Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
نغمه‌های ایرانی - قسمت دوم

«فاخته‌ای به نام ناشناس»

2010 April 25

آوا و آرش / دفتر آمریکا / رادیو کوچه

نام «حسین قوامی» هنرمندی که بیش از نیم قرن در خدمت موسیقی ایرانی بود، نامی آشنای صاحب‌دلان است و مقام والای او بر کسی پوشیده نیست. مردی فروتن و بی‌ادعا که آوای دلنشین او در دل‌ها جای دارد و صفحات یا نوارهای آوای جاودانی‌اش را در هر خانه‌ای می‌توان سراغ گرفت. قوامی نه تنها خدمت‌گزار موسیقی بلکه مروج شعر و ادبیات نیز بود. شعر‌ها را چنان واضح و آشکار می‌خواند که هر شنونده‌ای می‌فهمید، احساس می‌کرد و بدان گوش می‌سپرد. با قوامی«‌رضی‌الدین آرتیمانی» را شناختیم و به حال و هوای اشعار سعدی و حافظ و مولانا نزدیک شدیم‌‌. صدای نرم و بی‌مانندش‌، درک فوق‌العاده‌اش از شعر و آگاهی ژرفش از موسیقی ایرانی، نام و یاد او را هرگز از قلب دوست‌دارانش نخواهد زدود.

بخش اول

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سال 1288 خورشیدی در تهران زاده شد، مادرش آوای گرمی داشت و به گفته‌ی استاد « ….. هنگام تلاوت قرآن متوجه صدای گیرا و جذابش می‌شدیم ….» از ده – دوازده سالگی با صفحاتی که در دسترس بود  به تقلید از صدای خوانندگان پرداخت‌، هر چند که کار آسانی نبود و مخالفت پدر را نمی‌توانست سرسری بگیرد .

مرحوم «حسین‌خان اسماعیل‌زاده» استاد بزرگ موسیقی نزدیک خانه‌ی قوامی کلاس تعلیم داشت‌. استادی که هنرمند‌انی مانند‌: «صبا»، «مرتضا محجوبی»،  «رضا محجوبی»، «حسین یاحقی»، «حسین تهرانی»  و  ….   از شاگردان او  بودند. رفت و آمد خانوادگی سبب شد تا مرحوم اسماعیل‌زاده به قدرت صدای حسین پی ببرد و به او پیشنهاد تعلیم بدهد اما پدر تسلیم نا‌پذیر می‌نمود‌. همسایگان و اهل محل چون دیدند حسین ضمن علاقه‌مندی به آداب مذهبی صدای خوشی دارد‌، شب‌های ماه رمضان دنبالش می‌رفتند و او را به مسجد سپهسالار می‌بردند و از روی دفترچه‌ای که به دستش می‌دادند نزدیک به نیم ساعت در گلدسته‌ها مناجات خوانی می‌کرد‌. این نیز چندان نپایید و با ممنوعیت پدر  رو‌به‌رو شد‌. از آن پس حسین تنها می‌توانست در خانه و دور از چشم پدر با استفاده از صفحه به تمرین آواز سرگرم شود‌.

پس از در گذشت پدر ، مادر روشن‌فکر فرمان آزادی حسین را صادر کرد و چون برادرش مشغول یاد‌گیری تار بود به کمک وی با استادانی چون  «احمد عبادی»  و «حسین یاحقی»  آشنا شد‌. سال 1308 تصادف به یاری او شتافت و مرحوم «ظلی» را شناخت‌. شناختی که به دوستی نزدیک انجامید و تا پایان عمر  «ظلی» ادامه یافت‌. سال 1312 نخست با برادران وفادار  و به دنبال آن با یکی از خوانندگان مشهور و سطح بالای آن دوران «مرحوم عبداله حجازی‌« آشنا شد و مدت 6 سال نزد او به تعلیم آواز و شناخت ردیف‌های موسیقی ایرانی گذراند‌. هم‌زمان از محضر دیگر استادان کسب فیض کرد و به مقامی رسید که اساتید موسیقی معتقد شدند که او دست‌گاه‌ها و مقام‌ها را به کمال می‌شناسد و اجرا می‌کند‌.

سال 1325 شادروان «حسین‌قلی مستعان» نویسنده‌ی مشهور که ریاست رادیو را داشت از او خواست تا همراه برادران وفادار برنامه‌ای در رادیو اجرا کند‌. او خود در این مورد گفته  «… شب قول دادم اما صبح پشیمان شدم‌. می‌خواستم تلفنی انصراف خود را اطلاع دهم اما مستعان شبانه خبر را به رادیو داده بود. کار از کار گذشته بود. ساعت 5/1 همراه با برادران وفادار و مرحوم «همدانیان» برنامه اجرا شد و به‌دنبال آن تلفن‌های رادیو برای شناختن این خوانند‌ه به صدا در آمد‌. اما کسی جواب قانع کننده‌ای نگرفت‌، قوامی افسر ارتش بود و خوانندگی برای نظامیان ممنوع‌. این برنامه آوازی در مایه‌ی ابوعطا بود و او خود احساسش را چنین بیان کرده: «بار اول که می‌خواستم اجرای برنامه کنم‌، وحشت کرده بودم و حتا در شروع برنامه از فکر این‌که میلیون‌ها نفر صدای مرا می‌شنوند و اگر وسط کار‌، برنامه خراب شود‌، چه آبرو‌ریزی خواهد شد‌، بدنم به لرزه افتاد‌. ولی بعدها این مسئله عادی شد.»

او شش ماه با نام «‌نا‌شناس‌« آواز خواند و پس از آن به پیشنهاد مرحوم «روح‌‌اله خالقی» نام مستعار «‌فاخته‌ای» را برگزید و تا سال 1341 که باز نشسته شد‌، توانست با نام واقعی خودش برنامه اجرا کند‌. شادروان قوامی از سال 1325 تا سال 1331 هر هفته روز‌های جمعه در رادیو برنامه داشت و نزدیک به 300 برنامه اجرا کرد که متاسفانه به دلیل کمبود امکان ضبط و پخش مستقیم اثری از آن‌ها بر جای نمانده.

ستاد قوامی در تلویزیون نیز فعالیت داشت و شاگردانی تعلیم داد‌، او خود گفته: «در سال‌های آغازین کار تلویزیون‌، کلاسی در ساختمان تلویزیون تاسیس شد و از بین ‌گروهی داوطلب 18 نفر برای تمرین آواز انتخاب شدند‌. حدود یک سال به همراهی استاد «حنانه»‌‌، «زرین پنجه» و استاد «بهاری» به تعلیم شاگردان پرداختیم و هر کدام از ما آموزش یکی از رشته‌های موسیقی را بر عهده داشتیم.»

شادروان قوامی‌، حال وهوای شعر و آهنگ را درک می‌کرد و همواره چنان می‌خواند که شاعر و آهنگ‌ساز را به شگفتی وا می‌داشت‌. در سال 1366 نواری با عنوان «آوای فاخته» با آهنگی از عماد رام و صدای قوامی با اشعار حافظ و نیما و سال 1367 نیز «بهار عاشقان» که شاهکاری از قوامی و همایون خرم است با اشعار مولانا منتشر شد که شگفتی‌آفرین است و بیان‌گر آن‌که این هنرمند در مرز 80 سالگی هم همان صدای گرم گیرا و دل‌نشین را داشت و چنین مردی هرگز نخواهد مرد‌.

بخش دوم

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مرحوم قوامی در اواخر عمر به دلیل بیماری گوشه‌گیری گزید و خانه‌نشین بود‌، ضعف چشمان توان خواندن و نوشتن را از او گرفته بود‌. تنها یاران نزدیکی چون «عبدالعلی وزیری» و مهندس «گلشن ابراهیمی»‌، گاهی به دیدارش می‌رفتند و از میان موسیقی‌دانان‌، «شهرام ناظری» شاید تنها کسی بود که لحظه‌ای او را فراموش نکرد‌. همه اورا دوست داشتند‌، حتا جوانان کم سن و سال که با دسته‌های گل به خانه‌اش می‌رفتند‌، چهره‌ی تکیده و مهربانش را می‌بوسیدند و او با لبخند به این بوسه‌های لبریز از صفا و محبت پاسخ می‌داد‌، شگفت‌زده می‌شد از این‌که می‌دید بر خلاف تصور‌، جوانان او را می‌شناسند و دوستش دارند‌. افسوس که «فاخته»ی خوش‌خوان و هنر‌مند‌، دیگر آن حال و حوصله‌ی گذشته را نداشت‌، می‌توانست بخواند و خود می‌گفت:  «این چشمه در من خشک نشده‌، شوق خواندن نمانده .»

سرانجام‌، غروب روز پنجشنبه هفدم اسفند ماه 1368 جهان را بدرود گفت و پرنده‌ی روح «فاخته» به آسمان‌ها پر کشید . مراسم تشییع شکوه‌مندی برگزار شد و پیکر آن روان‌شاد از برابر تالار وحدت (‌رودکی‌) با بدرقه‌ی هزاران تن شیفتگان موسیقی ملی و دوستان به امامزاده طاهر کرج منتقل و در کنار دوست دیرین و هم‌نوای هنر آفرینش‌، سلطان آواز شادروان «غلام‌حسین بنان» به خاک سپرده شد.

منبع: برگرفته از سایت «گوناگون»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۱ Comment


  1. شاهرخ فومنی
    1

    با تشکر از تهیه این برنامه باید یاد آوری کنم که جوانی از پزویز یاحقی نیست. از حسین یاحقی – دایی و استاد پرویز یاحقی – است.