Saturday, 18 July 2015
24 November 2020

«انسان، به احترام سما و جواد»

2010 April 13

عارف نادری

وقتی از انسانیت انسان‌ها سخن می‌گوییم جدای از رفتارها و منش‌ها‌ی انسانی، مقصود افراد شجاع و مسوولی هستند که دارای وجدان، خصلت و کرامت انسانی بوده و صاحب مسوولیت فردی، جمعی و جهانی می‌باشند و از جهان‌بینی‌ای جهان‌شمول برخوردارند. کسانی که جرات انسان بودن و تقبل رسالت و دفاع از ارزش‌ها و بینش و منش‌های انسانی را دارند. درک ژرفشان، کمال، تکامل و پویایی بیشتر آنان را ممکن و قدرت شناخت و شناساندن رنج انسان بودن و قبول مسوولیت در قبال هم‌نوع را بدانان می‌بخشد.

رنجی دشوار و زخمی عمیق که سرانجام فرد را به اوج کمال یعنی انسان بودن می‌رساند و آنان را شایسته نام انسان و لقب ابرانسان می‌نماید. یکی از خصوصیات و شاخص‌های اساسی چنین انسان‌هایی، نه تنها قدرت و شهامت فهمیدن و دفاع از آزادی و حق و کرامت شخصی خود و جامعه و ملت خویش، بلکه احساس مسوولیت، دیده بانی و دفاع از دیگری و تقبل هزینه برای شناسایی حیثیت ذاتی و حقوق یک‌سان دیگرانی است که از حیث‌ نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، ملیت، عقیده سیاسی و…با او متفاوت هستند. دیگری‌هایی که در نزد او، خود او می‌باشند و سعادت و خوشبختی‌اشان در گرو آسایش و امنیت دیگری‌هایشان می‌باشد.

در میان ملت‌های حاکم بر کردستان، متاسفانه چنین انسان‌ها و مردمانی که حاضر شده باشند برای دیگری‌های خودشان که کردها باشند، هزینه پرداخت کرده و نسبت به سرنوشت آنان احساس مسوولیت انسانی نمایند، بسیار نادرند. مسئله‌ای که سبب شده است، دیوارها، مرزهای دروغین، ذهنیت‌های غلط پیش‌ساخته، شکاف‌های تاریخی و فاصله‌های فیمابین فرد و ملت کرد با افراد و ملت‌های هم‌جوار و هم‌خانه‌اش هم‌چنان قطور و مستحکم برجای باشد.

پدیده‌ای که بیش از هر چیزی، انسانیت، ماهیت و خصلت‌های انسانی همگی امان را بصورت هم‌زمان زیر سوال می‌برد، زیرا انسان با برداشت‌ها، تفکرات و مسوولیت‌های انسانی‌اش، شایسته نام انسان است.

یکی از انسان‌های شاخص این عرصه، بزرگ انسان و اندیش‌مند ترک، پروفسور اسماعیل بیشکچی در ترکیه می‌باشد که سال‌های مدیدی است با دردها و رنج‌های ملت کرد همراه شده و در این راه، نگرش و تصویر دیگری را از چگونگی دفاع از آن‌هایی که می‌پنداریم دیگری‌های ما هستند، ترسیم و ترویج نموده است. سیاقی که می‌تواند همگی ما را به سر منزل مقصود که انسانیت و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز در جوار یک‌دیگر، بدور از تنش و ضمن حفظ تنوع و تکثر است، راهنما و یاور باشد.

طی چند سال اخیر، در ایران نیز چنین وجدان و مسوولیت‌های انسانی‌ای در حوزه‌ی فردی و حوزه‌ی عمومی در حال شکل‌گیری است. شاید بتوان مصداق این تلاش‌ها و روند ضروری را در عرصه گروهی، فعالیت‌های «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» و بطور فردی دفاعیات وکلایی هم‌چون: «آقای خلیل بهرامیان» و …برشمرد. در این میان، به عنوان نمونه‌ای از کنش‌گران مقاوم این عرصه می‌توان به فعالان حقوق بشر آقای «جواد علی‌زاده» و خانم «سما بهمنی» اشاره کرد.

جواد، اهل شمال کشور و سما، اهل بندرعباس، اما آنان هر یک از گوشه‌ای از ایران به کردستان آمدند تا همراه و حتی پیش‌گامانه‌تر از هم‌نوعانشان درد مشترک خویش را که تحقیر حیثیت انسانی انسان‌ها تحت عناوین مختلف و بهانه‌تراشی‌های ایدئولوژیک-امنیتی است، فریاد بزنند. جواد علی‌زاده، دانشجوی اخراجی و فعال حقوق بشر بصورتی ساختارشکنانه و اندیشه ورزانه دفاع از حقوق و آزادی‌های نقض شده و تصاحب گشته‌ی کردها را در پیش گرفت و در این راه حداقل دو بار – کوتاه مدت و بلند مدت – گرفتار آشویتس حاکمان کنونی بر ایران گردید. آن‌گونه که خاطرات منتشره شده‌ی زندان ایشان، هم‌چنین گفتارها و موضع‌گیری‌های بیرون از زندان وی در خصوص مسایل کردستان نشان می‌دهد. اعتقادی راسخ به حق تعیین سرنوشت کردها به عنوان یک ملت و حتی حق استقلال این ملت دارد و حاضر است هزینه این مسوولیت انسانی را نیز بپردازد.

از سوی دیگر، خانم «سما بهمنی»، فعال حقوق بشر از جمله فعالان بسیار کوشا و شجاعی است که اساس فعالیت خویش را احقاق حقوق انسانی مردمان سرزمینش بدون مدنظر قراردادن ملیت و آرمان‌های متفاوت آنان قرار داده است. ایشان نیز طی چند سال اخیر با دفاع از قربانیان نقض حقوق بشر در کردستان و بخصوص معلم و فعال حقوق بشر قربانی شده‌ی توتالیتاریسم و دگماتیسم حاکم، فرزاد کمان‌گر، حضور در تجمعات اعتراضی نسبت به حقوق بشر در کردستان و سفر به مناطق کردنشین جهت مستندسازی موارد نقض حقوق بشر متحمل رنج‌ها، بی‌مهری‌ها و بازداشت، دادگاهی و زندان طاقت‌فرسا و احکام ناعادلانه شده است. لیکن ایشان نیز هم‌چنان بر آرمان خویش که «انسانیت» فارغ از هرگونه اما و اگری است، مصر و مداوم است.

بنابراین «سما» و «جواد»، انسان‌هایی هستند که به اوج کمال رسیده‌اند. کسانی که از تعصب، نفرت، بغض و نگاه تبعیض آمیز رها شده و به مرحله‌ی عشق‌ورزی به هم‌نوع خویش صعود کرده‌اند. آنان با حضور خویش و هم آوایی‌شان در قلمرو عمومی و تحمل دشواری‌های این راه و تقبل رنج‌های انسانی، «انسان صنعت‌گر» و «حیوان زحمت‌کش» را تفکیک کرده و تولیدگر و صیانت‌کننده‌ی کرامت انسانی و بسترساز جامعه و دنیایی عاری از خشونت و نفرت و عصبیت، هم‌چنین الگویی برای افراد و اجتماع‌هایی مهربان و مسوول در قبال خود، یک‌دیگر و دیگری‌هایی هستند که در اساس خودمانیم، یعنی «انسان».

منبع

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: ,