Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
گزارش روز - افغان‌ها در ایران، امتحانی سخت در تاریخ‌

«مهاجرین افغان در چنگال تبعیض»

2010 April 20

سام شریف / رادیو کوچه

sam@koochehmail.com

امروز اگر هر گزارش‌گر غربی به میان مردم ایران برود، شاید از مهمان‌نوازی ایرانیان، دست و دلبازی ایشان و یا تمدن هزاران ساله آن‌ها سخن به میان آورد. از کورش و داریوش بنویسد و به فرمان‌های تاریخی پادشاهان ایرانی برای مراعات با اسیران و بردگان بپردازد و یا اشاره‌ای به مفاد منشور حقوق بشر ایرانیان بکند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اما اگر همین گزارش‌گر به سراغ افغان‌های ساکن در ایران برود، شاید از گزارش خود پشیمان شود. نقل قول‌هایی که افغان‌های ساکن در ایران از شرایط زندگی خود می‌کنند، شاید انسان را به یاد رفتار با قوم بربر و  یا فرمان‌روایی مغولان در ایران بیاندازد. ترس از مواجهه با ماموران، کنترل‌های گاه و بیگاه برای شناسایی و اخراج پناه‌جویان بدون کارت اقامت، عدم اجازه تحصیل به فرزندان ایشان، رفتارهای ناشایست در محیط کار، برچسب‌های توهین‌آمیز به این قشر از مهاجرین و در نهایت تحقیر‌های ساختاری، تنها بخشی از زندگی این افراد در خاک کشوری است که بر اساس اصول دینشان نباید به هم‌دینان خود بدرفتاری کنند. اما ایرانیان با این گونه سوابق مذهبی، برای خبرنگار غربی مهمان‌نوازترند تا شیعیان قوم هزاره. قومی از اقوام شیعه افغانستان که از مدت‌ها پیش، از بیم جان، و برای زندگی در محیطی امن دست به مهاجرت زده و ایران، همان کشوری که همانند آن‌ها به امامان شیعه اعتقاد دارند را برای زندگی انتخاب کردند.

اما امروزه این ساکنان ایران زمین، در کشور دوست و برادر ایمانی خود در شرایطی زندگی می‌کنند که شاید شرایط زندگی آنان چندان با حقوق اولیه بشری تطابق نداشته باشد.

«جمشید گراوند»، محقق و جامعه شناس ایرانی در مقاله‌ای تحت عنوان «‌تاملی بر نظریه‌های جامعه شناختی مهاجرت و مهاجرین افاغنه در ایران» دلایل مهاجرت افغان‌ها به ایران را «‌تصفیه مراکز دولتی و آموزش عالی از مخالفان، اصلاحات انقلابی برای تغییر زیرساخت‌های اجتماعی، شروع جنگ داخلی، سربازگیری اجباری، بمباران و قتل عامل بیشتر نظامیان، نقض حقوق بشر، انهدام مراکز اقتصادی و سیاست زمین سوخته، مداخله شوروی و مقاومت منفی و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و شعار امت واحد اسلامی‌‌« عنوان کرده است.

افغان‌ها در کنار برادران دینی خود

افغان‌ها در طول تاریخ مهاجرت خود چندین مقصد را برای خود انتخاب کردند. گروهی که دارای خویشاوندانی در اروپا یا آمریکا بودند و یا موقعیت اجتماعی و اقتصادی بهتری داشتند، به این سرزمین‌ها مهاجرت کردند، اما دسته‌ای که از توان مالی ضعیف‌تری برخوردار بودند و یا راهی به کشورهای جهان اول پیدا نکردند، سرزمین‌های کشورهای اطراف را پناه‌گاه امنی برای حفظ بقای خود یافتند.

ایشان در این مهاجرت، غالبن به دو دسته تقسیم شدند، دسته اول غالبن سنی‌هایی بودند که به مرز پاکستان رفتند و مدارس عالی مذهبی به راه انداختند و طلاب را به جنگ با آن‌هایی فرستادند که عامل خروج ایشان از وطن خود می‌دانستند. ولی دسته دوم راه ایران را برای آزادی خود انتخاب کردند. این دسته، شیعیانی بودند از قوم هزاره، قومی که در زمان حکومت شاه عباس صفوی به دین اسلام شیعی گرویدند و در فراگرد جنگ و خون‌ریزی، هم مسلکان خود یا همان شیعیان ایران را بر ای هم‌زیستی انتخاب کردند. این دسته از مهاجرین، بر خلاف دسته اول، در شهرهای ایران پخش شدند و هیچ‌گاه گروه منسجمی برای خود ایجاد نکردند. شاید همین عامل بود که ایشان را در مقابل عکس‌العمل‌های ایرانیان ضربه‌ناپذیر و شکننده کرد، به حدی که در مقابل برخوردهای تحقیر‌آمیز و تبعیض‌های ساختاری کمر خم کرده و به موج گم‌شدگان در تاریخ پیوستند.

این دسته از افغان‌ها، شیعیانی بودند که تصور می‌کردند که در بزرگ‌ترین کشور شیعه‌نشین دنیا، در حالی که غبار جنگ‌های پی‌در‌پی را بر دوش دارند، از آن‌ها استقبال می‌شود. این در حالی بود که به شدت تحت آزار و اذیت‌های ساختاری قرار گرفتند، به طوری که حقوق اولیه بشری از جمله حق تحصیل، حق ازدواج بدون محدودیت‌های نژادی و قومی، حق انتخاب محل اقامت و حق داشتن حداقل‌های قانونی برای کار کردن و امرار معاش را از دست دادند.  از بارزترین محدودیت‌هایی که برای مهاجرین قانونی به ایران ایجاد شده بود، می‌توان به موردی اشاره کرده که بالاخره بعد از سال‌ها  فرزندان کنسول‌گری افغانستان در مشهد، در سال 1383 اجازه گرفتند تا فرزندان خود را به مدرسه بفرستند، که خود تبعیضی بود برای کسانی که از این حق اولیه نیز برخوردار نبودند. در این میان نمی‌توان این انتظار را داشت که فرزندان مهاجرین غیر‌قانونی که تنها برای حفظ جان، مجبور به ترک وطن خود شده بودند، اجازه تحصیل و غیره داشته باشند. در حالی که در هیچ‌کدام از کشوهای جهان اول، اصل و نسب، رنگ پوست، جنسیت و یا اقامت قانونی و حتا غیر‌قانونی والدین، مانع از آن نمی‌شود که دولت این دسته از کشورها، فرزندان مهاجرین را از تحصیل ممنوع کنند.

اما این شرایط تنها نیمه راه برای این دسته از مهاجرین است. گروهی توانستند از ایران، خود را به مرزهای اروپا و آمریکا برسانند، و مهاجرت دوم را برای خود رقم بزنند. پدیده‌ای که از دیدگاه جامعه شناسی مهاجرت، بسیار سخت قابل توجیه است. در واقع، مهاجرت خود به تنهایی پدیده‌ای بسیار پیچیده است که جنبه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و عاطفی بسیاری را در خود پنهان کرده است. پدیده‌ای اجرای آن  برای هر کسی مقدور نیست. جابه‌جایی و نقل مکان جغرافیایی، تنها مشخصه‌های تعریف پدیده مهاجرت نیست. عدم آشنایی با محیط جدید، مشکلات اداری، مشکلات فرهنگی در پذیرش محیط فرهنگی جدید و هم‌چنین، عدم اطمینان به یافتن شغل، از خواص این پدیده جهان شمول است. با این حال عده‌ای از این افغان‌ها راه زندگی را برای خود در مهاجرت اول سخت یافتند و با تمام مشکلات خود را به‌طور قانونی و یا غیر‌قانونی به مرزهای کشورهای غربی رساندند. کشورهایی که برای آن‌ها هم از نظر زبان و هم دین و فرهنگ بومی بسیار غریبه بود.

مهاجرت دوم افغان‌ها، گاهی برایشان مضر هم نبود؛ امکان بیان عقاید در محیطی آزاد، امکان ادامه تحصیل و داشتن حق کار و ازدواج با اتباع این دسته از کشورها، امکان ارتباط با سایر فرهنگ‌ها و آشنایی آن‌ها با زبان و فرهنگ سایر کشورهای پیشرفته، این امکان را به آن‌ها داد تا پس از برقراری آرامش نسبی در سرزمین مادری خود، مسیر بازگشت را برای خود هموار‌تر ببینند.

گرچه بازگشت به کشور جنگ‌زده و هم‌چنان ناپایدار افغانستان برای آن‌ها ساده نیست، اما گروهی از این مهاجرین برای بازسازی کشور خود و شرکت در فعالیت‌های اقتصادی آن، با کوله‌باری از تجربه‌های گران‌بها به سرزمین خود بازگشتند تا شاید بتوانند شرایطی را فراهم آوردند تا دیگر هم‌وطنان خود در کشور غریبه، احساس حقارت نکنند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۱ Comment


  1. Mashti Mashalla
    1

    Sam Sharif

    Tashakor bekhatre haghayeghi ke gofti.

    Barayat arezooye mowafaghiat mekonam ta bashi wa haghighatha ra boguyi.

    Mashti Mashalla