Saturday, 18 July 2015
25 November 2020
بوم رنگ

«شعر نو در کانون لاندن اسکول»

2010 April 24

شیرین دهقان / دفتر آمریکا / رادیو کوچه

shirin@koochehmail.com

در شهر لندن توسط چند شاعر نو‌پرداز و دگراندیش ایرانی مرکزی به نام کانون شعر «لاندن اسکول» افتتاح شده است. اشعار، نوشته‌ها و شعرهای فارسی و ترجمه به زبان‌های زنده‌ی دنیا از فعالیت‌های این کانون است.

دکتر ابول‌فروشان متولد تهران است و در سال 1356 شمسی پس از دریافت دیپلم رشته ریاضی از دبیرستان «البرز»، تهران را به سوی لندن ترک می‌کند. از سال 1976میلادی در امپریال کالج دانشگاه لندن ادامه تحصیل می‌دهد و با اخذ درجه دکتری در رشته مهندسی مکانیک سیالات از همین دانشگاه فارغ التحصیل می‌شود. ابول‌‌فروشان هم‌چنین از سال 1983 به صورت جدی به سرودن شعر و نوشتن نقد ادبی پرداخته است. از اعضای فعال نشست‌های شعری لندن مثل جلسه «پوئتری سوسایتی» بوده است.

تاکنون از ابول فروشان کتاب‌های زیر منتشر شده است:
1- زبانی علیه زبان(انگلیسی)
2- ترجمه کتاب «من در خطرناک زندگی می‌کردم» (سروده علی عبدالرضایی به انگلیسی)
3- برای عطسه‌ام به بیابان تو محتاجم ( فارسی و انگلیسی)
4- سیکسولوژی، (ترجمه همه شعرهای بلند علی عبدالرضایی به انگلیسی)

گفتنی است که از ابول فروشان شعرها و مقالات متفاوتی در مجلات ادبی انگلیس و آمریکا منتشر شده است. و رساله او با نام «قطعات» که در آن به بررسی و تحلیل شعرهای علی عبدالرضایی پرداخته تاکنون در بسیاری ازسایت‌ها و مجلات مطرح انگلیسی انتشار یافته است.

شیرین با ابول فروشان، یکی از موسسان این کانون گفت‌وگویی کرده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آقای ابول‌فروشان شعر در زندگی شما از کجا شروع شد؟

شعر در زندگی من از زمان مرگ غیر‌مترقبه پسر بچه 7 ساله‌ای که از فامیل‌های نزدیک من بود، آغاز شد. و 24 ساعت بعد از این‌که صحبت این بود که چه‌چیز زنده است و چه‌چیزی می‌میرد، خبر مرگ پسر به من رسید. و در حالی‌که  خانواده‌ی او در شوک شدیدی بودند، من مجبور بودم که جسد این پسر را شناسای کنم. در راه و در ترافیک که می‌رفتم تا این پسر را شناسایی کنم، افکاری به سرم زد که برای خودم عجیب بود. از طرفی هم احساس و تصمیم نوشتن برای من تداعی بود که لازم بود بنویسم و این شروع نوشتن من بود. شوک این اتفاق در یک دوره سه ماهه طول کشید. تمام سوال‌های ذهنی که داشتم، من را زیر سوال می‌کشید.  بعد از آن اتفاق، من در زمان کوتاهی سی صفحه شعر  را نوشتم. من در نقاشی سابقه‌ی هفت یا هشت ساله هنری داشتم.

پس از ورود من به انگلیس سبب شد که نقاشی برای من حذف شود. به‌خاطر فضا و نور متفاوتی که بود الهامات را در خودم به صورت شعر بروز می‌دادم. از طرفی به سبک‌های مختلف کار می‌کردم. از شعر مدرن ایران آگاه بودم که از الهام‌های گذشته من بود. از شعر دوران قبل از انقلاب ایران از «فروغ فرخزاد» گرفته تا «گلشیری» تا همه کارهای «شاملو» یا «سهراب سپهری» آشنا بودم. همیشه برای من این سوال بود که چه‌طور می‌شود «کوبیسم» را از نقاشی وارد شعر کرد. سعی می‌کردم مکتب‌های نقاشی را با استفاده از قلم به‌کار بگیرم.

دکتر ابول فروشان

چند فرهنگی در من نه تنها بین ایران و انگلیس اتفاق افتاد بلکه در خود انگلیس اتفاق افتاد. اگر شما در لندن باشید، شعرایی از تمام مردم دنیا هستند که از کشورهای مختلف سر یک میز می‌نشینند که ایرانی هم در بین آن‌ها خیلی زیاد است. ‌من سفرهای زیادی می‌کردم.  به همین خاطر چند فرهنگی در کار من بوده است. وقتی با «علی عبدالرضایی» آشنا شدم، با تمام دغدغه‌های سبکی و شعری که داشتم دیدم که تجربه‌های بینابین فرهنگی هم در او هست و  با تمام شعرای بین‌المللی  آشنایی داشت. و این‌ها همه موضوعاتی بود که دیدیم با انتقال فارسی به انگلیسی  یک سبک جدیدی برای مبارزه با سانسور که در شعر فارسی خصوصن در دهه هفتاد به بعد در ایران بود، به‌وجود بیاید.

مکتب و کانون شعری که در لندن تحت عنوان لاندن اسکول توسط شما و چند شاعر نو پرداز و دگر‌اندیش ایرانی آغاز شده است. در  مورد کار این کانون بیشتر توضیح دهید؟

در مورد چند جانبه بودن متن در مورد چند فرهنگ  بودن متن در مورد انتقال متون از ایران به خارج، باعث شد این مکتب و شالوده دبستان لندن  شروع شود. پخش شعر در دنیا هنوز شروع نشده بود. برای این‌که هنوز ادبیات در بین دیوارهای هر کشور حبس مانده. در ایران  این حبس نه تنها حبس زبان فارسی بود، بلکه حبس سانسور و محدودیت‌هایی بود که از طرفی تحمیل می‌شود و از طرفی خود شاعر و نویسنده به خودش تحمیل می‌کند. یعنی سانسور  را درونی می‌کند. و همین موجب شد این کارهایی که نطفه‌ی آن در تاریخ بعد از انقلاب ایران گذاشته شد و در همین دورانی که در دهه هفتاد کارهای جدید کردند و نسل اول بعد از انقلاب بودند، چون بیشترین امکانات در اختیارشان نبود، موجب شد که ما در خارج از کشور شروع به انتشار این کارها کنیم. از جمله کارهایی که «پرهام شهر‌جردی» برای مدت‌ها در مجله‌ی شعر کرده بود.  که تمام کارهای جدید از شاملو به بعد را در مجموعه اشعار ترجمه شده می‌توان پیدا کرد.

این کارهای علی عبدالرضایی هم در همین کانون شعر ضبط شده بود. چیزی که در مدرسه لندن به‌وجود آوردیم این است که شعر را چند زبانه کردیم و شعر فارسی را در این زمان‌هایی که باید مسطح باشد، مثل کالایی با انگلیسی رد و بدل کنیم. و کارهایی که من کردم فردی به زبان آلمانی ترجمه می‌کند و فردی هم  به زبان فرانسه تبدیل می‌کند. حدود دو سال پیش یک نسخه‌ی هفت زبانه چاپ شد. و این بینابینی فرهنگ و مختلفی شعر و متن موجب مشخص شدن «لاندن اسکول» برای نسل بعد شد.

آقای ابول‌فروشان عکس‌العمل مخاطبان شما کسانی که به زبان‌های غیر‌فارسی این اشعار را می‌خوانند  در مقابل این کارها، فعالیت‌ها و در ترجمه‌های شعری شما چیست؟

در حدود دو سال پیش کارهای جدیدی که آرشیو شده، به چند زبان درست شد و بعد به چاپ ‌رسید. مثلن آخرین نسخه‌ای که چاپ شد، کتاب «من در خطر زندگی می‌کردم»  از علی عبدالرضای بود که من ترجمه کردم. و در «امنیستی اینترنشنال» آن را اجرا کردیم. یکی از کارهای خود من به نام «زبانی علیه زبان» چاپ شد. به تدریج مجلات  شعری دیگری هم که در حقیقت رسانه‌های بین‌المللی شعری هستند در شش و هفت ماه اخیر تعداد زیادی از کارهای ما را هر هفته به چاپ رسانده‌اند. از جمله در کامیک اینترنشنال کلاب که بهترین شعرای بین‌المللی را معرفی می‌کند.

آخرین فعالیت‌هایی که لاندن اسکول انجام می‌دهد برگزاری شب شعری در ماه آوریل است. کمی در مورد این آخرین برنامه توضیح دهید؟

این چهارمین برنامه‌ای ‌است که لاندن اسکول انجام می‌دهد. که برگزاری شب شعری ‌است که خواندن شعر را از ردیف خوانی فارسی بیرون کنیم. کار را به صورت شعر در جو چند رسانه‌ای از قبیل استفاده از رادیو و یا شاید بیشتر هنر‌پیشگی شعر نشان دهیم.

مهم این است که جوی که در این شعر هست ظاهر شود. همیشه به صورت درونی  منتقل نشود. ما وقتی شعر را چاپ می‌کنیم انتقال درون به درون و انتقال از متن به خواننده است. ولی وقتی شما در مجلس  شعری می‌نشینید و  شعر می‌خوانید  جنبه‌ی این کار بیرونی می‌شود. فقط تبدیل به یک صدا نمی‌شود. و این امکان را به‌وجود می‌آورید که کلاژ‌هایی از شعرهای مختلف را به‌وجود می‌آوریم.  بعضی وقت‌ها ما شعر را به‌طور کامل نمی‌خوانیم. در نتیجه ترکیبی از شعرهایی می‌شود که چند شاعر را در خودش جا داده است. چند ذهنیت در آن وجود دارد.  فرق کار ما با قدیم این است که شعر تحول پیدا می‌کند.  این ادبیاتی است که در حال تحول است.

آن‌چه من در آن دست دارم این است که ریاضیات، حساب و هندسه را هم در خلق شعر و نقد و طرح آن بیاوریم. و این کار ما فلسفه‌ی شکل‌گیری تصویری هنر است که با هم ارتباط بر‌قرار می‌کند. چند شاعر معروف جهان دور هم جمع شدند که در مورد اتفاقات ایران شعر می‌گویند که یک نوع کارناوال شعری است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۵ Comments


  1. مريم امجد
    1

    ابول فروشان یکی از اعضای اصلی دبستان لندن است که گروهی گلوبال است و در عرصه ادبیات جهانی مدعی است عجیب است که رادیو کوچه با این منتقد و مترجم شعرهای علی عبدالرضایی گفتگو می کند و عکس سهراب
    سپهری را منتشر می کند.
    متاسفانه این کار رادیو کوچه اصلا حرفه ای نیست و به نوعی دهن کجی به شعر پساهفتاد است که خود را پست مدرن می دانند و نسبتی با شعر کسانی مثل سهراب سپهری ندارند


  2. حمید اصلانی
    2

    با تشکر از رادیو کوچه بخصوص شیرین دهقان که این برنامه شنیدنی و غرورآفرین را تهیه کرد


  3. حسن انصاری
    3

    درباره مدرسه ی لندن قبلن هم شنیده بودم و خوشحالم که یک گروه ایرانی بعداز قرن ها ظهور کرده که در عرصه ادبیات جهانی مطرح است کارهای شما را در فیس بوک دنبال می کنم و لذت می برم.فقط ای کاش رادیو کوچه با علی عبدالرضایی نیز گفتگو می کرد که انگار سالهاست برج عاج نشین شده است


  4. شهریار حامدی
    4

    مصاحبه جالبی بود هرچند که دوست تر می داشتم نظر علی عبدالرضایی و پرهام شهرجردی را که سخنگوی لندن اسکول است در این باره بدانم چون حدود پنج سال است که پرهام شهرجردی با بنیان نهادن مجله شعر و دفاعی که از شعر علی عبدالرضایی طی این سالها داشته مقدمات طرح این شاعر ایرانی را در عرصه بین المللی فراهم کرده است باید نظر ایشان در این باره تحلیلی و شنیدنی باشد.با تشکر از رادیو کوچه و شیرین دهقان
    شهریار

  5. 5

    در ادامه این مصاحبه نظر علی عبدالرضائی و پرهام شهرجردی نیز شنیدنی خواهد بود