Saturday, 18 July 2015
30 November 2020

«همیشه غربت، غربت نیست»

2010 April 19

شکوفه / دفتر ترکیه / رادیو کوچه

برای بعضی از خانواده‌ها و آدم‌هایی که در ترکیه هستند، سفر به خارج از ایران و زندگی درجایی غیر از وطن اصلی، نه‌تنها غربت نیست، بلکه از غربت درآمدن هم هست. گفت‌وگویی  داشتم با خانواده‌ای که نوبت پروازشان رسیده و کمتر از یک ماه دیگر ترکیه را به مقصد کشور مورد نظرشان ترک می‌کنند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

چند مدتی هست اینجایید؟

سی ماه.

خانوادگی اینجا چند نفرید؟

سه نفر. دخترم شوهرم خودم.

برای چی دارین می‌رین؟

می‌ریم پیش بچه‌هامون، یکی ده سال پیش رفته، یکی هشت سال پیش، یکی چهار ساله.

ما براشون دلتنگ بودیم اونا هم همین‌طور. دوست داشتیم همه دور هم باشیم.

اونا به چه هدفی رفتن؟

درس بخونن و همه هم اتفاقن به هدفاشون رسیدن و دارن درس می‌خونن.

تو این مدت حوصلتون سر نرفته؟

نه، با دوستا بودیم. واقعن خوش می‌گذشت، کلاس‌های مختلف می‌رفتیم.

شغل خاصی هم این‌جا داشتید؟

نه، هیچ‌کدوم کار نمی‌کردیم. هزینه‌ها همه از جیب می‌دادیم. به هر حال زندگی هزینه داره مخصوصن تو ترکیه گرونی هست.

بقیه هم از این‌که برن از ایران راضی بودن؟

بله همه راضی بودن که اومدیم.

شما می دونستین که قراره که این‌قدر تو ترکیه معطل بشین ؟

بله از همون موقع که داشتیم می‌اومدیم می‌دونستیم که دو تا سه سال می‌مونیم.

این برنامه واسه همه همینه؟

بله واسه استرلیا و کانادا وضع همینه. ولی کاری نمی‌شه کرد که، برنامه‌ی یو ان این هست.

همه همین‌طوری بودن؟ کسی کارش زودتر راه نیفتاده‌؟

چرا بعضی‌ها هم شده که 18 ماهه پرواز بگیرن.

اونا شرایط خاصی داشتن؟

والا نمی‌دونم. ولی در حالت عادی همون بیست و پنج تا سی ماه طول می‌کشه.

به نظرتون هدر دادن زمان و هزینه تو ترکیه واسه این سه سال می‌ارزید؟

بله، چون واقعن دوست داشتم پیش بچه‌هام باشم.

دوس داشتید الان ایران بودید؟

بله خوب. به هر حال ایران وطنمه اما بچه‌هام اونور بودن، دور هم بودن رو بیشتر دوست داشتم.

برای غربت تعریفی دارید؟

غربت من تو ایران بود. بدون بچه‌هام واقعن سخت بود. واقعن خوشحالم که دارم می‌رم پیششون.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۱ Comment