Saturday, 18 July 2015
01 December 2020
گزارش روز

«سونامی افزایش جمعیت، ترس‌ها و امیدها»

2010 April 17

سام شریف / رادیو کوچه

sam@koochehmail.com

سال‌ها است که مردم ایران با شعارهای «دو بچه کافی است»، «بچه کمتر، زندگی بهتر»، «بچه کمتر، آسایش بیشتر» و.. آشنا هستند. شعارهایی که به سیاست‌های کنترل جمیعتی نظام برمی‌گشت. شعارهایی در راستای توسعه و پیشرفت و مقابله با پدیده انفجار جمعیت.

اما سه شنبه ۲۴ فروردین محمود احمدی نژاد طی سخن‌رانی که از تلویزیون دولتی ایران پخش می‌شد با انتقاد از سیاست‌های کنترل جمعیت گفت: «بنده با این‌که دو بچه کافی است مخالفم.»  هر چند این اولین بار نبود که احمدی نژاد از سیاست افزایش جمعیت سخن می‌گفت. اما این‌بار سخنانش بازتاب بیشتری داشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نخستین بار در سال 1385 محمود احمدی‌نژاد رییس جمهوری ایران در جریان دفاع از وزیر کشاورزی دولت خود که توسط جمعی از نمایندگان مجلس استیضاح شده بود گفت که «این‌که می‌گویند دو بچه کافی است، من با این امر مخالف هستم. کشور ما دارای ظرفیت‌های فراوانی است. ظرفیت دارد که فرزندان زیادی در آن رشد پیدا کنند، حتا ظرفیت حضور ١٢٠ میلیون نفر را نیز داراست. این غربی‌ها خود دچار مشکل هستند و چون رشد جمعیت‌شان منفی است، از این امر نگران هستند و می‌ترسند که جمعیت ما زیاد شود و ما بر آن‌ها غلبه کنیم، به همین خاطر مشکل خودشان را به دیگر کشورها صادر می‌کنند.»

سخنان محمود احمدی نژاد درباره ظرفیت‌های جمعیتی ایران و اظهار تمایل آشکار او  به رها کردن سیاست‌های جمعیتی بحث‌های فراوانی را در ایران بوجود آورده است. این اظهارات حتا موجب بروز مخالفت‌هایی در کابینه محمود احمدی نژاد هم شد. وزیر بهداشت دولت نهم «لنکرانی» با شتاب و به‌طور تلویحی اعلام کرد که این برخورد سیاست رسمی دولت را تشکیل نمی‌دهد و برنامه‌های تنظیم خانواده هم‌چنان چون گذشته دنبال می‌شوند، اما شماری از نمایندگان، کارشناسان مسایل اجتماعی و جمعیتی و دانشگاهیان و نیز خبرنگاران زبان انتقاد از موضع رییس جمهوری گشودند و آشکارا خواستار تصحیح این برخورد شدند.

نگرانی همگان بازگشت به سال‌های رشد بی‌در و پیکر جمعیتی دهه شصت شمسی در ایران است. در سال ١٣۵٩ موسوی اردبیلی امام جمعه موقت آن‌زمان تهران طی سخنان مشابهی از سیاست‌های کنترل جمعیتی زمان شاه انتقاد کرده بود و گفته بود که ما می‌گوییم دو بچه کافی نیست. انفجار جمعیتی سال‌های بعد در عمل دولت را ناچار به تجدید نظر اساسی در نگاه خود کرد و حتا از آیت‌اله خمینی برای تایید سیاست‌های جدید جمعیتی کمک گرفته شد. جامعه امروز ایران هنوز در حال پرداختن بهای سنگین اجتماعی و اقتصادی رشد جمعیتی شتابان دهه شصت است. نخستین پرسشی که در این میان طرح می‌شود این است که جامعه ایران تا چه اندازه از نظر اجتماعی و فرهنگی می‌تواند به آن دوران باز گردد و به عبارت دیگر آیا سخنان احمدی نژاد به‌طور واقعی تهدیدی برای تعادل جمعیتی کنونی ایران محسوب می‌شود یا خیر. پرسش بعدی این است که انگیزه‌های رییس جمهوری از مخالفت با سیاست‌های جمعیتی گذشته کدامند؟

فراز و نشیب‌های جمعیتی ایران
با وجود اجرای سیاست‌های گسترده تنظیم خانواده، رشد متوسط جمعیت ایران در سال‌های پیش از انقلاب از رقم ٢.۶ درصد در سال پایین‌تر نیامد (١). عدم دسترسی زنان به نظام آموزشی (۶۵ درصد بی‌سواد زن در سل ١٣۵۵) و یا ترک تحصیل زود رس و نیز ضعیف بودن نرخ اشتغال آن‌ها در بازار کار (١٣درصد زنان بالاتر از ١٠سال) و یا میزان پایین شهرنشینی (۴۵ درصد) متغیرهای آماری قابل مشاهده این پدیده به شمار می‌رفتند. خانواده‌های 5 نفره و بیشتر حدود ۶٠ درصد خانواده‌های ایرانی را در بر می‌گرفتند و سن متوسط اولین ازدواج زن به حدود 19.5 درصد بالغ می‌شد. همه داده‌های عینی آن دوره نشان می‌دادند سیاست‌های رسمی که در صدد تحول ذهنیتی و فرهنگی ایرانی‌ها بودند از کارایی مورد انتظار برخوردار نیستند.

در ایران آن روزها دیرپایی رفتارهای سنتی جمعیتی حکایت از نوعی مقاومت می‌کرد و در پس این ارقام و شاخص‌ها واقعیت‌های فرهنگی و جامعه شناسانه مهمی پنهان بودند که به شرایط بغرنج جامعه در حال گذار کشور مربوط می‌شدند. انقلاب ١٣۵٧ آغاز یک مرحله جدید در رفتارهای جمعیتی بود. دولت جدید انقلابی سیاست‌های تنظیم خانواده را تا حدودی رها کرد، جنگ و دوران انقلابی به روانشناسی ضرورت «بازتولید» میدان داده بود و افت چشم‌گیر میزان اشتغال (یک سوم زنان شاغل در سال‌های اول انقلاب شغل خود را از دست دادند) این دلایل  سبب شدند تا نه تنها روند مثبت کاهش رشد جمعیت متوقف شود که نمودار نرخ افزایش جمعیت با دیگر سیر صعودی پیدا کند. سرشماری ١٣۶۵ هشداری به مسوولین سیاسی کشور بود. نرخ متوسط سالانه رشد جمعیت تا رقم بی سابقه ٣.۵ درصد افزایش پیدا کرد و متولدین ثبت شده سال‌های ۶٠ تا ۶۵ از رقم ٢.١ میلیون نوزاد فراتر رفت. مسوولین در آن‌زمان با سرعت دریافتند که تلاش دولت‌های پیش از انقلاب در جهت تنظیم خانواده و جلوگیری از افزایش جمعیت چندان هم «بی پایه» و نتیجه «دنباله روی از غرب» نبوده و و مهار رشد شتابان جمعیت شرط اساسی غلبه بر توسعه نیافتگی است.

نرخ بالای رشد جمعیت برای همه حکومت‌ها چالش بسیار مهمی زمینه تامین نیازهای گوناگون نسل جدید در زمینه آموزش، بهداشت، فرهنگ، مسکن و کار است و هم‌زمان عامل بسیار منفی در پیشرفت اقتصادی و اجتماعی و بهبود شرایط زندگی مردم نیز به شمار می‌رود. در پی پایان جنگ روند کاهش رشد جمعیت با شتاب چشم‌گیری از سر گرفته شد. ایران در زمانی کوتاه به جرگه کشورهای با رشد جمعیت متوسط رو به پایین پیوست. در سرشماری ١٣٧۵ نرخ رشد متوسط جمعیت ایران به زیر ٢ درصد کاهش پیدا کرد و برآوردهای دهه اخیر (از ٧۵ تا ٨۵) حکایت از رسیدن به نرخ بی سابقه ١.٢ درصد دارد. ین بدان معناست که رفتارهای جمعیتی به‌طور چشم‌گیری دگرگون شده‌اند و ایران از محدوده کشور‌های با رشد متوسط و یا بالای جمعیتی فاصله گرفته و رفتارهای جمعیتی آن به کشورهای توسعه یافته نزدیک شده است.

خطر واقعی بازگشت به روند دهه شصت؟

نگرانی امروزی کارشناسان از سخنان رییس جمهوری از جمله از آن روست که نسل پرشمار دوره شصت امروز ٢٠ تا ٢۵ سال دارد و به دوره سنی تولید مثل فعال گام می‌گذرد و هر نوع بی‌سیاستی جدید می‌تواند انفجار جمعیتی دیگری را در ایران در پی آورد. این نگرانی‌ها و هشدارها به‌جا و ضروری هستند. اما هم‌زمان در مورد خطراتی که تعادل جمعیتی ایران را تهدید می‌کنند هم نباید اغراق کرد. رفتارها و فرهنگ جدید جمعیتی ایران نتیجه تغییرات ساختاری مهم جامعه شناسانه ایران هستند و تمایلات و سیاست‌های یک دولت نمی‌‌توانند آن‌ها را به‌طور همه جانبه به سوی قهقرا سوق دهند. سخنان رییس جمهوری اگر به سیاست رسمی دولتی تبدیل شود و منجر به تصمیمات تشویقی برای افزایش جمعیت و متوقف کردن سیاست‌های تنظیم خانواده شود می‌تواند تا حدودی روندهای کنونی را دچار اختلال کند.

ولی همه شواهد نشان می‌دهند که بازگشت به دوره انفجار جمعیتی دهه شصت غیر متحمل است. رشد پرشتاب جمعیتی ایران در سال‌های شصت مشکلات بسیاری در زمینه تامین امکانات بهداشتی و آموزشی بوجود آورد و متولدین آن سال‌ها اینک لشکر بی‌کاران امروزی ایران را تشکیل می‌دهند. بازار کار ایران حتا قادر نیست موقعیت شغلی مناسبی برای نیمی از جوانان که به بازار کار روی می‌آورند به‌وجود آورد. ین پدیده حتا به تحصیل کرده‌های دانشگاهی هم مربوط می‌شود. طبق برآوردها رسمی حدود ۴٠ درصد مردان و ۶٠ درصد دخترانی که از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل می‌شوند نمی‌توانند جذب بازار کار شوند. یکی از آثار منفی مهم آن دوره رشد مدارس دو و سه نوبته بود. امسال با وجود ادامه روند کاهش تعداد دانش آموز ۴٠ درصد کلاس‌های درسی ایران دو نوبته بودند. امری که به‌طور مستقیم کیفیت آموزشی را پایین می‌آورد.

بعید است رییس جمهوری ایران از زیر ساخت‌های اقتصادی ایران خبر نداشته باشد. اقتصاد ایران‌، اقتصادی تک محصولی است که عمده تکیه‌اش بر روی نفت است. نفتی که بنا به برآورد کارشناسان تا 80 سال آینده به اتمام می‌رسد و دست‌های ایران دیگر درخشش این طلای سیاه را نخواهد دید. ایران با روند کنونی خود نه تنها توان تامین جمعیت خود را ندارد بلکه در سال‌های آتی نیز با مشکلات عدیده‌ای رو‌به‌رو خواهد شد. از سویی دیگر با توجه به این‌که متولدین دهه 60 هم اکنون در سن ازدواج و بارداری هستند پیش‌بینی می شود که یک موج ثانویه انفجار جمعیت در دهه 80 ایجاد شود و آثار آن نیز مشهود است.

قبل از آن‌که آقای رییس جمهوری ضامن انفجار جمعیت را بکشد، تحلیل‌های جمعیت شناختی در مورد این مسئله هشدار داده بودند اما به هر حال سخنان احمدی نژاد تنها بر شدت آن افزود.

به نظر می‌رسد سخنان رییس جمهوری را باید در چارچوب ایدئولوژی جمهوری اسلامی تحلیل کرد. در واقع تخاصم با غرب و اسلام محوری جمهوری اسلامی عامل اصلی سخنان احمدی نژاد است. شواهد بسیاری نشان می‌دهند که این روند پرشتاب تحولات جمعیتی-جامعه شناسانه کشور ما به‌ویژه در آن‌چه که به موقعیت زنان مربوط می‌شود با پروژه سیاسی گرایشی که احمدی نژاد نماینده آن است چندان سازگاری ندارد. رییس جمهوری و دوستانش به‌خوبی می‌دانند که گرایش‌های جمعیتی کنونی فقط عدد و آمار نیستند بلکه از دگرگونی‌های عمیق اجتماعی و هویتی حکایت می‌کنند که جامعه ایران در جریان یک تحول ژرف بی‌سر و صدا پشت‌سر گذاشته است. رشد فردیت و هویت جدید زنان و نیز مردان و جای‌گاه متحول شده خانواده به‌طور اشکار با بنیادهای ایدئولوژیک جامعه اسلامی مورد نظر رییس جمهوری در تعارض قرار می‌گیرند و همین نکته شاید ایشان را به واکنش به تحول جمعیتی ١۵ سال گذشته وا داشته است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,