Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
به بهانه زادروز «ویلیام شکسپیر»

«شکسپیر عاشق و دستمال دزدمونا»

2010 April 23

محبوبه / رادیو کوچه

mahboobeh@koochehmail.com

بیست و سوم آوریل برابر با سوم اردیبهشت و مصادف با زادروز «ویلیام شکسپیر» ‏در سال 1564 است. شهرت شکسپیر به عنوان شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایش‌نامه‌نویس  منحصر به فرد است و برخی او را بزرگ‌ترین نمایش‌نامه‌نویس تمام دوران می‌دانند. از آثار معروف او می‌توان به «هملت»، «اتلو»و « رمئو و ژولیت» اشاره کرد.

دوستی نعمت گران‌بهایی است، خوشبختی را دو برابر می‌کند و به بدبختی تخفیف میدهد.«ویلیام شکسپیر»

«ویلیام شکسپیر» در ۲۳ آوریل سال ۱۵۶۴ در «استراتفورد» متولد شد. او  بزرگ‏ترین فرزند پسر، «جان شکسپیر»  و سومین فرزند از هشت فرزند او بود. پدرش، بازرگان محلی و مادرش «مری‏آردن»، دختر یک کشاورز ثروت‌مند بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به احتمال زیاد: «شکسپیر» در مدرسه ی صرف و نحو محل زادگاهش تحصیل کرد و در فروشگاه پدرش شاگردی می‏کرد، ولی بنا به‏روایتی، به دلیل ورشکسته شدن پدرش، ناچار به شاگردی‏ در یک قصابی شده است. براساس شواهد، می‏توان گفت که او در دوران جوانی، زمان زیادی را به شکار و تفریح با بازشکاری پرداخته است، چرا که در نمایش‏های او، می‏توان رد پای دانش این دو کار را یافت  چیزی که بادیگر نمایش‌نامه ‏نویسان آن دوره به طور کامل تفاوت‏ دارد.

ویلیام در سال ۱۵۸۲ در سن 18 سالگی با «آنه‏ هاتاوی» که هشت سال از او بزرگ‌تر بود، ازدواج کرد. و ثمره ازدواج آن‌ها یک دختر در سال 1583 و یک پسر و دختر دوقلو در سال 1585  بود. در واقع باید یادآور شد که بسیاری از حقایق زندگی شکسپیر مبهم است. او در سال ۱۵۸۸ به تنهایی به لندن نقل مکان کرد.

او در تماشاخانه‌ای مشغول به کار شد، در آغاز اغلب به حفاظت اسب‌های مشتریان مشغول بود، ولی کم‌کم به درون تما‌شاخانه راه یافت و به تصحیح و تکمیل نمایشنامه‌های نا‌تمام پرداخت و خود روی صحنه آمد و نقش‌هایی ایفا کرد و وظایف دیگر پشت صحنه را بر عهده گرفت. این تجارب همه برای او مفید واقع شد. در همین دوره کارش را چنان با مهارت انجام میداد که حسادت هم‌قطاران را بر می‌انگیخت.

در آن زمان هنرپیشگی و نمایش‌نامه نویسی حرفه‌ای محترم و محبوب تلقی نمی‌شد و طبقه متوسط که تحت تأثیر تلقین‌های مذهبی قرار داشتند، آن را مخالف شئون خویش می‌دانستند. تنها طبقه اعیان و طبقات فقیر بودند که به نمایش و تماشاخانه علاقه نشان می‌دادند.

و در آن دوره بود که شکسپیر قطعات منظومی سرود که باعث شهرت او شد مانند عشق اساطیری «ونوس و آدونیس» و «ربودن لاکریس» و در همان سال‌ها اولین نمایش‌نامه کمدی خود را به نام «تقلای بی فایده عشق» در حضور ملکه «الیزابت اول» در قصر بازی کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت و از آن به بعد نمایش‌نامه‌های او تحت حمایت ملکه به  صحنه می‌رفت. و بعد از چند سال او به‏ عنوان یک هنرپیشه و نمایش نامه‌نویس موفق، مطرح شد.

ملکه الیزابت در سال 1603 زندگی را بدرود گفت، ولی تغییر خاندان سلطنتی باعث تغییر رویه‌ای نسبت به شکسپیر نشد. «جیمز اول» به شکسپیر و بازیگران او اجازه رسمی برای نمایش اعطا کرد.  نمایش‌نامه‌های او در  تماشاخانه «گلوب»، بازی می‌شد. که می‌توان گفت بهترین نمایش‌نامه‌های شکسپیر در همین تماشاخانه به اجرا درآمد. هرشب شمار زیادی از زنان و مردان آن روزگار به این تماشاخانه می‌آمدند تا شاهد اجرای آثار او توسط گروه پر آوازه  «لرد چیمبرلین» باشند.

در تمام این سال‌ها خود شکسپیر با تلاشی خستگی ناپذیر  چه در مقام نویسنده و چه به عنوان بازیگر کار می کرد.

شکسپیر بزودی موفقیت مادی و معنوی به دست آورد و سرانجام در مالکیت تماشاخانه سهیم شد. این تماشاخانه در سال 1613 در ضمن بازی نمایش‌نامه «هانری هشتم» سوخت و سال بعد بار دیگر افتتاح شد، که آن زمان دیگر شکسپیر حضور نداشت، چون با ثروت سرشار خود به شهر خویش برگشته بود. تا درآنجا از هیاهوی زندگی در شهر لندن دور باشد و شاید می‌خواسته کمی استراحت کند. چرا که او دیگر کم و بیش آن‌چه را که در همه آن سال‌ها در جستجویش بود  به دست آورده بود. اما او نوشتن را ادامه داد نمایش‌نامه‌هایی که در این دوره از زندگیش نوشته « زمستان» و «طوفان» هستند که اولین بار در سال 1611 به اجرا در آمدند.

شهرت شکسپیر به عنوان شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایش‌نامه نویس منحصر به فرد است و برخی او را بزرگترین نمایش‌نامه نویس تمام دوران می‌دانند.

اما سرانجام ویلیام شکسپیر در آوریل ۱۶۱۶ درگذشت و او را در کلیسای زادگاهش به خاک سپردند. او حتی قطعه‌ای ادبی نیز برای روی سنگ قبر خود گفته که بر روی آن حک شده‌ است او چنین گفته: «به خاطر حضرت مسیح از کندن خاکی که این‌جا را احاطه کرده خودداری کن، خجسته باد کسی که این خاک را رها کند و نفرین باد کسی را که استخوان‌های مرا بردارد.»

خانه مسکونی او با وضع اولیه خود در استراتفورد محل زیارت‌گاه همیشگی علاقمندان به ادبیات بوده و هر ساله در آن شهر جشنی به یاد این مرد بزرگ برپا می گردد. شهرت شکسپیر به عنوان شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایش‌نامه نویس منحصر به فرد است و برخی او را بزرگترین نمایش‌نامه نویس تمام دوران می‌دانند.

او در حالی مرد که به سال ۱۶۱۶ هیچ نسخه‌ی جمع آوری شده‌ای از آثارش وجود نداشت، و بعضی از آن‌ها در نسخه‌هایی مستقل چاپ شده بودند که همان‌ها هم بدون نظارت او ویرایش شده بود. اما در سال ۱۶۲۳ دو تن از اعضای هیئت جمع‌آوری آثار شکسپیر «جان همینگز» و «هنری کاندل»  نسخه‌ای جمع آوری شده از تمام نمایش‌های شکسپیر را  که مورد تصحیح و رسیدگی قرار گرفته شده بود را به چاپ رساندند که «فیرست فالیو» نام گرفته شد .

شکسپیر در طی 24 سالی که به نویسندگی و کارگردانی اشتغال داشته چندین اثر معروف و مشهور دارد که این‌گونه ذکر شده:

تیتوس اندرونیکوس، تلاش بیهوده عشق، کمدی اشتباهات، رومئو و ژولیت، دو نجیب زاده ی ورونا

رویای یک شب نیمه تابستان، تاجر ونیزی، رام کردن زن سرکش، زنان شوخ طبع وینزر، هیاهوی بسیار

برای هیچ، آنچه دلخواه توست، شب دوازدهم، قیصر،  آنچه به نیکی پایان پذیرد نیک است،  هاملت،

کلوخ انداز را پاداش سنگ است، ترویلوس و کرسیدا، اُتللو، لی یر شاه، مکبث، آنتونی و کلئو پاترا،

تیمون آتنی،  کوریولانوس، پریکلس، سیمبلین، توفان، داستان زمستان.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,