Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
گزارش روز

«ایران، رتبه اول تورم در میان کشورهای منطقه»

2010 April 13

سام شریف / رادیو کوچه

sam@koochehmail.com

روزنامه جهان صنعت در ارزیابی رتبه تورم در کشور نوشت: «رتبه تورم ایران در سال گذشته میلادی در میان 222 کشور جهان 216 بوده است. و فقط شش کشور از 222 کشور جهان تورمی بالاتر از ایران داشته‌اند.» از 24 کشور حاضر در سند چشم‌انداز 20 ساله ایران قطر با داشتن تورم منفی 3/9 درصد واجد کمترین تورم و افغانستان و ایران با داشتن نرخ تورم به ترتیب 30/5 درصدی و ایران 16/8 درصدی‌، واجد بیشترین نرخ تورم محسوب می‌شود. در سال 2008 کشور عراق واجد بیشترین نرخ تورم در منطقه بود ولی سال گذشته موفق شد نرخ تورم خود را به 6/8 درصد کاهش دهد. به همین دلیل امروز  در این گزارش قصد داریم به تاریخچه تورم و علل آن در اقتصاد ایران بپردازیم.

اقتصاد ایران هیچ‌گاه با تورم بیگانه نبوده است. سال‌هاست که تورم جز جدایی ناپذیر زندگی ایرانی بوده و همواره افزایش قیمت‌ها به صورت مداوم اتفاق افتاده است. از سال 38 به بعد می‌توان چنین انگاشت که تورم در ایران به وجود آمده است. پیش از آن پدیده‌ای که در اقتصاد رخ می‌داد نه تورم که افزایش قیمت‌ها بوده است. اقتصاد ایران از همان سال‌های 38 به بعد بود که مدام به نفت وابسته‌تر می‌شد و تولید ملی تحلیل می‌رفت. سهم نفت در اقتصاد روز به روز بیشتر افزایش می‌یافت و بخش عمده‌ای از درآمدهای کشور را پول‌های حاصل از فروش نفت تشکیل می‌داد.

درآمد بی‌زحمت نفت به عقیده بسیاری از جامعه شناسان روحیه کار و تلاش را در ایران از میان برد. سهولت کسب درآمد از طریق فروش نفت، ‌نه تنها سبب بروز تغییراتی اخلاقی در ایران که در بسیاری از کشورهای نفت‌خیز شد. این تغییرات در کشورهایی که دولت‌هایشان بیش از پیش تلاش می‌کردند خود را وابسته به دولت نمایند رخ نمود. دولت‌ها از این منابع خدادادی به شیوه‌ای متفاوت بهره می‌جستند. آنان در تلاش بودند با وابسته کردن خود به درآمدهای نفتی از ملت‌ها دوری بیشتری گزینند. به این ترتیب آن‌چه باقی می‌ماند کم بودن سهم مالیات‌ها در تامین درآمدهای دولت بود و زیاد بودن حجم پول نفت در اقتصاد که این امر ویژگی‌های خاصی را در کشورهای نفت خیز پدید آورد.

نرخ تورم در ایران از سال 38 تا 51 در حال خودنمایی بود. بررسی وضعیت اقتصادی ایران طی آن دوران نشان می‌دهد که سیگنال‌هایی مبنی بر بروز نرخ تورم در ایران مشاهده می‌شد که هواره به دلیل عدم برنامه‌ریزی مدون بر پایه اقتاصد ملی نادیده انگاشته می‌شد و سیاست‌های دولت اغلب بر محور نفت پایه‌ریزی می‌شد. از این رو بود که با افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی وضعیت اقتصادی ایران در کنار سایر کشورهای نفت خیر بهبود می‌یافت و با کاهش قیمت نفت رد بازارهای جهانی بحران در اقتصاد ایران پدیدار می‌گشت. وقتی قیمت نفت در سال‌های ابتدایی دهه پنجاه رو به رشد گذاشت و دلارهای بادآورده نفتی سرازیر ایران شد بسیاری از دولت‌مردان با تکیه بر این باور که پول حلال مشکلات اقتصادی است دلارهای را سرازیر بازار کردند. پروژه‌های متعددی به راه افتاد. در هر گوشه از کشور طرح‌های عمرانی افتتاح می‌شد و پول‌های فراوان قفل درهای واردات را یکی پس از دیگری باز می‌کرد.

مراجعه‌ای به سخنرانی نخست وزیر آن سال‌ها، «هویدا» حکایت از وضعیت اقتصاد ایران و اتکایش به واردات دارد‌. موز را در دست می‌گرفت و می‌گفت موز از سومالی می‌آوریم و پرتقال از مصر باز هم پول داریم‌. هر چه هر نقطه جهان است این‌جا هست و می‌خریم اما باز هم پول داریم. اما این پول‌داری رویای خوشبینانه‌ای بیش نبود‌.(نقل به مضمون از سخنرانی نوروزی هویدا در نیمه دوم دهه پنجاه. ) همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد اقتصاد ایران ضعیف‌تر از آن بود که بتواند حجم عظیم پول را در خود هضم کند‌. از این رو بود که تورمی ویران‌گر اقتصاد ایران را تکان داد‌. دلار بود و ریال نبود و بر‌ای تبدیل دلارهای به ریال پول چاپ می‌شد و نقدینگی رشد می‌کرد و با خود اقتصاد را بیش از پیش متورم می‌کر‌د. افزایش قیمت نفت در سا‌ل‌های ابتدایی دهه پنجاه ثمری که داشت افزایش نرخ تورم بود و مشهود‌تر شدن شماف‌های طبقاتی‌. حتا بسیاری از تحلیل‌گران در چرایی وقوع انقلاب ایران در بهترن وضعیت مالی کشور طی سال‌های پایانی دهه پنجاه به همین نکته اشاره می‌کنند که رشد شدید درآمدها در آن سال‌ها دولت را به رویایی شیرین فرو برد و از توجه به واقعیت‌های اقتصاد و اجتماع بازداشت‌.

آنان بر این عقیده‌اند که رشد درآمدها سبب شد از یک سو شکاف طبقاتی بیش از پیش مشهود شود و از سوی دیگر فساد دولتی رشدی مضاعف را تجربه کن‌د. هم‌چنین در اثر بالا رفتن حجم نقدینگی در کشور نرخ تورم رشد کرد و ارزش پولی که در دست مردم بود کاهش یافت‌. این‌چنین بود که مردم پول‌دار‌تر از قبل شده بودند اما در واقعیت فقیر‌تر بودند چرا‌که قدرت خرید پولشان کاهشی قابل توجه را تجربه کرده بود.

با وقوع انقلاب 57 سیاست‌های جدید در حوزه اقتصاد در دستور کار قرار ‌گفت‌. بسیاری از کارخانه‌ها ملی شد و بسیاری از صنایع از دست بخش خصوصی خارج شد. در سال‌های اول انقلاب که تب‌و‌تاب دولتی‌سازی همه اقتصاد ایران را فرا گرفته بود و هنوز سردمداران اقتصاد به نتیجه مشخصی درباره چگونگی اداره کشور نرسیده بودند‌، جنگ تحمیلی آغاز شد و این‌چنین همه سیاست‌های اقتصادی ایران تحت‌الشعاع جنگی تحمیلی قرار گرفت‌. نرخ تورم هم‌چنان پا برجا بو‌د. بررسی‌‌ها نشان می‌دهد آن سال‌ها‌، یعنی در فاصله سال 1351 تا سال 1364 نرخ تورم دوران استقرار خود در ایران را پشت‌سر می‌گذاشت‌. از سال 64 به بعد بود که تورم اقتصاد ایران مزمن شد‌. حالا دیگر اقتصاد ایران باید با بیماری مزمنی دست و پنجه نرم می‌کرد که خلاصی از آن به این سادگی‌ها متصور نبود و نیست.

بعد از پایان جنگ اقتصاد ایران وارد مرحله‌ای تازه شد‌. سال 69 با پایان جنگ دوران جدید اقتصادی ایران با محوریت سیاست خصوصی‌سازی و مقررات‌زدایی‌ و آزاد‌سازی آغاز شد‌. در کل این سیاست‌ها که به تعدیل ساختاری معروف شد دورانی از تاریخ اقتصاد سیاسی ایران را به خود اختصاص داد. سال‌های 69 تا 74 دورانی بود که سیاست تعدیل ساختاری با جدیت پیگیری می‌شد و پس از آن سال‌هایی نیز دوران تبری از سیاست تعدیل ساختاری و دوری گزینی از آن فرا رسید. نرخ تورم در سال 74 به بالاترین حد خود در تاریخ ایران یعنی به حدود 49 درصد رسید.

اجرای سیاست تعدیل اقتصادی متوقف شد. دولت جدید در راه بود و سیاست جدید و برنامه توسعه جدید.

طی سال‌های 76 تا 84 نرخ تورم کاهشی جدی را نسبت به سال‌های قبل تجربه کرد. عقب‌گرد از سیاست‌های تعدیل ساختاری به همراه عوامل داخلی و خارجی در بروز این پدیده موثر بود. در این سال‌ها قیمت نفت کاهشی جدی را تجربه کرد. سیاست‌های اقتصادی انبساطی نبود و نفت بشکه‌ای 9 دلار پول مازادی را برای تزریق به اقتصاد باقی نمی‌گذاشت. از این رو نرخ تورم به رقمی پایین‌تر از 15 درصد رسید و حتا رقم 1/12 درصد را نیز تجربه کرد که هرچند نرخ تورم بالایی است اما در مقایسه با تورم رخ داده در سال‌های قبل به نوعی کاهشی چشم‌گیر تلقی می‌شد. بررسی آمارهای موجود درباره میزان رشد نقدینگی نشان می‌دهد حتا در این سال‌ها نیز رشد نقدینگی بیش از توان اقتصاد بوده است. از سال 84 به بعد اقتصاد دوباره خیز تورمی شدید را تجربه کرد. سال‌های 85 و 86 اوج رشد دوباره تورم در ایران بود.

رشد چشم‌گیر درآمدهای نفتی و رشد بی‌حساب‌وکتاب نقدینگی به همراه ناتوانی اقتصاد در جذب درآمدهای مازاد نفتی مهم‌ترین علل رشد تورم بوده است. از سوی دیگر اجرای سیاست‌های جدید اقتصادی و چرخش‌های ناگهانی نیز در بروز این پدیده موثر بوده است. باید توجه داشت خیزی که قیمت مسکن در این سال‌ها برداشت آن قدر زیاد بود که در برخی مناطق کشور قیمت مسکن سه برابر شد. دولت مجبور به عقب‌گرد از برخی سیاست‌های خود شد اما نتوانست این پدیده را به درستی حل کند. سیاست‌های انقباضی آهنگ رشد قیمت مسکن را متوقف کرد اما نتوانست از افزایش نرخ تورم جلوگیری کند. بنا بر گزارشهای ارایه شده از سوی صندوق بین‌المللی پول ایران در این سال‌ها بالاترین نرخ تورم در میان 14 کشور خاورمیانه را تجربه کرد و بالاترین رشد نقدینگی را نیز پشت سر گذاشت.

کارشناسان صندوق بین‌المللی پول در گزارش‌ها خود مهم‌ترین دلیل رشد تورم در ایران را رشد بی‌حساب و کتاب نقدینگی می‌دانند . تاثیر این عامل به حدی است که دیگر عوامل موثر در رشد نقدینگی تاثیر خود را در رشد تورم در اقتصاد ایران یا از دست داده‌اند یا آن قدر کوچک هستند که می‌توان آن‌ها را نادیده انگاشت‌. هر چند سیاست‌های اقتصادی به قوت خود باقی‌اند اما کارشناسان معتقدند به دلیل متوقف نشدن رشد بالای نقدینگی در ایران تورمی ویرانگر دوباره در راه است.

به گفته معاون اقتصادی بانک مرکزی معاون اقتصادی بانک مرکزی  افزایش رشد نقدینگی از 15.9 درصد پایان سال 87 به 27 درصد در پایان شهریور ماه 88 رسیده است‌. هر چند مقامات بانک مرکزی خبر از اتخاذ تدابیر جدید برای مهار رشد نقدینگی خبر می دهند اما بسیاری از کارشناسان نیز از بروز تورم انباشته احساس خطر می‌کنند.

آیا سیاست‌های جدید بانک مرکزی می‌تواند مانع رشد فزاینده نقدینگی شود‌. حتا اگر مثبت‌انگارانه این سیاست را موفق تلقی کنیم بی‌شک نمی‌توانیم از ثاتیر رشد فعلی نقدینگی چشم‌پوشی کنیم‌. ممکن است نرخ رشد تورم در اثر اتخاذ سیاست‌هایی مقطعی همگام با رشد نقدینگی افزایش نیابد اما بی‌شک نمی‌توان تاثیر آن را در آینده اقتصاد نادیده انگاشت‌.  آیا این رشد ناهمگون‌، بروز پدیده تورم فزاینده در ایران را به تاخیر انداخته است؟

منابع‌: پایگاه اطلاع رسانی جماران_ روزنامه سرمایه_ روزنامه جهان اقتصاد_ بی بی سی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,