Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
به بهانه سال‌روز در گذشت پوپک گلدره بازیگر تئاتر و سینما

«دنیای شیرین دریا برای پوپک»

2010 April 16

محبوبه / رادیو کوچه

mahboobeh@koochehmail.com

بیست‌وهفتم  فروردین مصادف با چهارمین سال‌روز درگذشت پوپک گلدره است. او بازیگر سینما و تلویزیون و کارشناس روانشناسی بالینی بود. پوپک با مجموعه‌های تلویزیونی ساعت خوش، رویای شیرین دریا، به شهرت رسید. و با بازی در فیلم موج مرده توانایی خود رادر عرصه سینما نیز به اثبات رساند. او در سال 1385 دچار سانحه تصادف شد و بعد از هشت ماه که در حالت کما بود، درگذشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پوپک گلدره در ساعت هشت صبح جمعه هشتم مرداد سال 1350 در بیمارستان پاسارگاد تهران زاده شد. پدر و مادر او در سال 1343 ازدواج کرده بودند  و ثمره زندگی آن‌ها دو دختر به نام‌های بهار و  پوپک بود.

مادر پوپک می‌گوید: «او از زمانی که راه افتاد یک بچه دوست داشتنی و باهوش بود، و مسایل را خیلی عجیب و باور نکردنی با سن کم‌ش درک می‌کرد. در رابطه با تحصیل پوپک دوست نداشت بیست بگیرد، بلکه دلش می‌خواست با نمرات خوبی سال تحصیلی‌اش را به پایان ببرد و در کنار آن به تئاتر، موسیقی و هم‌چنین در کنار دوستان بودن، هم توجه داشت.»

پوپک در رشته ریاضی دیپلم گرفت، اما زمانی که می‌خواست برای کنکور ثبت‌نام کند، تصمیم گرفت در رشته علوم انسانی امتحان بدهد، از این رو، یک روز کتاب‌های چهار ساله علوم انسانی را تهیه کرد و خود را چهار ماه در خانه زندانی کرد و در دانشگاه سراسری رتبه 54 را آورد. جالب این‌ که بهار خواهرش هم پیش از او در کنکور سراسری رتبه 56 را آورد و در حقوق دانشگاه تهران قبول شد.

پوپک در رشته روان‌شناسی بالینی دانشگاه تهران پذیرفته شد و در دانشگاه تهران، پایان‌نامه‌اش را در رشته تئاتر درمانی نوشت که سخت مورد توجه قرار گرفت. در همان زمان با اهالی تئاتر آشنا شد و رو به هنر آورد، همان چیزی که آرزویش بود.

فعالیت هنری را با بازی در نمایش «پل» آغاز کرد و در سال ۱۳۷۵ در نماهنگ «رویای زمین» ظاهر شد. پوپک گلدره که با مجموعه ساعت خوش وارد کار بازیگری شد، بسرعت توانست شایستگی‌های خود را در این عرصه نشان دهد که اوج آن با دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم سینمایی «موج مرده»، ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا رقم خورد. ایفای هنر در فیلم سینمایی «سیندرلا»، «آخر بازی»، و تئاتر «شکارگاه ممنوع»، را نیز در کارنامه‌اش دارد. پوپک بیشتر، حضور خود را مرهون بازی در سریال تلویزیونی «دنیای شیرین دریا» است.

پس از این‌که جایزه سیمرغ بلورین را به خاطر بازی در فیلم سینمایی «موج مرده» از آن خود کرد، او درسال 1380 به آمریکا رفت، البته قصدش از رفتن ادامه تحصیل بود. با تمام پیشنهادهای کاری خوب او عزمش را جزم کرده بود که پیش خواهرش برود. اما گویا پس از این‌که رفته بود پشیمان شده و به ایران برگشته بود و دوباره به اصرار پدر و مادر برای گرفتن حداقل مدرک فوق لیسانس بعد از چند ماه به آمریکا برگشت. اما پس از هشت ماه دوباره به ایران آمد و به پدر و مادر گفت که می‌خواهم به بازیگری ادامه بدهم.

از بازی‌های درخشان او می‌توان سریال مروارید سرخ و نرگس را نام برد.

آخرین بازی پوپک در چند قسمت از سریال نرگس بوده است.  گویا آقایان مقدم و مهام به خاطر این که پوپک ده روز مقابل دوربین بوده به او 48 ساعت استراحت دادند و پوپک هم در پاسخ‌شان گفته بود: «جانم، می‌روم یک سری به دریا می‌زنم و می‌آیم» پدر او چنین می‌گوید 48 ساعت بود از پوپک خبری نداشتیم و گوشی همراهش خاموش بود.

بعد فهمیدیم که  او با یک پیکان ساعت ده شب در حال برگشت به تهران بوده است که راننده پیکان قصد سبقت گرفتن را داشته، از روبه‌رو هم یک آردی با همین سرعت می‌آمده، تصادف شاخ به شاخ صورت گرفته است  و هفت نفر در همان جا، مردند. اتومبیل‌ها مچاله شده بودند. آنها را به بیمارستان نور رساندند، اما افاقه‌ای نکرد. در بین آنان، تنها پوپک و یک آقای دیگر زنده ماندند. در نور هم، پوپک را با یک آمبولانس فرستاند تهران، اما قسمت این بود که او پس از هشت ماه از ما جدا شود. خداوند می‌خواست صبر ما را امتحان کند.

پدر او هم‌چنین می‌گوید: «عشق به بازیگری اجازه نداد که او در آمریکا زندگی کند، من معتقدم که پوپک پرواز زیبایی داشت و شاید پرواز زیبا کردن، از زندگی زیبا کردن هم مهم‌تر باشد. منظورم این است که زیبا مردن هم جزو نعمت‌های خداست»

در هشت ماهی که او بستری بود، به چشم دیدیم که مردم چه طور برای او دعا و راز و نیاز می‌کنند و آرزوی سلامتی‌اش را داشتند. پوپک گلدره در بیست و هفتم سال 1385 در گذشت و در بهشت زهرا و در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد.

منبع‌ها:

  • بیوگرافی پوپک گلدره
  • ویکی‌پدیا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,