستند این امر را انکار کنند. برای دموکرات‌‌ها این نشان دهنده شکافی میان شبکه احساس امنیت جامعه بود. صحبت‌هایی که در باره جزئیات آن شد غیر‌قابل انکار است ولی رأی مثبت به این قانون در درون بنیان این حزب به وجود آورده شده بود.

برای جمهوری خواهان این وضع پیچیده‌تر بود. این حساسیتی محافظه کارانه به دولتی جدید بود. ولی شبکه تامین سلامت موجود به طرز ناگواری آشفته، غیر کافی، و هزینه بر بود بخصوص بخش دولتی، پزشکی و مراقبت‌های مربوط به آن. بار مسوولیت زیادی را بر دوش کارکنانی که باید خدمات دهنده بیمه‌های سلامت بودند و پزشکان متحمل می‌ساخت. تعداد قابل توجهی از جمهوری خواهان همیشه بدنبال اصلاحات بوده‌اند حتا محافظه کاران قدیمی.

20 سال پیش بنیاد Heritage متعلق به Stuart Butler  طرحی جهانی را معرفی کرد که با جایگزینی مالیات حاصله از سود عایده از بیمه سلامت کارمندان با سیستم پیشرفته 6 جانبه‌ای، سود رسانی می‌کرد. در 1993، جمهوری خواهانی که توسط سناتور‌ها «جان چافه» و «باب دول» رهبری می‌شدند، که خودش هیچ گاه فراموش نمی‌کند که زندگیش توسط همین قانون بیمه نجات یافت، طرح جایگزینی را پیشنهاد دادند که بسیاری مثل من را شامل خود می‌کرد و از پیشنهادی که کلینتون داشت بهتر بود. این تبدیل به پایه‌ای برای طرح سلامت جهانی شد در ماساچوست توسط فرمان‌دار «میت رومنی» تصویب شد. در عوض ماساچوست تبدیل به پایگاهی برای طرح‌های دولتی شد که در کمپین سال 2008 که توسط هیلاری کیلینتون و بعد از آن توسط اوباما مورد پیشنهاد قرار گرفت. آن طرح از تصویب کنگره گذشت و در 23 مارس توسط رییس جمهور امضا شد. پس این طرح ریشه در جمهوری خواهان ماساچوست در سال 1993 دارد.

ولی حتا یک جمهوری خواه هم به آن رای نداد. در عوض، آن‌ها این درد را تازه کردند در طول سال‌ها نسبت به این کار بد‌گمان بودند این قانون را با چیزی که اجتماعی‌گرا و چیزی که در مورد سلامت در تصاحب دولت است که مقرراتی نا‌ممکن برای به کشتن دادن مردم دارد به اشتباه گرفته‌اند.

اکنون که این قانون مورد تصویب قرار گرفته است، جمهوری خواهان باید با این واقعیت کنار بیایند که این قانون مثل آن‌چه «جان بونر» گفته بوده پایان همه چیز نخواهد بود. در حقیقت این اصلن تاثیر کوتاه مدتی ندارد و در بلند مدت می‌تواند بسیار بی‌خطر باشد تا این‌که بخواهد کسی را تهدید کند.

این مانع جمهوری خواهان ریشه در یک نوشته‌ای دارد که «ویلیام کریستول» در 1993 از جمهوری خواهان خواسته بود که در مورد طرح سلامت با بیل کیلینتون هم‌کاری نکنند چون از میان چیز‌های دیگر آن طرح تهدیدی برای حزب جمهوری خواه به حساب می‌آمد. به عبارت دیگر؛ این باعث می‌شد که کیلینتون و دموکرات‌ها بیشتر محبوب‌تر بشوند. استراتژی کریستول در سال 1994 یعنی موقعی که جمهوری خواهان کنترل مجلس و سنا را به‌دست گرفتند جواب داد ولی اکنون در 2010 این امر با شکست مواجه شد. علی‌رغم این‌که جمهوری خواهان توسط  رای‌گیری موقتی که انجام شد به بیراهه رفتند که بیشتر هم نشان دهنده بی‌نظمی در حزب بود، به‌نظر می‌رسد که خواستار لغو کردن هستند. به این شکل که دموکرات‌ها کرسی‌هایی را در امسال از دست بدهند ولی آن‌هایی که احتمال خروجشان هست، خیلی زیاد نیستند. یک نمونه خوب این‌جاست که در سال 1982 زمانی که رونالد ریگان با نرخ بیکاری 10.8 درصدی مواجه شد، 26 کرسی مجلس نمایندگان را از دست داد.

یک سوال اساسی برای جمهوری خواهان این‌ا ست که آیا آن‌ها باید طرح ناسازگاری سیاسی را ادامه دهند یا با دولت مشارکت کنند. انجام مخالفت‌ها برای خود منافعی دارد. در غوغا‌های سربسته سخنرانی‌های جناح راست، شدید‌ترین صحبت‌ها به‌نظر می‌آمد که مهم‌ترین‌ها باشد. این بزرگ‌ترین مشکل برای جناح چپی‌ها در طول مدت زیادی بوده است. زمانی‌که «رندی نویبر» نماینده تگزاس در صحن مجلس داد زد: «بچه کش!» این صفت طنین‌انداز شد. زمانی‌که تظاهرات کننده‌گان از همان حرف‌ها به ارتشیان آمریکا در دهه 1960 می‌گفتند، تمایل آمریکایی‌ها به برگشتن بر سر گفتگو‌ها و عاجر کردن حزب دموکرات را برای چندین نسل نمایان کردند. مجالس بومیان و ضد عقل گرایان که توسط جمهوری خواهانی پذیرفته شدند خیلی کم در سیاست آمریکا برگه برنده را داشته‌اند.

«این خیلی برای هر صنعت غیر‌عادی است که از مجمع انسان خراب کنی  به‌خاطر استهلاکات  عادی و ترس از مریض شدن عقب بکشد … این باید از طریق بیمه حل و فصل شود» این جمله را تئودور روزولت در سال 1912 در آغاز زمان رشد و شکوفایی گفته بود. یعنی تلاش برای ایجاد شبکه امنیت اجتماعی برای 50 سال آینده در هر موقعیتی که باشیم.

زیادی این تلاش باعث شد که Reaganite در جهت مخالف کار کند، در آن زمان که تولید تضعیف شده بود و نیاز برای شبکه امنیت طویل المدت آشکار شد.

طرح تغییرات تامین سلامت اوباما به‌طور قطع برای احتیاجات اقتصادی جهان شمول و پر سرعت و جمعیت سال‌خورده ناکافی خواهد بود. این باید تغییر می‌کرد و دوباره متحول می‌شد و امید می‌رود که جمهوری خواهان با توجه به ذات بازده‌نگرانه خود، در این امر نیز شرکت کنند. ولی به هر حال با وجود نقص‌هایش، قانون سلامت نشان‌دهنده این‌ است که این اصلاحات خواسته اکثریت آگاه مردم، یک‌بار دیگر قابل اجرا است و این مسئله برای آمریکا تا تبدیل شدن به یک موفقیت کامل در جهان که با چالش‌های جدیدی مواجه است اکنون در آغاز راه است.

منبع

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,