Saturday, 18 July 2015
29 November 2020

«هم نوع دوستی ایرانی آمریکایی ندارد»

2010 April 23

اردوان  روزبه/ رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

هم‌واره وقتی بین دولت‌ها تخاصم حاکم است انگار خواسته یا ناخواسته مردم هم در‌گیر این درگیری‌ها باید باشند. اما همیشه انسانیت و ارتباط حرف تازه‌ای دارد. موضوع امشب گفت‌و‌گوی اردوان روزبه ماجرایی دارد.

هر‌ساله نزدیک به ده سال است که ناو هواپیما‌بر آمریکایی در مالزی که پهلو می‌گیرد گروهی از داوطلب‌های این ناو یعنی تفنگ‌داران و خدمه و فرماندهانش داوطلب کمک در نو نوار کردن و تمیز کردن مرکز نگهداری کودکان عقب مانده ذهنی و معلولین می‌شوند.

آن‌ها می‌آیند و سه روز یا بیشتر از در و دیوار رنگ می‌کنند تا خرابی‌ها را درست کنند.

این کار داوطلبانه است خوب به نظر خیلی تضاد بزرگی است سرباز‌هایی با فانتوم‌ها و موشک‌ها و ناو همیشه آماده برای نبر‌د هستند و این جا دیوار رنگ می‌کنند

حالا جالب‌تر خواهد شد بدانید که مدیره مرکزی که این کودکان در آن نگهداری می‌شوند و نامش «تاس پوترا» است، یک ایرانی مالزییایی به نام خانم الهه است .

این فرصتی شد که کمی فراتر از رنگ کردن در  و دیوار مرکز توسط این آمریکن مارین‌ها صحبت کنیم

گفت‌و‌گوی الهه با اردوان روزبه را بشنوید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ما مقاله‌ای را در یک روزنامه محلی مالزی دیدیم در ارتباط با  اعضای نیروی دریایی  آمریکا که روی یک ناو کار می‌کنند و در ‌حمایت و نظافت مرکزی که شما کودکان را در آن نگه‌داری می‌کنید هم‌کاری می‌کنند. توضیح دهید که این سربازان  نیروی دریایی آمریکا در مرکز نگه‌د‌اری کودکان عقب مانده‌ی ذهنی شما چه کاری انجام می‌دهند؟

موسسه‌ی «تاس‌پوترا» یک موسسه‌ی ان‌جی‌او سازمان غیر‌دولتی است. و چون غیرانتفاعی است باید از تمام مردم جامعه از نظر مالی و اجتماعی کمک بگیریم که آن را اداره داریم. ما با تمام افراد رابطه داریم و از آن‌ها کمک می‌خواهیم و یکی از کشورهایی که به ما کمک می‌کند کشور آمریکا است. وقتی کشتی‌های ناوبر آمریکایی به کوآلالامپور می‌آید در سازمان‌های ان‌جی‌او کمک می‌کند.

قبل از آن یک مسوول که از سفارت آمریکا می‌آید، معین می‌کند که سربازان کجا روند و با ما صحبت می‌کند. از ما می‌پرسد که چه کارهایی را ما نیاز داریم تا سربازان انجام دهند. آن‌ها کارهای الکتریکی، تکنیکی، رنگ کردن و نظافت کردن را انجام می‌دهند. از حدود پنج هزار نفری که در کشتی کار می‌کنند حداقل 60 نفر از آن‌ها برگه‌ای را امضا می‌کنند و در سازمان‌های غیر‌دولتی کمک می‌کنند. ما هم شانس داشتیم که شامل لیست سفارت آمریکا شدیم و چون نزدیک به آن‌جا هم هستیم به ما کمک می‌کنند.

این کار حدود هشت سال پیش شروع شد و از آن خیلی استقبال شد.  آن‌ها نه تنها مکان را تمیز می‌کنند بلکه حسی را به وجود می‌آورند که برای مردم مالزی مشوق است. کشتی که این‌بار آمده بود 50 نفر برای کمک آمدند. شعبه‌ی دوم مرکز «تاس‌پوترا» نیاز به رنگ شدن داشت بنابراین آن‌ها سه روز برای کمک آمدند. آن‌ها با خود لوازم مورد نیاز را می‌آورند. شهرداری هم می‌داند که سفارت آمریکا این افراد را برای کمک می‌فرستد، بنابراین ماشین‌های حمل زباله را در اختار ما می‌گذارد. آن‌ها حتا درختان را هم قطع و تمیز می‌کنند. زیرا در مراحل عادی حدود سه ماه طول می‌کشد که شهرداری  به ما نوبت دهد و درختان را قطع کند. اما وقتی نیرو از خارج می‌آید این کار زودتر انجام می‌شود.

آن‌ها با بچه‌ها بازی می‌کنند، موسیقی می‌نوازند و می‌خوانند و این برای بچه‌ها خیلی جالب است.

شما در کشوری زندگی می‌کنید که بخش عمده‌ای از آن مسلمان هستند.  نگاه دولت‌مردان این‌جا به سربازان آمریکایی چیست؟

من فکر می‌کنم وقتی افرادی به سازمان‌های ان‌جی‌او کمک می‌کنند، هر کسی از آن استقبال می‌کند. به‌خصوص سازمان‌هایی که افراد سالمند و بچه‌های مصیبت‌زده را نگه‌داری می‌کنند. و می‌دانند که این سازمان‌ها پول زیادی ندارد. به همین دلیل همه استقبال می‌کنند و کسی تا به حال با آمریکایی بودن آن‌ها مشکلی نداشته است. این سربازان نه تنها در مالزی بلکه هر جایی که می‌روند این کارها را انجام می‌دهند. و دیگران را به خوش قلبی  و کمک به هم‌نوع تشویق می‌کنند.

مالزی کشور امنی است و سیاست ثابتی هم دارد به همین خاطر آن‌ها به مالزی می‌آیند و مشکلی ندارند. اگر هم مشکل سیاسی پیش بیاید پلیس مراقبت می‌کند. مطبوعات هم این کار را منتشر می‌کنند.

از سال‌های گذشته دولت‌های آمریکایی‌ها و ایرانی‌ها با یکدیگر تنش‌هایی داشته و دارند. با توجه به این‌که شما ایرانی_مالزیایی هستید و سربازان هم آمریکایی هستند، آیا در برخوردهای آن‌ها حس بدی را احساس کردید یا فکر می‌کنید این حس در سربازان وجود ندارد؟

اوایل کار من احساس عجیبی داشتم. اولین‌باری که ما را برای یک مهمانی در یک کشتی دعوت کردند ما در قسمتی از کشتی بودیم که بمب‌ها در بالای سر ما بود و می‌گفتند این کشتی در «خلیج فارس» لنگر می‌اندازد، من با خودم گفتم چه‌طور این آدم‌هایی که این‌قدر مهربانند و احساس دارند بمب‌ها را در سر مردم می‌ریزند؟ به همین دلیل اوایل برای من مشکل بود اما وقتی دیدم با خلوص نیت کار می‌کنند، آن‌ها را قبول کردم. حتا یک آقای لهستانی در کشتی بود که اسلام درس می‌داد و قبل از این‌که کشتی به مالزی برسد به آن‌ها یاد می‌داد که چه‌طور رفتار کنند تا مسلمان‌ها آن‌ها را قبول کنند. این برای من خیلی جالب بود. فکر می‌کنم پشت قلب هر کسی یک دلیل دینی است. چون تمام مذهب‌های دنیا به داشتن حس تعاون و خوب بودن تکیه می‌کنند.

برای اولین‌باری که سربازان آمریکایی به مرکز شما آمدند چه غذایی به آن‌ها دادید؟

ما بودجه‌ی خیلی محدودی داریم و نمی‌توانیم مبلغی را برای این کار اختصاص دهیم. چند‌بار مردم  برای آن‌ها غذا آوردند. اما این‌بار دوست داشتم برای دوستی و مودت بیشتر خودم برای آن‌ها غذا درست کنم. من برایشان مرغ‌هایی که با سبزی‌های مالزیایی و ایرانی پر شده بود، سرو کردم. و همیشه هم با آب نارگیل تازه به عنوان نوشیدنی از آن‌ها پذیرایی می‌کنیم. بین غذا خوردن هم فرصتی پیش می‌آید که با آن‌ها بیشتر صحبت کنیم. تعدادی از آن‌ها فیلیپینی، تعدای مکزیکی و کشورهای آمریکای جنوبی بودند و همه می‌گفتند که: «ما دوستان ایرانی بسیاری داریم.» ایران کشوری نیست که آن را پنهان کرد. می‌دانستند که من ایرانی هستم و وقتی از کشورم برایشان صحبت کردم خیلی خوششان آمد.

پس منظورتان این است که سربازانی که به مرکز شما می‌آیند فارغ از هر سیاست و رنگی هستند و برای دوستی کردن می‌آیند؟

آمریکا مانند یک شرکت بازرگانی است. آن‌ها دوست دارند روی ارتباطات اجتماعی خود کار کنند. دوست دارند که مردم بدانند که درست است جاهایی روابط سیاسی دارند اما آن‌ها هم مانند ما انسان هستند و احساس دارند. ما به عنوان یک مسلمان باید حس تعاون و مودت را در خودمان تقویت کنیم و بگوییم که مسلمان‌ها هم آدم‌های خوبی هستند. انسان خوب و بد همه جا  و با هر دین و مذهب و ملیتی وجود دارد. نمی‌توانیم بگوییم چون من ایرانی هستم  خوب هستم و چون دیگری آمریکایی است سیاسی است. نه. اصلن صحبت سیاست نیست. من به یادم می‌آورم زمانی که وضعیت عراق بحرانی بود و آمریکا در آن‌جا کشتار زیادی انجام داد، مدیر کل هتل «رنسانس» که در تمام دنیا شعبه دارند، به من گفت: «من از این‌که آمریکایی هستم احساس حقارت می کنم.»

خبر«تفنگ‌داران دریایی نرمش خود را نشان دادند» و گالری عکس

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۱ Comment