Saturday, 18 July 2015
26 November 2020

«لحظه‌ای سکوت»

2010 April 13

پیام جهانگیری / رادیو کوچه

لحظه ای سکوت، عنوان عکسی‌ست که مصطفی آهنگرها گرفته است. این عکس که فضای متفاوت و سنگین آن تنهایی انسان را به خوبی به نمایش گذاشته، از آن تصاویری است که پژواک آن تا مدت‌ها در ذهن من تاثیرگذار است.

این عکس با دیافراگم 4، سرعت شاتر 50/1 یا 020/0 ثانیه، Iso: 400، focal length: 70 و با دوربین Canon 50d گرفته شده است.

مکان عکاسی بام تهران است. می‌خواستم نقدی بر روی این عکس برای شما دوستان بنویسم که دیدم عکاسان معروف سایت عکاسان ایران نقدهای بسیار آموزنده‌ای در مورد این عکس نوشته‌اند و من هم تصمیم گرفتم برخی از آن ها را در زیر بیاورم:

خود عکاس در توضیحات عکس نوشته است: «دوست نداشتم در توضیحات درباره‌ی محل عکس بنویسم، در واقع راه دیگری برای بیان آن پیدا نکردم، ولی چون دوستان اصرار داشتند باید بگم که عکس از بام تهران گرفته شده و افراد رو به تهران دارند. فکر می‌کنم با دانستن این موضوع، مفهومی که دنبالش بودم، بهتر منتقل بشه».

مصطفی آهنگرها در ادامه و در پاسخ به نقد دوستی که نوشته بود: «به نظرم اگر مقداری از ارتفاع آسمان می‌کاستید عکس متناسب و بهتر می‌بود»، می‌نویسد: «بلندی آسمان را برای ایجاد حس سنگینی فضا قرار دادم».

محسن رشیدی از عکاسان مشهور، نوشته است: «دید مینیمال عکاس را می‌توان ستود، ترکیبی زیبا و بدون شک هدف‌مند و ایجاد فضایی خاص فاصله‌ی بین سوژه‌ها با آن که دقیقن برابر نیست، اما تعادل بی‌نظیری دارد، دو نشسته، یک ایستاده، دو ایستاده و چند صندلی، چهار ایستاده … این ریتم واقعن زیبایی‌ست و احساس می‌کنم همه برای یک لحظه ایستاده‌اند تا به منظره‌ای چون دریا نگاه کنند، نمی‌دانم چرا ولی احساس می‌کنم دریا باید باشد. «لحظه‌ی سکوت» را درک می‌کنم، چون سکون خاصی دارد این عکس، به خصوص پایین بودن همه‌ی سوژه‌ها در ترکیب باعث این سکون شده … و این کادر  مربع همه‌ی موارد سکون را تشدید می‌کند.»

رضا وهمی که از عکاسان بسیار مطرح و خلاق ژانر عکاسی اجتماعی‌ست می نویسد:

«من عکس را دیدم و بعد عنوان را. و مجددن عکس را با در نظر گرفتن عنوان. تنها حسی که هنوز هم از دیدن عکس دارم، همان احساسی است که در لحظه اول داشتم :سکوت» .

«یک مینیمال موفق. علی‌الخصوص در اجرا. زیرا به علت تعدد سوژه‌ها در بخش پایین، لحظه‌ای درنگ یا لغرش در زمان ثبت و تغییر حالت یا فرم سوژه‌ها از این نگاه مستقیم رو به جلویی که دارند، کاملن اثر عکس را تحت تاثیر منفی خود قرار می‌داد و دانستن و توجه به این نکته، ارزش این عکس را برایم دو چندان می‌کند. و همان‌گونه که جناب گودرزی عزیز فرمودند، تقطیع بسیار مناسب کادر هم دلیل دیگر موفقیت اجرایی کار است. اما اصل ماجرای عکس همان حس سکوتش است که این عوامل مقدمه‌ای بودند برای رسیدن به آن .»

امید امیدواری می‌نویسد: «احساس می‌کنم همه برای یک لحظه ایستاده‌اند تا به منظره‌ای چون دریا نگاه کنند، نمی‌دانم چرا ولی احساس می‌کنم دریا باید باشد، این همان چیزیست که عکس‌های خوب با خود دارند تجسم فضایی دیگر خارج از کادر در ذهن بیننده … اصل ماجرای عکس همان حس سکوتش است، سکوتی که گاه و بی‌گاه دور برمان پرسه می‌زند.»

مازیار اسدی می‌نویسد: «اولین حسی که بعد از دیدن عکس به من دست داد حس کنجکاوی بود و این‌که پشت این منظره چیست (چه حس زیبایی). در عکس می‌بینید که هر‌کس (چه تنهایی و چه گروهی) در خود فرو رفته و به منظره‌ای که از دید بیننده‌ی عکس مجهول است خیره شده و در تفکرات خودش غوطه‌ور است که به نظر من عکس به شکلی ماهرانه و استادانه گویای این مطلب است و می‌رساند که پشت دوربین یک ذهن خلاق بوده است».

محمد شمسی می‌نویسد: «فضای بالای کار را می‌توان به عنوان یک حجم در نظر گرفت که افکار ناپیدای این ناظران را در خود جای خواهد داد و این سکوتی که بر کار حاکم ست.»

نکات بسیار ظریفی در نقد تمامی دوستان بود و سخنی برای گفتن باقی نمانده، اما این را نیز اضافه کنم که لحظات سکوت در زندگی ماشینی ما سهم‌شان بسیار کم است، لحظاتی که نه تنها ارزشی حیاتی برای تنفس روان مان دارند بلکه فرصت‌های ارزشمندی برای اندیشیدن به ما می‌دهند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , ,