Saturday, 18 July 2015
03 December 2020
پرسه اجتماعی – نگاهی به آسیب شناسی مهاجران جوان

«رفتن درپی کورسوی امید»

2010 April 19

سیمین/ رادیوکوچه

simin@koochehmail.com

روز یکشنبه گذشته (11 آوریل- 22 فروردین) در خبرها آمده‌بود که دختری ایرانی از طبقه دوازدهم یکی از آپارتمان‌های شهر کوالالامپور سقوط کرده و در اثر این سقوط درگذشته‌است. پیرامون این حادثه گفته شد که پلیس با بررسی‌هایی که انجام داده احتمال بروز قتل را منتفی دانسته‌است اما نظرات گوناگونی از سوی اطرافیان وی هم‌چنین ساکنین آن ساختمان مطرح شد. ازجمله آن که او که در یکی از آموزشگاه‌های زبان به آموختن زبان انگلیسی اشتغال داشته، به دلیل ناامیدی از دریافت ویزا اقدام به خودکشی کرده‌است. ازسوی دیگر درحالی‌که خانواده وی احتمال خودکشی را برای او کاملن مردود دانسته‌اند برخی از دوستان وی این حادثه را یک تصادف دانسته‌اند. برخی نظرات هم حکایت از آن دارد که ویژگی‌های فیزیکی پنجره این ساختمان احتمال بروز هر نوع حادثه‌ی تصادفی را منتفی می‌کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به هر رو ربابه اکنون دیگر در این دنیا و در میان دوستانش نیست. دختری که برای ادامه تحصیل به این کشور آمده‌بود و چهارماه بیشتر از از اقامت او در مالزی نگذشته‌بود.

حالا او دیگر نیست و این نیستی به هردلیل که باشد، دردناک است، برای پدر و مادر و خانواده‌ای‌که 22 سال شاهد بالندگی او بوده‌اند و با هزاران امید او را راهی دیاری دیگر کرده‌اند و شاید برای دوستانی که هر روز با او در یک کلاس می‌نشستند و با انرژی به آینده‌ی خود می‌اندیشیدند.

هم‌چنین برای جامعه حدودن 60 هزار نفری مهاجر ایرانی مالزی.

پس از درج خبر درگذشت ربابه در رادیو کوچه، معلم او در آموزشگاه زبان انگلیسی که در آن به تحصیل مشغول بود در تماس با رادیو کوچه ابراز تمایل کرده‌بود که راجع به این دانشجوی جوان  گفت‌و گویی داشته باشد.

رادیو کوچه پی‌گیر گفت و گو با «ریچارد جنکینز» شد نه از آن جهت که کندوکاوی در چگونگی راز مرگ این دختر جوان داشته‌باشد بلکه از آن رو که بداند به واقع آیا عوامل استرس‌زایی برای ایجاد حس تمایل به خودکشی در وی وجود داشته‌است و این‌که به راستی جوانانی هم‌چون ربابه و در این شرایط مهاجرت موقت با چه مسایلی درگیر هستند.

گفت‌و گوی کامل «ریچارد جنکینز» را از این‌جا بشنوید

آقای جنکینز می‌گوید:

ربابه یک دختر زیبا و دوست‌داشتنی بود. این یک سوء تعبیر است که بسیاری از افراد فکر می‌کنند که ایرانی‌هایی که به مالزی می‌آیند می‌خواهند از کنترل دین اسلام رهایی یابند. این باور حقیقت ندارد. آن‌ها برای تجارت ، تحصیل یا سایر امور می‌آیند.

پدر و مادرانی که در ایران هستند کم کم شروع کرده‌اند به نگران‌شدن. چرا که دختران و پسران آن‌ها به خوردن مشروبات الکلی، داشتن رابطه جنسی، کشیدن سیگار و مواد مخدر رو می‌آورند. بله این مسایل تا حدی درست است اما بیشتر آن‌ها این طور نیستند. ربابه انسان زیبایی بود. او همیشه لبخند می‌زد. او یکی از بهترین شاگردان من بود. او در امتحان کلاس من 97 درصد نمره را کسب می‌کرد. در کلاس آقای مایکل هم 87 درصد نمره را گرفت. او در صحبت کردن زبان انگلیسی فوق‌العاده بود. بسیار سخت کوش بود و  بیشتر وقت خود را در درس ‌خواندن سپری کرد.

من نمی‌گویم که دختران و پسران ایرانی به خوردن مشروبات الکلی و خوش گذرانی مشغول نمی‌شوند اما می‌گویم آن‌ها تنها به این امور نمی‌پردازند. من درباره ربابه می‌گویم که او دختر بسیار خوب و باخدایی بود. من می‌خواهم همه این را بدانند و  از همه می‌خواهم که از تهمت‌زدن به دختران و پسران ایرانی دست بردارند. بیشتر دختران و پسران ایرانی که به اینجا می‌آیند سخت درس می‌خوانند.»

او در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این که در میان افرادی که به این جا می آیند هم آدم خوب هست هم بد اما بیشتر آن‌ها انسان‌های خوبی هستند، تاکید می‌کند که باید قبل از رابطه  و دوستی با دیگران درست فکر کرد و می‌افزاید:

« من و شاگردانم که از عربستان، کره، سودان و ایران یا کشورهای دیگر هستند، در کلاس هر از گاهی در مورد این مسایل با هم صحبت می‌کردیم و من باور نمی‌کنم که ربابه با کسی رابطه‌ای داشته باشد.  او دوستان زیادی داشت که بیشتر آن ها دختر بودند و به پسران خیلی کم فکر می‌کرد. تمام انرژی خود را بر روی گذراندن امتحان آیلتس و تافل می‌گذاشت. تا مدرک دانشگاهی خود را بگیرد. خیلی به طراحی علاقه داشت و می‌خواست طراح لباس شود. البته خیلی مطمئن نیستم.

او دختر خوبی بود و مادر و پدرش باید به او افتخار کنند. او در مقطع خود در کلاس زبان نمرات خوبی کسب کرد. من نمی‌گویم که او تفریح نمی‌کرد چرا تفریح هم داشت و با دوستانش بیرون می رفت. مثل خود من که وقتی هم سن او بودم با دوستانم خوش گذرانی می‌کردیم.»

ریچارد جنکینز در پاسخ به این سوال که واقعن چه اتفاقی افتاد گفت:

«من جزییات را نمی‌دانم. اما می‌گویم که ربابه دختر شادی بود و از نظر روحی هم سالم بود و افسرده نبود. نه،او خودکشی نکرده‌است. در آن زمان ما پی‌گیر ویزای او بودیم و از ما خواست که دست نگه داریم. ویزای او مهلت سه ماه داشت و برای مدت کوتاه یک هفته‌ای به سنگاپور رفت و پس از بازگشت به مالزی ویزای او سه ماه دیگر تمدید شد. قبل از آن که به دانشگاه برود.»

از اوپرسیده شد: منظورتان این است که او مشکلی با ویزای خود نداشت و خود کشی هم نکرده است؟

«من میلیون‌ها بار می‌گویم که او خودکشی نکرده است. البته خیلی سخت است که  اطلاعات جزیی را پیدا کرد. دوست او می‌گوید که برای مدتی او را تنها گذاشته و او در حال انجام کاری کنار پنجره بوده و از بالا سقوط کرده. من در اتاق نبودم و نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده‌است. کسی او را هل نداده، او خودکشی نکرده، از بالا به پایین نپریده بلکه این اتفاق یک تصادف ساده بوده‌است. هیچ کس نمی‌داند چه اتفاقی افتاده اما از ته قلبم مطمئنم که هیچ کس ربابه را از بین نبرده‌است و خود او هم این کار را نکرده، این یک تصادف بوده‌است.»

اما او تحت فشار بود؟

«البته که هر دانش آموزی در هر کشوری زیر فشار است و والدین از او می‌خواهند که درس بخواند و بهترین باشد. من به جای پدر ربابه در مالزی بهترین‌ها را برای او می‌خواستم همان‌طور که برای تمام شاگردانم می‌خواهم.

من و شما هم تحت فشار هستیم. اما آیا ما از پنجره به پایین می‌پریم؟ البته که او با من و دوستانش بحث می‌کرد اما این بدان معنی نیست که دست به این کار بزند. من هرگز باور نمی‌کنم که او خودکشی کرده‌باشد.»

ربابه و استاد زبان انگلیسی اش در جمع دانشجویان آموزشگاه

او در پایان توصیه‌هایی به ایرانیان دارد: «من به تمام ایرانی‌ها می‌گویم که قبل از این که به مالزی بیایند خوب فکر کنند و  از سایت‌ها اطلاعات کافی را بدست بیاورند. بعضی‌ها فکر می‌کنند حتا اگر به آمریکا یا کانادا هم بروند خیابان‌ها با طلا فرش شده‌اند اما نه (آن‌جا) هم همه‌چیز واقعی است مانند هر جای دیگر. شما در هرجایی که می‌روید مانند کشور خودتان باید کار و تلاش کنید. اگر برای تحصیل هم می‌آیید حتمن موسسه آموزش زبان و دانشگاه خود را چک کنید.»

اما آن چه در این برنامه بر آن تاکید دارم نه پی‌گیری راز مرگ ربابه است و نه عوامل آن. واکاوی این حادثه ولو آنکه هیچ گونه خودکشی یا قتلی کار نباشد و این مرگ تنها در اثر یک حادثه اتفاق افتاده باشد، یادآور وجود فشارهای روانی و استرس‌هایی است که در جامعه مهاجران وجود دارد. به ویژه مهاجران جوانی که حتا برای مدتی کوتاه میهمان کشور و دیاری دیگر می‌شوند تا به آن‌چه در پی آن آمده‌اند، دست یابند.

این‌که چه عواملی فرد را به مهاجرت تشویق می‌‌ند، این که وعده‌های شرکت‌ها و مراکز فعال در این زمینه تا چه میزان واقعیت دارد و عملی است و این‌که چه عواملی سبب ایجاد حالت تعلیق و بلاتکلیفی در میان تعداد بسیاری از این مهاجران است، همه و همه مواردی است که جای کار بسیار دارد. اما در این مجال در گفت‌و گو با «ندادیلمی»، مدیر مرکز مشاور خانواده دانشگاه پیام نور شهر کوالالامپور، به شرایط و آسیب‌شناسی جامعه جوان مهاجر پرداخته‌ام.

گفت و گو با این این روانشناس و کارشناس مشاوره  را از این جا بشنوید

با سپاس از دوست گرامی که صدا و عکس ربابه را در اختیار من قرار داد

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۲ Comments


  1. شهرزاد
    1

    با سلام من یکی از دوستهای ربابه بودم من تقریبا ۵ یا ۶ سال پیش باهاش آشنا شدم
    ربابه خیلی دختر شاد سرزنده مهربان و پر انرژی بود
    مرگ ربابه خیلی هارو غمگین و ناراحت کرد
    من هنوز هم باورم نمیشه که ربابه از پیشمون رفت
    ما به یادشیم و مطمئنم که اون لبخند زیبای همیشگیش هیچوقت از یادمون نمیره

  2. 2

    wh0cd833766 cialis without prescription