Saturday, 18 July 2015
25 November 2020

«طعم تلخ تبعیض در مدارس ایران»

2010 April 30

شکوفه / دفتر ترکیه / رادیو کوچه

shokufeh@koochehmail.com

تبعیض در مدرسه گاهی باعث می‌شود که موفق‌ترین بچه‌ها، لطمه‌ی روحی بخورند و از درس و مدرسه و تلاش کناره بگیرند.

برای برنامه‌ی امروز گفت‌وگویی داشتم با «روژین»، دختری 14 ساله که مانند خیلی از نوجوان‌های هم دینش تبعیض دینی را در مدرسه تجربه کرده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

روژین در ایران کلاس چندم بودی و چند وقت است که به این‌جا آمدی؟

سوم راهنمایی، حدود یک ماه است که به همراه خانواده‌ام به ترکیه آمدم.

در ایران چه مدرسه‌ای می‌رفتی؟ مدرسه‌ی عادی یا نمونه و تیزهوشان؟

بهایی‌ها را در ایران به مدرسه‌های نمونه و تیزهوشان راه نمی‌دهند برای همین نمی‌توانستم به مدارس خاص بروم. مدرسه‌ی دولتی می‌رفتم.

آن‌ها از کجا می‌دانستند که تو بهایی هستی؟

ثبت نام برای آزمون‌هایشان ستون مذهب داشت، ما قسمت بهایی را پر می‌کردیم. اما در این‌صورت یا برایمان کارت می‌آمد یا نمی‌آمد. وقتی هم می‌آمد نوشته بودند مسلمان. ما هم با این‌که اسلام را قبول داریم اما معترض بودیم که چرا با دین خودمان نمی‌توانیم مدارس نمونه و تیزهوشان برویم.

چند نفر از بچه‌ها هم که قبلن توانسته بودند در آزمون شرکت کنند و قبول بشوند، به محض این‌که مدرسه‌ها می‌فهمیدند که بهایی هستند، اخراج می‌شدند.

خوب خیلی از بچه‌ها هم در مدارس عادی درس می‌خواندند. برای این‌که ممنوعیت تو در رفتن به این مدارس جبران بشود، چه اقداماتی انجام می‌دادی ؟

من خیلی درس را دوست داشتم. درس‌هایم را هم خوب می‌خواندم. اما یک‌بار مسابقه‌ی علمی شرکت کردم و با این‌که رتبه هم آوردم نتوانستم در مرحله‌ی دومش شرکت کنم.

برخورد معلم‌ها و بچه‌ها چه‌طور بود؟

خیلی خوب بود. با همه‌ی بچه‌های کلاس دوست بودم. معلم‌ها هم خیلی دوستم داشتند. هر موقع کسی می‌فهمید بهایی هستم از اعتقادتم می‌پرسید و برایشان جالب بود. خیلی‌ها می‌گفتند که تا به حال از دینم نشنیده‌اند. اما امسال، بعد از سه سال مدیرم مرا خواست و گفت که می‌دانم تو دختر خیلی خوبی هستی اما دیگر حق نداری از دینت برای دوستانت بگویی. حتا حق نداری بگویی بهایی هستی و به چه اعتقاد داری.

به پدر صمیمی‌ترین دوستم  هم گفته بود که نگذارد از این به بعد دخترش با من ارتباط داشته باشد. همین‌طور گفته  بود جای من را عوض کنند تا کنار دوستانم نباشم.

برای چه ایران را ترک کردی؟

خودم دوست نداشتم بیایم اما بعد که فکر کردم دیدم نمی‌توانم آن‌جا پیشرفت بکنم. به همین خاطر تصمیم گرفتم جایی بروم که در آن جا تبعیض نباشد که بتوانم خوب درس‌هایم را بخوانم و برگردم ایران و به مردم بیشتر خدمت کنم.

ایران را دوست داری؟

بله. چون وطنم است.

برای سایر اعضای خانواده‌ات هم به‌خاطر بهایی بودن تبعیضی وجود داشته؟

بله، پدر و مادرم، خاله‌هایم و همه‌ی کسانی که به سن دانشگاه رفتن رسیده بودند از تحصیل در دانشگاه محروم شده‌اند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۱ Comment