Saturday, 18 July 2015
30 November 2020

«نامه یک زندانی سیاسی اعدامی به دبیر کل سازمان‌ملل»

2010 April 28

مهدی اسلامیان

ریاست محترم سازمان ملل متحد جناب آقای بان کی مون،

با سلام و نهایت ادب و احترام خدمت شما ریاست محترم سازمان ملل به استحضار حضرت‌عالی می‌رسانم این‌جانب مهدی اسلامیان روشن‌فکر و مدافع حقوق بشر و زندانی سیاسی که مدت 2 سال است بی‌گناه تحمل حبس می‌نمایم و مدت یک سال است در سلول‌های مخوف و انفرادی بند 209 زندان اوین زیر شدیدترین شکنجه‌ها قرار داشتم و تمامی این سختی‌ها را به جرم برادر بودن متحمل شدم .

طبق گفته‌‌های نادرست معاون امنیت دادستان دادگاه انقلاب پایتخت ایران تهران به اتهام محاربه، افساد فی ارض‌، عضویت در انجمن پادشاهی‌، تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران‌، کمک مالی موثر به گروهای ضد انقلاب بی‌دلیل و بدون هیچ دلیل و مدرکی و اعترافی توسط قاضی به اعدام محکوم شدم .

و هم اکنون در برابر چوبه دار ایستاده‌ام و سه نفر از هم بندانم بخصوص برادر کوچکم (محسن اسلامیان 19 ساله) در تاریخ 21 / 2 / 1388 در شیراز اعدام شدند و مابقی هم بندانم در زندان اوین بدون هیچ دلیل و مدرکی متحمل کیفر شدیم .

در این مدت که در انفرادی‌های زندان اوین بودم شب‌ها از صدای ناله‌های دختران و پسران از خواب بیدار می‌شدم و تا صبح هم‌راه با داد و فریادهای این مظلومان با خدای خود راز و نیاز می‌کردم و می‌گفتم خدایا کجایی؟ آیا تو هستی‌؟ در این مدت که در 209 اوین بودم متحمل شکنجه‌های زیادی شدم که گاهی اوقات از شدت شکنجه خود را با سر به دیوار می‌کوبیدم و بارها و بارها صدای غل و زنجیر جوانان این مرز و بوم را می‌شنیدم که از این سالن به آن سالن می‌رفتند .

مدت چهار ماه که در بند عمومی زندان اوین بودم‌. جوانانی را برای مداو به بهداری می‌آوردند که همگی خرد سال یا جوان بودند و به‌خاطر تجمعات بعد از انتخابات به‌شدت شکنجه شده بودند و تمام صورت و بدن آن‌ها متورم و کبود بود که دل هر آزاده‌ای به درد می‌آورد‌. هر روزی که بنده به بهداری می‌رفتم دختران نوجوان را می‌دیدم که همگی بچه بودند و با لباس کاملن پوشیده و چهره‌ی ترسیده و مضطرب آن‌ها را می‌دیدم .

آقای بان کی مون آیا حق ما جوانان ایران از زندگی این است؟ آیا خداوند ما را برای زجر کشیدن آفریده است؟ آیا شما که نماینده تمام کشورهای دنیا هستید و برای بازدید از کشور عزیزمان ایران قصد دارید بیایید‌. آیا از زندان‌هایی مثل اوین و رجایی‌شهر برای رسیدن به حقیقت بازدید خواهید کرد؟ آیا دین خود را به خدا و فعالین حقوق بشر و مردم همان‌گونه که قصم خورده‌اید ادا می‌کنید؟

آقای بان کی مون بنده را به‌خاطر دفاع از حقوق زندانیان حدود 8 ماه است که به زندان رجایی‌شهر تبعید کردند و در این‌جا بارها و بارها نقض حقوق بشر را مشاهده کردم‌. بهداشت،درمان، آب و غذا در این‌جا بسیار وضعیت اسفناکی دارد. آب آشامیدنی این‌جا کاملن گل‌آلود و کثیف است‌. از نظر بهداشت و درمان بسیار در مضیقه هستیم‌. دکترهای متخصص در این زندان برای مداوای زندانی وجود ندارد و بارها و بارها دیده‌ام که کسانی که به دنبال حق و حقوق خود هستند به‌شدت از طرف مامورین زندان مورد ضرب وشتم قرار گرفته و دیده‌ام که هنگامی کسی را می‌خواهند به سلول انفرادی منتقل کنند با دست‌بند و پابند وی را به سلول انتقال می‌کنند و بارها و بارها مشاهده شده به‌خاطر اشتباهات روسای زندان به‌شدت با هم درگیر شدند و تا پای مرگ با هم جنگیدند در این‌جا اگر کسی به مداوی اورژانسی احتیاج داشته باشد چنین امکانی وجود ندارد که متاسفانه ممکن است به مرگ تبدیل شود .

در چندین مورد مثل روز دوشنبه30 /01 / 1389 یکی از هم زنجیرانمان مورد ضرب وشتم بسیار شدیدی قرار گرفت و به‌شدت دست و پای وی و بدن او مصدوم شد. آیا این است دفاع از حقوق بشر و دفاع از حقوق زندانیان و حتا آب و حتا این‌که آب آشامیدنی زندان از چاهایی تامین می‌شود که در کنار این چاه‌ها کانال‌های فاضل آب عبور کرده است و دایمن زندانیان با مشکل سنگ کلیه و سنگ مثانه مبتلا هستند و دارویی هم برای درمان سنگ کلیه این عزیزان وجود ندارد و اگر کسی به هر عنوان بدنش زخمی شود و احتیاج به درمان و زدن بخیه داشته باشد باید هزینه آن را که بسیار کزاف است خود پرداخت کند و اگر نه مداوا نمی‌شود و هم‌چنین به خاطر هتک حرمت زندانیان و نرسیدن به معالجه به موقع اعصاب و روان آن‌ها با مشکلات کاملن جدی روبه‌رو می‌شوند .

بنابراین از شما ریاست محترم سازمان ملل متحد که برای بازدید از کشور باستانی ایران عزیزمان دیدن می‌فرمایید خواهشمندم برای حل پاره‌ای از مشکلات زندانیان رجایی‌شهر کرج دیدن فرمایید شاید دیدن شما از این زندان مشکلات زیادی از زندانیان در بند این زندان به‌خصوص زندانیان سیاسی تا حدودی برطرف شود از این‌که از کشور باستانی و عزیز ایران قصد دیدار دارید کمال سپاس‌گزاری را دارم .

سالن 1 بند 1 زندان گوهردشت کرج

6 اردیبهشت 1389

منبع

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,